PDF نسخه کامل مجله
سه‌شنبه ۱۵ اسفند ۱۴۰۲ - March 05 2024
کد خبر: ۷۹۹۹۳
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۱۵:۳۸
دلیل اصلی عدم راهیابی به المپیک ، قوت حریفان نیست ، ضعف های درونی فوتبال ماست
پدرخوانده های پشت پرده و مدیران تحمیلی ، دو مشکل بزرگ ورزش ایران


**واقعیت غیر قابل انکار

تعارض منافع و گرایش های باندی و جناحی و رنگی - خاصه نزد برخی از مسئولان و عناصر ذیربط در مدیریت و اداره ورزش - بزرگترین مانع بر سر انجام صحیح امور می شود. مدت های مدید است که ورزش مستعد این دیار به این آفت گرفتار آمده و به این بلا مبتلا شده است. این دیگر واقعیتی است که هیچکس را توان انکار و کتمان آن نیست و دلیلی است برای پاسخ به این سوال که چرا اعتماد متقابل و احترام بایسته از کلیت ورزش رخت بر بسته و دیگر آن روابط دوستانه و صمیمی و ورزشی بر آن حاکم نیست و اهالی ورزش، تیم ها و باشگاه ها و مربیان و ورزشکاران از کنار هم بودن و رقابت سالم لذت نمی برند و لایه هایی از کدورت و رنجش و بدتر از همه تتفر و دشمنی جای همه آن رفاقت ها و صمیمیت ها و رقابت های سالم را اشغال کرده است.

**نفوذی های فوتبال

شک نکنید که ورود یا بهتر بگوییم رخنه و نفوذ و تحمیل نامدیران سفارشی و ناآشنا با واقعیت های ورزش و عملکرد ناشیانه و مخرب آنها یکی از اصلی ترین دلایل به وجود آمدن چنین فضا و شرایطی در ورزش ماست ، شرایطی که در آن بدبینی و سوءظن و نفرت و تهمت زنی و... بیداد می کند و همگی کم و زیاد از کم و کیف آن آگاه هستیم و می دانیم چنین عناصری با عملکردهای ناشیانه و خودخواهانه به گسترش چنین جو و فضایی دامن می زنند ، عناصر نفوذی که حداکثر سابقه ورزشی شان توپ بازی در حیاط خانه به همراه پسر خاله هایشان یا بازی در تیم دبستان خود و شناخت شان از ورزش و مسائل آن در حد بحث های رنگی و کری های طرفداری، در بوفه مدرسه و قهوه خانه محله شان بوده است!! و حالا با این سوابق ورزشی! و این میزان شناخت! از واقعیت ها آمده اند تا ورزش ایران را - آن هم به شکل انقلابی! - چنان دگرگون و متحول نمایند که برای حرفه ای ترین و پیشرفته ترین کشورهای صاحب ورزش نمونه باشند و الگو سازی نمایند! مسئولان ورزش می خواهند با این روش مدیریت و قرار دادن اصل پسرخاله بازی و بازی های سخیف دیگر به جای اصل " شایسته سالاری" کار وبار ورزش را به سوی پیشرفت و بهتر و قوی تر شدن سامان بخشند!

**ناشی یا خائن ؟!

بارها از قول صادق آل محمد(ع) حدیثی را نقل کرده ایم که به طور طبیعی معلوم است مخاطب اصلی آن ملت و کسانی هستند که خود را پیرو و شیعه آن بزرگوار می دانند. هر بار بحثمان به اینجا می کشد به یاد این فرمایش و هشدار مهم و حیاتبخش ایشان می افتیم که فرمود:" از نظر من فرقی ندارد که امور مردم را به دست خائن بسپاریم یا ناشی [ چرا که نتیجه آن یکی است و آن خراب شدن امور مردم است!]". حالا سوال این است که چه کسانی و با کدام مجوز شرعی و علمی وعقلایی به خود چنین اجازه ای داده اند‌ ؟

**تعارض منافع و گرایش های رنگی

در هرحال جان سخن و لب کلام ما این است که مسائل و موانعی تحمیل شده از خارج حوزه ورزش ، مخل و مزاحم حرکت چابک و بالنده آن شده و اجازه نمی دهد که جایگاه بایسته و مطلوب خود را به دست آورد و انتظارات به حق و مطالبات واقعی و درست مردم و علاقه مندان را پاسخ گوید. این موانع و مسائل عمدتا از دو ناحیه که ریشه مشترک هم دارند به ورزش ما وارد شده است. اولی موضوع مدیرنماهای ناوارد و از مرحله پرت که نه سابقه ای در ورزش دارند و نه شناختی از آن و مهمتر از آن نه حتی " مدیر" بوده و با اصول مدیریتی آشنا هستند و... دومی هم بحث تعارض منافع و گرایش های رنگی و جناحی و باندی است که موجب می شود در خیلی از اوقات و مقاطع ، منافع ملی و انتظارات مردمی فدای این منافع و گرایش ها شده و جوی پر از بدبینی و کینه و بی اعتمادی و حرمت شکنی و انواع و اقسام بد اخلاقی ها بر ورزش و رشته جذاب و پرطرفداری مثل فوتبال حاکم شود و حال اهالی ورزش را خراب کند.

**اعتراض به جانبداری

این اتفافی است که هر ساله در روزهای پایانی بسیاری از لیگ های ورزش ما مثل فوتبال و بسکتبال و...‌ - علی الخصوص همین فوتبال - رخ می دهد و تکرار می شود و مسئولان فدراسیون و سازمان لیگ و داوران و..‌. به تبعیض و جانبداری و حق کشی و... متهم می شوند، یعنی چیزی که اهالی ورزش و فوتبال اصلا درباره لیگ های معتبر و حرفه ای دنیا نمی شنوند( یا خیلی خیلی کم می شنوند‌) . این فضا امسال هم در آخرین روزهای لیگ فوتبال بر آن حاکم شده است و تقریبا همه تماشاگران و مدیران و مربیان و ... سر به اعتراض برداشته و فدراسیون و برگزار کنندگان را به گرایش به تیم یا رنگ یا شهر و استان خاصی متهم می کنند که اگر بخشی از این اعتراض ها را طبیعی بدانیم و آن را به حساب حساسیت رقابت ها و نزدیکی امتیاز تیم ها و فرافکنی مدیریتی یا فنی و‌‌‌... بگذاریم، اما نمی توانیم از کنار بعضی از رفتارهای عجیب و شائبه برانگیز و برخی از عملکرد های غلط و شبهه دار و محرک بخشی از دست اندرکاران مسابقات - که اکثرا همان" تحمیلی های فوق الذکر" هستند - به راحتی عبور کنیم و آنها را نبینیم.

**انتخاب مربی تیم امید

ما سال هاست دم از حرفه ای گری می زنیم، اما اینجا هم مثل خیلی از جاها فقط " دم" می زنیم و سخن سرایی می کنیم اما در عمل کوچکترین استانداردها و بدیهی ترین اصول و شرایط حرفه ای گری را رعایت نمی کنیم. در دو سه شماره قبل وضعیت ناخوشایند و زجرآور " ورود به ورزشگاه" برای دیدن مسابقات - حالا چه خبرنگار و عکاس باشی، چه تماشاگر و یا حتی مسئول و ورزشکار و پبشکسوت – را تشریح کردیم و شرح مفصل نوشتیم ، موضوع بسیار ساده و پیش پا افتاده ای که در ورزش و فوتبال ما به یک معضل جدی و کلاف سردرگم تبدیل شده است! حالا به قضیه انتخاب سرمربی تیم فوتبال امید کشورمان نگاه کنید . اینجا هم برخلاف همه اصول رایج در دنیای ورزش عمل می کنیم، آنقدر لقمه را دور سرمان می چرخانیم تا اول به اهداف خودمان و رفقا و دوستان خود برسیم بعد اگر تیم امید شانسکی! سودی برد، فبها المراد، اگر هم نشد و نبرد، زیاد مهم نیست. دنیا که به آخر نرسیده . ان شاءا... چهار سال بعد!!

**باز هم تحمیلی ها !

انتخاب سرمربی برای تیم امید یا هر تیم دیگری راه روشن و فرمول خاص خودش را دارد. چند روز پیش در مصاحبه ای با رادیو( برنامه آفساید) عرض کردیم بحث انتخاب مربی برای تیم امید است نه تقسیم غنائم جنگی که هر کسی از یک طرف آن را به سمت خودش یا باند و جناح و تیمش بکشد. این وضعیتی است که این روزها درباره انتخاب مربی تیم امید شاهد آن هستیم و چون ماجرا را درست تحلیل کنیم ، می بینیم در اینجا هم پای عناصر تحمیلی غیر ورزشی در میان است که در نقش تصمیم گیرنده ظاهر شده و دنبال آن هستند که سلایق و تمنیات شخصی یا دیکته شده از سوی بالادستی ها را پیاده و عملی کنند.

**چرا فوتبال به المپیک راه ندارد ؟

در یک سنجش منصفانه و تحلیل دقیق حتما به این نتیجه می رسیم - چنانکه خیلی ها رسیده اند – که آنچه دلیل اصلی راه نیافتن فوتبال ما در چهل و اندی سال گذشته به المپیک بوده ، نه ضعف و کمبود فنی و تکنیکی و جسمی فوتبالیست های ما و یا قدرت و برتری حریفان و رقیبان، بلکه همین ضعف های داخلی و ندانم کاری یا غلط کاری هایی است که عمدتا از ناحیه مدیریت فوتبال بر پیکر تیم امید وارد شده است. ظاهرا هم قرار نیست کسانی که به درستی یا نادرست متولی فوتبال ایران هستند ، دست از" خودزنی" بردارند و به حال فوتبال ایران رحم کنند و با پیروی از تجربیات مثبت بشری و توصیه های علمی و مکتبی، منافع ملی را قربانی مطامع شخصی و باندی و رنگی خود نکنند.

**دو مشکل بزرگ ورزش

در همه جای دنیای پیشرفته در ورزش – با عقب مانده ها کاری نداریم - برای اتتخاب مربی تیم امید یا هر تیمی، کار را به دست کاردان می سپارند تا آنان با دورهم نشستن و بحث کردن و بررسی کارنامه و عملکرد گزینه ها ، بهترین تصمیم را بگیرند و مناسب ترین ها را برای تحقق اهداف مورد نظر انتخاب کنند. مشکل ورزش ما آنجاست که متولیان آن، به دلایل مختلف که عمده ترین آنها بالاتر ذکر شد، یعنی اول تعارض منافع و گرایش های باندی و جناحی و رنگی و دوم دخالت پدر خوانده های پشت پرده نشین ورزش - که حتی خیلی از جاها برای وزیر هم خط وربط تعیین می کنند! - نمی خواهند یا نمی توانند و اجازه ندارند که طبق اصول شناخته و ثابت شده( مثل شایسته سالاری، تخصص گرایی و شفافیت و پاسخگویی و...) برای تحقق اهداف ملی عمل کنند، لذا لقمه را آنقدر دور سرشان می چرخانند تا اول به منافع و خواسته های خودشان برسند و بعد به مسائل و اهداف دیگر!

**هیچ مشکلی حل نمی شود !

دلیل اصلی و ریشه بسیاری از مشکلات بر زمین مانده و مسائل لاینحل در ورزش ما هم در همین جاست. چون به دلایل ذکر شده نمی خواهیم به شکل اصولی و قاطع به سراغ مشکلات و حل مسائل برویم ، هیچ مشکل و مساله عمده ای در ورزش حل نمی شود. برای همین است که هر سال و در هر دوره المپیک که از راه می رسد شاهد این آشفتگی و بلاتکلیفی و دعواها و " بگیر و بکش ها " هستیم که دود آن هم فقط و فقط به چشم تیم امید و دوستداران فوتبال می رود.

**بوقچی یا مسئول ؟!

برای همین است که هر سال - به ویژه در روزهای حساس و پایانی لیگ برتر یا دسته اول - امواجی از تهمت و انگ زنی و حرمت شکنی و شبهه آفرینی و ... به پا می شود و فضای فوتبال را بی اعتمادی و سوءظن و تردید و... سخت آلوده می سازد. برای این است که کار دست کاردان نیست، دست کسانی است که باید نقش بوقچی و سمپات و هوادار را روی سکوها برای تیم ها بازی می کردند اما به کمک دست های پشت پرده بر مناصب حساس تکیه زده و با عملکرد غلط و گاه " تابلو"ی خود موجب ایجاد این فضای زهرآگین در فوتبال و بر باد رفتن و لوث شدن زحمات تیم ها و مربیان و بازیکنان و داوران و تماشاگرانی می شوند که به درستی به وظیفه خود عمل کرده اند.

**دلال ها و پدرخوانده ها

اگر می بینیم علی رغم حرف ها و وعده های مسئولان طی سال های متمادی،مساله مالکیت دو تیم پرطرفدار و قدیمی کشورمان کماکان لاینحل باقی مانده و یا آنچه که به عنوان راه حل مطرح و اجرا می شود، به جای حل مساله، بر پیچیدگی آن می افزاید، دلیلی جز آنچه عرض شد ندارد. درباره مسائل لاینحل و بلاتکلیف در ورزش نمونه ها و مثال ها فراوان است که پرداختن و ذکر آنها به اطاله کلام و کسالت خواننده محترم می انجامد، ضمن اینکه اهالی ورزش و کسانی که مسائل و موضوعات مطرح در آن را دنبال می کنند و پیگیر اخبار هستند، کم وبیش از آنها خبر دارند. غرض ما نیز از پیش کشیدن این مسائل صرفا اثبات این حرف است که کار و بار ورزش ما متاسفانه و ناسزاوارانه ، خیلی از جاها براساس آینده نگری و برنامه ریزی پیش نمی رود و تدبیر و عقلانیت بر آن حاکم نیست . آنچه تکلیف ورزش ما را سال های سال است که تعیین می کند، منافع شخصی و باندی و دلالی از یک سو و دخالت و اعمال نظر پدرخوانده های ظاهرالصلاحی است که بدون اینکه خود آفتابی شوند، برای ورزش و مدیریت های خرد و کلان و... تعیین تکلیف می کنند . تا وقتی که این اوضاع حاکم باشد و این روش های غلط و غیرعالمانه ، ورزش را اداره کند، امید تحول و پیشرفت داشتن، واهی است و موجب نومیدی می شود! چنانکه می بینیم که شده است .

**تعهد و تخصص مدیریتی

بارها به سهم و به قدر وسع خود نوشته و این نکته را یادآور شده ایم که ورزش ایران از هرحیث غنی و توانمند است ، هم از نظر امکانات مادی و طبیعی و جغرافیایی و خدادادی و هم از حیث نیروی قابل و لایق انسانی . بنابراین ، ورزش در این آب و خاک از ظرفیت های زیاد و بالقوه ای برای بهتر شدن و پیشرفت برخوردار است. این پیشرفت و قوی تر شدن البته وقتی تحقق عینی پیدا می کند که قدر این امکانات مادی و سرمایه های انسانی دانسته شود و این قدرشناسی هم با حرف و تعارف و شعار و... معنی پیدا نمی کند بلکه بیش از هرجا در مدیریتی متعهد و متخصص تجلی می یابد که با روش های صحیح و عمل به اصول و موازین شناخته شده علمی، عملا قدر این سرمایه ها را می داند و با برنامه ریزی صحیح از آنها برای پیشرفت در خور نام کشور عزیز ایران بیشترین و بهترین بهره ها را می برد. این مدیریت لایق و شایسته وقتی سکان هدایت ورزش را در دست می گیرد که متولیان اصلی و قانونی به آنها در کاروبار ورزش مسئولیت بدهند. این اتفاق متاسفانه در ورزش ما رخ نمی دهد یا خیلی کم رخ می دهد برای اینکه" متولیان اصلی و قانونی" ورزش آن را جدی نگرفته و به آن اعتنای بایسته را ندارند و... چنانچه بالاتر اشاره شد نتیجه این می شود که امور در خیلی از جاها به دست نااهل بیفتد و نتیجه می شود این که حالا هست!

**دو پیام در یک پیروزی

خبر موفقیت و نایب قهرمانی دختران ایرانی در مسابقات هاکی روی یخ آسیا که سخت باعث خوشحالی و خشنودی اهالی ورزش شد ، متضمن دو پیام بود:

اول آنکه جوانان دختر و پسر ایرانی دارای لیاقت و استعداد برای درخشیدن و افتخار آفرینی در حوزه های گوناگون از جمله در رشته های مختلف ورزشی هستند.

دوم اینکه مسئولان ورزش برنامه ریزی و آینده نگری مشخصی ندارند، چرا که در موفقیت ذکر شده، از سوی مسئولان ورزش هیج اقدام و ابتکاری صورت نگرفت و حتی این تیم با هزینه شخصی و اسپانسر به این رقابت ها اعزام شده بود و مسئولان ورزش هم مثل خیلی های دیگر با شنیدن موفقیت ملی پوشان هاکی باز، شوک زده وغافلگیر شدند...!!

سوال اینجاست که تا کی می خواهیم بر این روش های غلط و ناکارآمد اصرار و پافشاری کرده و استعدادها و امکانات مادی و انسانی موجود در ورزش را نفله کنیم و به بدترین وجه از آن استفاده نماییم ؟!

* سیدمحمدسعید مدنی

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
آخرین اخبار