مسئولان اراده کنند، مشکلات ورزش حل میشود
کیهان ورزشی-
نکته کلیدی
در شماره گذشته درباره مسائل حل نشده و مشکلات بر زمین مانده و بلا تکلیف ورزش نوشتیم و گفتیم تا این مسائل - که قابل حل است – حل و این مشکلات - که برطرف کردنی است - برطرف نشود، اصلاحات حیاتی و تحول بایسته صورت نخواهد گرفت. حرف ما البته حرف بکر و تازهای نیست و یکی از موضوعات اساسی و نکتههای کلیدی است که سالها و بارها به آن پرداختهایم.
چرا مسائل حل نمیشود؟
براین موضوع هم همواره تاکید کردهایم که اگر این مشکلات، حل نمیشود، دلیلی ندارد جز اینکه کسانی در ورزش حضور دارند و از آن آویزان شدهاند که منافع و جایگاه خود را در حل نشدن این مشکلات میبینند و به همین دلیل اراده کرده و تمام توان خود را به کار بستهاند که این اتفاق نیفتد تا در لاینحل ماندن مسائل و بر زمین ماندن مشکلات - که نوعی شلختگی و بی سامانی را در ورزش و بر کاروبار آن حاکم میکند - بتوانند منافع و نان ونام خود را تضمین کنند. به دیگر سخن، عدهای منفعت طلب و طماع و زیاده خواه اراده کردهاند که اوضاع سامان نیابد وهر اقدام و برنامه و تدبیری که در صورت مدیریت صحیح میتواند باری از دوش ورزش بردارد و مشکلی از انبوه مشکلات کم کند، با نفوذ و دخالت و خط دهی و... از اثر بخشی میاندازند تا به نفع آنها تمام شود!
ماجرای مالکیت دوتیم پرطرفدار
این اتفاقی است که بارها در ورزش ما رخ داده و واقعیتی است عیان، که آن را نمیتوان کتمان کرد. داستان مالکیت دو تیم معروف و پرطرفدار پایتخت را همه شنیدیم و میدانیم. سالهای سال بود که این تیمها از حیث مالکیتی و مدیریتی با مشکلات جدی و فنی و حقوقی دست به گریبان بودند و در این باره به دفعات صاحبان نظر و قلم و سخن مینوشتند ومی گفتند و مضار و خطرات را یادآور میشدند، اما متاسفانه اقدام بایسته و قاطعی از سوی مسئولان ورزش صورت نمیگرفت تا اینکه بالاخره بحث محرومیت از فوتبال آسیا مطرح و یکی دو دوره هم این محرومیت درباره تیمهای مذکور اعمال شد ولی در اوایل سال گذشته و اواخر عمر دولت شهید رئیسی، این مشکل اساسی و سالها معطل مانده - اگر نه به طور کامل، اما تا اندازهای که کنفدراسیون فوتبال آسیا را راضی کند و مجوز حضور این تیمها برای حضور در رقابتهای باشگاهی صادر شود - حل شد.
مشکلات عدیده و کمرشکن
این یکی از مشکلات بلاتکلیف و مسائل لاینحل بود که با همت و پیگیری مسئولان وقت ورزش (دوره وزارت مهندس کیومرث هاشمی) و همکاری دستگاهها و مراکز ذیربط بالاخره حل و بعد از سالها تکلیف این دو تیم بزرگ و پرطرفدار از حیث مالکیتی و به طور طبیعی مدیریتی روشن شد. در حالی که انتظار میرفت - و میرود - که وضعیت این دو تیم از این پس به سامانتر و روبراهتر از گذشته باشد، در کمال تعجب دیدیم اوضاع نه تنها بهتر نشد بلکه این تیمها (خاصه استقلال) با مشکلات عدیده و کمرشکنی مواجه شدند، به طوری که حتی بیم سقوط آنها به دسته پایینتر لیگ هم میرفت!
هجوم و سهم خواهی انگلهای آویزان!
خیلیها - از جمله کیهان ورزشی - همان موقع دلیل این اتفاق ناخوشایند و تعجب برانگیز را هجوم جریان دلالی و سهم خواهی باندهای مخرب و منفعت جوی ورزش اعلام کردند. این جریانات گویی قسم خورده و اراده کردهاند که هر اتفاق و رفتار و برنامه و اقدامی که برای بهبود اوضاع صورت میگیرد، باید حتما نفع و جایگاه آنها را هم در نظر داشته باشد و...
از در بیرونشان کنی، از پنجره میآیند!
حالا که تا اینجا رسیدهایم، این نکته را هم اضافه کنیم که خوشبختانه با هوشیاری هواداران و تذکرات دلسوزان، به نظر میرسد بساط دلالها و منفعت جویان و سهم خواهان انگل صفت رفته رفته جمع و استقلال به ساحل آرامش و ثبات نزدیک میشود و در لیگ هم شروع خوبی داشته، هر چند ما هنوز ردپای جریان دلالی را در این تیم و بعضی از مواردی که در جریان نقل وانتقالات رخ داد، به وضوح میبینیم و شاهدیم چگونه بعضی از بازیکنانی که دقیقا روشن است با جریانات باج گیر دلالی رابطه " من تو من" دارند و هیچ تیمی هم خواهان آنها نیست، در آخرین روزهای نقل وانتقالات سر از لیست تیم درآوردند! راستی این است که این جریانات " از رو برو" نیستند! از در بیرونشان کنی، از پنجره میآیند. پنجره را ببندی، از روی بام میآیند. آنجا را هم مسدود کنی، از زیر زمین نقب به بیرون میزنند و... الخ!
حالا نوبت پرسپولیس است!
همچنین لازم است از سر انجام وظیفه بیفزاییم که جریانات اشاره شده حالا روی آن تیم پرطرفدار دیگر تمرکز کرده است و سعی میکند بلایی که سال گذشته سر استقلال آورد، امسال سر پرسپولیس بیاورد. اینها همه اثباتگر ادعای ماست که این جریانات سالها ورزش را طعمه و محل کسب درآمد وشهرت و... کردهاند و به سخنی روشن تر، خود را " صاحب ورزش" میدانند و برای اینکه به دست اندازی خود ادامه دهند، با ابزار و وسایل مختلف و حتی نفوذ به بعضی از مراکز و تاثیرگذاری بر تصمیم گیریها و ایجاد انحراف در برنامه ریزیها - به ویژه در مرحله اجرا - مانع از سر وسامان یافتن اوضاع میشوند و...
اصولگرا و اصلاح طلب نداریم!
در شمارههای قبل، از وجود دو جریان اصلی در ورزش به دفعات نوشتهایم. گفتهایم ما در ورزش اصولگرا و اصلاح طلب، چپ و راست و... نداریم. اینجا دو جریان اصلی داریم که یکی از آنها " ورزشی" است و به دنبال اصلاح و تحول و پیشرفت است - که خوشبختانه اکثریت قریب به اتفاق جامعه بزرگ ورزش را تشکیل میدهد - و دیگری " ضد ورزش" و آویزان است که از حضور در ورزش و ادای ورزشیها را درآوردن، هدفی جز کسب درآمدهای سرشار و رسیدن به منافع و مواهب شخصی و ... ندارد.
اقلیت محض!
این گروه دوم که اکثرا غریبههای رخنه کرده در ورزش هستند - و البته معدودی عناصر ورزشی هم در جمع آنها دیده میشود - در اقلیت محض، اما برای دستیابی به اهداف ذکر شده، سخت مصمم و فعال هستند و ارادهای محکم دارند. به همین دلیل هم عملا در خیلی جاها خط وربط ورزش را تعیین میکنند و همانطور که بالاتر اشاره شد، اجازه سروسامان یافتن اوضاع و لاجرم پیشرفت و تحول و ارتقای جایگاه ورزش مستعد ایران را نمیدهند و با شدت و جدیت به دنبال " حفظ وضع موجود" هستند.
مسئولین کدام طرفی هستند؟!
در این گیرودار چیزی که میتواند این معادله و روند حاکم را برهم بزند، عملکرد و رفتار و در یک کلام جهت گیری مسئولین ورزش است. آنها هستند که باید تعیین کنند به کدامین سمت و جریان گرایش دارند. باید دید آیا آنهایی که مسئولیت رسمی و قانونی دارند تا اوضاع را سامان بخشند، ورزش را در خدمت ملک و ملت، مردم و جامعه درآورند و به عنوان وسیلهای برای ترویج فرهنگ فتوت و مردانگی و ارتقای اخلاق عمومی و پرورش و تربیت نسل جوان به کار بگیرند، به وظایف خود عمل میکنند و آن را جدی گرفتهاند.
ورزش در خدمت سودجویان یا مردم؟
یا اینکه آنان مانند جریانات فرصت طلب یا از مرحله پرت پرمدعا یا کسانی که خیلی هم ژست روشنفکری و امروزی بودن میگیرند، اما انصافا فقر و عقب ماندگی فرهنگی از گفتار و کردار و مواضع شان میبارد و تز " ورزش برای ورزش" را تبلیغ و ترویج میکنند و کمیت گرایی و نتیجه محوری را هدف اصلی میدانند، مقهور و مسحور نظراتی شدهاند که در پیشرفتهترین کشورها در ورزش معنا و محلی از اعراب ندارد و لذا همه هم وغم و هدف و آرمان آنها در دوران مسئولیت، نتیجه گرفتن و مدال آوردن هرچه بیشتر - آن هم به هر وسیله و باج دادن به هر کس و ناکسی - شده است؟!
مسئولان در زمین چه کسی بازی میکنند؟!
بحث درباره کارکردهای متنوع و تاثیرگذار ورزش البته مفصل است. ضمن اینکه وارد شدن به این بحث، ما را از هدف اصلی این نوشته دور میکند، هرچند پیش از این بارها راجع به این موضوع یعنی کارکردهای متنوع ورزش و نقش آن در سیاستگذاریها و برنامه ریزیهای دولتها و کشورهای پیشرفته در حد اطلاع و توان و سواد خود نوشتهایم. حرف ما اینجا درباره دو جریان ذکر شده و عملکرد مسئولان ورزش است که باید دید به کدام دیدگاه گرایش دارند و در کدام زمین بازی میکنند.
وعدههای شیرین و شعارهای آتشین
کسی در این باره شکی ندارد که مسئولان ورزش در دورههای مختلف - از جمله در مقطع فعلی - به طور طبیعی وبدیهی خود را طرفدار اصلاح و تحول و پیشرفت نشان داده و شعارهای آتشین و وعدههای شیرین دادهاند که ورزش را به معنای واقعی متحول خواهند کرد و فسادستیزی را سرلوحه برنامههای خود قرار داده و مسیر اصلاح را در پیش خواهند گرفت و اینکه ورزش را در خدمت اخلاق و فرهنگ عمومی جامعه قرار میدهند، چون خوب میدانند که به قول ملک الشعرای بهار:
اقوام روزگار به اخلاق زندهاند
قومی که گشت فاقد اخلاق، مردنی است
و...
البته کارهایی هم کرده و قدمکهایی هم برداشتهاند، اما - خواسته و ناخواسته - کاری میکنند که آن جریان فرصت طلب ضد ورزش احساس راحتی و چابکی میکند، کرو فر بیشتری به راه میاندازد و اهداف خودخواهانه و منفعت جویانه خود را پیش میبرد.
نظراتی مبتنی بر واقعیات
آنچه ما میگوییم بر اساس واقعیاتی است که وجود دارد وهر روز با آن مواجه هستیم. اگر کسی از خوانندگان گرامی ومسئولان محترم که از نزدیک دستی بر آتش ورزش دارند، مدعی هستند واقعیت غیر از این است، دست به قلم شده و نظر واستدلال خود را بنویسند که چاپ کنیم و از همه خاضعانه پوزش بطلبیم. آنچه که ما میبینیم واز وضعیت ورزش برداشت میکنیم، همین است که بارها نوشتهایم.
ابتکار در دست فرصتطلبها
باز تاکید و تکرار میکنیم ورزش ما صحنه برخورد دو دیدگاه است. دیدگاهی که ورزش را در خدمت منافع و جایگاه خود میخواهد و از آن طعمهای ساخته تا شیره جانش را بمکد و به همین دلیل تز" ورزش برای ورزش" و نظایر آن را تقویت وتبلیغ و القا میکند و دیدگاهی که ورزش را در خدمت کشور ومردم وتقویت اخلاق و فرهنگ ملی وافتخارآفرینی و دشمن شکنی میخواهد. متاسفانه سالهاست که دیدگاه اول - که طرفداران آن جز منافع خود به چیز دیگری نمیاندیشند – بر سیاستها و رفتارهای اجرایی ورزش ما حاکم است و ابتکارعمل را در دست دارد و حرفها و خواستههای ملی و فرهنگی و عالی گروه دوم - با اینکه در اکثریت مطلق هستند - به دلیل اینکه مسئولان علی رغم شعارها و وعدهها عملا جاده صاف کن جریان اول شدهاند، در مرحله مطالبات بی پاسخ باقی مانده است. این در حالی است که اگر همت و تدبیر واراده به میدان بیاید و کمی هم شجاعت چاشنی آن شود، میتوان کاروبار ورزش را اصلاح و مسیر پیشرفت آن را هموار کرد.
موفقیتهای ورزش
همین حالا آنجا که ورزش از گزند و تاثیرگذاری جریان ضد ورزش منفعت طلب در امان مانده و کار وبار آن در دست اهلش است، شاهد موفقیتها و کامیابیها وافتخارآفرینیها هستیم. در هفتهای که گذشت، والیبال با جوانانش گل کاشت و کشتی با "شیر بچه هایش" قهرمان رقابتهای فرنگی جهان شد. مسئولان باید فراتر از حرف و شعار و وعدههای تکراری، همت و اراده کنند و ورزش را از چنگ جریانات منفعت جوی انگل مآب نجات دهند.
اراده کنیم، مشکلات حل است!
این کار به یاری خدا حتما شدنی است و به قول آقای رئیس جمهور:" به پیر و پیغمبر، اراده کنیم، همه مشکلات را میتوانیم حل کنیم... "! سخنی صمیمی، علمی و کاملا درست که متاسفانه خیلی جاها به آن عمل نمیشود و مسئولان، عافیت طلبی و کنار آمدن با وضعیت موجود و مسببان آن را به اراده کردن و در افتادن با مشکلات ترجیح میدهند.
*سید محمدسعید مدنی