ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
30/خرداد/1405
|
23:04
|
کد خبر: ۹۳۷۵۲
۱۰:۵۳
۱۴۰۵/۰۲/۲۶

آغاز فصل جدید تیم امید با حسین عبدی

آغاز فصل جدید تیم امید با حسین عبدی

کیهان ورزشی- 

 

با انتخاب حسین عبدی به عنوان سرمربی تیم فوتبال امید، این تیم رسماً حرکت خود برای حضور در بازی‌های آسیایی ناگویا و آماده‌سازی برای المپیک را آغاز کرده است. اینکه انتخاب سرمربی جدید از چه کانالی صورت گرفته و اساساً محصول یک پروژه فنی با بهره‌گیری از نظرات کارشناسی بوده یا خیر، فعلاً به دلیل عدم شفافیت پاسخی ندارد، اما شنیدن نام حسین عبدی، با توجه به سلسله مراتب او در مربیگری طی سال‌های گذشته و همچنین با در نظر گرفتن توانایی‌های فنی‌اش، می‌تواند اتفاقی امیدوارکننده باشد. با این حال بدیهی است که انتخاب سرمربی تنها یک بخش از ماجراست و باید دید حمایتی که از وی و تیم تحت رهبری‌اش لازم است، از سوی مدیران فدراسیون واقعاً وجود خواهد داشت یا اینکه داستان قدیمی «بچه سرراهی بودن تیم امید» این بار به شکل دیگری تکرار خواهد شد.

حسین عبدی در اولین مصاحبه خود پس از رسیدن به سرمربیگری تیم امید به صراحت به این نکته مهم اشاره کرد که برای موفقیت، ضمن داشتن نگاه بلندمدت، نیازمند حمایت است. او که طی سال‌های اخیر با تمرکز بر کار فنی در رده‌های سنی پایه به دنبال ایجاد نسلی قدرتمند بوده، در گذشته ثابت کرده که می‌تواند اثرگذاری مثبتی داشته باشد، منتها به شرط آنکه برنامه‌ها و طرح‌هایش با نگاه مدیریتی درست فدراسیون همراه شود. متأسفانه تجربه نشان داده که مدیران فدراسیون به دلیل نداشتن شاخصه‌های لازم مدیریت ورزشی و فقدان شناخت کافی از بستر فوتبال، نه تنها توانایی حمایت واقعی از برنامه‌های فنی را نداشته‌اند، بلکه پیگیری این اهداف را هم به درستی انجام نداده‌اند. امیدواریم این بار تیم امید بتواند نیم‌قرن انتظار برای موفقیت را به پایان برساند و مسیر تازه‌ای را آغاز کند.
موفقیت تیم امید نه تنها به توانایی سرمربی و بازیکنان، بلکه به همگرایی همه عوامل مدیریتی، فنی و حمایتی وابسته است. اگر این هماهنگی و توجه به نیاز‌های واقعی تیم به وجود آید، می‌توان انتظار داشت که تیم امید با انگیزه‌ای تازه و برنامه‌ای مستحکم، به دستاورد‌های مهمی برسد و تصویر تیمی قدرتمند و سازمان‌یافته را به جامعه فوتبال کشور نشان دهد.

جنگ، تیم ملی و یک یادآوری مهم

تیم ملی فوتبال ایران، با وجود تمام مشکلات پیش روی خود در بحث آماده‌سازی و به‌رغم تنگنا‌هایی که جنگ تحمیلی برایش ایجاد کرده، با اتکا به داشته‌های خود و بهره‌گیری از امکانات موجود، به سوی جام جهانی حرکت می‌کند. مهم‌ترین و بزرگ‌ترین مشکل این تیم، نبود حریف تدارکاتی است و همین امر باعث شده تا مربیان تیم ملی فعلاً به دیدار‌های درون‌تیمی دلخوش باشند. با این حال، تیم ملی با وجود تمام مسائل و کارشکنی‌های موجود، تسلیم نشده و کار خود را با جدیت ادامه می‌دهد. این حرکت ارزشمند است ولی در پیرامون این تلاش‌ها نکته‌ای مهم به چشم می‌آید که نیاز به یادآوری دارد و مخاطب آن هم کادر فنی، به‌ویژه امیر قلعه‌نویی است.

این تیم که قرار است در مهم‌ترین رویداد تمام دوران حیات خود، از اعتبار فوتبالی یک کشور پهناور و عزیز دفاع کند، باید ترکیبی از بهترین‌های فوتبال ایران باشد. اتفاقات و عملکرد این تیم به شدت رصد می‌شود و مربیان تیم ملی باید بدانند که وظیفه‌شان از هر زمان دیگری سنگین‌تر است. آنها موظف‌اند بهترین‌ها را برای بازی در آوردگاه جهانی انتخاب کنند؛ ترکیبی که جز شایسته‌سالاری و توان فنی واقعی، معیار دیگری نداشته باشد و هیچ شرایط خاص یا فشار بیرونی بهانه‌ای برای خدشه‌دار کردن قدرت فنی تیم ایجاد نکند و خدایی ناکرده شرایط خاص امروز، مجالی به کسی یا کسانی ندهد که حقی را ناحق کنند و یا تحت تاثیر مشاورنما‌ها یا با مصلحت اندیشی‌های کاذب از قدرت فنی تیم‌مان کاسته شود.

پروژه عادی‌سازی دروغ در ورزش ایران!

دو بازیکن مطرح فوتبال ایران اخیراً در یک برنامه زنده تلویزیونی حاضر شدند و در پاسخ به سوال مجری که پرسیده بود آیا درس می‌خوانند، پاسخ دادند که دانشجو هستند. در ادامه، وقتی مجری از آنها پرسید در کدام دانشگاه تحصیل می‌کنند، از پاسخ دادن عاجز مانده و اعلام کردند که نام محل تحصیل خود را فراموش کرده‌اند! این اتفاق با خنده‌های مجری همراه شد. او که پیش‌تر از زبان یک دروازه‌بان سرشناس و ملی‌پوش هم پاسخ‌هایی نادرست شنیده بود، با همین پرسش و پاسخ کوتاه توانست توجه مخاطبان را جلب کرده و بخش مورد نظر برنامه را «وایرال» کند.

کاری به این برنامه و مجری‌اش - که قبلاً هم از چنین ذوق‌زدگی‌هایی بهره برده بود - نداریم، اما طرح ادعا‌های نادرست از سوی بازیکنان جوان و ملی کشورمان نه تنها جای تأسف دارد، بلکه خطرناک نیز هست. خطرناک از این حیث که این بازیکنان با چنین رفتارهایی، دروغ و دروغگویی را در فضای ورزش، جایی که باید صداقت و اخلاق محور باشد، عادی جلوه می‌دهند. البته این اتفاق ادامه سال‌ها ولنگاری در فضای ورزش است. در ورزشی که حتی برخی از بزرگان و مدیران آن نیز از دروغگویی ابایی نداشته‌اند، از بازیکنان جوانی که در ابتدای راه هستند انتظار زیادی نمی‌توان داشت. شاید اگر در این ورزش همه چیز در جای خود بود، مربیان با چنین رفتار‌هایی برخورد می‌کردند، اما از آنجا که دغدغه اخلاقی در اینجا کمرنگ است، نباید منتظر واکنش خاصی بود.

اگر همان شبی که یک بازیکن درجه اول ملی - از نظر فنی - مقابل دوربین برنامه زنده از پروسه دریافت مدرک دکترای خود به دروغ سخن گفت یا یک مدیر سابق فوتبال از مدرک دکترای مسئله‌دار خود دفاع کرد، کسی پیدا می‌شد و با این اراجیف مقابله می‌کرد، امروز شاهد رواج چنین رفتار‌ها و بی‌احترامی به جامعه و مخاطب ورزش نبودیم.

مشکل اصلی تنها دروغگویی نیست، بلکه عادی شدن آن است. وقتی مخاطب بار‌ها با چنین صحنه‌هایی مواجه می‌شود، ناخودآگاه باور می‌کند که دروغگویی در ورزش قابل قبول است و اخلاق حرفه‌ای فقط یک شعار است. این مسئله نه تنها اعتبار ورزشکاران را خدشه‌دار می‌کند، بلکه جوانانی را که تازه به این فضا وارد می‌شوند، به مسیر اشتباه هدایت می‌کند. اگر ورزش ایران قصد دارد به جایگاه واقعی خود برسد، اصلاح اخلاقی باید به همان اندازه اهمیت پیدا کند که موفقیت فنی مهم است.

این رفتار‌ها صرفاً محدود به برنامه‌های تلویزیونی نیست. وقتی اخلاق و صداقت در سطح ملی نادیده گرفته می‌شود، پیام آن به کل جامعه ورزش منتقل می‌شود. این چرخه، نه تنها اعتماد عمومی به ورزش را کاهش می‌دهد، بلکه فرهنگ حرفه‌ای را به سمت پوچی و درو‌غ‌پردازی سوق می‌دهد؛ بنابراین اصلاح و بازسازی ارزش‌های اخلاقی در ورزش، یک ضرورت فوری و غیرقابل چشم‌پوشی است.

 

*حمید ترابپور

ارسال نظر