ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
07/تير/1405
|
16:19
|
کد خبر: ۹۴۲۵۰
۱۴:۲۳
۱۴۰۵/۰۴/۰۷

تاریخ، یک قدم کم آورد

تاریخ، یک قدم کم آورد

کیهان ورزشی- 

 

تیم ملی فوتبال کشورمان تا آستانه خلق بزرگ‌ترین دستاورد خود در جام جهانی پیش رفت، اما رشته‌ای از اتفاقات و جزئیاتی که گاهی سرنوشت فوتبال را رقم می‌زند، رؤیای صعود را ناتمام گذاشت. این پایان یک مسیر نبود؛ فقط تاریخ، برای ثبت یک افتخار ماندگار، یک قدم کم آورد.  فردا‌های فوتبال ایران می‌تواند همان قدم آخر را بردارد، به شرطی که از همین امروز - یعنی فردای عدم صعود- اراده‌ای جدی برای نجات فوتبال کشورمان شکل بگیرد؛ اراده‌ای که در کنار پاکسازی این فضا و فرصت دادن به افراد متخصص و دلسوز و البته موجه، زمینه‌ای را فراهم کند تا نسلی نو فوتبال ملی ایران را تشکیل دهد و کار ناتمام نسل کنونی را کامل کند؛ آینده را باید خودمان بسازیم؛ اگر بخواهیم.

دفاع جواب می‌دهد، اما تا کی؟

تیم ملی فوتبال کشورمان در سومین دیدار مرحله گروهی جام جهانی در برابر مصر قرار گرفت؛ تیمی که نه می‌توان آن را در زمره مدعیان قهرمانی دانست و نه مانند نیوزیلند در جمع حریفان آسان و متوسط قرار می‌گرفت. با این حال، از همان روزی که قرعه‌کشی جام جهانی انجام شد و ایران در این گروه قرار گرفت، امیدواری‌هایی میان اهالی فوتبال شکل گرفت که امکان صعود از این گروه وجود دارد.

در بازی نخست، در شرایطی که می‌توانستیم بر نیوزیلند غلبه کنیم، روی اشتباهات کشنده تیمی و فردی دو بار از حریف عقب افتادیم و در نهایت، از اینکه شکست را با تساوی عوض کردیم، خرسند شدیم. در بازی دوم مقابل بلژیک، عملکرد بازیکنان رضایت‌بخش بود و در برابر یکی از قدرت‌های فوتبال جهان موفق به کسب سه امتیاز شدیم؛ هرچند حقیقت ماجرا این بود که بلژیک نیز آن تیم مدعی همیشگی نشان نداد و فاصله محسوسی با روز‌های اوج خود داشت.

رسیدیم به بازی سوم مقابل مصر؛ تیمی که آن هم با آنچه انتظار داشتیم فاصله داشت. آنها در نیمه نخست کار خاصی انجام ندادند ولی در نیمه دوم، با اضافه شدن مارموش، عطیه و چند بازیکن دیگر، وزن فنی خود را افزایش و تقریباً یک نیمه کامل ما را تحت فشار قرار دادند. در ادامه، اما تیم ایران از افت بدنی و فنی مصر استفاده کرد و دقایقی طوفانی ظاهر شد؛ تا جایی که حتی می‌توانست برنده مسابقه باشد. اگر آن دقایق را فاکتور بگیریم، در طول نیمه دوم کمتر شاهد تهدید دروازه مصر بودیم و این موضوع نشان می‌داد که در مقاطعی از بازی، فشار حریف بر تیم ملی کاملاً محسوس بوده است.

با تمام این موضوعات باید یک واقعیت را از سر دلسوزی برای فوتبال ملی بیان کنیم و آن هم مشکلات فنی این تیم است؛ مشکلاتی که چند دهه است دیده می‌شود ولی اراده‌ای جدی برای برطرف کردن آنها وجود ندارد. با آنکه تیم ملی در سه دیدار مرحله گروهی نمایشی آبرومندانه ارائه کرد، اما از نظر فنی بیش از آنکه بر داشته‌های تاکتیکی خود تکیه کند، به دنبال گل نخوردن با استفاده از دفاع چندلایه بود؛ حربه‌ای که هرچند مقابل بلژیک و مصر جواب داد و حریفان را تا حد زیادی خلع سلاح کرد ولی روشی نیست که همیشه بتوان روی موفقیت آن حساب باز کرد.

آنچه بیش از هر چیز نگران‌کننده به نظر می‌رسد، فقدان برنامه‌ای مشخص در فاز تهاجمی است. تیم ملی هنوز برای خلق موقعیت، بیش از اندازه به اتفاقات بازی، ارسال‌های مستقیم یا اشتباهات حریف وابسته است و کمتر شاهد طراحی حملات متنوع و از پیش تمرین‌شده هستیم. فوتبال امروز جهان با نظم تاکتیکی و انتقال سریع از دفاع به حمله شناخته می‌شود و اگر قرار است ایران در چنین میادینی حرفی برای گفتن داشته باشد، ناچار است در این بخش‌ها پیشرفت محسوسی داشته باشد.

در کنار این مسائل، نباید از نکات مثبت نیز چشم‌پوشی کرد. تعهد بازیکنان، دوندگی بالا و انگیزه از نقاط قوتی بود که در این سه مسابقه به چشم آمد و باعث شد تیم ملی در برابر رقبای خود امتیازاتی کسب کند. با این حال، اگر قرار باشد فوتبال ایران تنها به حفظ نتیجه و دفاع متراکم دل خوش کند، در برابر تیم‌های بزرگ‌تر و باکیفیت‌تر به مشکل خواهد خورد. موفقیت پایدار زمانی به دست می‌آید که استحکام دفاعی با جسارت، خلاقیت و برنامه‌ریزی در فاز هجومی همراه شود.

البته ذکر این نکته الزامی است که مشکلات فنی تیم ملی تنها به خود این تیم و شکل و شیوه اداره آن مرتبط نمی‌شود و اگر عمیق‌تر به ماجرا بنگریم، فوتبالی که لیگ‌های آن - از برتر گرفته تا رده‌های پایین - بیش از آنکه بر مبنای فنی استوار باشد بر مسائلی دیگر بنا شده و بار فنی آن ناامیدکننده است، همین محصول را به همراه دارد. همین دو روز قبل شاهد یک بازی داخلی بین پرسپولیس و چادرملو بودیم؛ مسابقه‌ای که خود به تنهایی نشان می‌داد سطح فنی فوتبال باشگاهی ما تا چه اندازه فاجعه بار است.

زنگ خطر برای فوتبال آسیا

با نتایجی که شب گذشته رقم خورد، تیم ملی فوتبال کشورمان با جام جهانی وداع کرد. مروری بر سه دیدار دیشب گواهی می‌دهد که فوتبال در سراسر دنیا پیشرفت چشمگیری داشته است. نمایشی که کنگو در برابر ازبکستان به اجرا گذاشت، گویای این واقعیت بود که اغلب تیم‌های حاضر در جام جهانی برای درخشش در این مسابقات با برنامه و هدف مشخص پا به میدان گذاشته‌اند. حتی الجزایری‌ها، با آنکه در دیدار با اتریش دقایق زیادی با همدستی حریف‌شان، حوصله بینندگان را سر بردند، هر زمان که برای رسیدن به گل اراده کردند، خطرناک و هدفمند ظاهر شدند.

کنگو و الجزایر در کنار چندین کشور دیگر از قاره آفریقا، با صعود به دور دوم مسابقات، بار دیگر قدرت رو به رشد فوتبال قاره سیاه را به نمایش گذاشتند. از سوی دیگر، اگر ژاپن را که فاصله محسوسی با دیگر کشور‌های آسیایی پیدا کرده است کنار بگذاریم، پرونده سایر نمایندگان قاره کهن بسته شد و آنها راهی خانه شدند. برخی از این تیم‌ها نیز نه‌تنها نتوانستند نتایج آبرومندانه‌ای کسب کنند، بلکه به کیسه گل رقبای خود تبدیل شدند.

بعد از پایان دور گروهی جام جهانی، اکثر تیم‌های آسیایی طعم تلخ رویارویی با فوتبال سطح بالا را چشیدند و ۵۷ بار دروازه‌شان را باز شده دیدند. از جمع ۹ تیم آسیایی حاضر در این رقابت‌ها، ۷ تیم راهی دور یک شانزدهم نشدند.

این اتفاقات نشان می‌دهد فوتبال آسیا، به‌ویژه در بخش غربی آن، با وجود هزینه‌های سنگین و سرمایه‌گذاری‌های گسترده، هنوز گام مؤثری در مسیر پیشرفت برنداشته و عیار واقعی آن نیز در جام جهانی ۲۰۲۶ آشکار شد.

شاید مهم‌ترین تفاوت میان تیم‌های موفق و ناموفق این جام را باید در کیفیت برنامه‌ریزی جست‌و‌جو کرد. دیگر نمی‌توان تنها با تکیه بر انگیزه، استعداد فردی یا هزینه‌های کلان به موفقیت رسید. تیم‌هایی که شگفتی آفریدند، از نظر سازماندهی، تاکتیک، آمادگی بدنی و انضباط تیمی چیزی کمتر از قدرت‌های سنتی فوتبال نداشتند و همین مسئله فاصله‌ها را به حداقل رسانده است.

فوتبال امروز بیش از هر زمان دیگری بر پایه کار علمی، ثبات مدیریتی و سرمایه‌گذاری در رده‌های پایه استوار شده است. کشور‌هایی که سال‌ها دور از توجه بودند، اکنون نتیجه برنامه‌ریزی بلندمدت خود را در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان برداشت می‌کنند، در حالی که بسیاری از تیم‌های آسیایی همچنان درگیر تصمیم‌های مقطعی، تغییرات مداوم و نگاه کوتاه‌مدت هستند.

حذف زودهنگام نمایندگان آسیا باید زنگ خطری جدی تلقی شود. اگر قرار باشد مسیر گذشته همچنان ادامه پیدا کند، شکاف میان فوتبال آسیا با قدرت‌های نوظهور آفریقا و حتی برخی از کشور‌های آمریکای شمالی و مرکزی نیز عمیق‌تر خواهد شد. جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که در فوتبال امروز، موفقیت بیش از آنکه محصول نام‌ها و هزینه‌ها باشد، نتیجه برنامه، تفکر و مدیریت حرفه‌ای است.

جام جهانی یا " بازار مکاره " تحلیل؟!

در جریان برگزاری رقابت‌های جام جهانی، شاهد برنامه‌سازی‌های فراوانی در فضای مجازی هستیم که در ظاهر هدف‌شان به نمایش گذاشتن زوایای کوچک و بزرگ این رویداد است. البته برخی از آنها با نیت اطلاع‌رسانی و تولید محتوای حرفه‌ای فعالیت می‌کنند، اما سازندگان و مجریان اغلب این برنامه‌ها، بیش از آنکه خوراک مناسبی به مخاطب ارائه کنند تا با استفاده از سایه‌روشن‌های جام جهانی بر دانش فوتبالی بینندگان افزوده شود، دکانی برپا کرده‌اند تا هم پولی به جیب بزنند و هم نامی برای خود دست‌وپا کنند. طرح مباحث سطحی، لودگی مقابل دوربین، حاشیه‌سازی، سناریو‌های از پیش طراحی‌شده و انواع ترفند‌ها برای بیشتر دیده شدن، فضایی آشفته و پرهیاهو ایجاد کرده که سهم چندانی در ارتقای سطح تحلیل فوتبال ندارد.

عجیب‌تر آنکه در خلال این برنامه‌سازی‌ها، گاهی شاهد جنگ مجریان و تولیدکنندگان محتوا نیز هستیم؛ هر کدام برای دیگری خط و نشان می‌کشد و به جای رقابت در کیفیت، رقابت بر سر جلب توجه شکل می‌گیرد! حال این آشفتگی را کنار برخی از برنامه‌های صداوسیمای ملی قرار دهید؛ برنامه‌هایی که انتظار می‌رود معیار حرفه‌ای‌تری داشته باشند ولی بعضاً دست‌کمی از نمونه‌های فضای مجازی ندارند و تا دل‌تان بخواهد ذهن مخاطب را از موضوعات اصلی منحرف می‌کنند.

برای نمونه، دو مجری در جریان تحلیل دیدار الجزایر و اتریش، به‌راحتی از احتمال تبانی سخن گفتند؛ در حالی که حتی اگر آن مسابقه از نظر فنی پرسش‌برانگیز هم بوده باشد، طرح چنین ادعایی بدون ارائه سند و مدرک، با اصول حرفه‌ای رسانه سازگار نیست. رسانه، به‌ویژه رسانه ملی، نباید میان گمانه‌زنی و واقعیت مرز‌ها را از بین ببرد.

از سوی دیگر، یکی از مجریان شناخته‌شده نیز در سایت ورزشی، تحلیل‌هایی ارائه می‌کند که فاقد پشتوانه فنی و آماری است. متأسفانه این نخستین بار نیست و طی سال‌های اخیر بار‌ها اظهارنظر‌های او بیش از آنکه به روشن شدن ابعاد فنی فوتبال کمک کند، دستمایه واکنش و حتی طنز در میان مخاطبان شده است.

مشکل اصلی اینجاست که بخش قابل توجهی از برنامه‌های فوتبالی - چه در فضای مجازی و چه در رسانه‌های رسمی - از رسالت اصلی خود فاصله گرفته‌اند. جام جهانی فرصتی کم‌نظیر برای آموزش، تحلیل تاکتیکی، معرفی روند‌های نوین فوتبال و انتقال تجربه‌های حرفه‌ای و از همه مهمتر فرهنگ درست هواداری و اخلاق حرفه‌ای است، اما این فرصت ارزشمند اغلب قربانی هیاهو، شوخی‌های بی‌مزه و رقابت برای جذب مخاطب بیشتر می‌شود.

مخاطب امروز نیز با گذشته تفاوت دارد. او به منابع متعدد اطلاعاتی دسترسی دارد و به‌خوبی می‌تواند تفاوت میان تحلیل مستند و اظهارنظر‌های هیجانی را تشخیص دهد؛ بنابراین رسانه‌ای که به جای افزایش آگاهی، به دنبال تولید جنجال باشد، شاید در کوتاه‌مدت دیده شود ولی در بلندمدت سرمایه اصلی خود یعنی اعتماد مخاطب را از دست خواهد داد و افسوسمندانه این اتفاق تا حدی نیز افتاده است.

جام جهانی ویترینی برای نمایش کیفیت فوتبال جهان است، اما همزمان می‌تواند آیینه‌ای برای سنجش کیفیت رسانه‌های ورزشی نیز باشد. اگر خروجی این رسانه‌ها به جای تحلیل دقیق، حاشیه‌سازی و اظهارنظر‌های بدون پشتوانه باشد، باید پذیرفت که ضعف تنها در زمین فوتبال نیست؛ بخشی از آن به سکو‌های رسانه‌ای بازمی‌گردد که از رسالت حرفه‌ای خود فاصله گرفته‌اند.

 

*حمید ترابپور

ارسال نظر