رسانه‌ها در خدمت کدام جریان؟
کیهان ورزشی-

رسانه به همان اندازه ای که می تواند در پیشرفت ورزش تاثیرگذار باشد، در سقوط آن نیز نقش خواهد داشت. در کشور ما اما، اغلب رسانه ها بیش از آنکه در جهت اهداف و منافع ملی گام بردارند، جاده صاف کن جریانات مخرب و افراد شهرت طلب بوده اند. برای تبیین این روند غلط، مثال فراوان است که بخشی از آن در ادامه خدمت تان ارائه می شود، بخصوص در سالهای اخیر که گستره چنین رسانه هایی چشم گیرتر بوده و طراحی و ساخت قارچ گونه برنامه های ورزشی بویژه در حوزه سیما، این پرسش را ایجاد کرده که؛ این همه ساخت و پرداخت، منفعت چه کسانی را به دنبال داشته و چه کسانی را از وادی گمنامی به عرصه شهرت کشانده است. از سوی دیگر، باید پرسید که؛ اگر تاثیرات فنی و فرهنگی این برنامه ها مثبت بوده است، پس چرا فضای ورزش و بویژه رشته پرطرفدار آن یعنی فوتبال، تا این اندازه پر تنش و عاری از اخلاقیات است؟ برای رسانه های ورزشی این آب و خاک، چه مسایلی اهمیت دارد و چه موضوعاتی مغفول مانده است؟ اینکه مهمترین فدراسیون کشور(فوتبال) ناگهان با سونامی روبرو شده و تخلفات بی شمار مدیران آن مقابل چشم اهالی این رشته رژه می رود، آیا جز این دلیلی دارد که رسانه ها نیز همسو با مدیران ناکارآمد، عامدانه چشم بر حقایق بسته اند و تنها به وقت فاجعه به تکاپور افتاده اند؛ آنهم برای اثبات اینکه سقوط یک مدیریت غلط و مسئله دار، نشات گرفته از برنامه سازی ها و روشنگری های آنها بوده و ...!
اینجا بیشتر نقش مجریانی که جلوی دوربین و به اصطلاح در چشم قرار دارند عیان می شود اما آنان در واقع آخرین حلقه های این زنجیره معیوب به شمار می روند. برای مثال، اگر در برنامه ای، مجری در قالب کارشناس قرار می گیرد و به میهمان اجازه سخن گفتن نمی دهد، یا میهمانانی برابر وی قرار می گیرند که چگونگی دعوت از آنها محل بحث جدی دارد و یا آن مجری چنان متوهمانه پیش می رود که خودش را با فوتبالیست های مطرح کشور و پیشکسوتان در یک سطح قرار می دهد و گاها برایشان کری های مشمئزکننده می خواند و می گوید: در«تنیس فوتبال» حریف من نمی شوی و ...! یا آن یکی که صندلی برنامه را با «ننوی بچه ها» اشتباه گرفته و حین اجرا خودش را آنقدر تاب می دهد که بیننده سرگیجه می گیرد و ...اینها همه و همه معلول علت بزرگتری به نام فقدان نظارت بر کار و بار آنهاست.
انتظار اینکه در چنین برنامه های چیپ و سطحی نگری به موضوعات اساسی ورزش- چه فنی و چه فرهنگی و اخلاقی- پرداخته و آن مباحث را به جامعه منتقل شود، بیهوده است زیرا اساسا ساز و کار این برنامه ها با چنین خواسته ای در تضاد قرار دارد.
بارها دیده ایم که قبل و بعد از مسابقات خارجی، شبکه های معتبرغیر ایرانی اتفاقات پیرامون آن مسابقات و نوع رفتار مربیان و بازیکنان را برای مخاطب خود به تصویر کشیده اند تا نشان دهند که فوتبال تنها به یک نود دقیقه خلاصه نمی شود. نمونه اش پخش اتفاقات پس از فینال جام ملت های آفریقا بین مصر و سنگال بود؛ جائیکه «سادیو مانه» ستاره سنگالی و پیروز میدان، «محمد صلاح» ستاره مصری را دلداری می داد و ... اینها بخشی از رسالت رسانه هایی است که برجسته کردن رفتارهای انسانی را وظیفه خود در قبال جامعه شان می دانند. در مقابل، اینجا برنامه سازان تلاش شان بر این است که تا آخرین نفس و ثانیه های قبل از مسابقات از توان خود برای گرفتن اس ام اس و پخش آگهی بهره ببرند و اگر هم به اتفاقات بعد از مسابقات پرداخته شود، افسوسمندانه زمانی است که بازیکنان و مربیان دو تیم به جان هم افتاده و پنجه بر صورت یکدیگر می کشند و ...!  
این مسایل ناشی از سرسری گرفتن کارکردهای فنی، فرهنگی و ...رسانه و خلاصه کردن آن در جذب مخاطب و بالا بردن میزان مشارکت های اس ام اسی و ...می شود و این درد موید حضور افراد غیر متخصص و ناآگاه در اتاق فکر برخی از برنامه هاست؛ افرادی که اگر به درستی وظایف نظارتی و راهبردی شان را ایفا می کردند، امروز چنین اوضاع و احوالی را شاهد نبودیم و چهره های خاک خورده و دلسوزان ورزش همانطور که بارها در مصاحبه های خود با این نشریه عنوان کرده اند، هاج و واج به تماشای این برنامه های بی محتوا و نان و آب دار- البته نه برای ورزش- و «ننوسواری» مجریان و کری خوانی‌ «مارادونا»های استودیویی(!) نمی نشستند. 
*حمید ترابپور