باور دارم که امسال، سال ماست

کیهان ورزشی-
از دوران پرشکوه آرسنال، تقریبا به اندازه سن مارتین اودگارد گذشته است. آن زمانی که "توپچیها" شکستناپذیر بودند، اودگارد پسربچهای کوچک در شهر درامن نروژ بود که در حیاط خانهشان به توپ شوت میزد. او خیلی بچهتر از آن بود که قدرت تیم آرسن ونگر یا معنای سلطه بر فوتبال انگلیس بدون متحمل شدن هیچ شکستی را درک کند، اما آن تیم آرسنال تبدیل به معیاری شد که بعد از آن بقیه تیمها بر اساس آن سنجیده میشوند و این موضوع شامل پسرک اهل اسکاندیناوی که روزی با ونگر شام میخورد و حتی بازوبند کاپیتانی "توپچیها" را بر بازو میبندد هم میشود.
برای آرسنالیها، سالهای اخیر کمتر با قهرمانی و بیشتر با ناکامی سپری شده است. گاهی اوقات آنها به قهرمانی بسیار نزدیک شدهاند ولی هیچوقت نتوانستهاند جام را بالای سر ببرند. این پس زمینه باشگاهی است که اودگارد این روزها در آن نقش محوری دارد و "توپچیها" با کمک او میخواهند بالاخره از گذشتهشان خلاص شوند. تیم فعلی آرسنال بسیار جوان و پرعطش است و در قلب این تیم کاپیتانی حضور دارد که طوری بازی میکند که انگار در تلاش است مشکلی را حل کند.
اودگارد آن بازیکنی است که به این آرسنال شفافیت و باور میبخشد. اودگارد بازیکنی بسیار رقابتطلب با داستانی جالب و ایدهای مشخص در مورد مسیر پیشرویش است. او که بچهای کوچک در خانه دارد در مورد بازگشت به خانه بعد از تمرینات و مسابقات میگوید: «نباید زیاد سر و صدا کنم، اما حالا دیگر تجربهام بیشتر شده است. حضور خانوادهام در خانه کمک زیادی به من میکند. روزهایی که تعطیل هستیم سعی میکنم زمانم را در خانه بگذرانم و بدنم را برای مسابقه بعد آماده نگه دارم.»
میخواهیم شروع به صحبت در مورد دنیای اودگارد کنیم و همه چیز از منزل او شروع میشود، جایی که هلن همسر او و ماتئو پسر کوچکش که در سال ۲۰۲۴ به دنیا آمده حضور دارند و اودگارد نام پسرش را روی کفشهای ورزشی خود حک کرده است. او میگوید: «پدر بودن باورنکردنی است. حس فوقالعادهای دارد و معنای تازهای به زندگی میبخشد. هر روز سعی میکنم بهترین پدر ممکن باشم و به او کمک کنم. ماتئو هنوز خیلی کوچک است و تازه شروع به راهرفتن کرده، اما میخواهم وقتی بزرگتر شد کنارش باشم و کمک کنم به بهترین شکل ممکن بزرگ شود.»
اودگارد میگوید که خانوادهاش باعث میشود فشار مسابقات از رویش برداشته شود: «آنها باعث میشوند حس خوبی داشته باشم و آرام شوم. دیدن فرزندم حس خوبی دارد و کمک زیادی به من میکند. گاهی اوقات بهترین کار این است که اصلا به فوتبال فکر نکنم، به خانه بیایم و قدم به دنیایی کاملا متفاوت بگذارم. همیشه دایره افراد نزدیکم کوچک بوده است. خانوادهام اهمیت زیادی برایم دارد و این موضوع را هیچوقت فراموش نمیکنم.»
آرسنال در نیمفصل اول مسابقات این فصل شکستهای کمی متحمل شده و به همین خاطر اودگارد بعد از مسابقات فرصت بیشتری برای استراحت داشته است. او میگوید: «گاهی اوقات برخی از اتفاقات در جریان مسابقه آزارتان میدهد، این که میتوانستید کاری را بهتر انجام دهید یا حتی نگاهی دوباره به کار خوبی که انجام دادهاید بیندازید. گاهی اوقات این کار را میکنم، اما بیشتر اوقات به خانه برمیگردم و دیگر ذهنم را چندان به فوتبال مشغول نمیکنم. همه چیز را به فردا موکول میکنم و شروع به استراحت میکنم. توانایی انجام چنین کاری را دارم.»
کاپیتان بینقص
پیش از فصل ۲۰۲۳-۲۰۲۲ بود که اودگارد توسط میکل آرتتا به عنوان کاپیتان اصلی باشگاه انتخاب شد، سمتی که مسئولیت زیادی به همراه دارد ولی به نظر میرسد باعث ایجاد مزیتهای بیشتری برای اودگارد نشده است. او میگوید: «بعضی اوقات بعد از مسابقات یک روز تعطیل هستیم، اما وقتی هر سه روز یک بار بازی میکنید، زمان زیادی وجود ندارد. باید سر تمرین بیاییم، ریکاوری کنیم و با نگاه به ویدیوی مسابقات، اتفاقات را تحلیل کنیم.»
اودگارد میگوید ریکاوری یک انتخاب اضافه نیست بلکه بخشی از پروسه تمرین آنهاست: «بدن مهمترین چیز است. وقتی میآییم، همه آماده هستند، فیزیوتراپها، اتاق درمان و کارهای ریکاوری. به نظرم حضور در باشگاه بعد از مسابقات اتفاق خوبی است و باعث میشود بدن دوباره حس خوبی داشته باشد. برگشتن به باشگاه بعد از یک پیروزی حس خیلی خوبی دارد. همه مثل یک خانواده هستیم و زمان زیادی را کنار هم میگذرانیم و همه با هم رابطه خوبی دارند.»
اودگارد، به عنوان کاپیتان آرسنال، از اهمیت نقش خود در بیرون از زمین هم به خوبی آگاه است: «مراقبت از افراد اطرافم بخش مهمی از کارم است. باید مطمئن شوم حال همه خوب است و سرحال هستند. هر تیم از افراد مختلفی ساخته میشود و هر کس نیازی متفاوت دارد و بخش مهمی از وظیفه من، درک این موضوع است. اگر بتوانم به هر شکلی کمک کنم، سعی میکنم وظیفهام را انجام دهم.»
نتایج، عملکرد، رشد بازیکنان و دستورات تاکتیکی فراوان آرتتا، همگی به نظر میرسد که در این تیم آرسنال به خوبی با هم جفت و جور شدهاند ولی چه چیزی واقعا امسال توازن را به شمال لندن آورده است؟ چه چیزی باعث شده که آنها از همیشه به قهرمانی نزدیکتر باشند؟ اودگارد میگوید: «سوال سختی است. اول از همه، تجربه بیشتری داریم. چیزهای زیادی را به عنوان یک گروه در کنار هم تجربه کردهایم. چند سالی هست که به قهرمانی نزدیک هستیم و حضور در این شرایط و جنگیدن برای قهرمانی و بهترین عناوین دنیای فوتبال باعث میشود چیزهای زیادی یاد بگیرید. همه ما اندکی رشد کردهایم و بزرگتر شدهایم و باشگاه هم با جذب بازیکنان خوب، عملکرد واقعا خوبی داشته است. میتوان این را در تیم دید. داشتن بازیکن زیاد مهم است، اما داشتن تیمی باکیفیت به همان اندازه اهمیت دارد، چرا که فصل طولانی است و اتفاقات زیادی ممکن است بیفتد.»
به تمرینات روزانه برگردیم، چیزی که به ندرت تیتر رسانهها میشود. اودگارد میگوید: «هر روز تمرین میکنیم. به سختی در تلاشیم تا بهتر شویم. روی مسائل کوچک تمرکز میکنیم و هر روز میخواهیم بهتر باشیم. واقعا بر این باورم که بهترین کار ممکن همین است. به همین خاطر هم هست که باور دارم امسال قرار است سال ما باشد.»
اودگارد با آرامش این جمله را میگوید و بیشتر از این که با غرور حرف بزند، با اعتماد به نفس است و لحن بازیکنی را دارد که حس میکند تیم آرسنال پایه و بنایی مستحکم دارد. از نظر فردی هم او بازیکنی متفاوت نسبت به روز اولی است که در سال ۲۰۲۱ به آرسنال پیوست ولی چه چیزی عوض شده است؟ کاپیتان آرسنال میگوید: «خیلی چیزها. هر چقدر بزرگتر میشوید، چیزهای بیشتری یاد میگیرید و رشد میکنید و این حاصل تجربه است. احتمالا این روزها اندکی خونسردتر هستم. بارها در چنین شرایطی بودهام و میدانم باید چه کار کنم و به تیم چه بگویم. باید هر روز این کارها را انجام دهید و در لحظه بمانید. خیلی زیاد به جلو نگاه نکنید و به این که در هفتهها یا ماههای آینده هم چه پیش میآید فکر نکنید. باید در زمان حال ماند و هر روز بهترین عملکرد را داشت.»
از نظر تیمی هم چنین قواعدی وجود دارد. او میگوید: «وقتی مصدوم زیاد داشتیم، بازیکنان زیادی پا پیش گذاشتند و میشد کیفیت تیم را دید. نحوه تمریناتمان پایه و اساس کاری که میخواهیم انجام دهیم را بنا میکند. میدانیم قهرمانی در این لیگ چقدر سخت است. دو فصل پیش را به خاطر دارم که در مقطع پایانی فصل بینقص بودیم و تقریبا شکست نخوردیم و امتیازات زیادی گرفتیم و باز هم قهرمان نشدیم. این نشان میدهد که قهرمانی چقدر سخت است. نیاز داریم که بهترین باشیم و به همین خاطر هر روز سعی میکنیم بهترین عملکردمان را داشته باشیم.»
کلیدیترین نکته در این تیم در حال پیشرفت، نوع رابطه آرتتا و کاپیتانش است. این رابطه روی اعتماد و نگاه مشترک به مسابقات بنا شده و با گذر زمان دائما تقویت شده است. با وجود برخی از انتقادها، باور آرتتا به اودگارد هیچوقت متزلزل نشد. وقتی این فصل هم بحث کاپیتانی تیم یک بار دیگر به میان آمد، جواب آرتتا کاملا قاطع بود: «نظر من مشخص است و این فقط نظر من نیست. تمام کادر فنی و بازیکنان نیز همین نظر را دارند. از آنها خواستم برای کاپیتانی به یک نفر رای بدهند و نتیجه را دیدم و با فاصله زیاد همه یک نفر را انتخاب کرده بودند: مارتین. این واضحترین نشانه ممکن است.»
آرتتا یک بار گفته است که بازیکن نروژی تیمش، بهترین کاپیتان برای آرسنال است. اودگارد با لبخند میگوید: «نمیدانم، این را باید از او بپرسید، اما قطعا خوشحالم که چنین حرفی زده است. کاپیتانی به این معنی است که حتما کاری را درست انجام دادهایم و مربی رضایت دارد. شنیدن چنین چیزی خیلی لذتبخش است. کاپیتانی آرسنال چیزی است که واقعا به آن افتخار میکنم، چون این باشگاه فوقالعاده است و تیم و مربی فوقالعادهای دارد. این مسئله چیزی نبود که برای رسیدن به آن خیلی تلاش کنم. خودش به شکلی طبیعی اتفاق افتاد و به همین خاطر انجام دادن وظایف آن نیز آسانتر است.»
احترام به مربی
اودگارد طوری در مورد مربیاش صحبت میکند که نمیتوان نشانههای احترام عمیق را ندید. این هافبک میگوید: «او با تمام توان زحمت میکشد. همیشه از همه، تمام توان شان را میخواهد، به خصوص در مسابقات و وقتی شرایط به نفع ما پیش نمیرود. دیدش به فوتبال و آگاهی تاکتیکی و درکش از نیاز به تغییرات در جریان مسابقه برای گذر از شرایط سخت یا عوض کردن نتیجه فوقالعاده است و هیچوقت مثل آن را ندیدهام. درکش از بازی و نحوه انتقالش به ما عالی است و در شرایط سخت کمک زیادی میکند. چیزهای زیادی به من گفته که حتی به آن فکر هم نمیکردم. بعد به حرفهایش عمل میکنید و متوجه میشوید چقدر منطقی بوده است. گاهی اوقات فقط یک نکته کوچک است و گاهی اوقات نکتهای قابل توجه، اما مسائلی هستند که حتی فکر نمیکردید مهم باشند تا زمانی که او به شما میگوید. توجهش به جزئیات باورنکردنی است. در پست من، اکثر اوقات همه چیز به تحرکات بستگی دارد. گاهی اوقات مسئله جهت دویدن است. شاید اندکی به سمت راست بروم و به من بگوید لازم است به چپ بروم یا اول یاری را دنبال کنم و سپس به چپ بروم، مسائلی این چنینی، مسائلی کوچک مثل این که چطور به جلو حمله کنی یا توپ بخواهی.»
اودگارد عوامل دیگری را به بازیاش اضافه کرده است، عادتهایی که در طول سالیان تحت هدایت پدرش و درسهایی که از باشگاههای گذشتهاش گرفته، شکل داده است که مهمترین آنها در مورد بازی، کنترل توپ و فوتبال بازی کردن به شکل خودش است. او میگوید: «این مسئله مهمی است. در فوتبال باید جریان و سرعت بازی را کنترل کرد. باید بدانید که چه زمانی سرعت بازی را زیاد یا کم کنید. گاهی اوقات باید سریع بازی کنید تا به شکل درست از فضای ایجاد شده استفاده کنید و گاهی اوقات باید سرعت را کم کنید و منتظر لحظه مناسب بمانید. توازن، نکتهای کلیدی است.»
این تجربه و چنین جزئیاتی که تقریبا از روی سکوها دیده نمیشود، اودگارد را تبدیل به بازیکن امروزی کرده است. آرتتا بود که اودگارد را به آرسنال آورد، ابتدا در ژانویه ۲۰۲۱ و به طور قرضی از رئالمادرید و درست زمانی که دوران این هافبک در اسپانیا دیگر طبق برنامههای مورد انتظارش پیش نمیرفت. یک جلسه آنلاین اینترنتی در نهایت اتفاقی تعیینکننده بود. اودگارد میگوید: «به محض این که با آرتتا صحبت کردم، همه چیز برایم واضح و روشن بود. بعد از صحبت با او و مدیر ورزشی باشگاه، متقاعد شدم که قدم درستی برای من است. او گفت که چه انتظاری از من دارد، میخواهد در تیم چه کار کنم، چه دیدگاهی نسبت به من به عنوان یک بازیکن دارد و چگونه در تیم جا میافتم. نحوه صحبت او در مورد فوتبال و علاقهاش به این ورزش طوری بود که دیگر بعد از آن گفتوگو هیچ شکی نداشتم.»
اگر به زمان حال برگردیم، یک خصوصیت بیش از هر چیز دیگری توصیف کننده تیم فعلی آرسنال است که اودگارد قلب آن محسوب میشود: عمق زیاد ترکیب.
آنها گزینههایی دارند که میتوانند بازی را کنترل کنند و به یک اندازه باهوش و انعطافپذیر هستند، به خصوص در خط هافبک. صحبت از مارتین زوبیمندی میشود و اودگارد لبخند میزند: «او باورنکردنی است. این را میدانستم، چون سابقه بازی در کنار او را داشتم و زمانی که در رئال سوسیداد بودم، کیفیتش را دیده بودم. بلافاصله میتوان کیفیت او را دید. درک بالایی از فوتبال دارد و بسیار باهوش است. جایگیری بدون توپ، نحوه بازپسگیری توپ و... او قویترین یا بزرگترین بازیکن زمین نیست، اما بسیار باهوش است. بازی در کنار او فوقالعاده است. لیاقت همه تحسینهایی که میشنود را دارد.»
خط هافبک آرسنال احتمالا در حال حاضر بهترین خط هافبک اروپا و پر از بازیکنانی است که هم باکیفیت و هم باشخصیت هستند. حضور در زمین مسابقه در کنار بازیکنانی نظیر زوبیمندی، دکلان رایس، میکل مورینو و ابرچی ازه و... چه حسی دارد؟ اودگارد میگوید: «عالی است. اندکی تفاوت داریم ولی به خوبی در کنار هم کار میکنیم. این حس را دارم که انگار بهترین بازی را از هم میگیریم. همدیگر را تکمیل میکنیم و در گذر زمان بهتر و بهتر میشویم. بازیکنان در مورد خواستههای شما یاد میگیرند و خودشان هم میفهمند چه انتظاراتی باید داشته باشند. رابطه و اعتماد بین بازیکنان به این شکل تقویت میشود و این کمک میکند با هم وفق پیدا کنیم.»
تحقق رویا
اما اودگارد چگونه به جایی که امروز هست، رسیده است؟ به عنوان یک نوجوان، مارتین کار خود را در یک باشگاه محلی در درامن آغاز کرد، جایی که پدرش هانس اریک در آن مربیگری میکرد. در سال ۲۰۰۵ و وقتی مارتین ۶ سال داشت، والدینش و سایر افراد حاضر در باشگاه هر یک ۴۲۰۰ پوند سرمایهگذاری کردند تا زمین آسفالت باشگاه را تبدیل به چمن مصنوعی کنند. این زمین به خانه مارتین خیلی نزدیک بود و او ساعتهای بیشماری را در آنجا صرف تقویت مهارتهایش کرد.
بسیاری آن زمین را یکی از عوامل کلیدی رشد این بازیکن میدانند و شاید در نبود این زمین، سرنوشت مارتین به سمتی دیگر یا حتی ورزشی دیگر میرفت. اودگارد هم به اهمیت آن زمین اعتراف میکند، اما میگوید برایش تعیینکننده نبوده است. او میگوید: «اگر بخواهم صادق باشم، راهی پیدا میکردم. حتی اگر لازم میشد سوار دوچرخه شوم، بدوم یا هر کار دیگری انجام دهم تا به یک زمین فوتبال برسم. تنها چیزی که میخواستم، فوتبال بازی کردن بود ولی وجود آن زمین هم واقعا اهمیت داشت. وقتی آن را درست کردند که خیلی جوان بودم و میتوانم بگویم زمانبندیاش فوقالعاده بود. خوششانس بودم، چون تمام دوستانم فوتبال بازی میکردند. همه بچههای محل آنجا بودند. گزینه دیگری وجود نداشت. همه ما فقط به دنبال فوتبال بودیم.»
پدر اودگارد خودش فوتبالیستی حرفهای بود که در اشتورمزگادست در درامن بازی میکرد، همان باشگاهی که مارتین هم بعدها دوران بازی خود را از آن آغاز کرد. اگر چه هانس اریک هیچوقت نتوانست به طور دائم در تیم ملی نروژ بازی کند، اما دوران حرفهای طولانی مدتی در کشور خودش داشت و سپس رو به مربیگری آورد و همین موضوع، رابطه پدر و پسری را تحت تاثیر قرار داد. اودگارد میگوید: «اولین مسابقهای که در ورزشگاه تماشا کردم، یکی از مسابقات پدرم بود و ۵ یا ۶ سال داشتم. او مرا آموزش میداد و بعد از تمرینات گروهی هم میماندیم تا تمرین کنیم. با او تمرینات انفرادی زیادی انجام دادم. از همان سن پایین، فقط میخواستم بهترین باشم.»
حتی امروز هم تاثیر آن تمرینات، در سبک بازی اودگارد دیده میشود. او اولین بازی خود در لیگ برای اشتورمزگادست را در آوریل ۲۰۱۴ و در حالی که تنها ۱۵ سال و ۱۱۸ روز سن داشت، انجام داد تا تبدیل به جوانترین بازیکنی شود که در سطح اول تاریخ فوتبال نروژ به میدان میرود.
حالا که به گذشته نگاه میکنیم، مهمترین لحظه آن روز، اولین بازی مارتین نبود بلکه اتفاقی بود که اندکی بعد از آن افتاد. اودگارد میگوید: «اولین گلی که برای اشتورمزگادست زدم را به خاطر دارم. قبل از روز ملی نروژ بود. گلزنی کردم و فردای آن راهپیمایی بزرگی در شهر انجام شد. به خاطر دارم که همه به من میگفتند عجب گلی زدی و همه جا مرا میشناختند و این اندکی عجیب بود.»
در آگوست همان سال، در حالی که مارتین در ردههای پایه تیم ملی نروژ به میدان رفته بود، به طرز قابل توجهی به تیم بزرگسالان کشورش دعوت شد و در حالی که هنوز ۱۵ سال داشت، در دیدار مقابل تیم ملی امارات اولین بازی خود را انجام داد. حالا فقط مسئله زمان بود تا بزرگترین باشگاههای اروپا به سراغش بیایند. اتفاقی که افتاد، برگزاری توری در میان بزرگترین باشگاههای قاره بود و بازیکن جوان از زمینهای تمرینی باشگاهها دیدار کرد. او با پرقدرتترین شخصیتهای دنیای فوتبال دیدار میکرد تا برای خودش آیندهای بسازد که خیلی زودتر از انتظارش به سراغش آمده بود. او میگوید: «تجربه عجیبی بود. ۱۵ سال داشتم و ناگهان با جت اختصاصی به جاهای مختلف میرفتم و با مربیان و بازیکنان بزرگ دیدار میکردم. انگار در رویا به سر میبردم. همیشه دلم میخواست برای بزرگترین باشگاهها و در بزرگترین لیگهای دنیا بازی کنم و ناگهان این اتفاق داشت میافتاد.»
بیشتر این ماجرا را پدر مارتین مدیریت کرد و در این میان اودگارد از باشگاههای بزرگی نظیر بایرنمونیخ، بروسیادورتموند، رئالمادرید، لیورپول، منچستریونایتد و حتی آرسنال دیدن کرد. با این حال "توپچیها" تاثیری دائمی روی مارتین گذاشتند. حتی قبل از بازگشت اودگارد به لندن، او یک بار با آرسن ونگر دیدار کرده و شام خورده بود. او میگوید: «واقعا نزدیک بود که آرسنال را انتخاب کنم. آنجا تمرین کردم و آرسن ونگر، من و پدرم را برای شام به بیرون برد. دائم به خودم میگفتم: این آرسن ونگر است... با تماشای او از تلویزیون بزرگ شده بودم و حالا ناگهان کنارش نشسته بودم و شام میخوردم. پیش خودم میگفتم اگر سیبزمینی سرخ کرده بخورم، مرا قضاوت میکند؟ بخورم یا نخورم؟»
با وجود تمام این هیجانات، اودگارد هنوز یک نوجوان بود که سعی داشت بفهمد باید کجا بازی کند و پیدا کردن جواب این سوال زمان میبرد. در این میان، رابطهای بین او و باشگاه آرسنال شکل گرفت. اودگارد میگوید: «تصمیم گرفتم به رئالمادرید بروم، چون فکر میکردم در آن زمان بهترین گزینه است، اما بله، واقعا نزدیک بود به آرسنال بروم.»
روز عجیب
و اودگارد به مادرید رفت و حضورش لحظات خندهداری به همراه داشت. او میگوید: «وقتی از نروژ راه افتادیم، صبح خیلی زود بود. باید زود بیدار میشدیم به همین خاطر فقط چند دست لباس از کمدم برداشتم و کتم را در دست گرفتم. فکر میکردم وقتی رسیدیم به هتل میرویم، دوش میگیریم و لباس عوض میکنم. با این حال به محض این که رسیدیم، برنامه شلوغی مقابلمان قرار گرفت. از فرودگاه مستقیما به بیمارستان و سپس سر تمرین رفتیم و ناگهان گفتند که وقت حضور در کنفرانس مطبوعاتی است. میتوانید وضع مرا در آن کنفرانس ببینید که چه مدل مو و لباسهایی داشتم ولی خوشحال بودم و به خودم افتخار میکردم و واقعا به چیزهای دیگر اهمیت نمیدادم. الان میفهمم که چقدر شرایط عجیبی بوده که با آن سن کم و با آن همه توجه و فشار به آنجا رفتم. در آن زمان خیلی به این مسائل فکر نمیکردم.»
رئالمادرید اعلام کرد که اودگارد با تیم اصلی تمرین خواهد کرد ولی در تیم ذخیرهها به میدان فرستاده میشود. در نهایت، او تنها ۱۱ بار برای تیم اصلی رئالمادرید بازی کرد و بعد به صورت قرضی به تیمهای هیرنفین، ویتسه و رئالسوسیداد فرستاده شد تا در نهایت به آرسنال رفت. او میگوید: «وقتی به رئال رفتم، این طور نبود که انتظار داشته باشم که در عرض دو سال به سه باشگاه مختلف قرض داده شوم، اما فوتبال همین است. زیاد برای تیم اول رئال بازی نکردم و حس کردم که باید به جایی بروم که در تیم اصلی بازی کنم تا بتوانم به عنوان یک بازیکن و انسان رشد کنم. حضور در لیگ هلند ناگهان پیش آمد، اما قدم بسیار خوبی برای من بود. لیگ هلند و باشگاههایی که در آن به میدان رفتم، هر دو به رشد من کمک کردند. آنها به بازیکنان جوان اعتماد میکردند و این برایم اهمیت زیادی داشت. رفتن به آنجا تصمیم خوبی بود و بخش بزرگی از کسی که الان هستم را شکل داد.»
در رئالسوسیداد، اودگارد نقش مهمی در مسیر این تیم در فتح کوپادلری داشت. البته فینال به خاطر همهگیری کرونا به تعویق افتاد و زمانی برگزار شد که اودگارد از این تیم جدا شده بود. او میگوید: «قرار بود دو سال در سوسیداد بمانم ولی در نهایت یک سال ماندم. دوران کرونا بود و خرید بازیکن جدید آسان نبود و به همین خاطر رئالمادرید مرا برگرداند تا بخشی از تیم باشم و برای جایگاهم بجنگم. تلاشم را کردم، اما در نهایت آن طور که باید نشد و به همین خاطر به آرسنال رفتم. زندگی و فوتبال همین است و حس بدی در موردش ندارم. هیچوقت نمیدانید چه میشود و گاهی اوقات اتفاقات متفاوتی میافتد. همین. همه این مسائل بخشی از چیزی است که امروز هستم.»
حس خوب " در خانه بودن "
این روزها اودگارد بعد از سپری کردن دوران عجیبی که خیلی از بازیکنان جوان و با استعداد با آن روبهرو میشوند، در انگلیس جا افتاده و خوشحال به نظر میرسد. آیا او در لندن حس در خانه بودن دارد؟ اودگارد میگوید: «قطعا، رفتن به چند تیم مختلف، از یک نظر خوب بود، چرا که چیزهای زیادی یاد گرفتم و با مربیان مختلف و فرهنگهای متفاوت آشنا شدم ولی در عین حال دلم ثبات میخواست که در آرسنال و لندن پیدا کردهام. از اولین باری که پا به زمین تمرین آرسنال گذاشتم، حس کردم به اینجا تعلق دارم. حس کردم در خانهام و به همین خاطر توانستم به خوبی در اینجا جا بیفتم. این که حس کنید برای مدت زمانی طولانی بخشی از چیزی هستید، حس خوبی دارد، چرا که میتوانید با هم رشد کنید و بهتر شوید. وقتی به اینجا آمدم، وضعیتمان مثل الان نبود. این که در این ماجراجویی شرکت داشتم، برایم باارزش است. در مورد تیم ملی هم همین است.»
اودگارد نه تنها به پیشرفت آرسنال کمک کرده بلکه بعد از ۲۶ سال تیم ملی نروژ را به یک تورنمنت معتبر رهنمون کرده است. اگر چه او به خاطر مصدومیت سه بازی انتخابی آخر تیمش را از دست داد، اما قبل از آن در ۵ بازی ۷ پاس گل داده بود تا نروژ دو برد خوب مقابل ایتالیا با نتیجه سه بر صفر و برد ۱۱ بر یک مقابل مولداوی را به دست بیاورد. ۴ پاس گل او به دوست و رقیبش در منچسترسیتی یعنی ارلینگ هالند بود. این دو در لیگ برتر برای کسب قهرمانی با هم رقابت میکنند و سپس هر دو پیراهن تیم ملی نروژ را میپوشند و هیچیک هم با این موضوع مشکلی ندارند. اودگارد میگوید: «با این موضوع راحتیم. همه میدانند با هم رقابت داریم، اما وقتی صحبت از تیم ملی یا دنیای بیرون از فوتبال است، اصلا در مورد رقابت حرف نمیزنیم. دوستان خوبی هستیم و خیلی در مورد فوتبال حرف نمیزنیم. باید همین طور هم باشد. هر اتفاقی در زمین مسابقه میافتد، همانجا میماند. یکی از زیباییهای فوتبال همین است.».
اما اودگارد جوانی که در حیاط خانهشان به توپ شوت میزد، چه چیزی باید به کاپیتان ۲۷ ساله آرسنال و تیم ملی نروژ بگوید؟ آیا اودگارد جوان از شرایط این روزهای خودش متعجب میشود؟ اودگارد میگوید: «نمیدانم تعجب میکند یا نه. اگر به آن بچه نگاه کنید، میبینید که همیشه به خودش باور داشته است و میدانسته که موفق میشود. به همین خاطر شاید بگوید:"دیدی حق با من بود؟ " البته در مورد برخی از مسائل تعجب خواهد کرد ولی فکر میکنم از دیدن جایی که الان هستم واقعا خوشحال شود، چرا که در یکی از بهترین باشگاهها و سختترین لیگهای دنیا بازی میکنم و در جامجهانی بعدی هم حضور دارم. بله. او خوشحال خواهد شد.»
اودگارد با لبخند این را میگوید و این بهترین شکل ممکن برای پایان دادن به گفتوگو است، با رضایتی در مورد دوران حرفهای که گذرانده و همچنان ادامه دارد.
*آرمین زمانی