رخ جهانی تیم ملی با چاشنی «تجربه»

کیهان ورزشی-
بالاخره امیر قلعهنویی فهرست نهایی تیم ملی برای حضور در جام جهانی را اعلام کرد تا از حالا به بعد مهمترین سؤال پیش روی این تیم به چگونگی چینش ترکیب یازده نفره مرتبط باشد، ترکیبی که قرار است از اعتبار و آبروی فوتبال ایران در آمریکا دفاع کند. درباره این موضوع که آیا نفرات خطخورده سزاوار ماندن در کاروان اعزامی بودهاند یا نه و یا اینکه برخی از نفرات حفظ شده همچنان قدرت و توانایی سابق خود برای حضور در این قطار را دارند، میتوان بسیار گفت و نوشت، اما وقتی یادمان باشد که به هر لیست و هر انتخابی همواره نقد وارد بوده و این بار هم داستان همان داستان همیشگی است، لاجرم باید به انتخابهای سرمربی تیم ملی احترام گذاشت.
با این وجود، آنچه از سر و شکل فهرست اخیر برمیآید، پررنگ بودن بحث تجربه است. امیر قلعهنویی به درستی این موضوع را محور قرار داده که جام جهانی جای تجربهاندوزی نیست و باید از داشتههایی بهره برد که حداقل تجربه حضور در آن آوردگاه را داشته باشند. سن بالای تیم ملی نیز در همین موضوع ریشه دارد. البته برای فوتبالی که هرگز به جوانگرایی اهمیت نداده، همیشه مسابقات مهم پیش رو حکم شب امتحان را دارد؛ یعنی به مثابه دانشآموزی است که در طول سال درس نخوانده و ناگزیر برای موفقیت در امتحان به راههای میانبر و شب امتحانی رجوع میکند.
حدود دو سال قبل وقتی تیم ملی با همین فرمول راهی جام ملتهای آسیا در قطر شد، مربیان تیم در توجیه عدم جوانگرایی خود به ضیق وقت اشاره کردند و وعده جوانگرایی بعد از جام ملتها را دادند. در گذشته نیز بعد از کنار رفتن کارلوس کیروش از تیم ملی، بارها وعده جوانگرایی را شنیده بودیم. در طول این حدود دو سال، اما نشانههای جدی از وجود اراده برای جوانسازی دیده نشد و حالا در آستانه جام جهانی باید به همان نسخه همیشگی رجوع کنیم؛ اقدامی که البته در شرایط فعلی تصمیمی منطقی به نظر میرسد. اینجا باید تجربه را محور قرار داد و امیدوار بود نفراتی که برخی از آنها دو جام جهانی را تجربه کردهاند، در آن شرایط خاص و دشوار بتوانند عملکرد درستی داشته باشند.
البته نکته مهم دیگر این است که تجربه زمانی ارزشمند خواهد بود که در کنار آن انگیزه و آمادگی فنی نیز وجود داشته باشد. صرف حضور در جامهای جهانی گذشته نمیتواند تضمینکننده موفقیت در بزرگترین رویداد فوتبال دنیا باشد. بازیکنان باتجربه تیم ملی باید ثابت کنند که هنوز از نظر جسمانی و ذهنی در بالاترین سطح قرار دارند و میتوانند در برابر حریفانی که با سرعت و کیفیتی متفاوت بازی میکنند، پاسخگوی انتظارات باشند. جام جهانی عرصهای نیست که بتوان تنها با اتکا به خاطرات گذشته در آن به نتیجه رسید.
در عین حال نباید فراموش کرد که موفقیت احتمالی تیم ملی در این رقابتها میتواند فرصتی برای تغییر نگاه مدیران و برنامهریزان فوتبال ایران باشد. اگر قرار است نسل تازهای به فوتبال ملی معرفی شود، این فرآیند باید از فردای جام جهانی آغاز شود. تجربه بازیکنان فعلی سرمایهای ارزشمند است ولی هیچ سرمایهای بدون جانشینپروری ماندگار نخواهد بود. فوتبال ایران دیر یا زود ناچار به عبور از این نسل است.
سن وسال تیم ملی و یک مبحث انحرافی
همایون شاهرخی، سرمربی پیشین تیم ملی فوتبال کشورمان در خصوص انتخاب لیست نهایی تیم ملی و انتقادهایی که از کادر فنی صورت گرفته، عنوان کرد: «در مورد تیم ملی موافق و مخالف زیاد است ولی مسئله مهم این است که باید منصفانه قضاوت کرد. امیر قلعهنویی مسئول فنی تیم بوده و از همه بیشتر به تیمش نزدیک است، طبیعتا او باید در مورد انتخاب نفرات تصمیم بگیرد ولی وقتی شعار جوانگرایی داده میشود و در نهایت اتفاقات دیگری رخ میدهد، فضای انتقاد کردن هم به وجود میآید.»
وی ادامه داد: «تیم ملی خیلی وقت است که پیر است و باید جوانگرایی را بعد از اتمام جام جهانی ۲۰۲۲ آغاز میکردیم تا همان جوانها به پختگی میرسیدند. حضور بازیکنان با تجربه در جام جهانی اهمیت خودش را دارد، حالا باید دید این نفرات با تجربه، مار در آستین خواهند بود یا عصای دست! تیمی که میانگین سنی بالایی دارد، ممکن است بازیکنانش از دقیقه ۵۰ یا ۶۰ از لحاظ بدنی کم بیاورند.»
شاهرخی اظهار داشت: «بازیکن اگر مفید باشد، حتی ۴۰ سال هم داشته باشد تاثیرگذار است ولی اگر بازیکن جوانی، همان شرایط بازیکن ۴۰ ساله را داشته باشد باید از بازیکن جوان استفاده کرد. شعار دادن خوب نیست و اگر حرفی میزنیم باید به آن عمل کنیم.»
سرمربی پیشین تیم ملی با اشاره به صحبتهای مهدی تاج مبنی بر اینکه فدراسیون فوتبال برای بازی دوستانه با مالی ۱۰۰ هزار دلار به آنها داده و هزینه اسکان و بلیت هواپیما را هم برعهده گرفته است، گفت: «چرا باید ۱۰۰ هزار دلار به مالی بدهیم و چه لزومی داشت این کار را انجام دهیم؟ ما بیرون گود هستیم و شاید دیگران نظر دیگری داشته باشند ولی من طرفدار کار اصولی هستم.»
در میان صحبتهای آقای شاهرخی دو نکته مهم و البته اساسی وجود دارد که در این روزها نباید از یاد برود و با تاکید بر آن باید مانع از ایجاد یک مبحث انحرافی پیرامون لیست تیم ملی شد. نکته اول اینکه جوانگرایی در فوتبال ملی باید بعد از جام جهانی قبلی استارت میخورد که نخورد و نکته دوم و مهمتر اینکه بازیکن اگر مفید باشد سن او فقط یک عدد است. یادمان هست که چندین سال قبل برخی از افراد برای راندن بازیکنان تاثیرگذار و شایسته از تیم ملی و متعاقبا رساندن نفرات مورد نظر خود به اردوی ملی بحث سن و سال را به میان میکشیدند و در پارهای از اوقات موفق هم میشدند لذا باید در نظر داشت که بازیکن شایسته با هر سن و سالی میتواند برای تیم ملی بازی کند.
تا " دلالی افسارگسیخته" هست، " صرفهجویی" شعاری بیش نیست
هفته گذشته نشست هماندیشی مدیران عامل باشگاههای لیگ برتری به میزبانی استقلال برگزار شد. در آستانه آغاز رسمی فعالیت باشگاهها در بازار نقلوانتقالات تابستانی و شروع مذاکرات با مربیان و بازیکنان مدنظر، مدیران عامل در جلسهای حضوری ـ مجازی به بحث و تبادل نظر پرداختند.
علی تاجرنیا، رئیس هیات مدیره و سرپرست مدیرعاملی باشگاه استقلال، میزبانی این نشست را برعهده داشت تا مدیران باشگاههای لیگ برتری پیرامون رفع مشکلات تیمها برای شروع فصل جدید به هماندیشی بپردازند. در این جلسه موضوعات مختلفی مطرح شد که مهمترین آنها کاهش هزینهها در فصل پیش رو و جلوگیری از افزایش بیرویه قرارداد بازیکنانی بود که طی سالهای اخیر با ارقام نجومی قرارداد بستهاند.
برخی از باشگاهها در فصل گذشته قراردادهای قابل توجهی منعقد کردند و همین مسئله باعث شد مدیران عامل در این نشست به این جمعبندی برسند که دستمزدهای سنگین باید کنترل شود و پرداختیها به شکلی متناسبتر و نزدیکتر به شرایط سایر رقبا صورت گیرد. برگزاری چنین نشستی که البته باید سالها قبل اتفاق میافتاد را به فال نیک میگیریم، هرچند جنگ اخیر بیشک در شکلگیری آن بیتأثیر نبوده و شاید همین شرایط خاص باعث شده مدیران باشگاهها به فکر متناسبسازی پرداختیهای خود بیفتند.
اما موضوع مهمی که نمیدانیم تا چه اندازه در این نشست مورد توجه قرار گرفته، نقش پررنگ جریانهای ناسالم دلالی در افزایش هزینههای باشگاههاست؛ مسئلهای که تا برای آن چارهای اندیشیده نشود، چنین جلساتی بیش از آنکه جنبه عملیاتی پیدا کنند در حد شعار باقی خواهند ماند. دلالهایی که سالهاست خون فوتبال را در شیشه کردهاند، همچنان دست بالا را دارند و تا زمانی که مدیران باشگاهها خود را از دامان این جریانات بیرون نکشند، محکوم به پولپاشی و هدر دادن بودجههای کلان باشگاهها خواهند بود؛ بودجههایی که در نهایت از جیب مردم تأمین میشود.
واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از تورم موجود در بازار نقلوانتقالات، نه به کیفیت فنی بازیکنان، بلکه به فضایی بازمیگردد که واسطهها در آن نقشآفرینی میکنند. در چنین شرایطی حتی اگر باشگاهها بر سر کاهش هزینهها به توافق برسند، کافی است چند انتقال پر سر و صدا با دخالت همان حلقههای شناختهشده شکل بگیرد تا همه توافقات اولیه رنگ ببازد. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده که بازار نقلوانتقالات ایران بیش از آنکه تابع اصول اقتصادی باشد، تحت تأثیر رقابتهای هیجانی و تصمیمات لحظهای قرار دارد.
از سوی دیگر، کاهش هزینهها زمانی معنا پیدا میکند که با شفافیت مالی همراه باشد. باشگاهها اگر واقعاً به دنبال اصلاح ساختار اقتصادی خود هستند باید جزئیات قراردادها، منابع درآمدی و نحوه هزینهکرد بودجهها را شفافتر از گذشته در معرض افکار عمومی قرار دهند. در غیر این صورت، صرف برگزاری جلسات و صدور بیانیههای مشترک نمیتواند مشکلی را حل کند.
*حمید ترابپور