08/آذر/1404
|
19:34
|
کد خبر: ۹۲۰۷۲
۱۵:۰۶
۱۴۰۴/۰۹/۰۸

مدیریت "رشد نیافته" در فوتبال!

مدیریت

کیهان ورزشی- 

 

 مشکلات عمده و موانع اصلی ورزش ایران پیش از آنکه به عواملی، چون فن وامکانات و نیروی انسانی و پول و این مسائل مربوط باشد، ریشه در رعایت نکردن اصول بدیهی و" دودوتا، چهارتا"هایی دارد که تاثیر آن بار‌ها تجربه شده وهیچ عقل سلیم و مدیریت کارآمدی نمی‌تواند منکر شود. ورزش مستعد وبالقوه توانمند ما آنجایی به مشکل و مانع برخورد می‌کند که کسانی که عهده دار مدیریت و اداره آن هستند، به دلایل مختلف و با انگیزه‌های گوناگون اصول بدیهی را رعایت نمی‌کنند و به خاطر مصلحت‌های مردود و بیشتر شخصی یا ترجیح منافع این وآن فرد و باند مخل و آویزان و مزاحم به مصالح ورزش، می‌خواهند از بیراهه یا راه‌های "من درآوردی" به مقصد برسند؛ لذا تاکید می‌کنیم مشکلات ورزش کشورمان در وهله اول به ضعف نیروی انسانی یا کمبود منابع و امکانات مادی برنمی گردد و خدا را شکر از این حیث - به ویژه نیروی انسانی و جوانان برومند و مستعد ومربی و... - ضعف و کمبود عمده و قابل توجهی وجود ندارد. مسئله عمده این است که خیلی جا‌ها اصول بدیهی و مدیریتی از سوی مدیران رعایت نمی‌شود و، چون چنین است، امکانات و داشته‌های موجود هرز می‌رود. این است که بار‌ها درباره " کفران نعمت" در ورزش نوشته‌ایم و بنا بر وظیفه و به سهم خود به مدیران هشدار داده‌ایم.

اگر بخواهیم صریح‌تر و راحت‌تر حرف مان را بزنیم، می‌گوییم متاسفانه مدیریت ورزش - نه صرفا در دوره فعلی - نتوانسته یا نخواسته از امکانات و سرمایه‌ها و به اصطلاح نعمت‌های قابل توجه استفاده کند. به دیگر سخن، مدیریت " رشد یافته"‌ای سکان هدایت ورزش را در دست نداشته، چرا که اگر اینطور بود، از امکانات و سرمایه‌ها در ابعاد انسانی و مادی خیلی بهتر و بیشتر استفاده می‌شد.

استاد شهید مرتضی مطهری (ره)  به مسئله" رشد" خیلی توجه داشته و در چند اثر با ارزش خود به این موضوع مفصلا پرداخته که علاقه مندان می‌توانند به این آثار (از جمله کتاب امامت و رهبری و مدیریت اسلامی و...) مراجعه کنند. به گمان ما مطالعه این کتب و امثال آن برای همه مدیران - خاصه ورزشی - " ضروری و واجب" است. ایشان در تعریف " رشد" می‌نویسد:"رشد عبارت است از شایستگی ولیاقت برای اداره و نگهداری و بهره برداری و استفاده از وسایل و سرمایه‌ها و امکانات... ".

انسان رشید و جامعه رشد یافته می‌تواند از امکانات و داشته‌ها و سرمایه‌های خود یعنی" نعمت"ها استفاده بهینه کند. بر این اساس و بر مبنای این تعریف، آیا این حرف ما درست نیست که مدیریت ورزش را مدیریتی "رشد نیافته" می‌نامیم؟! مسئله اصلی ورزش ایران، همین است. باید این درد را درمان و این معضل را حل کرد. آن وقت بدون تردید خیلی از مشکلات ما برطرف خواهد شد و بسیاری از موانع کنار خواهد رفت.

مشکل اصلی فوتبال ما بازی تدارکاتی و اردو زدن در فلان کشور و رفتن یا نرفتن به جام جهانی و اینطور حرف‌ها نیست. مشکل اصلی فوتبال، مدیریت رشد نیافته است و لذا این رشته به طور اصولی اداره نمی‌شود. دست‌ها و جریاناتی اجازه نمی‌دهند اصول و ارزش‌ها رعایت و اعمال شود و مصلحت فوتبال و تیم ملی و ... را قربانی منافع شخصی خود کرده‌اند.

در این فوتبال بی دروپیکر خیلی چیز‌ها سر جای خودش نیست و خیلی از افراد سرجایشان ننشسته‌اند. در بخش‌های عمده‌ای از این فوتبال - از مدیریتی تا تیم ملی و باشگاه‌ها و ... - کسانی جولان می‌دهند و سازکار آن را در دست گرفته‌اند که جز به منافع خود فکر نمی‌کنند و به همین دلیل اجازه نمی‌دهند اوضاع سروسامان بگیرد و هر کسی در چارچوب وظایف خود عمل کند و پا را از گلیم خود فراتر نگذارد.

 اتفاقی که هفته پیش برای تیم ملی در" تورنمنت العین" افتاد و واکنش‌های منتقدانه و معترضانه زیادی در سطح جامعه ورزش – و نه فقط فوتبال – به همراه داشت، بر سر این نبود که چرا ضربه پنالتی فلان بازیکن گل نشد و این تیم با غلبه بر حریف به قهرمانی نرسید. دلیل اصلی اعتراض و محور مهم همه انتقادات این بود که چرا حد و حدود‌ها رعایت نشد، چرا کسانی به خود اجازه دادند پا را از گلیم شان فراتر بگذارند و در کاری که اصلا در حوزه اختیارات آنها نیست دخالت کنند و چرا سرمربی و کادر فنی - آنطور که از هر مربی مستقل و باشخصیتی انتظار می‌رود - به وظایف خود با شجاعت و قاطعیت عمل نکردند و منفعل و واداده بودند؟!

 این اعتراض وانتقاد حتی اگر آن پنالتی گل می‌شد و قهرمانی به دست می‌آمد، از سوی کسانی که مسائل را فراتر از برد وباخت‌ها دنبال و تحلیل می‌کنند وجود داشت. اعتراض بر سر این است که در این فوتبال چه می‌گذرد که هر کسی هر کاری دلش می‌خواهد، انجام می‌دهد؟ انتقاد مهم این است که چرا با وجود این همه تذکر وهشدار، مدیران و مسئولان فکری برای حل مسائل وسروسامان دادن به اوضاع نمی‌کنند و در برابر جریانات مخل و آویزان وباند‌های مزاحم مداخله گر دلالی، واداده و منفعل و مرعوب هستند؟!

 از مدت‌ها پیش به سهم خود درباره نفوذ جریان دلالی در تیم ملی تذکر داده و صریحا از دخالت های" تابلو" آنها که بیش از هر جا در دعوت وعدم دعوت از بعضی بازیکنان آشکار می‌شود، نوشته‌ایم. 

در اینجا باز هم به صراحت وخیلی شفاف می‌نویسیم باند‌ها وعناصر دلالی در تیم ملی نفوذ دارند و در کار وبار و امور مختلف آن دخالت می‌کنند. بدون شک آقای سرمربی خوب می‌داند چه می‌گوییم. خوب است ایشان به این سوال پاسخ دهد: چرا باند‌ها وجریاناتی که سال‌ها پیش که سرمربی فعلی مستقل عمل می‌کرد و باج نمی‌داد، بعد از حذف از جام ملت‌های آسیا (سال ۲۰۰۷) - باخت در ضربات پنالتی مقابل تیم قدرتمند کره جنوبی - در رسانه‌های زرد واز طریق بعضی از کارشناسان تحمیق یا اجیر شده در برنامه‌های مغرض تلویزیونی به شدت به او حمله کرده و با چاپ کاریکاتور در صفحات اول بعضی از روزنامه‌های سیاسی وی را سخت به سخره گرفتند، از سر وکول تیم ملی بالا می‌روند و دیگر ایشان را با کاریکاتور" ژنرال ورشکسته گریان"! تحقیر نمی‌کنند و در سایت‌های دلالی و زرد خود به حمایت از او می‌پردازند؟!

 تردیدی نداریم که ریشه مشکلات فنی و بازی‌های ضعیف تیم ملی، در اینگونه مسائل است. بار دیگر به مصداق" من ساتر عیبک فهو عدوک"! صریح و بی تعارف می‌نویسیم، "خودفریبی" و "دیگرفریبی" را کنار بگذارید. این فوتبال سخت بیمار و سرتا پای آن دلال‌زده است و باید به طور اساسی شخم بخورد و اصلاح و متحول شود و برای این کار حیاتی، باید از روش‌ها و منش‌های مدیریتی شروع و به بدیهیات و اصول ابتدایی عمل کرد.

 

*سید محمدسعید مدنی

ارسال نظر