09/بهمن/1404
|
00:38
|
کد خبر: ۹۲۵۸۴
۱۲:۰۲
۱۴۰۴/۱۱/۰۵
 "جراحی در ورزش"، امری حیاتی و حتمی

مدیر "دشمن شاد کن" نمی‌خواهیم!

مدیر

کیهان ورزشی- 

 

جراحی در ورزش

" جراحی در ورزش" شاید اصلی‌ترین کاری باشد که باید مسئولان، اولا جدی بگیرند و شعارگونه از کنارش رد نشوند و ثانیا یکسره و بی امان – و البته مدبرانه و شجاعانه - آن را عملی کنند. از آنجا که این اقدام منافع نامشروع و خواسته‌های زیاده خواهان را به خطر می‌اندازد، بدون تردید کارشکنی‌هایی صورت خواهد گرفت.

اصل شجاعت

اینکه از" شجاعت" به عنوان یکی از شرایط ضروری انجام این جراحی نام بردیم، دقیقا به همین خاطر است. باند‌ها وجریانات وعناصری بدون هیچگونه صلاحیت ومشروعیتی، ورزش را با همه جذابیت هایش، بازیچه و وسیله‌ای برای  رسیدن به اهداف منفعت جویانه خود قرار داده‌اند و اجازه نمی‌دهند این ابزار موثر که دارای کارکرد‌های متنوع و مثبتی است، چنانکه باید در خدمت جامعه - وخاصه نسل جوان - قرار گیرد.

بزرگترین معضل ورزش

 این مشکل بزرگترین معضل ورزش است که داد همه را درآورده و موجب نقد واعتراض کارشناسان و اهل فن شده و همچنین محکم‌ترین سدی است که مانع از پیشرفت و تحولات بایسته می‌شود و در این باره همه کسانی که ورزش ایران را می‌شناسند و به بضاعت‌های آشکار و پنهان آن واقف هستند، بار‌ها و بار‌ها تذکر داده و خواهان توجه مسئولان شده‌اند. خود ما نیز به کرات در این باره نوشته و از مسئولان خواسته‌ایم با این معضل شجاعانه ومدبرانه دربیفتند و شر آن را از سر ورزش کشورمان کم کنند.

"نقش ایوان" یا "بنیان خانه"؟!

 متاسفانه آنچه در این مورد می‌توان گفت - و صریح هم می‌توان گفت - این است که مسئولان این معضل را جدی نگرفته و برای شنیدن تذکرات و هشدار‌های دلسوزان و کارشناسان گوش شنوایی نداشته‌اند. آنان شاید به ظاهر وجود این معضلات را تایید کنند و در حد حرف، همراهی و همدلی داشته باشند، اما اقدامی قاطع صورت نمی‌دهند. این در حالی است که تا وقتی ورزش به طور اساسی دچار تحول نشود، دست زدن به هر اقدامی در حکم کار آن خواجه‌ای است که به " پای بست خانه" توجه نمی‌کند و فقط به فکر " نقش ایوان" است! و خلاصه، جز اتلاف وقت و غافل شدن از کار‌های بنیادین مفهوم دیگری ندارد.

نفوذ بی هنران فرصت طلب

راست است و قابل کتمان نیست که در ورزش هم مثل خیلی از حوزه‌های دیگری که از آنها بوی پول و منفعت به مشام می‌رسد - مانند حوزه‌هایی که با اقتصاد ومعیشت مردم سروکار دارند - عناصری بی هنر و فرصت طلب وباند‌هایی سهم خواه، به اشکال و بهانه‌ها وعناوین مختلف - گاه با قیافه‌هایی ظاهرالصلاح و شعار‌هایی ملی و انقلابی و حتی مذهبی! - به داخل حوزه ورزش، به ویژه بخش‌های مدیریتی نفوذ می‌کنند و بی خیال همه ژست‌ها و شعار‌ها و ادعاها، فقط وفقط به دنبال اهداف منفعت جویانه خود هستند و به مانعی جدی در راه سروسامان یافتن اوضاع ورزش و اجرای برنامه‌های سازنده ومفید تبدیل می‌شوند.

رانت خواران حرامخوار!

در واقع، همانطور که در حوزه اقتصاد، طراحی و اجرای برنامه‌های علمی و حساب شده با جهت گیری مردمی، به ضرر منافع باند‌های زیاده خواه و رانت خوار و مفتخور و حرامخوار است، طراحی و اجرای برنامه‌هایی که به نفع ورزش و در جهت استفاده از آن برای نیل به اهداف ملی باشد، به ضرر باند‌ها وعناصر آویزان و مزاحم است و به همین دلیل آنها با ابزار‌های مختلف - از رسانه گرفته تا نفوذ در کانون‌های مدیریتی - یکسره تلاش می‌کنند آنچه که موجب سروسامان یافتن ورزش می‌شود، اتفاق نیفتد.

 این واقعیتی است که هر چند برخی از مدیران ما تحت تاثیر القائات همین عناصر و جریانات مخرب انکار می‌کنند و به کار‌های غیر ضروری و حاشیه‌ای مشغول شده‌اند ولی قابل کتمان نیست و در این باره شواهد فراوانی وجود دارد که پرداختن به آنها بحثی مفصل است و مجال جداگانه‌ای را طلب می‌کند.

ادامه این وضع به نفع ورزش نیست

بدون تردید ادامه این وضعیت و بی توجهی مسئولان هرگز به نفع ورزش نیست و مطلوب آنهایی است که در زندگی چیزی جز آخور آباد کردن برایشان اهمیتی ندارد و بدتر از آن، چون منجر به ضعف و درجا زدن ورزش می‌شود، به سود بدخواهان کینه توز و دشمنان تابلودار این آب وخاک خواهد بود.

نشاط اجتماعی و همبستگی ملی

 صریح‌تر بگوییم آن مسئولی که در هر جا - از جمله ورزش - مسئولیت دارد اگر به وظایف  خود به درستی و با همه وجود عمل نکند، فقط به منافع خود بیندیشد، وقت و سرمایه‌ها را هدر دهد و راه را برای تحول باز نکند، دوستداران ورزش را می‌رنجاند و دل آنها را می‌سوزاند و به عمد یا از سر غفلت " دشمن شادکن" می‌شود. ورزش ما مدیر "دشمن شاد کن" نمی‌خواهد. پیروزی ورزشکاران و سرفرازی تیم‌های ایرانی و فتح سکو‌های با ارزش جهانی باعت شادی ملت و همبستگی اجتماعی و ارتقای روحیه و عِرق ملی و به همان اندازه، داغدار شدن وعصبانیت دشمنان خبیث این ملک وملت مظلوم می‌شود.

عوامل درونی ناکامی

روشن است که منظور ما هرگز این نیست که ورزشکاران و تیم‌های ورزشی باید همیشه و در هر میدانی پیروز باشند و شکست نتیجه خیانت! است. این را همه می‌دانیم – و بهتر از همه، اهالی و دوستداران ورزش می‌دانند - که در ورزش، برد و باخت امری طبیعی است و قویترین و بهترین تیم‌ها و نامدارترین ورزشکاران هم مزه شکست را چشیده‌اند و به اصطلاح پشت شان با تشک برخورد کرده است. اینجا منظور ما ناکامی‌های خودساخته‌ای است که بیش از آنکه معلول قدرت حریفان وآمادگی تکنیکی و برتری تاکتیکی آنها باشد، معلول غفلت و بی توجهی و یا حاکم شدن روابط به جای ضوابط است که از " درون" اتفاق می‌افتد.

نادانسته و شاید هم دانسته؟!

 ورزش ایران از اینگونه " ضربات درونی" زیاد دریافت کرده است. ناکامی‌های تلخی که هرگز مستحق آن نبوده‌ایم، کم به پای ورزش ما نوشته نشده است. این باخت‌ها که به دلیل بی توجهی مسئولان و وادادگی وانفعال و باج دادن آنها اتفاق می‌افتد، تلخ است و هیچگونه توجیهی ندارد. این ناکامی‌ها دل هواداران را می‌شکند و موجب نیشخند و قهقهه مستانه بدخواهان می‌شود. این است که می‌گوییم ورزش مدیر "دشمن شاد کن" نمی‌خواهد و شر اینگونه مدیران که نادانسته (و شاید هم دانسته!) فرصت‌ها را می‌سوزانند، سرمایه‌ها را بر باد می‌دهند، اهل فن و چهره‌های محترم و کاربلد را منزوی می‌کنند و بستر را برای جولان فرصت طلبان منفعت جو و شارلاتان‌های ظاهر الصلاح و دلالیسم افسار گسیخته فراهم می‌آورند، باید از سر ورزش کم شود. ورزش ما از دست این مدیرنما‌ها ضربات سختی خورده است.

 ورزش هم "سنگر" است

حرف بر سر این است که هیچکس - آن هم در کسوت " مدیریت" - حق ندارد با ورزش و ورزشکار رفتار بدی داشته باشد. کسی که قدم در این مسیر می‌گذارد وعهده دار مسئولیتی می‌شود، باید بداند کجا آمده و حساسیت شرایط و وظیفه‌ای را که گردن گرفته درک کرده باشد. او باید ورزش را به معنای واقعی، سنگری بداند برای خدمت به مردم و دفاع جانانه از آبرو وحیثیت ملی و تحقق شعار‌های تاریخی و آرمان‌های اعتقادی. 

" دیگران " ما را جدی گرفته‌اند

متاسفانه گاهی کسانی وارد میدان می‌شوند که حرف‌هایی مثل "ورزش، سنگر خدمت به دوستان و ناکام کردن و مقابله با بدخواهان و قدرت‌ها و جریانات ضد ایرانی است" را قبول ندارند و بنابراین حساسیت مسئولیت خود را درک نمی‌کنند و آن را جدی نمی‌گیرند، در حالی که دیگران - چه در قواره رقیب و چه به عنوان بدخواه کینه توز - ما را در همه عرصه ها، از جمله ورزش جدی گرفته‌اند و تمهیدات لازم را برای مقابله فراهم می‌آورند.

سند محکم و واقعیت غیر قابل انکار

در یک سنجش دقیق و تحلیل منصفانه، به راحتی این نتیجه حاصل می‌شود که هر جا در ورزش مدیران کار را جدی گرفته و با وجود همه سختی ها، برای موفقیت تلاش کرده و نسبت به واقعیات و شرایط کلی – و نه فقط ورزشی - شناخت بیشتر و دقیق تری داشته‌اند، موفق بوده‌ایم و افتخارات بزرگ و ماندگار و معناداری کسب کرده‌ایم - مثل کاری که امسال کشتی ایران در صحنه جهانی و سایر میادین کرد - وهرجا غیر از این بوده و مدیرنما‌های عوضی آمده بر مصدر امور تکیه زده‌اند، جز ناکامی و سوزاندن دل ملت و شاد کردن دل دشمن نتیجه‌ای حاصل نشده است! واین سند محکم و واقعیت غیر قابل انکاری است که مدیران ارشد و تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان ورزش نباید از کنار آن به راحتی و سرسری عبور کنند.

 

*سید محمدسعید مدنی

ارسال نظر