PDF نسخه کامل مجله
جمعه ۲۹ تير ۱۴۰۳ - July 19 2024
کد خبر: ۸۳۲۵۶
تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۴۰۲ - ۱۷:۵۱
وقت تغییر مدیران نالایق است

ورزش سخت محتاج تغییر و تحول روش و سازوکار مدیریتی است. کمتر کسی است که واقعیات ورزش ایران را بشناسد و با چم وخم آن آشنا و به داشته های سرشار مادی و انسانی آن واقف بوده و ظرفیت های بالقوه و توانایی های نهفته آن را بداند ولی درباره این موضوع شک و تردیدی داشته باشد. خیلی از کارشناسان و علاقه مندان ورزش، تغییری را که در ماه های اخیر در سطح وزیر اتفاق افتاد، با همین نظر و دیدگاه تفسیر و تحلیل و آن را سرآغازی برای تحولات  پردامنه در سطح مدیریت ورزش در رده ها و فدراسیون های مختلف قلمداد کردند. همزمانی تغییرات وزارتی با برگزاری نوزدهمین دوره بازی های آسیایی، فرصت خوبی را برای وزیر جدید ورزش ایجاد کرده بود تا با توجه به نتایج این رقابت ها و کارنامه فدراسیون ها با دلایل زنده و استناد به واقعیاتی که غیرقابل انکار بود، تغییرات لازم و ضروری را در سطوح مدیریتی آغاز کند. با همه اینها ، اما آنچه تاکنون اتفاق افتاده  این است که فارغ از همه انتظارات و بایدها و نبایدها و... درِ ورزش دارد کماکان بر پاشنه قبلی می چرخد و نه تنها شاهد تغییر محسوسی در این سطح نبوده ایم ، بلکه  حتی هیچ خبری هم از تغییرات قریب الوقوع - چه از حیث افراد و چه از نظر افکار و روش ها - به گوش نمی رسد. گویا باید رفته رفته نگاه آرمانی را کنار بگذاریم و به خود بقبولانیم " این ورزشی" که  هست، " همان ورزشی" است که باید باشد! و خلاصه به " همینی که هست" رضایت دهیم و بسنده کنیم. این در حالی است که به باور بسیاری از کارشناسان  جایی که امروز ورزش ایران در آن قرار دارد، " کف " یا شاید‌ کمی بالاتر از کف توانایی ها و ظرفیت غنی و نهفته ای است که از آن برخوردار است. استفاده صحیح از داشته ها و بهره برداری بهینه از سرمایه ها - که فقط در سایه یک مدیریت کاربلد ، متعهد و باانگیزه امکان‌پذیر است - بدون هیچ تردیدی حرکتی جهش گونه به ورزش ما می دهد و جایگاه قاره ای و جهانی آن را خیلی بالاتر و فراتر از آنجایی که الان در آن هست، ارتقاء می بخشد ، مدیریتی که تاکنون ورزش ما از آن بی بهره یا کم بهره بوده است و این مسئله به معنای این نیست که همه کسانی که به عنوان مدیر، سکان هدایت ورزش را در دست داشته اند ، لزوما افرادی کارنابلد وغیر ورزشی بوده اند، بلکه به این معناست که گویا اراده و دست هایی در کار بوده که مانع از سامان یافتن و بسیج توانایی های ورزش برای حرکت رو به جلو و رسیدن به جایگاه حقه - و نه رویایی و بلند پروازانه - شده اند. در دوره ها و مقاطعی ورزش ما در سطوح مختلف - از راس هرم گرفته تا قاعده - مدیرانی داشته که با تمام وجود و اخلاص تمام، برای ایجاد تحول در ورزش و اصلاح اساسی و ساختاری و تغییر بینش و روش های رایج و رسوب شده ، عزم خود را جزم کرده بودند، اما علی رغم تلاش و تقلای خود هرگز به هدف بزرگ و ملی ای که داشتند ، نرسیدند و در نهایت خسته و سرخورده به کنج انزوا رانده شدند. دخالت های بیجا، اعمال نظرهای غیر مسئولانه، وجود مدیریت های موازی - که به جای اینکه یار ورزش و مدیریت آن باشند خود به مدعی و رقیب آنها تبدیل می شوند - تعارض منافع، باندبازی و جناح گرایی و فامیل بازی و قومیت گرایی و همشهری بازی و اینطور مسائل سخیف و کوچک، تاکنون مانع از این شده که بسیاری از مدیران ورزش علی رغم قصد و نیتی که داشته اند در کار خود موفق باشند و اهداف شان را محقق سازند و اجازه نداده ورزش مستعد ایران از ساخت و سازمان بایسته برخوردار باشد و بتواند با برنامه مشخص، آینده نگرانه عمل کند. روزمرگی و الکی خوشی و " چو فردا شود، فکر فردا کنیم"! و دل بستن به شانس و تقدیر به جای عقل و تدبیر و دلخوش بودن به شعار " هرچه پیش آید، خوش آید" و نتایج  و مدال های گذرا و... روش ها و منش هایی است که فراتر از حرف و شعار و مصاحبه و... بر کاروبار ورزش ما حاکم بوده است. این نحوه اداره ورزش کار را به جایی رسانده که در اول مطلب هم به آن اشاره کردیم: ورزش ایران برای به فعلیت درآوردن توانایی های بالقوه خود به شدت نیازمند اصلاحات اساسی و تحولات انقلاب گونه در ابعاد فنی و فرهنگی و اخلاقی است. این تحولات ابتدا باید از " مدیریت ورزش" شروع شود تا بتوان با حضور مدیران کاربلد، سالم، مومن، با انگیزه و باورمند، دست به اصلاحات لازم و اساسی زد. اگر این اتفاقات فراتر از حرف و نوشته و نسخه پیچی، رخ ندهد و عملی نشود، رفتن این وزیر و آمدن آن وزیر، هیچ دردی از دردهای ورزش را درمان و هیچ گرهی از مشکلات عدیده آن را باز نمی کند و هیچ سنگ و مانعی را از جلوی پای آن برنمی دارد. بنابراین اگر این تغییرات از سر ناچاری و اجبار نبوده  و حساب شده و بر اساس برنامه و هدف صورت گرفته باشد، انتظار می رود که تغییرات دیگری هم در کار باشد و کسانی که بدون داشتن شایستگی و شرایط کافی بر جایگاه های مدیریتی ورزش تکیه زده و سال هاست که در این پست ها لنگر انداخته اند بدون اینکه از خود کار و ابتکار خاصی بروز داده و کارنامه مثبتی در دست داشته باشند، جای خود را به مردان کاربلد تحول خواه بدهند . این انتظار تاکنون که حدود سه ماه از شروع کار وزیر جدید گذشته، به هیچ وجه برآورده نشده، اما امیدواریم تا زیاد دیر نشده ، تغییرات ضروری صورت بگیرد و مصلحت و آینده ورزش بیش از این قربانی تعارفات و رفیق بازی ها و جناح گرایی و باند بازی ها نشود.

*سیدمحمدسعید مدنی

نام:
ایمیل:
* نظر: