پایان همکاری "اسپرز" با توماس فرانک

کیهان ورزشی-
"باشگاه تصمیم گرفته است در جایگاه سرمربی تیم مردان تغییر ایجاد کند و توماس فرانک باشگاه را ترک کرد. توماس در ژوئن ۲۰۲۵ به این سمت منصوب شد و ما مصمم بودیم زمان و حمایتی را که برای ساختن آیندهای مشترک نیاز داشت، در اختیار او قرار دهیم. با این حال، نتایج و عملکردها باعث شد هیاتمدیره به این جمعبندی برسد که در این مقطع از فصل، ایجاد تغییر ضروری است. "
این بیانیه باشگاه تاتنهام، پس از اخراج توماس فرانک بود.
باشگاه تاتنهام برای به خدمت گرفتن توماس فرانک و اعضای کادرش از برنتفورد، مبلغ ۷/۶ میلیون پوند به عنوان غرامت پرداخت کرد. این سرمربی هشت ماه بعد از سمت خود برکنار شد. پرداخت چنین مبلغ قابل توجهی از سوی تاتنهام برای جذب فرانک، در صورتهای مالی فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۴ باشگاه برنتفورد که به تازگی منتشر شده، تایید شده است. هواداران تاتنهام در جریان و پس از شکست خانگی ۲-۱ در برابر نیوکاسل، خواستار برکناری این مربی دانمارکی شدند. اسپرز تنها دو پیروزی در ۱۷ مسابقه لیگ برتر کسب کرده و در رتبه شانزدهم جدول قرار دارد؛ تنها پنج امتیاز بالاتر از منطقه سقوط.
هزینه واقعی یک تصمیم پرریسک
صورتهای مالی برنتفورد که نشاندهنده رکورد گردش مالی ۱۷۳ میلیون پوندی است، هزینهای را که تاتنهام تابستان گذشته برای انتصاب فرانک متحمل شد، روشن میکند؛ انتصابی که پس از برکناری آنژه پوستکوگلو – تنها چند هفته پس از قهرمانی در لیگ اروپا – انجام گرفت.
در یادداشتی مربوط به سایر درآمدهای عملیاتی باشگاه، به دریافت مبلغ ۷/۶ میلیون پوند در قالب توافق تسویهحساب اشاره شده است؛ رقمی که «در ارتباط با غرامت تضمینشده قابل دریافت مربوط به جدایی اعضای کادر فنی» پرداخت شده است.
اگرچه نام فرانک بهطور مستقیم ذکر نشده، اما درک عمومی بر این است که این رقم مربوط به پرداخت غرامت تاتنهام برای جذب سرمربی و اعضای کادر فنی او – جاستین کوکرین، کریس هسلام و جو نیوتن – است که آنها نیز به همراه وی راهی تاتنهام شدند.
فرانک با تاتنهام قراردادی سهساله امضا کرده بود و برکناری او میلیونها پوند دیگر نیز به عنوان غرامت برای باشگاه هزینه در پی داشته است.
آیا اسپرز بیش از حد صبر کرد؟
آیا تاتنهام بیش از اندازه برای برکناری سرمربیاش صبر کرد و آیا این تعلل میتواند به قیمت سقوط از لیگ برتر تمام شود؟
تصمیمی ناخواسته ولی اجتنابناپذیر
وینای ونکاتشام نمیخواست چنین تصمیمی بگیرد، اما چارهای نداشت. فضا و حالوهوای حاکم بر ورزشگاه در جریان شکست تاتنهام مقابل نیوکاسل، مدیر اجرایی اسپرز را در موقعیتی قرار داد که ناچار شد نزد خانواده لوئیس برود و پیشنهاد جدایی را مطرح کند.
سهشنبه شب، ونکاتشام و یوهان لانگه نظر خود را به خانواده لوئیس ارائه کردند؛ آنها خواهان آن بودند که به فرانک زمان بیشتری برای تغییر شرایط داده شود ولی جو ورزشگاه در بازی مقابل نیوکاسل آخرین میخ بر تابوت این همکاری بود. حتی در بین دو نیمه آن دیدار نیز نگرانیهای جدی در میان مدیران ارشد اسپرز وجود داشت.
چرا پروژه فرانک جواب نداد؟
پس از قهرمانی در لیگ اروپا در فصل گذشته، واکنش هواداران به انتصاب فرانک در تابستان، دوگانه و محتاطانه بود. بسیاری معتقد بودند او هیچ جامی نبرده و تجربه بسیار اندکی در سطح مدیریت در فوتبال اروپا دارد. سپس نخستین کنفرانس خبری او برگزار شد.
این نشست چندان الهامبخش نبود و متاسفانه جملهای از دهان او خارج شد که به سرعت در ذهنها ماند و بارها در شبکههای اجتماعی مورد تمسخر قرار گرفت: "ما مسابقات فوتبال را خواهیم باخت. "
البته همه میدانیم منظور او چه بود. همه تیمها میبازند، اما او در ادامه، از آرسنال بهعنوان نمونهای از تیمی شکستناپذیر در لیگ برتر یاد کرد و این موضوع به مذاق هواداران خوش نیامد. این لحن منفی، تضادی آشکار با جمله معروف آنژه پوستکوگلو داشت: "من همیشه در فصل دومم جام میبرم. "
شروع امیدوارکننده، ادامهای ناامیدکننده
فصل با پیروزی مقابل برنلی و بردی بسیار راحت خارج از خانه در برابر منچسترسیتی آغاز شد ولی واقعیت این بود که بهجز همین نتایج، چیز هیجانانگیز دیگری برای امیدواری وجود نداشت. پس از آن، ترکها نمایان شدند.
درگیریهای علنی با بازیکنان و هواداران شکل گرفت. در حالیکه گوگلیلمو ویکاریو، یکی از اعضای گروه رهبری تیم، فصل بسیار دشواری را پشت سر میگذاشت و از سوی هواداران مورد انتقاد قرار گرفته بود، فرانک منتقدان را «هواداران واقعی اسپرز» ندانست.
نادیده گرفتن میکی فندفن و جد اسپنس در بازی خانگی مقابل چلسی نیز به یک ماجرای ناخوشایند و شرمآور پس از مسابقه تبدیل شد.
سوتیهای رسانهای و شکستهای تحقیرآمیز
در دیدار خارج از خانه مقابل بورنموث، زمانی که پدرو پورو و فندفن مجبور شدند توسط اطرافیان از هواداران جدا شوند، اوضاع بههمریختهتر از همیشه به نظر میرسید. حتی پیش از مسابقه نیز یک اشتباه رسانهای خجالتآور رخ داد: تصویری از فرانک منتشر شد که در دستش لیوانی با برند آرسنال دیده میشد، لحظهای که بسیاری آن را با صحنه معروف «چتر بهدست» استیو مککلارن مقایسه کردند.
شکستهای دربی نیز ویرانگر بودند. باخت خانگی به چلسی با امید گل ناامیدکننده ۰۵/۰؛ پایینترین عدد تاریخ تاتنهام در یک مسابقه لیگ برتر؛ و سپس شکست مقابل آرسنال. فرانک در کنفرانس پیش از بازی با لحنی شوخطبعانه پرسیده بود: «ابرچی ازه کیست؟» دو روز بعد، ازه هتتریک کرد. از آن لحظه، بازیکنان ارشد تیم نسبت به روشهای او تردید پیدا کردند.
بحران انضباطی
ماجرای کریستین رومرو نیز ضربهای دیگر بود. انتقاد علنی این بازیکن از باشگاه در صفحه اینستاگرامش جنجال آفرید. فرانک از او دفاع کرد، اما تنها چند روز بعد، کارت قرمز رومرو در دیدار در برابر منچستریونایتد منجر به محرومیت چهار جلسهای شد.
با این حال باید منصف بود. مصدومیتها فاجعهبار بودند. دژان کولوسفسکی و جیمز مدیسون، دو هافبک خلاق تاتنهام، تمام فصل را از دست دادهاند.
دومینیک سولانکه تازه به میادین بازگشته و مهاجمان تیم در مجموع استاندارد لازم را نداشتهاند. عجیب آنکه دو مدافع تیم، رومرو و فندفن، دومین گلزنان برتر باشگاه در این فصل بودهاند.
قمار بزرگ اسپرز
پنجره نقلوانتقالات ژانویه نیز ناامیدکننده بود. فروش برنان جانسون بدون جذب مهاجم جایگزین، تاتنهام را در حالی که تنها چند ماه از فصل باقی مانده، بهشدت با کمبود گزینههای هجومی مواجه کرده است.
ولی اکنون اسپرز تاس را انداخته است و تصمیمی عظیم پیش رو دارد. اگر این تصمیم اشتباه باشد، غیرقابلتصور ممکن است رخ دهد: تاتنهام هاتسپر در چمپیونشیپ.
تاتنهام در آشفتگی کامل؛ مقصر کیست؟
شکست در برابر نیوکاسل و جدایی توماس فرانک، مشکلاتی عمیقتر از شخص او را آشکار کرد؛ بحرانهایی نگرانکننده در کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت.
مشکلی فراتر از یک سرمربی
تقریبا از همان روزهای نخست حضور کوتاه توماس فرانک در راس تاتنهام، برخی از چهرههای باشگاه دریافتند که فرآیند تطبیق او دشوارتر از آن چیزی خواهد بود که تصور میشد. سرمربی دانمارکی پرسشی ساده و قابلدرک درباره «انضباط» درون تیم و نحوه مدیریت آن مطرح کرده بود.
در برنتفورد، ساختار باشگاه چنان دقیق و نظاممند بود که برای چنین مسئولیتهایی، افراد مشخصی تعیین شده بودند. در تاتنهام، این وظیفه بر عهده سرمربی بود.
همین تفاوت، یکی از دلایل متعدد شکست فرانک را توضیح میدهد – شکستی که حتی فراتر از پیشبینیها رخ داد – و در عین حال نشان میدهد اسپرز همچنان چه حجم عظیمی از مشکلات را باید حل کند.
باشگاهی ازهمگسیخته
چندین منبع گفتهاند فرانک وارد «باشگاهی کاملا آشفته» شد، اما در عین حال خود او نیز مشکلات بزرگی ایجاد کرد. در همان موضوع انضباط، گفته میشود کنترل او بر گروه «سست» بود؛ وضعیتی که در نهایت به فروپاشی کامل انجامید.
با وجود هزینه بالای ترکیب، این تیم مانند آرسنال برای موفقیت آماده و متمرکز نبود. پیامهای تاکتیکی او به بازیکنان منتقل نمیشد، تا حدی، چون قانعکننده نبودند. بسیاری از دستورات حول محافظهکاری دفاعی میچرخید تا تحمیل بازی به حریف. بهترین نمایشها زمانی رقم میخورد که بازیکنان خود ابتکار عمل را به دست میگرفتند؛ برخی از منابع معتقدند این ادامه روحیه فصل گذشته در لیگ اروپا بود. مشکلات مصدومیت نیز همچنان ادامه داشت.
شکست مقابل نیوکاسل، به حضیضی فوتبالی تبدیل شد که دیگر پایینتر از آن قابل تصور نبود. گویی چیزی در تیم فرو ریخته بود. بازیکنان تقریبا هر دوئل را میباختند. نیوکاسل – تیمی که خود در بحران بود – به طرز عجیبی فضای فراوانی در اختیار داشت. این وضعیت قابل پیشبینی بود.
هشدارهایی که نادیده گرفته شد
برخی از مدیران تاتنهام چهار ماه پیش معتقد بودند باید فرانک اخراج شود. آنها نشانهها را میدیدند. پیش از کریسمس نیز برخی از چهرههای سلسلهمراتب باشگاه دوباره این موضوع را مطرح کردند، تا جایی که در ژانویه، هر شنبه به موضوعی تکراری برای بحث تبدیل شد.
شکست خانگی ۲-۱ در برابر وستهام بهویژه دردناک بود؛ دیداری که باید نقطه بیبازگشت میشد. فضای ورزشگاه سمی بود. مجوز اقدام صادر شده بود.
با این حال، هستهای از مدیران – به رهبری مدیر اجرایی، وینای ونکاتشام – به مشکلات بزرگتر پیرامون فرانک اشاره کردند؛ همان مسائل «ساختاری» که مدیریت جدید به ضرورت حل آنها پی برده بود. منابع میگویند ونکاتشام و دیگران به دشواری تطبیق فرانک، بحران مداوم مصدومیتها و لزوم نگاه بلندمدت استناد کردند.
ولی کوتاهمدت – یعنی تکتک مسابقات – این موضع را غیرقابل دفاع میکرد. همانطور که درباره منچستریونایتد روبن آموریم گفته شد، میتوانید هر توجیه بیرونی را مطرح کنید، اما وقتی عملکردها غیرقابل تماشا و نتایج غیرقابل توجیهاند، حرفی باقی نمیماند. تاتنهام با این سطح دستمزد، نباید چنین عملکردی میداشت. این یک کمکاری مزمن بود.
خلا قدرت و بحران تصمیمگیری
این شکاف درون مدیریت، به مسئله بزرگتری اشاره دارد: نه فقط اینکه سرمربی بعدی چگونه انتخاب میشود، بلکه اصولا این تصمیمها در تاتنهام چگونه گرفته میشوند.
کنترل دنیل لوی چنان مطلق بود که پس از رفتنش در سپتامبر، خلا آشکاری ایجاد شد. اکنون اختیارات اصلی در دست خانواده مالک پیشین، جو لوئیس، است که از طریق یک تراست باشگاه را اداره میکنند. ویوین لوئیس (دختر او) بیشترین نقش را دارد و دامادش نیک بوچر نیز تاثیرگذار است. با این حال، آنها هنوز در حال آشنایی با پیچیدگیهای صنعت فوتبالاند. هرچند در فوتبال احترام زیادی برای ونکاتشام وجود دارد، او بیشتر فردی شناخته میشود که به دنبال اجماع است تا تصمیمگیری قاطع.
شایعات درباره احتمال فروش باشگاه نیز بر این عدمقطعیت افزوده است. این موضوع مکررا تکذیب میشود، اما نفس وجود چنین فضایی، ثبات نمیآورد.
البته اگر تاتنهام ساختار فوتبالی کارآمدی داشت، هیچکدام از اینها مسئلهساز نمیشد ولی آنها طی چند ماه، هم مدیر ورزشی و هم سرمربی خود را از دست دادهاند؛ در حالی که میکوشند ساختاری بسازند که یک باشگاه مدرن و نخبه باید داشته باشد. برای مدت طولانی، همهچیز حول محور لوی بنا شده بود.
همین امر باعث شده تاتنهام مدام از یک تیپ مربی به نقطه مقابل آن حرکت کند. ترکیب نامتوازن نتیجه همین رویکرد است. بدتر آنکه «این ترکیب زخمهای فوتبالی متعددی دارد». اکثریت بازیکنان در طول حضورشان در باشگاه، بیشتر بیثباتی دیدهاند تا انسجام.
بازگشت پوچتینو
نسخهای که صبر میطلبد، از باشگاهی کمحوصله!
یک تجدید دیدار میان مائوریسیو پوچتینو و تاتنهام، به صبری نیاز دارد که در این باشگاه کمیاب شده است.
آنها همهچیز را امتحان کردهاند
تاتنهام هاتسپر تقریبا هر راهی را آزموده است. پس از اخراج مائوریسیو پوچتینو در نوامبر ۲۰۱۹ – در حالی که اسپرز در رتبه چهاردهم لیگ قرار داشت و بیهدف به سمت صعود از مرحله گروهی ضعیف لیگ قهرمانان حرکت میکرد – دو مربی قهرمان، اما فرسایشی و سختگیر روی کار آمدند: ژوزه مورینیو و آنتونیو کونته.
آنها سپس یک عملگرای دیگر، نونو اسپیریتو سانتو، را برای آزمون «بیگ سیکس» برگزیدند و زمانی که عملکردها فورا دچار رکود شد، از او عبور کردند.
پس از آن، آنژه پوستکوگلو رسید؛ ایدئولوگ سرسخت تاکتیکی که اصولش در ابتدا هیجانانگیز بود ولی بهتدریج به نقطه ضعف تبدیل شد.
توماس فرانک، اما بیش از هر گزینه دیگری یادآور ورود پوچتینو در سال ۲۰۱۴ به نظر میرسید. هر دو مربی باشگاههایی نهچندان مدعی را به جایگاهی قابل توجه رسانده و زیرساختهای عملیاتی محکمی بنا کرده بودند. هر دو به اندازه مباحث فنی داخل زمین، درباره «فرهنگ» تیم سخن میگفتند و هیچکدام پیشتر در باشگاهی با این ابعاد آزموده نشده بودند.
پوچتینو هم از همان ابتدا موفق نبود
نباید فراموش کرد که پوچتینو نیز در شروع کارش فورا موفق نشد. تا وقفه بازیهای ملی نوامبر در نخستین فصل حضورش، تاتنهام در رتبه دوازدهم قرار داشت و از ۱۱ بازی ابتداییاش پنج شکست و چهار پیروزی کسب کرده بود.
با این حال، آن دوره مقطعی است که به نظر میرسد مربی آرژانتینی با نوعی دلبستگی خاص به آن مینگرد.
او در پادکست High Performance گفت: "وقتی رسیدیم، این فرصت را داشتیم که چیزی ویژه بسازیم. ساخت ورزشگاه جدید، تکمیل زمین تمرین و ایجاد امکاناتی که امروز باشگاه را از نظر زیرساختی در میان بهترینهای جهان قرار داده است. شما به اعتماد مالک نیاز دارید، به اعتماد و دیدگاه فردی مثل دنیل (لوی) برای خلق چنین چیزی؛ و بعد حمایت و صبر، چون در آغاز کار آسان نبود. "
پوچتینو اذعان کرد که او و کادرش مجبور بودند «بسیار خلاق» باشند، زیرا همزمان با ساخت ورزشگاه جدید تاتنهام هاتسپر، «پول زیادی برای سرمایهگذاری روی بازیکنان وجود نداشت».
در نخستین پنجره زمستانی پوچتینو، تنها دو هفته پس از آنکه منچسترسیتی ویلفرد بونی را با ۲۸ میلیون پوند از سوانسی جذب کرد، تاتنهام پنج میلیون پوند بهامکی دانز پرداخت تا دله آلی را به خدمت بگیرد و بلافاصله او را برای کسب تجربه بیشتر به همان باشگاه قرض داد.
پاداش صبر؛ آغاز عصر طلایی مدرن
تاتنهام در گذر زمان به ثبات رسید؛ پس از آنکه در ۱۴ بازی نخست لیگ تحت هدایت پوچتینو شش شکست متحمل شد، در ۲۴ مسابقه بعدی تنها شش بار باخت.
هری کین جایگاه خود را بهعنوان مهاجم اصلی تثبیت کرد، اسپرز با قرار گرفتن در رتبه پنجم سهمیه لیگ اروپا گرفت و محبوبترین دوره مدرن در میان هواداران آغاز شد.
انتصابی نامتناسب در زمانهای بیرحم
دوران توماس فرانک باید بهعنوان انتصابی نامتناسب در مقطعی به یاد آورده شود که باشگاه توان تحمل متوسطبودن را نداشت. امروز، صبر فضیلتی پرهزینه است. با این حال، عصری که تاتنهام مشتاق بازگشت به آن است – یعنی دوران پوچتینو – خود داستانی از پاداش گرفتن صبر بود.
پوچتینو گفت: "ما در مقطعی زندگی کردیم که من مربی بسیار جوانی بودم، از ساوتهمپتون آمده بودم و دنیل واقعا به ما اعتماد کرد و به ما اطمینان و فرصت داد تا کیفیت خود را بهعنوان مربی نشان دهیم. باشگاههای زیادی وجود ندارند که چنین کاری کنند. "
باشگاهی بیقرار در هرم فوتبال
وضعیت چقدر تغییر کرده است؟ تاتنهام اکنون یکی از بیقرارترین باشگاههای هرم فوتبال جهان به شمار میرود. ترکیب فعلی آنها از فهرست آرزوهای چهار سرمربی پیشین شکل گرفته است.
پروفایل سرمربی بعدی – و بهتبع آن، اخراج بعدی – با دوگانگی وضعیت کنونی باشگاه پیچیده شده است: تیمی که دوباره در ربع پایین جدول لیگ گرفتار است، اما با اطمینان به مرحله یکهشتم نهایی لیگ قهرمانان صعود کرده است.
گامهای بعدی برای این دو ماموریت، رویکردهایی کاملا متفاوت میطلبد؛ و انتخاب تاتنهام گویای مسیر آینده خواهد بود.
آیا بازگشت ممکن است؟
بعید است سرمربی تیم ملی آمریکا با وجود بند فسخ قراردادش، تنها چند ماه مانده به جام جهانی خانگی، تیمش را ترک کند. او همچنین نمیخواهد برنامههای پس از جام جهانی را زودتر از موعد آشکار کند. تجربه لوپتگی نمونهای هشداردهنده است.
ولی این بازگشت نیز بیریسک نخواهد بود. دشواریهای پوچتینو در پاریسنژرمن و چلسی بهخوبی مستند شده است؛ باشگاههایی که تاتنهام پس از افتتاح ورزشگاه مدرنش، آرزوی رسیدن به سطح آنها را دارد. کارنامه افتخارات او بیش از آنکه پر از جام باشد، مملو از نایبقهرمانی است.
با این حال، به نظر میرسد پوچتینو مشتاق پذیرش این چالش باشد. در اظهارات عمومی، هنوز از تاتنهام با ضمیر «ما» یاد میکند، حتی زمانی که درباره چلسی صحبت میکند؛ تیمی که اخیرا هدایتش را بر عهده داشت. تابستان گذشته، وقتی شایعات بازگشتش مطرح شد، در پایان یک کنفرانس خبری گفت دلیلش این است که تاتنهام «باشگاه من» است.
استادیومی باشکوه، تجربهای تلخ
در طول یک دهه، ورزشگاه تاتنهام هاتسپر از پروژهای پرهزینه که نیازمند حسابداری سختگیرانه بود، به کلیسای باشکوه و پرتنش فوتبال تبدیل شده است.
اما اخیرا تجربهای تلخ را میزبانی کرده است. هواداران برآورد میکنند از ۱۳ بازی خانگی که فرانک هدایت کرد، در ۹ مسابقه با سوتهای اعتراضی مواجه شد.
فرانک به جمع مربیانی، چون گراهام پاتر پیوست؛ مربیانی که اعتبارشان بر پایه فراتر رفتن از حد انتظار در باشگاههای کوچک بنا شد ولی با ناکامیهای کوتاهمدت در باشگاههای بزرگ آسیب دید؛ و تاتنهام اکنون فراتر از نقطه اضطرار ایستاده است؛ در تعقیب موفقیتهای دیروز، در حالی که بیش از هر زمان دیگری نیازمند ثبات امروز است.
ایگور تودور، سرمربی موقت تا پایان فصل
ایگور تودور با تاتنهام به توافق رسیده که تا پایان فصل بهعنوان سرمربی موقت این تیم فعالیت کند. توافق شفاهی میان طرفین حاصل شده است. اسپرز در تابستان به دنبال انتخاب جانشین دائمی برای توماس فرانک خواهد بود.
آغاز کار با دربی شمال لندن
انتظار میرود تودور هدایت تمرینات تاتنهام را بر عهده بگیرد و نخستین بازی او روی نیمکت اسپرز، دیدار حساس دربی شمال لندن مقابل آرسنال خواهد بود. اولویت سرمربی کروات، حفظ تاتنهام در لیگ برتر است.
متخصص در تثبیت تیمهای بحرانزده
تودور ۴۷ ساله که معمولا از سیستم سهمدافع استفاده میکند، از ماه اکتبر و پس از برکناری از یوونتوس بدون تیم بوده است. او پیشتر هدایت لاتزیو، مارسی، گالاتاسرای و اودینزه را نیز بر عهده داشته و بهعنوان مربیای شناخته میشود که توانایی تثبیت تیمهای بحرانزده در کوتاهمدت را دارد.
*سید محمدطاهر شاهین