08/بهمن/1404
|
20:37
|
کد خبر: ۹۲۴۴۹
۱۱:۳۶
۱۴۰۴/۱۰/۲۱
گفت‌و‌گو با ارلینگ هالند

از غرور کاپیتانی تا ماموریت تاریخی در جام جهانی

از غرور کاپیتانی تا ماموریت تاریخی در جام جهانی

کیهان ورزشی- 

 

سفرِ تحولِ یک " ابرستاره "

تماشای تحول ارلینگ هالند از یک پدیده گلزن به یک رهبر اصیل و یکی از کاپیتان‌های " من سیتی "، سفری لذت‌بخش بوده است. توصیف او به عنوان " طلسم شهر " هم حق مطلب را ادا نمی‌کند، چرا که نفوذش در زمین فوتبال به همان نسبت گسترده است.

دستاورد‌هایی بی‌همتا

این فصل، او مقابل دروازه برای باشگاه و تیم ملی در مخرب‌ترین و بهترین حالت ممکن ظاهر شده، استاندارد‌های جدیدی تعیین کرده، به موفقیت‌های متوالی دست یافته و رکورد‌ها را در زمانی بی‌سابقه شکسته است. او بهترین شماره ۹ در تاریخ سیتی و در کنار سرخیو آگوئرو، یکی از دو مهاجم برتر تاریخ باشگاه است و اگر زمانی از آمار گل آگوئرو پیشی بگیرد، به عنوان بزرگترین مهاجم تاریخ منچستر سیتی شناخته خواهد شد.

فروتنی در اوج شهرت

دور از زمین، او فروتنی قابل توجهی دارد و به وضوح مورد علاقه و احترام همه در باشگاه است. پپ گواردیولا این فصل ارلینگ را به یکی از کاپیتان‌ها تبدیل کرد و این بازیکن نروژی برای بستن بازوبند تیمی که در کودکی از آن حمایت می‌کرد، افتخار بزرگی قائل است. او همچون یک کاپیتان رفتار می‌کند و از همه مهمتر، جوانی فوق‌العاده مودب و محترم است؛ دستاوردی کوچک برای کسی که یکی از مشهورترین فوتبالیست‌های سیاره زمین محسوب می‌شود.

آغاز یک گفت‌وگوی صمیمی

ارلینگ در جلسه ماهانه حضور بازیکنان در باشگاه شرکت می‌کند و پس از انجام تمام تعهدات دیگرش، با لبخندی معنادار به سمتی در زمین سرپوشیده  می‌آید. او می‌گوید: "هی، حالت خوبه؟ "، در حالی که روی صندلی مقابل می‌نشیند. "امروز کمی مرموز به نظر می‌رسیدی. من در واقع کاملا کنجکاوم و مشتاقانه منتظر شنیدن حرف‌هایت هستم. "

ارتباطی فراتر از زبان

من به زبان نروژی به او خوشامد می‌گویم و او دوباره لبخند می‌زند. برایش توضیح می‌دهم که آرزوی پسرم هری، زندگی در نروژ است و او در حال یادگیری زبان نروژی است. ارلینگ می‌گوید: "نروژ کشوری فوق‌العاده است... "؛ و واقعا هم چنین است.

هویت دوگانه: انگلیسی یا نروژی؟

گفت‌و‌گو را با این پرسش آغاز می‌کنم که با توجه به تولدش در شهر لیدز، آیا ارلینگ به هر شکلی احساس انگلیسی بودن می‌کند؟ او پاسخ می‌دهد: "بله. وقتی با سیتی امضا کردم، گفتم که کمی احساس حضور در خانه می‌کنم. یادم می‌آید که این را گفتم. پس بله، حالا که در بریتانیا زندگی می‌کنم احساسم این است که کمی در خانه خودم هستم و برگشتن به اینجا کاملا طبیعی هم بود، چون خانواده‌ام زمان خوشی را در انگلستان گذرانده بودند. "

دلبستگی خانوادگی به انگلستان

او ادامه می‌دهد: "مادرم عاشق انگلستان است. او عاشق سنت‌ها و همه این چیزهاست. والدینم قبل از تولد من و زمانی که به دنیا آمده بودم، زمان خوبی را اینجا گذرانده‌اند و من هم اکنون در حال تجربه دوران خوبی هستم. "

یک انتخاب سرنوشت‌ساز

بنابراین، پرسش آشکار - که هیچ نروژی‌ای مایل به شنیدن آن نیست - این است که آیا بازی برای تیم ملی انگلیس هرگز گزینه‌ای برای ارلینگ محسوب می‌شد؟ او صریح پاسخ می‌دهد: "هرگز بحثی در این مورد صورت نگرفت، چون من در نروژ بودم و در آن زمان دریافت پاسپورت ممکن نبود. الان می‌توانم پاسپورت بگیرم. دوست دارم پاسپورت انگلیسی داشته باشم، می‌دانی؟ چرا که نه؟ اما نه، در نهایت، هرگز این موضوعِ بحث نبود. "

غرور ملی نروژی

بدشانسی برای انگلیس. خوش شانسی برای نروژ، اما با وجود اینکه این روز‌ها قطعا رگه‌هایی از لهجه منچستری در گفتارش به گوش می‌رسد و به واسطه تولد انگلیسی محسوب می‌شود، ارلینگ به اندازه یک دره باستانی، نروژی است و به کشورش افتخار زیادی می‌کند؛ حتی اگر پسر خردسالش نیز یک هالند انگلیسی‌تبار دیگر باشد!

پیوند تاریخی دو ملت

صحبت درباره ملیت، به ارتباط نزدیک بین مردم انگلیس و نروژ می‌انجامد. نروژ ملتی است که دیوانه لیگ برتر است، هرچند این علاقه بسیار فراتر از آن می‌رود. برای مثال، سیتی از دهه ۱۹۷۰ شاخه هواداران نروژی داشته است و با تکیه بر تجربه، در هر مکان ورزشی نروژی در هر آخر هفته، هواداران باشگاه‌های لیگ برتر را می‌بینید که در حال تماشای بازی‌های مختلف بر روی صفحه‌های نمایش بزرگ هستند.

جاذبه لیگ برتر

من از ارلینگ می‌پرسم چرا چنین ارتباطی بین ملت‌های ما وجود دارد؟ او تحلیل می‌کند: "فکر می‌کنم به این دلیل است که نزدیک هم هستیم. کشور همسایه محسوب نمی‌شود ولی فقط دریای شمال در بین‌مان فاصله است. پس همیشه واقعا نزدیک بوده‌ایم. برای مثال فکر می‌کنم، پرواز از نیوکاسل به زادگاه من، ۴۵ دقیقه است که به اندازه فاصله تا اسلو نزدیک است. "

د‌لبستگی به منچستر

او ادامه می‌دهد: "و از منچستر تا زادگاهم، حدود یک ساعت پرواز است، می‌دانی؟ پس فکر می‌کنم کمی به این دلیل است و همچنین، فکر می‌کنم به دلیل لیگ برتر هم هست، چون همیشه بسیار رقابتی بوده است. فکر می‌کنم از آن هم ناشی می‌شود. "

احساس تعلق واقعی

با بازگشت به همان رگه لهجه منچستری، دیدن اینکه ارلینگ چقدر واقعا در منچستر احساس بودن در خانه را دارد، نشاط‌بخش است. پیوند او با هواداران سیتی فراتر از نمودارهاست؛ آنها او را دوست دارند و او عمیقا مورد ستایش قرار می‌گیرد، اما آیا داستان عمیق‌تری هم وجود دارد؟

خاطرات پیش از پیوستن

ارلینگ با لبخند اعتراف می‌کند: "می‌دانی، قبل از پیوستن به سیتی، چند بار به منچستر آمده بودم. حتی زمانی که برای تماشای بازی‌ها می‌آمدیم، همیشه انگلیس را دوست داشتم، چون همانطور که گفتم، احساس می‌کنم ما کمی شبیه هم هستیم - نروژی‌ها و انگلیسی‌ها - پس همیشه آن را دوست داشتم و همیشه از بودن در اینجا بسیار لذت می‌بردم. "

شباهت‌های فرهنگی

او اندکی تامل می‌کند و می‌گوید: "و نمی‌دانم، فقط حس و حال آن است. احساس آرامش واقعی می‌کنم و توضیح اینکه چرا آن را دوست دارم دشوار است. احساس می‌کنم از بسیاری جهات شبیه نروژ است. "

راز آرامش درونی

یک نکته که هنگام مشاهده ارلینگ هالند متوجه آن می‌شوید، این است که چقدر آرام و راحت به نظر می‌رسد. ما حمام‌های یخ و غذای مورد علاقه‌اش را دیده‌ایم و از مدیتیشن او آگاهیم ولی لبخند هرگز از لبانش دور نمی‌شود. پس راز چیست؟

فلسفه زندگی متعادل

او پاسخ می‌دهد: "فکر می‌کنم مهم است که در زندگی‌ات در مورد همه چیز تعادل را حفظ کنی و همچنین تایید کنی چقدر شرایط خوبی داریم، چون افراد بسیاری هستند که با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند. "

نعمت‌های زندگی

او ادامه می‌دهد: "و سپس مهم است تصدیق کنی و درک کنی که ما هم واقعا خوب زندگی می‌کنیم. من یک خانواده دارم. مادر و پدرم زنده هستند و باید نعمت‌هایت را شکر کنی؛ چیز‌هایی از این دست. بله و می‌دانی... پسرم سالم است، پس این مهمترین چیز محسوب می‌شود. باید با این نگاه، خوب زندگی کنی، چون در این جهان مشکلات زیادی وجود دارد، پس مهم است که تصدیق کنیم زندگی خوبی داریم و از آنچه می‌توانیم لذت ببریم. "

آزادی ذهنی

او در مورد مدیتیشن توضیح می‌دهد: "در نهایت، مدیتیشن مربوط به آزادی ذهن توست. فکر می‌کنم در این جهان، چیز‌های استرس‌زای زیادی وجود دارد و همه چیز در نهایت درباره درک چگونگی آرام کردن واقعی ذهن و بدن است. "
او می‌افزاید: "و این دشوار است، چون ما کار‌های زیادی داریم که باید انجام دهیم و پیش ببریم و بسیاری از افراد استرس زیادی در زندگی‌شان دارند. مهم است که به نوعی استرس را از سر راهت برطرف کنی و آرام باشی، چون فکر می‌کنم، در نهایت، همه ما نیاز داریم که کمی بیشتر در ذهن‌مان آرام باشیم، متوجه هستی؟ "

کاپیتانی به مثابه تکامل

و آن بازوبند کاپیتانی، که چندین بار برای سیتی و حتی بیشتر برای نروژ آن را بر بازو بسته، هیچ نشانه‌ای از سنگینی برای ارلینگ نشان نداده است. برعکس، او با مسئولیت افزوده، حتی در قامت نیز بلندتر شده است.

ترکیب تجربه و پدر بودن

آیا این موضوع - به علاوه پدر شدن - در تبدیل شدن به یک رهبر به او کمک کرده است؟ او پاسخ می‌دهد: "فکر می‌کنم شاید. فکر می‌کنم هر دو است، چون بزرگتر می‌شوم، تجربه بیشتری کسب می‌کنم و من برای مدت طولانی به سیتی متعهد شده‌ام، بنابراین فشار زیادی بر شانه‌هایت قرار دارد، اما من فشار را دوست دارم، زیرا زمانی که مردم انتظارات زیادی از من دارند، خوشحال می‌شوم، چون باید چنین انتظاری داشته باشند. "

مسئولیت دوطرفه

او با قاطعیت ادامه می‌دهد: "و وقتی تو انتظارات زیادی از من داری، من نیز خواستار و منتظر چیز‌های زیادی از دیگران هستم. این رابطه دوطرفه است و همچنین کار من است که باشگاه را به جایی که متعلق به آن است بازگردانم. چه کاپیتان اول باشم یا دوم، سوم، چهارم، پنجم. واقعا مهم نیست ولی من به شیوه خودم یک کاپیتان هستم و می‌خواهم به این شکل رهبری کرده و به باشگاه کمک کنم تا ما را رشد دهد، نه تنها به عنوان یک تیم، که البته مهم است، بلکه به عنوان یک باشگاه فوتبال. "

ماموریت تاریخی در جام جهانی

و البته، شماره ۹ سیتی راهی جام جهانی نیز خواهد شد. اگر بهترین مهاجم فوتبال جهان در بزرگترین نمایش کره زمین حاضر نمی‌شد، یک ظلم بزرگ بود، اما اکنون آن سناریو اتفاق نخواهد افتاد، چرا که نحوه بازی ارلینگ تضمین کرد که ملت او برای اولین بار پس از ۲۸ سال در یک جام جهانی رقابت خواهد کرد.

بارِ امید یک ملت

و آن فشار و انتظاری که او در سطح باشگاه از آن سخن گفت. تصور کنید احساس وزن امید‌های یک ملت را بر دوش‌های خود داشته باشید. او، البته، به وعده خود عمل کرد (و حتی بیشتر) و با زدن ۱۶ گل در مسیر بی‌عیب و نقص مقدماتی نروژ، تقریبا نیمی از ۳۷ گلی که زده‌اند را به ثمر رساند.

انتظاری بجا

او با صراحت می‌گوید: "فکر می‌کنم همه انتظارش را داشتند. بیایید اینطور بگوییم: اگر من یک هوادار فوتبال نروژی بودم که در نروژ زندگی می‌کند و ارلینگ هالند برای تیم ملی نروژ بازی می‌کرد، از او انتظار داشتم که ما را به جام جهانی ببرد. بله. به همین سادگی. "

طلوع یک عصر طلایی

او با امیدواری نتیجه‌گیری می‌کند: "پس مدتی طولانی است که برای رسیدن به این هدف تلاش کرده‌ایم و بالاخره موفق شدیم این کار را انجام دهیم که فوق‌العاده بود و امیدوارم این آغاز چیزی باشد؛ چیزی خاص، چون اکنون نسل بزرگی داریم، هنوز بازیکنان جوان زیادی داریم و در حال ساختن چیزی هستیم که می‌تواند شگفت‌انگیز باشد. " و به احتمال قوی، شگفت‌انگیز خواهد بود، زیرا سوپراستار منچستر سیتی هیچ کاری را نصفه و نیمه انجام نمی‌دهد.

 

*سید محمدطاهر شاهین

ارسال نظر