ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
30/خرداد/1405
|
14:49
|
کد خبر: ۹۴۱۳۴
۱۲:۰۶
۱۴۰۵/۰۳/۳۰

جام جهانی، رامین رضاییان و فاجعه مدیریتی استقلال

جام جهانی، رامین رضاییان و فاجعه مدیریتی استقلال

کیهان ورزشی- 

 

نمایش خیره‌کننده رامین رضاییان در دیدار با نیوزیلند بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که ریکاردو ساپینتو و افرادی که در کنار او کادر فنی استقلال را تشکیل داده بودند، بر چه اساسی درباره بازیکنان تصمیم‌گیری می‌کردند. کنار گذاشتن بازیکنی با این سطح از کیفیت و توانایی، آن هم در شرایطی که بار‌ها قابلیت‌های خود را اثبات کرده بود، اتفاقی نیست که بتوان به سادگی از کنارش گذشت.

اگر یک مربی با آگاهی از توانایی‌های چنین بازیکنی او را کنار بگذارد، این شائبه به وجود می‌آید که تصمیمات فنی تحت تأثیر مسائل شخصی قرار گرفته است. اگر هم از کیفیت فنی او بی‌اطلاع بوده باشد، باید درباره صلاحیت حرفه‌ای آن مربی برای حضور در سطح اول فوتبال ایران تردید کرد. در هر دو صورت، نتیجه برای باشگاهی مانند استقلال چیزی جز خسارت نیست.

شاید پرداختن به این موضوع در میانه رقابت‌های جام جهانی چندان در اولویت نباشد ولی گاهی همین اتفاقات به ظاهر کوچک می‌تواند بهانه‌ای باشد برای پرداختن به ریشه برخی از مشکلات بزرگ‌تر. مشکلاتی که بیش از آنکه فنی باشند، به نوع مدیریت فوتبال ما بازمی‌گردند. برخی از مدیران گاه آن‌چنان در برابر یک مربی یا مشاور خارجی مرعوب می‌شوند که قدرت پرسشگری و مطالبه‌گری را از دست می‌دهند، گویی اگر آن فرد در روشنایی روز ادعا کند که شب فرا رسیده، کسی جرأت مخالفت با او را ندارد!

درد بزرگ فوتبال ما دقیقاً همین است. در باشگاهی بزرگ، پرهوادار و باسابقه مانند استقلال، مدیرانی فعالیت می‌کنند که متأسفانه در مواجهه با خارجی‌ها شناخت و اعتماد به نفس لازم برای دفاع از منافع باشگاه را ندارند. ساپینتو و تصمیمات بحث‌برانگیزش، خارجی‌هایی که بدون اثرگذاری قابل توجه دستمزد‌های سنگین دریافت کردند، ماجرای پرابهام حضور کلارنس سیدورف و ده‌ها نمونه مشابه، همگی بخش‌هایی از یک تصویر بزرگ‌تر هستند؛ تصویری که عمق ضعف مدیریتی در فوتبال ایران را به نمایش می‌گذارد.

مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که هیچ‌کس حاضر نیست مسئولیت این تصمیمات را بر عهده بگیرد. مربیان می‌آیند و می‌روند، اما هزینه اشتباهات همواره از جیب باشگاه‌ها و هواداران پرداخت می‌شود. سال‌هاست که فوتبال ایران بابت تصمیم‌های هیجانی، قرارداد‌های نامتوازن و اعتماد بی‌حد و حصر به برخی از نام‌های خارجی خسارت می‌بیند، بی‌آنکه سازکار مشخصی برای پاسخگویی وجود داشته باشد.

نمایش رامین رضاییان در این مسابقه تنها درخشش یک بازیکن نبود، بلکه یادآوری این واقعیت بود که بسیاری از ظرفیت‌های فوتبال ایران، نه قربانی کمبود استعداد، بلکه ضعف در تصمیم‌گیری و مدیریت می‌شوند. تا زمانی که مدیران ما به جای تکیه بر دانش، ارزیابی و مسئولیت‌پذیری، شیفته نام‌ها و عناوین باشند، چنین داستان‌هایی همچنان در فوتبال ایران تکرار خواهد شد.

راستی، تا یادمان نرفته اشاره‌ای هم به فرمایشات جناب مهدی تاج کنیم، آن زمان که ساپینتو در دل جنگ ۱۲ روزه برای حضور در ایران اعلام آمادگی کرد و استاد تاج برای او فرش قرمز پهن کرده و پروژه اسطوره‌سازی از این سرمربی را کلید زد!

راه سخت، ایرانِ استوار
تیم ملی در پیچ مهم بلژیک؛ مسیر صعود از اینجا می‌گذرد

تیم ملی فردا (یکشنبه) به نخستین سد محکم خود در جام جهانی خواهد رسید. بلژیکی‌ها اگرچه در دیدار نخست خود مقابل مصر در قامت یک مدعی جدی ظاهر نشدند، اما با نگاهی به نفرات و کیفیت فردی بازیکنان این تیم خیلی زود متوجه می‌شویم که روز سختی در انتظار مدافعان ما خواهد بود. آنها در خطوط مختلف زمین از بازیکنانی برخوردارند که می‌توانند با یک لحظه غفلت حریف، سرنوشت بازی را تغییر دهند.

با این حال، نگاهی به سابقه تقابل فوتبال ایران با قدرت‌های بزرگ جهان یک نکته امیدوارکننده را نمایان می‌کند. بازیکنان ایرانی همواره در دیدار‌های دشوار با انگیزه و انرژی بیشتری به میدان رفته‌اند. فارغ از بازی  جام جهانی گذشته در برابر انگلیس که نتیجه‌ای تلخ رقم خورد، تیم ملی در ادوار مختلف جام جهانی مقابل بزرگان فوتبال دنیا نمایش‌هایی آبرومندانه و قابل احترام ارائه کرده است و امیدواریم این اتفاق در بازی فردا تکرار شود.

با توجه به تساوی تیم کشورمان در دیدار نخست، اگر گوشه چشمی به صعود داریم باید از بلژیک امتیاز بگیریم، کاری دشوار که فقط و فقط با ۹۰ دقیقه دوندگی، تمرکز، به حداقل رساندن اشتباهات و ایستادگی در برابر فشار حریف رقم خواهد خورد. تیم ملی در چنین مسابقاتی بیش از هر چیز به نظم، فداکاری و جنگندگی نیاز دارد؛ ویژگی‌هایی که در گذشته بار‌ها به کمک فوتبال ایران آمده‌اند.

نکته مهم دیگر، حفظ آرامش در طول مسابقه است. در برابر تیم با کیفیت بلژیک، ممکن است دقایقی از بازی تحت فشار قرار بگیریم و حتی فرصت‌های متعددی به حریف بدهیم. در چنین شرایطی نباید ساختار تیمی از هم بپاشد. تجربه نشان داده که بسیاری از موفقیت‌های فوتبال ایران مقابل تیم‌های بزرگ، حاصل صبوری و استفاده درست از معدود فرصت‌های به دست آمده بوده است.

فردا بیش از آنکه روز هنرنمایی‌های فردی باشد، روز نمایش شخصیت تیمی خواهد بود. اگر بازیکنان ایران بتوانند با همان روحیه همیشگی، دوندگی بی‌امان و تمرکز بالا وارد میدان شوند، کسب نتیجه‌ای امیدوارکننده دور از دسترس نخواهد بود. فوتبال بار‌ها ثابت کرده است که فاصله میان نام‌های بزرگ و نتایج بزرگ، گاهی تنها به اندازه یک تیم منسجم و باانگیزه است.

سایه روشن‌های تیم ملی و یک نگرانی بزرگ

تیم ملی فوتبال کشورمان در نخستین دیدار خود مقابل نیوزیلند قرار گرفت؛ تیمی که اگرچه در مقایسه با دو حریف دیگر، یعنی مصر و بلژیک، چندان زهردار به نظر نمی‌رسید ولی دست و پا بسته هم نبود و در این مسابقه دو بار موفق شد از ایران پیش بیفتد. شرایطی که تیم ملی ایران در ماه‌های اخیر منتهی به جام جهانی تجربه کرده بود، بی‌تردید در نوع بازی این تیم در مسابقه نخست بی‌تاثیر نبود؛ به گونه‌ای که بسیاری، دیدار با نیوزیلند را به مثابه نخستین بازی تدارکاتی ایران تلقی کردند.

شاگردان امیر قلعه‌نویی در این مسابقه با ترکیبی دور از انتظار وارد میدان شدند. استفاده از علی نعمتی در مرکز خط دفاعی و در کنار شجاع خلیل‌زاده، یکی از سورپرایز‌های این ترکیب بود. دیگر شگفتانه، حضور شهریار مغانلو در خط حمله به شمار می‌رفت.

قرار گرفتن آریا یوسفی در ترکیب اصلی و حضور او در جناح چپ نیز چندان قابل پیش‌بینی نبود.

تیم ما شروع خوبی داشت، اما یک گل غافلگیرکننده شرایط را تغییر داد؛ گلی که بار دیگر ثابت کرد تیم ملی همچنان از ضعف در ساختار دفاعی ـ و نه فقط در خط دفاعی ـ رنج می‌برد. این ساختار متزلزل همواره در بزنگاه‌ها آسیب‌زا بوده و به نظر می‌رسد از زمان ضرباتی که تیم ملی در جام ملت‌های گذشته از این ناحیه خورد تا امروز، توفیق چندانی در رفع آن حاصل نشده است.

عدم تصمیم‌گیری درست و همچنین نرسیدن به‌موقع هافبک دفاعی تیم ما، موج حمله نیوزیلند را به سرعت به منطقه خطر رساند و آنجا نیز مدافعان ایران کاری از پیش نبردند. این اتفاق در صحنه گل دوم نیز تکرار شد و حریف با چند پاس، شیرازه دفاعی تیم ما را از هم گسست.

این بازی هرچند نشانه‌های روشنی از توانایی‌های فنی تیم ملی در فاز هجومی را به نمایش گذاشت، اما وجود ضعف‌های یادشده در سازمان دفاعی نگران‌کننده بود. بی‌شک حفره‌های موجود در خطوط تیم ملی در برابر بلژیک و مصر دردسر‌های بزرگ‌تری به همراه خواهد داشت؛ بنابراین باید هرچه سریع‌تر و با بهره‌گیری از داشته‌های فعلی، فضای مقابل خط دفاعی را پوشش داد و این مهم عملی نمی‌شود، مگر با ایجاد هماهنگی بیشتر میان خطوط و افزایش مسئولیت‌پذیری بازیکنان در زمان از دست رفتن توپ.

نکته امیدوارکننده این مسابقه، واکنش تیم ملی پس از عقب افتادن از حریف بود. برخلاف برخی از دیدار‌های گذشته که تیم پس از دریافت گل دچار آشفتگی می‌شد، این بار بازیکنان توانستند آرامش خود را حفظ کنند و برای بازگشت به بازی برنامه داشتند. این ویژگی می‌تواند در مسابقات دشوارتر پیش رو سرمایه ارزشمندی برای تیم ملی باشد.

با این حال، واقعیت آن است که فوتبال در سطح جام جهانی و مقابل رقبایی، چون بلژیک و مصر، اشتباهات دفاعی را با شدت بیشتری مجازات می‌کند. اگر کادر فنی بتواند در فرصت باقیمانده میان قدرت تهاجمی تیم و انسجام دفاعی آن توازن برقرار کند، می‌توان با امید بیشتری به آینده نگریست. در غیر این صورت، ضعف‌هایی که در برابر نیوزیلند تنها هشدار بودند، ممکن است در دیدار‌های بعدی به بهایی بسیار سنگین‌تر منجر شوند.

 

*حمید ترابپور

ارسال نظر