ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
14/تير/1405
|
16:15
|
کد خبر: ۹۴۳۱۸
۱۲:۲۸
۱۴۰۵/۰۴/۱۳

آن دقایقی که تلویزیون ما نمی‌بیند!

آن دقایقی که تلویزیون ما نمی‌بیند!

کیهان ورزشی-

 

جام جهانی فوتبال نمایشگاهی بزرگ است؛ نمایشگاهی که اگر با عینک واقع‌بینی در آن قدم بزنیم، متوجه می‌شویم اتفاقات حاشیه‌ای این رویداد، بیشتر از مسائل فنی داخل مستطیل سبز، گواهی‌دهنده پیشرفت فرهنگی کشورهاست؛ همان اتفاقاتی که در پایان بازی‌ها شاهد آن هستیم؛ برخورد‌های زیبای برندگان و بازندگان، چه از سوی مربیان و بازیکنان و چه از سوی تماشاگران.

این رفتار‌ها نشان می‌دهد که فوتبال، نه یک هدف، بلکه بهانه‌ای برای رسیدن به این جایگاه فرهنگی است. البته در این میان نباید نقاط تاریک را نادیده گرفت و همه چیز را به مثابه گلستان دید ولی کلیت ماجرا تصویری را برجسته می‌کند که دلنواز است؛ تصویری از احترام، پذیرش شکست، ستایش پیروزی و درک معنای واقعی رقابت.

تا جایی که اطلاع داریم، اغلب رسانه‌های خارجی در پایان رقابت‌های جام جهانی و بعد از خداحافظی گزارشگران مسابقات، دقایقی از آنچه در مستطیل سبز و روی سکو‌ها رخ می‌دهد را به نمایش می‌گذارند، بدون اظهار نظر مجریان و گزارشگران و ...؛ لحظاتی که بازیکنان به سمت تماشاگران می‌روند و از آنها تشکر می‌کنند، مربیان در کنار بازیکنان خود و حتی حریف قرار می‌گیرند و به هم خسته نباشید می‌گویند و تماشاگران، فارغ از نتیجه، قاب‌های ماندگار ثبت می‌کنند.

اما عجیب آنکه در سیمای ملی ما، همواره این رسم نامیمون وجود داشته که بلافاصله بعد از پایان مسابقات، چشم مخاطبان باید فی‌الفور به جمال آقایان گزارشگر و مجری حاضر در استودیو روشن شود و از روی اجبار، اظهارات بعضاً اعصاب‌خردکن و تکراری آنها را تحمل کنند. گویی اصل ماجرا، نه آن لحظات انسانی و فرهنگی پس از بازی، بلکه تحلیل‌های کلیشه‌ای و حرف‌های از پیش شنیده‌شده است!

فوتبال فقط نود دقیقه دویدن و گل زدن نیست؛ گاهی مهم‌ترین درس‌های فوتبال درست بعد از سوت پایان آغاز می‌شود، جایی که احترام، اخلاق و فرهنگ خودشان را بی‌واسطه به نمایش می‌گذارند.

وقتی فوتبال ایران با تصمیمات شخصی اداره می‌شود

با وجود برگزاری تورنمنت سه‌جانبه برای معرفی نماینده سوم ایران در آسیا، اتفاقاتی که پیش از برگزاری این مسابقات رخ داد، حالا همه چیز را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.

تسنیم در گزارشی نوشت هدایت ممبینی، دبیرکل فدراسیون فوتبال، پیش از سفر ۳۱ روزه‌اش به ترکیه و مکزیک، در اقدامی عجیب و خارج از روال، گل‌گهر را به عنوان نماینده قطعی فوتبال ایران در لیگ قهرمانان آسیا ۲ معرفی کرده بود؛ آن هم در شرایطی که نه سازمان لیگ نامه‌ای رسمی در این خصوص به فدراسیون ارسال کرده بود و نه هیات‌رئیسه درباره این موضوع به جمع‌بندی رسیده بود.

همان زمان بار‌ها از سوی افراد مختلف، از جمله رئیس فدراسیون و برخی از اعضای هیات‌رئیسه، تأکید شد که هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده و فدراسیون قرار است سازکاری مشخص برای تعیین نماینده سوم ایران تدوین کند.

در حالی که کنفدراسیون فوتبال آسیا تا ۹ خرداد برای معرفی نمایندگان مهلت داده بود، فدراسیون فوتبال ایران یک ماه دیگر، یعنی تا ۹ تیر، فرصت گرفت تا تکلیف تیم‌های حاضر در لیگ نخبگان و لیگ قهرمانان آسیا ۲ را مشخص کند. با این حال، ممبینی در نامه‌ای که سوم خرداد به AFC ارسال کرده، اعلام کرده بود که جدول لیگ برتر فریز شده و گل‌گهر نماینده قطعی ایران خواهد بود؛ ادعایی که در آن مقطع نه مبنای اجرایی داشت و نه مصوبه رسمی.

همین اقدام خودسرانه، ابهامات را بیشتر کرده است. اصولاً مرجع معرفی نماینده، سازمان لیگ است و این سازمان نیز چنین نامه‌ای به فدراسیون ارسال نکرده بود. جالب‌تر اینکه بعد از برگزاری تورنمنت سه‌جانبه، همین سازمان لیگ چادرملو را به عنوان نماینده معرفی کرد؛ اتفاقی که عملاً نشان می‌دهد تورنمنت برگزارشده از ابتدا هم فاقد پشتوانه روشن و مشخص بوده است.

در حال حاضر و براساس همان نامه اولیه، گل‌گهر نماینده ایران در آسیا محسوب می‌شود و این یعنی برگزاری تورنمنت سه‌جانبه عملاً بی‌معنا بوده است. حالا فدراسیون فوتبال تلاش می‌کند با رایزنی با AFC این اشتباه را اصلاح کند، هرچند هنوز مشخص نیست این تلاش‌ها به نتیجه برسد یا نه. قرار است مهدی تاج که به‌تازگی به ایران بازگشته، در گفت‌و‌گو با شیخ سلمان، رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا، درباره این اشتباه توضیح دهد.

اکنون باید منتظر ماند و دید سرنوشت نماینده سوم ایران چه خواهد شد.

این گزارش بار دیگر نشان می‌دهد که فاجعه مدیریتی در فدراسیون فوتبال عمیق‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود. در مجموعه‌ای که هر کسی ساز خودش را می‌زند، انتظار نظم، شفافیت و پاسخگویی، بیش از آنکه منطقی باشد، شبیه خوش‌بینی است.

چند روز پیش نیز یکی از پیشکسوتان فوتبال در مصاحبه‌ای گفته بود که برای پیگیری کاری به فدراسیون رفته، اما در ساختمان فقط دو نفر حضور داشته‌اند و خبری از دیگر مسئولان نبوده است؛ مسئولانی که ظاهراً برخی در سفر مکزیک بوده‌اند و برخی دیگر هم زودتر از موعد، راهی تعطیلات تابستانی شده‌اند!

این فقط یک ضعف اداری ساده نیست؛ این تصویر روشنی از ساختاری است که در آن تصمیمات مهم، بدون هماهنگی و  ضابطه و گاه براساس سلیقه‌های فردی گرفته می‌شود. وقتی سرنوشت سهمیه آسیایی فوتبال ایران این‌گونه به بازی گرفته می‌شود، طبیعی است که اعتماد افکار عمومی هم روزبه‌روز کمتر شود.

فوتبال ایران سال‌هاست از ضعف مدیریت ضربه می‌خورد؛ از پرونده‌های انضباطی و بدهی‌های بین‌المللی گرفته تا همین سردرگمی‌های داخلی. تا زمانی که مسئولیت‌پذیری جای خود را به سفر، تعارف و تصمیمات پشت‌پرده بدهد، بعید است این چرخه معیوب متوقف شود و فوتبال ایران رنگ ثبات و حرفه‌ای‌گری را ببیند.

آغاز سیرک نقل‌وانتقالات!

با حذف تیم ملی فوتبال کشورمان از گردونه رقابت‌های جام جهانی، حالا بار دیگر باید چشم و گوش‌مان به اخبار نقل‌وانتقالات باشد؛ همان اخباری که رسانه‌های در خدمت مافیای دلالی با آب‌وتاب فراوان به آن می‌پردازند.

از همین حالا باید منتظر بمب‌های کوچک و بزرگ رسانه‌ای باشیم؛ بمب‌هایی که دست‌کم نود درصدشان، نه بمب، بلکه گلوله مشقی‌اند و بیشتر از آنکه واقعیتی پشت‌شان باشد، ابزاری برای گرم نگه داشتن بازار و بازی دادن افکار عمومی هستند.

برای مخاطبی که هفته‌ها غرق در هیجان و تب‌وتاب جام جهانی بوده، بازگشت به این بازار مکاره آسان نیست؛ بازاری که در آن شایعه، جای خبر را گرفته و هر روز نامی تازه به عنوان «انتقال بزرگ» مطرح می‌شود، بی‌آنکه در نهایت اتفاق خاصی رخ دهد.

فوتبال ما سال‌هاست در این چرخه گرفتار شده؛ چرخه‌ای که در آن دلال‌ها بیشتر از مربیان و مدیران تعیین‌کننده‌اند و رسانه‌ها هم به جای روشنگری، تبدیل به بلندگوی همان جریان شده‌اند. شاید برای همین است که هر پنجره نقل‌وانتقالاتی، بیشتر از آنکه نوید ساختن بدهد، یادآور تکرار همان آشفتگی همیشگی است.

 

*حمید ترابپور

ارسال نظر