تهدید جنگ، فرصت بازسازی و پاکسازی فوتبال

کیهان ورزشی-
هنوز کسی دقیقاً نمیداند که برخی از باشگاههای صنعتی در ادامه چه شرایطی پیدا خواهند کرد و با توجه به خساراتی که جنگ بر سازکار بخشهایی از کشورمان وارد کرده، این باشگاهها که از جیب صنعت هزینه میکردند، آیا میتوانند همچنان سر پا بمانند یا خیر. البته آرزوی قلبی ما و علاقهمندان به فوتبال این است که این باشگاههای مردمی و اغلب ریشهدار به حیات خود ادامه دهند و همچنان هوادارانشان را خوشحال کنند. فوتبال در هر شرایطی میتواند امید و شور را به جامعه تزریق کند و از این باب باید به دنبال راهکارهایی بود تا این باشگاهها آسیبی جدی نبینند.
البته جدا از این باشگاههای صنعتی، بیشک استقلال و پرسپولیس و چندین باشگاه دیگر هم متاثر از شرایط خاص کشور با تنگناهایی روبهرو خواهند شد، آنها که صنعتی نیستند و در ظاهر خصوصی اداره میشوند ولی عملاً به دولت و بخشهای دولتی وصل بوده و بودجهشان از مسیری غیر از مسیر بخشهای خصوصی فراهم میشود. این مقدمه، نمایی کلی از وضعیت ورزش و به ویژه فوتبال ایران را نشان میدهد. تهدید جنگ، اما همانطور که چند هفته قبل در همین صفحه نوشتیم، میتواند فرصتی برای بازسازی باشد؛ فرصتی برای اصلاح و البته پاکسازی.
در روزگاری که سایه جنگ بر سر کشورمان نبود و فوتبال و لیگ برتر برقرار بود، بسیاری از همین باشگاهها کار و بار خود را به زلف جامعه فرصتطلب و سیریناپذیر دلال گره زده بودند و افرادی که برای رسیدن به امیال و اهداف خود به هیچ قاعده و قانونی پایبند نیستند، جولان میدادند و همراهی و همنوایی برخی از مسئولان، از فدراسیون گرفته تا باشگاه، باعث شده بود تا خون فوتبال را در شیشه کنند. مربیانی هم بودند که لیست نفرات خود را با هماهنگی همین افراد تنظیم میکردند. برخی از مربیان نامدار در فوتبال ایران ظاهری سلامت دارند ولی در واقعیت، خود عنصری غوطهور در جریان دلالی هستند.
بازیکنان نیز که آخرین حلقه این زنجیره فساد سیستماتیک هستند، چارهای جز رقصیدن به ساز دلالان ندارند. درباره اینها سالهاست مینویسیم و فریاد میزنیم و یک نفر هم پیدا نمیشود تا برخورد کند. آنهایی که وظیفهشان برخورد است، یا در خواب هستند یا خود را به خواب زدهاند که در هر دو صورت فرقی ندارد.
حال که تهدید جنگ، فوتبال را به مسیری دیگر رانده، میتوان از این تهدید فرصت ساخت؛ فرصتی برای کوتاه کردن دست فرصتطلبان از سفره فوتبال، فرصتی برای رجعت به بازیکنسازی و اهمیت دادن به مقوله مهجور مانده فوتبال پایه. حالا که به جبر جنگ دیگر از رقمهای نجومی در فوتبال خبری نیست، باید به سراغ اصل و اساس مشکلات رفت و به فوتبال فرصت نفس کشیدن داد.
در این شرایط که دیگر دلالها نمیتوانند از آفرهای بازیکنان تحت امر خود از کشورهای عربی صحبت کنند و یا اگر هم چنین دروغ و ادعایی را ردیف کنند، گوشی برای شنیدن و باور کردن وجود ندارد، باید فوتبال را به ریل درست خود هدایت کرد. باید ارقام قراردادها را متناسب با سطح کیفی فوتبالمان تنظیم کنیم.
علاوه بر این، لازم است فرهنگ حرفهای و شفافیت در تمامی سطوح فوتبال نهادینه شود. از مدیران و مربیان گرفته تا بازیکنان و رسانهها، همه باید بدانند که فوتبال بدون نظم و شفافیت، صرفاً بازیای برای منفعتطلبان خواهد بود و ارزشهای واقعی ورزشی و اجتماعی خود را از دست میدهد. ایجاد نظارتهای دقیق و تقویت ساختارهای مالی باشگاهها میتواند تضمین کند که آینده فوتبال ایران، صرفاً به جیب عدهای دلال و فرصتطلب نرود.
در نهایت، حمایت هواداران و جامعه ورزشی از اصلاحات و تغییرات بنیادی نقش کلیدی دارد. وقتی مردم بدانند باشگاهها به جای مسیرهای ناسالم، بر اساس شایستگی و تلاش واقعی حرکت میکنند، شور و انگیزه فوتبال بازخواهد گشت. این بازگشت نه تنها به رشد فنی و اقتصادی فوتبال کمک میکند، بلکه میتواند امید و انرژی مثبت را به تمامی جامعه تزریق کند و فوتبال را به جایگاه واقعی خود بازگرداند.
نقش «تجربه» در تیم ملی
ابراهیم قاسمپور، پیشکسوت فوتبال درباره اردوی تیم ملی پیش از جام جهانی در ترکیه اظهار داشت: «با توجه به شرایطی که کشور با آن روبهرو بود و ناخواسته با تعطیلی لیگ مواجه شدیم، کادرفنی تیم ملی در شرایطی خاص قرار گرفت. بازیکنانی که در لیگ برتر بازی میکردند با یک وقفه ۴۰-۵۰ روزه مواجه و عملا از تمرین و مسابقه دور شدند. در این شرایط سرمربی تیم ملی نیاز داشت که ابتدا بازیکنان لیگ را به مرز آمادگی مطلوب برساند. از این رو بیشتر تمرکز کادرفنی در ۲-۳ اردوی داخلی که برگزار شد روی آمادگی بدنی بازیکنان بود تا به مرز ایدهآل برسند.»
این کارشناس فوتبال در واکنش به اعلام اسامی ۳۰ بازیکن برای شرکت در اردوی ترکیه و همچنین نفراتی که خط خوردند، عنوان کرد: «همیشه سختترین کار انتخاب بازیکنان نهایی برای یک تورنمنت و به ویژه جام جهانی است. ۳۰ نفری که انتخاب شدند تقریبا نفرات شناخته شدهای هستند و ما در این بین چند تازهوارد مانند امیرحسین محمودی، امیرمحمد رزاقنیا و دانیال ایری میبینیم که امیدوارم تا پایان در لیست تیم ملی باقی بمانند. جام جهانی خاصی خواهد بود و با توجه به شرایطی که داریم در آمریکا تجربه بیشتر از هر چیزی به ما کمک خواهد کرد. خیلی نباید به دنبال جوانگرایی و میانگین سنی تیم ملی باشیم.»
قاسمپور افزود: «پیش از این هم خودم یکی از کسانی بودم که اعتقاد داشتم در تیم ملی باید جوانگرایی صورت بگیرد و یکسری از بازیکنان که شاید انگیزهشان را از دست داده و پا به سن گذاشتهاند باید کنار گذاشته شوند تا جوانان به میدان بیایند. جوانگرایی را خیلی زودتر از اینها و شاید از بعد از جام ملتهای گذشته باید انجام میدادیم، اما الان زمان جوانگرایی نیست و در جام جهانی نیاز به تجربه داریم. جوانگرایی را پس از جام جهانی باید اجرا کنیم.»
او در واکنش به مشکلات تیم ملی برای انجام دیدارهای تدارکاتی گفت: «تیم ملی در شرایط سختی قرار دارد. همه ما میدانیم که بازی با تیمهای گمنام و نه چندان مطرح نمیتواند کمک چندانی به ما کند، اما از سوی دیگر شاهد این هستیم تیمهایی هم که از قبل برنامهریزی شده بود تا با آنها بازی کنیم، بازی را لغو میکنند.»
صحبتهای ابراهیم قاسمپور درباره اهمیت اهرم تجربه برای تیم ملی در جام جهانی، حقیقتی غیرقابل انکار است. شاید اگر فوتبال ایران در سالهای اخیر اراده جدی برای نسلسازی داشت، امروز میتوانستیم به بازیکنان جوان و میداندیده دل ببندیم.
واقعیت تلخ این است که کارخانه بازیکنسازی به درستی عمل نکرده و فرآیند شناسایی و پرورش استعدادها آنطور که باید انجام نشده است. به همین دلیل، در شرایط فعلی و با توجه به حساسیتهای جام جهانی، استفاده از بازیکنان با تجربه باید اولویت تیم ملی باشد.
البته این به معنای کنار گذاشتن جوانان نیست و ترکیبی هوشمندانه از تجربه و انگیزه جوانی میتواند تیم را در میدانهای بزرگ قدرتمندتر کند. تجربه، ثبات، تصمیمگیری سریع و مدیریت فشار در زمین بازی، عواملی هستند که در مسابقات بزرگ تفاوت ایجاد میکنند.
در نهایت، اگر نسلسازی در گذشته جدی گرفته میشد، امروز میتوانستیم به ترکیبی از بازیکنان با تجربه و استعدادهای جوان اعتماد کنیم ولی اکنون، تجربه کلید اصلی موفقیت تیم ملی است.
همان همیشگی؛ حمله رسانهای، شکایت و ...
حتی در این روزهای جنگ که ورزش و فوتبال اولویت نیست و اگر هم برای برخی اهمیت گذشته را داشته باشد، همانها نیز اعصاب و حوصله خط و نشان کشیدنها و شکایت و شکایت کشیهای قبل را ندارند، همچنان اخباری از این دست میخوانیم. البته این اتفاقات در فوتبال ما نهادینه شده و حتی شرایط جنگی نیز نمیتواند در آن تغییری ایجاد کند. سهراب بختیاری زاده، سرمربی جوان استقلال در حالی که درباره شرایط تیمش و صدرنشینی آن جملاتی را مودبانه و تا حدودی منطقی مطرح میکرد و در واقع از استقلال و حق آن برای رفتن به لیگ نخبگان سخن میگفت، در یک لحظه - خواسته یا ناخواسته - جملاتی عجیب و حساسیتزا بر زبان راند که لزومی برای بیان آن وجود نداشت. بختیاریزاده در مصاحبه با رسانۀ رسمی استقلال گفت: «وقتی شما میگویید بیاییم بین چند تیم یک تورنمنت برگزار کنیم، این یعنی امتیاز دادن به یک تیم خاص که ۷ امتیاز از صدر عقب است. کسی که به این شکل قضاوت میکند در لحظههایی که نیاز است حتماً فساد انجام خواهد داد. یک ذهنیت به وجود آمده است که پرسپولیس عادت کرده که بعضی وقتها با فساد بازی را ببرد یا به این عادت کرده که همیشه دستش را به نحوی بگیرند و کمکش کنند.»
باشگاه پرسپولیس با انتشار بیانیهای دراین خصوص نوشته که در پی اظهارات «خلاف واقع و طرح اتهامات» از بختیاریزاده به کمیته اخلاق فدراسیون شکایت میکند. باشگاه پرسپولیس عنوان کرده این اظهارات «مصداق بارز بیاخلاقی ورزشی و تخریب چهره باشگاه پرسپولیس» است.
*حمید ترابپور