رودیگر: فوتبال ما را متحد کرد؛ امروز هم متحد میکند

کیهان ورزشی-
پناهجویان انتخاب دیگری ندارند
مدافع رئال مادرید و تیم ملی آلمان با تکیه بر تجربه خانواده خود، از پناهجویان حمایت میکند و با کلیشههای رایج به مقابله برمیخیزد.
در دوران کودکی، آنتونیو رودیگر از پنجره اتاق خوابش به بیرون نگاه میکرد تا ببیند آیا کسی در زمینی که مشرف به آن بود فوتبال بازی میکند یا نه. آن زمین چندان بزرگ نبود، اما دو دروازه داشت و فضای کافی برای بازی ششنفره فراهم میکرد؛ همان جایی که رودیگر جوان مهارتهایی را پرورش داد که بعدها او را به بالاترین سطح فوتبال رساند.
او در منطقه نویکلن برلین رشد کرد؛ جامعهای که عمدتا از پناهجویان تشکیل شده بود و والدینش پس از فرار از جنگ داخلی سیرالئون در آنجا ساکن شدند. به گفته خودش، آن منطقه جای سختی برای زندگی بود و فوتبال او را از گرفتار شدن در دردسرها دور نگه داشت.
رودیگر که خود را برای حضور در جام جهانی به همراه تیم ملی آلمان آماده میکند، میگوید: "آن زمان تلفن همراه نداشتیم که به هم زنگ بزنیم و بگوییم: "هی، بیا همدیگر را ببینیم. " نه. فقط از پنجره بیرون را نگاه میکردیم، میدیدیم چند نفر فوتبال بازی میکنند و میگفتیم برویم. همین خودش دعوت بود. این یکی از زیباییهای آلمان است؛ همهجا چنین زمینهایی وجود دارد. فقط این روزها دیگر چندان مورد استفاده قرار نمیگیرند، چون ما انسانها به زندگی دیجیتال روی آوردهایم. "
جامعهای که با فوتبال نفس میکشید
مدافع رئال مادرید پس از پیوستن به «تیم تحولآفرین» کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان (UNHCR) – گروهی متشکل از فوتبالیستهایی با پیشینه جابجایی و مهاجرت اجباری که در کنار پناهجویان ایستادهاند و با کلیشهها مبارزه میکنند – درباره دوران کودکی خود سخن گفته است. رودیگر نمیخواهد کسی بابت سختیهایی که پشت سر گذاشته برای او احساس ترحم کند. برعکس، وی از جامعهای پرنشاط و صمیمی با «همبستگی فراوان» یاد میکند.
او میگوید: "اگر کسی غذای کافی یا شیر نداشت، به خانه همسایه میرفت و درخواست میکرد. ما همه چیز را با یکدیگر تقسیم میکردیم. چنین حسی وجود داشت. این یکی از بهترین تجربههای تمام زندگی من بود. "
فوتبال در مرکز آن جامعه قرار داشت. این بازیکن ۳۳ ساله توضیح میدهد که فوتبال برای پسرها محلی بود تا انرژی خود را به شکلی مثبت تخلیه کنند.
او میگوید: "اگر حتی امروز هم نگاه کنید، فوتبال مردم را متحد میکند، همان چیزی که آن روزها ما را متحد میکرد. برای درک فوتبال لازم نیست به یک زبان صحبت کنیم. فقط به یک توپ و چند بازیکن نیاز داریم؛ به همین شکل با یکدیگر ارتباط برقرار میکردیم و این ارتباط روزبهروز بیشتر میشد. اگر کسی زبان را بلد نبود، زبان فوتبال را همه میفهمیدیم. فوقالعاده بود و این موضوع تا امروز ادامه دارد. امروز هم با افراد زیادی از پیشینههای مختلف بازی میکنید؛ سیاهپوست، سفیدپوست یا هر چیز دیگر؛ اهمیتی ندارد. "
خانوادهای که از جنگ گریخت
رودیگر کوچکترین فرزند از شش خواهر و برادر است. تنها او و یکی از خواهرانش در آلمان به دنیا آمدهاند. سایر اعضای خانواده اندکی پس از آغاز جنگ داخلی سیرالئون در سال ۱۹۹۱ و تلاش «جبهه متحد انقلابی» برای سرنگونی دولت، از کشور گریختند.
این درگیری ۱۱ سال به طول انجامید و حدود ۵/۲ میلیون نفر – نزدیک به نیمی از جمعیت کشور – را آواره کرد. روستاها ویران شدند و اعضای خانوادهها در کشورهای مختلف پراکنده شدند.
رودیگر میگوید زمانی که بزرگتر شد، از والدینش – پدر آلمانیاش ماتیاس و مادر سیرالئونیاش لیلی – درباره سفرشان و تفاوت زندگی در سیرالئون و آلمان پرسید.
او میگوید: "برای آنها ساده بود که به اینجا بیایند تا ما جوانترها زندگی بهتری داشته باشیم. انسان نهایت احترام را برای آنها قائل میشود. ترک کردن جایی که به آن تعلق دارید و آغاز زندگی در مکانی جدید کار آسانی نیست. بهویژه اینکه مردم برای تفریح یا از روی میل شخصی پناهنده نمیشوند؛ نه، چون مجبورند. آنها انتخاب دیگری ندارند. چون این اتفاق برای خانواده من رخ داده است، میتوانم آن افراد را درک کنم و با آنها همدلی داشته باشم. مهم است که به حرفشان گوش داده شود. "
مقابله با کلیشهها درباره پناهجویان
رودیگر معتقد است کلیشههای منفی درباره پناهجویان ناعادلانه هستند.
او میگوید: "در همه چیز، هم خوب وجود دارد و هم بد. متاسفانه این دو همیشه در کنار هم هستند. این واقعیت زندگی است. بعضی از افراد تجربههای بدی با پناهجویان داشتهاند. باید صادق باشیم ولی افراد بسیار خوبی هم به اینجا میآیند که واقعا میخواهند زندگی خود را از نو بسازند. "
او خواستار نگاه عمیقتر و درک متقابل است.
"اگر کسی مرتکب جرم شود و مثلا سیاهپوست باشد، آیا این به معنای آن است که همه سیاهپوستان مجرم هستند؟ نه. باید با همان فرد خاص برخورد شود. مردم باید کمی بیشتر فکر کنند. "
تمام آنچه رودیگر و خانوادهاش پشت سر گذاشتهاند، نگرشی سرشار از همدلی در او ایجاد کرده است. وی در سال ۲۰۲۲ «بنیاد آنتونیو رودیگر» را تاسیس کرد؛ بنیادی که برای مدارس ابتدایی و متوسطه سیرالئون کمک مالی جمعآوری میکند تا در حوزه آموزش، سلامت و ورزش سرمایهگذاری شود.
او میگوید: "انرژی بسیار زیادی برای کمک به کسانی دارم که به آن نیاز دارند. "
از رئال مادرید تا ماموریت جام جهانی
رودیگر در حالی راهی سومین جام جهانی خود میشود که رئال مادرید برای دومین فصل متوالی موفق به کسب یک جام بزرگ نشده است. گزارشهای منتشرشده در اسپانیا تصویری از باشگاهی پرتنش ترسیم میکنند و قرار است ژوزه مورینیو به تیمی بازگردد که ۱۴ سال پیش همراه آن قهرمان لالیگا شد.
رودیگر میگوید: "ممکن است چنین اتفاقی رخ دهد که دو سال را بدون کسب جام سپری کنید. طبیعتا سروصدای زیادی به وجود میآید و مسائل مختلفی مطرح میشود. فوتبال همین است؛ چنین اتفاقاتی رخ میدهد. فقط باید تصمیمات درستی بگیرید، با خودتان صادق باشید، به نتیجهگیریهای درست برسید و برای فصل بعد آماده شوید. به همین سادگی. "
او میافزاید: "از ما چه انتظاری دارید؟ اینکه همچنان برای فصلهای گذشته گریه کنیم؟ نه. باید به جمعبندی درست برسیم و رو به جلو حرکت کنیم، چون چیزی را که از دست رفته نمیتوان بازگرداند. "
آلمان در اندیشه بازگشت به اوج
رودیگر فرصت چندانی برای فکر کردن به ناکامیها ندارد، چرا که دیدارهای آلمان در جام جهانی در پیش است.
آلمان با چهار قهرمانی جهان، پس از برزیل دومین تیم پرافتخار تاریخ جام جهانی به شمار میرود، اما از زمان فتح جام در سال ۲۰۱۴، ژرمنها حتی نتوانستهاند از مرحله گروهی جام جهانی عبور کنند و از سال ۲۰۱۶ نیز در رقابتهای قهرمانی اروپا فراتر از مرحله یکچهارم نهایی نرفتهاند.
رودیگر میگوید: "کشور بزرگی مانند آلمان با چنین تاریخ عظیمی در فوتبال، به جام جهانی نمیرود که فقط بگوید: "سلام، ما اینجاییم. " شما تلاش میکنید بهترین عملکرد ممکن را داشته باشید. البته این روزها تیمهایی هستند که از ما جلوترند، اما گاهی بد نیست در جایگاه تیمی قرار بگیرید که کمتر روی آن حساب میشود. "
و این دقیقا چیزی است که رودیگر بهخوبی آن را میشناسد. رسیدن از آن زمین کوچک در نویکلن به جام جهانی و فتح جامها با چلسی و رئال مادرید، نمونهای درخشان از داستان موفقیت یک تیم با شانس قهرمانی کمتر است.
او در پایان میگوید: "اگر من توانستم از آن شرایط بیرون بیایم و به اینجا برسم، هر کسی میتواند. "
*سید محمدطاهر شاهین