حرف خوب زدن ، دردی را دوا نمی کند
ریشه کنی خودخواهان و باج خواهان،ضرورت نجات فوتبال است
ریشه کنی خودخواهان و باج خواهان،ضرورت نجات فوتبال است

بارها این نشریه مثل خیلی از کسانی که با نقاط ضعف و قوت ورزش ایران آشنا هستند تاکید کرده است که ورزش ایران از حیث مادی و نیروی انسانی از ظرفیت خوب و سرشاری برخوردار است و خلاصه آن شرایط لازم برای بنای یک ورزش محکم و متحول و پیشرو از همه نظر مهیاست. و این نکته را هم همواره مثل کسانی که ورزش ایران را می شناسند یادآور شده ایم آنچه که ورزش ایران به آن نیازمند است، آن عاملی که باید به میدان بیاید تا بتواند از داشته ها و ظرفیت های ورزش ایران به درستی استفاده کند و آنها را در جهت رشد و تحول مستمر و پیشرفت به کار بگیرد " مدیریت" است. مدیریتی که اولا " مدیر" باشد واصول مدیریتی را بشناسد و بعد هم باشخصیت و مستقل و مدبر ودر یک کلمه از اقتدار و توانایی لازم برخوردار باشد.

**تا ثریا رفته است دیوار کج!

بدون تعارف و بی اینکه قصد بی انصافی داشته باشیم باید بگوییم ورزش ایران تقریبا در همه مقاطع و دوره ها از داشتن چنین مدیریت و مدیرانی بی بهره بوده است و همین دلیل اصلی عدم پیشرفت بایسته ورزش ایران است. مدیران ارشد ورزش ما اکثرا فاقد شناخت و صبغه ورزشی بوده و لاجرم از شناخت لازم که شرط اصلی ورود و به ویژه موفقیت در مدیریت هر حوزه ای است، برخوردار نبوده اند. وهمین عدم شناخت به مثابه همان خشت اولی است که چون نهاده است معمار کج تا ثریا رفته است دیوار کج! کسانی که در اکثر قریب به اتفاق مقاطع و دوره ها مسئولیت ورزش را بر عهده داشته اند، چون از جنس ورزش نبوده و خاستگاه ورزشی نداشته اند، خواسته و ناخواسته، نتوانسته اند در عمل به خیلی از اصول مدیریتی که شرط موفقیت در کار است ، پایبند باشند.

**باج و باج خواهی در فوتبال

هفته گذشته رئیس فدراسیون فوتبال در جمع اعضای هیات رئیسه این فدراسیون صحبت هایی داشت که مثل خیلی از حرف هایی که ایشان قبلا هم زده بود، خوب و بلکه امیدوار کننده بود، اما حرف در این است که اولا: حرف خوب وقتی با عمل خوب توام نباشد ، کاری از پیش نمی رود و اتفاق مثبتی رخ نخواهد داد و ثانیا در چند ماهه اخیر که ایشان رئیس فدراسیون قوتبال شده نه تنها به این حرف های خوب خیلی جاها عمل نشده است، بلکه بدتر از آن در بعضی از موارد بر خلاف آن هم عمل شده است! ... در هرحال وی در بخشی از حرف هایش در نشست ذکر شده گفته است:

" فدراسیون فوتبال نه در صدد تخطئه برآمده و می آید و نه اجازه می دهد کسی فوتبال کشور را مخدوش کند. این فدراسیون نه باج می دهد ونه باج خواهی می کند. تنها هدف ما گشایش افق های تازه در فوتبال ملی است..."

**گشایش افق های تازه در فوتبال

"همانطور که حتما شما خواننده محترم هم تصدیق می فرمایید این حرف اولا اشاره است به یکی از دردهای قدیمی مدیریت ورزش خاصه فوتبال یعنی باج دادن و ثانیا اگر عملی شود و همین طور که ایشان گفته است فدراسیون فوتبال باج به دیارالبشری ندهد و فراتر از زیاده خواهی ها، گردنکشی ها و اعمال نظرهای ویرانگر، رنگ بازی و خط و ربط دهی ها و تهدیدها و... تنها در پی " گشایش افق های تازه در فوتبال ملی" باشد، بدون تردید آینده ای روشن با موفقیت های بزرگ در انتظار فوتبال ایران خواهد بود. متاسفانه در این ورزش و این فوتبال کسانی هستند که خودخواهانه یا منفعت جویانه و یا به دلایل مختلف دیگر بیش از آنکه به مصلحت فوتبال و انتطارات مردم و منافع ملی فکر کنند به دنبال ارضا و برآوردن خواسته های کودکانه یا رنگی یا باندی یا سیاسی یا منفعت جویانه خودشان هستند.

**رسانه ها هم باید بوقچی باشند؟!

آنها از تشکیلات ورزش و مثلا در این بحث از فدراسیون فوتبال می خواهند و توقع دارند تمام قد نه در خدمت منافع ملی و مصالح ورزش که در خدمت خواسته های کوچک و حقیر آنها و یا در جهت تامین منافع نامشروع و زیاده خواهانه آنها عمل و رفتار نماید. این جریانات عزیز بی جهت یا باج خواه یا منفعت جو و یا هر نام دیگری می خواهید رویشان بگذارید از عالم و آدم طلبکارند و توقع دارند همه به آهنگ ودر جهت خواسته های آنها حرکت کنند وگرنه با ابزاری که در اختیار دارند فشار و حمله را آغاز می کنند. مثلا اینها از رسانه ها و همین کیهان ورزشی هم همین توقع را دارند که طبق خواسته و میل و سلائق و منافع آنها رفتار کنند. به جای قلم ونقد ،" بوق وپرچم" بردارند و " دادارودودور" به نفع فلان تیم و فلان رنگ راه بیندازند! یا توقع دارند به خاطر اینکه منافع فلان باند و جریان رخنه کرده در فوتبال به خطر نیفتد ، سکوت کنند و مسائل و انحرافات را با مردم و مسئولان در میان نگذارند و انحرافات و خطرها را هشدار ندهند و... حالا اگر کسی ، مدیری، فدراسیون و رسانه ای به خاطر ضعف هایی که دارد مقابل این جماعت و جریانات " کم" آورد و مطابق باج خواهی و خواسته های نامشروع آنها مقاومت نکرد ، بدون تردید مشروعیت ومعنای وجودی خود را از دست داده است واگر قرص و محکم و متعهدانه بدون توجه به این هارت و پورت ها و وراجی ها و زیاده خواهی و مداخله جویی ها ، ایستاد، حتما به نفع ورزش و فوتبال و علاقه مندان واقعی ورزش یعنی مردم تمام خواهد شد.

**امیدوار به آینده

این است که می گوییم یکی از مشکلات اصلی ورزش و به ویژه رشته هایی مثل فوتبال" باج دادن" مدیریت های آن به جریانات و افراد منفعت جو و باندباز و خلاصه مخرب است.باندها وجریانانی که به ویژه طی سال های اخیر به خاطر منافع شخصی یا گرایش های رنگی یا سلائق سیاسی و... ضربات مهلکی را از حیث فنی و فرهنگی به ورزش و خاصه رشته ای مثل فوتبال وارد آورده اند. حالا اگر آقای خادم همینطور که در نشست اشاره شده گفته واقعا قصد این را داشته باشد که در عمل بساط باج خواهی و باج دهی را در فوتبال جمع کند، لاجرم باید به آینده فوتبال امیدوار باشیم.

**اصول مدیریتی

البته می دانیم که برای مبارزه با هر پلشتی وزشتی وعربده کشی وخط ونشان باباشمل های زیاده خواه، حرف به تنهایی کافی نیست و " مبارزه" ، راه و اصول خودش را دارد، بالاتر به صورت کلی گفتیم ورزش برای رفع موانع وحرکت در مسیر پیشرفت به مدیریتی باشخصیت، مستقل، و مدبر ودریک کلمه مقتدر نیاز دارد. عنصر اساسی مبارزه با پلشتی ها و باج دادن ها و زیاده خواهی وجود چنین مدیریتی است. مدیریتی که این اقتدار را به ضرب بازو و ستبری سینه به دست نیاورده است بلکه به اصول عمل کرده است. اصولی که وقتی به کار گرفته شود ؛ بدون شک به عقب نشینی زیاده خواهان و باج خواهان سیاسی و مالی و خود خواهان رنگی و باندی منجر می شود.اتفاقا رئیس فدراسیون بعد از اینکه به موضوع باج دهی و باج خواهی اشاره می کندبه موضوع مهمی می پردازد که آن هم از آن حرف های خوب است که اگر عمل شود حتما نتایج خوبی را هم به دنبال خواهد داشت. حرف خوبی که جزو اصول پیش برنده مدیریتی است و یکی از پیامدهای بدیهی و قطعی آن به دهان باج خواهان زدن و آنها را به عقب نشینی وادار کردن است.

**مکانیزم غلط جذب و دفع در ورزش

خادم می گوید:"حضور چهره های صاحب نام و خوشنام فوتبال ملی یکی از دغدغه های جدی ماست که تا به حال برخی از آنها محقق شده است و برخی دیگر هم در حال رایزنی و مذاکر ه هستیم تا اجماع مای فوتبال شکل بگیرد." اهالی ورزش و فوتبال نیک می دانند که در این سال های اخیر خیلی از بزرگان و چهره های صاحب نام و محبوب در نزد علاقه مندان ورزش، به جبر یا اختیار گوشه نشین شده و به کنج انزوا رفته اند و از آن طرف و به موازات آن خیلی آدم های غریبه و چسبیده ، انگل وار به بدنه فوتبال چسبیده و حتی تا سطوح مدیریتی رخنه و نفوذ کرده و از سرو کول ورزش بالا می روند.خواننده محترم و فهیم کیهان ورزشی هم می داند که این نشریه طی سال ها، بارها در این باره تحت عنوان" مکانیزم غلط جذب و دفع" در ورزش، نوشته و آن را یکی از ضعف های عمده و نقایص ورزش و نشانه بزرگ عدم رعایت اصل " شایسته سالاری" در رشته هایی مثل فوتبال معرفی کرده است.

**استفاده از چهره های خوشنام

رئیس فدراسیون اگر واقعا می خواهد با " باج خواهان" مبارزه کند و به دخالت مخرب آنها در فوتبال پایان دهد یکی از اصلی ترین و کارسازترین راه های آن " حضور چهره های صاحب نام و خوشنام فوتبال" در کنار و همراه مدیریت این رشته است. هر چقدر به این گونه افراد که خوشبختانه تعدادشان هم در فوتبال ما کم نیست، میدان داده شود، عرصه و مجال برای افراد و جریانات باج خواه و خود خواه تنگ ونا ممکن می شود. و البته برعکس آن شرایطی است که الان حاکم است و نتیجه آن هم وضعیتی است که در فوتبال ما از حیث فنی و فرهنگی رخ داده به طوری که واقعا وبدون اغراق حالتی تهوع آور و غیر قابل تحمل به خود گرفته ، به ویژه طی ماه اخیر که مسابقات فوتبال اروپا در جریان بود و ناخود آگاه مساله" مقایسه" هم پیش می آمد. که اگر آن اسمش فوتبال است.اگر آن شیوه و روش برگزاری مسابقات است، اگر آن نحوه ارتباط میان مربیان و بازیکنان تیم های رقیب است این که ما در فوتبال خود هر روز از نظر فنی و کلاس اخلاقی و رفتاری و اجرایی و تشکیلاتی و رقابتی و...داریم چه نام دارد؟! این شرایط ناخوشایند ی که به ویژه از نظر اخلاقی بر فوتبال ما حاکم است بیش از هر چیز معلول سپردن کار دست نا اهل است.

**رابطه تیره وتار دو تیم پرطرفدار

اگر امروز رابطه میان دوتیم پرطرفدار کشورمان نه در سطح طرفداران متعصب وتیفوسی بلکه در سطح مدیریتی و مقامات ومربیان و تیم ها سخت تیره وتار و البته باعث تاسف شدید است، ودو تیمی که باید مظهر کلاس و نظم و انضباط و فرهنگ و اخلاق و... در یک کلام عصاره فوتبال ما باشند، یکسره علیه یکدیگر بهانه می دهند ونمایندگان آن در رسانه هایی مثل رادیو حسابی از خجالت هم در می آیند و بعید نیست در آینده نزدیک با فحش های چارواداری و ناموسی با یکدیگر به محاجه! و مقابله برخیزند دلیلی ندارد جز اینکه نا اهلان برکار وبار این دوتیم و کلا فوتبال ما و بالاتر ورزش این مملکت سوار شده اند. وقتی سطح کار چنان پایین می آید که فردی که عنوان " وزیر" را در مملکت یدک می کشد چنان نامناسب و دور از شان مقام وزارت حرف می زند که مربی تیم مقابل به او لقب" بی شعور" می دهد و... تازه آن مثلا آقای وزیر مجبور به عذر خواهی می شود ، باید حدیث مفصل خواند از این مجمل.و... این مطلب زمانی نوشته می شود که قرار است 48 ساعت بعد شهرآورد پایتخت برگزار شود. بنابراین از نتیجه و اتفاقات بازی به طور طبیعی بی اطلاع هستیم اما با این وضعی که به وجود آمده و درواقع عده ای نا اهل برای این دوتیم که بارها گفته و نوشته ایم از سرمایه های کم نظیر ورزش مملکت هستند، به وجود آورده اند، خالصانه وبه سهم خود دعا می کنیم همه چیز با خیر و خوشی و سلامتی به پایان برسد...!

**اگر راست می گویید...!

برگردیم به بحث خودمان.آری، اگر به راستی و نه شعاری می خواهید دست باج خواهان را از فوتبال قطع کنید، از آدم های خوشنام و محبوب ورزشی و فوتبالی در میان علاقه مندان استفاده کنید. اگر می خواهید و واقعا اراده کرده اید که فضای فوتبال را سالم سازی کنید و شرایطی محترمانه در عین رقابت وهیجانات معمول برای آن به وجود آورده اید بساط نا اهلان و عوضی آمده ها را در آن جمع کنید و کار را به دست کاردان، کسانی که حداقل حرف زدن عادی را بلد باشند و با رفتار وگفتار سخیف و بچگانه موجب تشدید تفرقه و اختلاف میان اهالی فوتبال نشوند، بسپارید.

**اجماع ملی فوتبال

وبالاخره اگر آقای رئیس فدراسیون واقعا آنطور که خودش در این نشست گفته خواهان" شکل گیری اجماع ملی فوتبال" است ، باز هم راهش این است که فوتبالی های خوشنام و محترم را جذب کند، غیر فوتبالی های آویزان به فوتبال که برای نابودی این رشته و تامین نام و نان خود حسابی بایکدیگر " اجماع" و وحدت دارند...! خلاصه آنکه حرف خوب را باید با عمل خوبتر وقویتر توام و همراه کرد تا نتایج مثبت حاصل شود.‌قبلا نوشته و حتی در یکی دو مصاحبه رادیویی هم تاکید کرده و در آغاز این مطلب آوردیم که رئیس جدید فدراسیون معمولا حرف های خوبی می زند ، اما آیا ایشان به این حرف های خوب جامه عمل هم می پوشاند، سئوالی است که پاسخ آن به زودی معلوم خواهدشد. کسانی هم که پیش از ایشان بر صندلی ریاست فدراسیون تکیه زده بودند کم، حرف خوب نمی زدند ، اما... امروز عملا با چنین وضعیتی در فوتبال مواجهیم که بالاتر به طور خیلی خیلی مختصر شمه ای از آن را بازگو کردیم.

**اعتبار و اعتماد

بارها وآخرین بار در همین شماره قبل " تکاپو" نوشته ایم که فوتبال ما خاصه آنها ‌که ردای مسئولیت برتن دارند و نقش بزرگتری و مدیریت را ایفا می کنند، " اعتبار" خود را ازدست داده اند و باید با عملکرد جانانه و متعهدانه خود این اعتبار را به فوتبال و خاصه مسئولان و مدیران آن بازگردانند. وقتی کاری، فردی ، جایی صاحب اعتبار می شود که بتواند " احترام" و" اعتماد" دیگران را هم جلب کند. دست برقضا در نشست اشاره شده دیدیم که آقای عزیزی به این نکته هم اشاره کرده است. در هرحال باز تاکید می کنیم که این حرف های خوب وقتی به درد فوتبال می خورد و موجب اصلاح این رشته پرطرفدار اما آفت زده می شود که با عمل مدبرانه و رفتار صادقانه همراه و آمیخته شود...

*سیدمحمدسعید مدنی