ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
۱۸/مهر/۱۴۰۵
|
۰۴:۳۹
|
کد خبر: ۳۰۴۴۹
۱۲:۵۹
۱۳۹۵/۰۶/۰۶
ورزش به تحول اساسی نیاز دارد

حرکت کند قطار ورزش روی ریل پیشرفت

المپیک سی و یکم که به میزبانی کشور برزیل و شهر ریودوژانیرو پایتخت این کشور برگزار شد، بامداد دوشنبه گذشته (به وقت تهران) با برگزاری مراسم اختتامیه رسما پایان گرفت و کشورهای شرکت‌کننده به ویژه آنها که پیشرو و صاحب ورزش هستند، از همین روزها، و شاید روزهای خیلی پیش از این و حتی قبل از المپیک ریو به فکر حضور قوی‌تر و بهتر در المپیک بعدی و آینده که قرار است به میزبانی کشور ژاپن (و شهر توکیو) در سال 2020 برگزار شود، افتاده و بعید نیست از همین حالا برای رسیدن به هدف تعیین شده، دست به کار هم شده باشند.

واقعیات و توقعات

کاروان ورزشی ایران هم به کشور بازگشته است. عملکرد این کاروان به گمان و نظر ما با توجه به واقعیات ورزش راضی‌کننده بود، و البته با توجه به توقعات و انتظاراتی که به طور منطقی از این ورزش می‌رود، مثل همه دوره‌های قبلی، خوشایند و رضایت‌بخش نبود.

در سرمقاله این شماره مجله، درباره «پیام المپیک ریو»، مطلبی آورده و به نکاتی اشاره کرده‌ایم، اینجا می‌خواهیم ضمن اشاره‌ای گذرا به اصل و محور آن مطلب به مسائل دیگری درباره ورزش ایران به بهانه پایان المپیک اشاره نماییم. پیش از شروع المپیک نوشته بودیم، المپیک «نمایشگاه بزرگ ورزش جهان» است. در این میدان و طی روزهای برگزاری، قابلیت‌های ورزش جهان در قالب تیم‌ها و رشته‌ها و کشورهای مختلف در پیش چشم جهانیان به چشم می‌آید. در این بازی‌ها، اصل رقابت، موضوع مهمی است و مصاف و مسابقه ورزشکاران کشورهای مختلف، اولا عیار و اندازه ورزش هر کشوری را عینا و عملا مشخص می‌سازد و معلوم می‌دارد، فراتر از شعارها و حرف‌ها و مصاحبه‌ها و... هر کشوری از چه رتبه و جایگاهی در ورزش دنیا برخوردار است و فاصله آن با دیگران تا چه حد است. ثانیا این بازی‌ها و میدان وسیع المپیک فرصت و مجال مناسبی است برای اینکه هر کشوری، وضعیت فعلی و امروزی ورزش را با وضعیت چهار ساله گذشته محک بزند و ببیند طی این چهار سال فاصله میان آن و این المپیک، آیا پیش رفته؟ درجا زده یا عقب رفته است؟!

تحلیل‌ علمی و ارزیابی دقیق

ارزیابی مورد اول، با نمایش هنرنمایی و رقابت میان ورزشکاران در روزهای برگزاری بازی‌ها مشخص می‌شود و جدول نهایی رده‌بندی مدال‌ها، به تنهایی گویای خیلی چیزها و اثبات‌کننده خیلی مسائل است و نیاز به هر توضیح اضافه‌ای را مرتفع می‌سازد اما درباره نکته دوم، یعنی مقایسه عملکرد فعلی با عملکرد گذشته به ویژه چهار سال گذشته و محک زدن و سنجش عیار و کارآمدی برنامه‌ها و روش‌ها و اقدامات در عرصه مدیریت، هر کشوری که دقیق‌تر، دلسوزانه‌تر، علمی‌تر و آینده‌نگرتر، به تحلیل و ارزیابی نشست، می‌تواند به نتایج مثبتی هم دست یابد که برای آینده ورزش آن کشور، بدون تردید کارساز و موثر خواهد بود و هر کشوری که به جای روش علمی و ملی، روش انحرافی و شخصی و باندی و جناحی و... را در پیش گرفت و مسئولان و رسانه‌ها و کارشناسان آن این فرصت را به عرصه‌ای برای تصفیه حساب و کوبیدن و کوباندن یکدیگر تبدیل کردند، نتیجه‌اش ناگفته پیداست و معلوم است این‌گونه برخورد مخرب و رواج این گونه تحلیل‌های کینه‌توزانه و برخوردهای خودخواهانه و غیرملی، چه حاصلی برای ورزش آن کشور خواهد داشت! با پایان گرفتن بازی‌های المپیک ریو، مسئولان ورزش باید با کمک گرفتن از کارشناسان واقعی، منصف، فکور و صاحب تحلیل خیلی سریع دست به یک ارزیابی دقیق درباره آنچه که به عنوان نتایج کاروان ورزشی ایران اعزامی به ریو رخ داد، دست بزنند و به اصلاح معایب و تقویت نقاط مثبت برنامه‌های قبلی بپردازند و برای المپیک آینده، و حضور بهتر و موفق‌تر در آن دست به کار شوند. حاشیه‌روی و دعواهای شخصی و تحلیل‌های مغرضانه که از آن رنگ و بوی بازی‌ها و رقابت‌های سیاسی به شکل تاسف‌باری، حال مخاطب حقیقت‌یاب و منصف را به هم می‌زند، دردی را دوا نمی‌کند و ما اگر آنچنان که ادعا داریم، برای کشورمان دلسوزی می‌کنیم و «ملی» فکر می‌کنیم، پس باید در عمل هم «ملی» و با توجه و رعایت «منافع ملی» عمل نماییم.

حرکت ثابت و بی‌تغییر ورزش

متاسفانه این نکته خیلی ساده و بدیهی، در خیلی اوقات و مقاطع رعایت نشده، و دعواهای شخصی و درگیری‌های باندی و غوغاهای رسانه‌ای و... جای تحلیل‌های درست و منطقی و علمی را گرفته و... چرخیدن در ورزش بر یک پاشنه، حتما معلول این علت هم هست.

همان‌طور که در جمله قبلی اشاره شد، به گمان ما درِ ورزش ایران سال‌های سال است که بر یک پاشنه ثابت می‌چرخد و نتایج ورزش ایران در میادین مختلف، از جمله ادوار گذشته المپیک، با اندکی تغییرات و کمی پس و پیش تقریبا یکسان و ثابت بوده و چه از لحاظ فنی و فرهنگی (اخلاقی و رفتاری) و چه از حیث کمی و کیفی تفاوت محسوس و فاصله قابل ملاحظه‌ای میان امروز ورزش ما، دیروز آن و این دوره المپیک از دوره‌های قبلی مشاهده نمی‌شود.

این واقعیت این نکته مهم را به ما یادآوری و گوشزد می‌کند که تا روند فعلی اداره و مدیریت و برنامه‌ریزی ورزش که از دیرباز شروع شده و تاکنون ادامه داشته، همچنان ادامه پیدا کند، در آینده هم اتفاق خاصی برای ورزش ما رخ نخواهد داد و تغییر واقعی و محسوسی در آن رخ نخواهد داد. ما اگر واقعا خواهان این هستیم که وضعیت ورزش ما از این حالتی که سال‌ها در آن جا خوش کرده تغییر پیدا کند، نتایج تقریبا ثابت آن دچار تحول شود و بهبود یابد، مثلا ورزش از حالت 2 ، 3 رشته‌ای خارج شود و به سوی «چند رشته‌ای» و در نهایت قرار گرفتن در میان کشورهای پیشرو و صاحب ورزش حرکت کند و اگر می‌خواهیم از این محدوده تنگ و پایین «مدال‌آوری» عبور کنیم و به مدال‌ها و عناوین بیشتری در ورزش دست یابیم، باید ابتدا در دیدگاه و نحوه نگرش به مقوله ورزش و بعد از آن در روش‌های مدیریت و اداره ورزش تحول و تغییر ایجاد کنیم وگرنه تاکید می‌کنیم در آینده و المپیک بعدی و المپیک‌های بعدی اتفاقات و نتایج تقریبا مشابه- شاید با اندکی تغییر در عدد و رقم- برای ورزش ما تکرار خواهد شد، نتایجی که همان‌طور که در آغاز این نوشته آوردیم، با توجه به «واقعیات» و وضعیت گرفتار شده ورزش در آن، قابل قبول و راضی‌کننده است، اما هرگز پاسخگوی توقعات به‌حق و مطابق با امکانات و داشته‌های مادی و انسانی و پتانسیل پیشرفت ورزش ایران نیست.

مخالفان و موانع تغییر «وضع موجود»

اگر مسئولان ارشد و برنامه‌ریزان و تصمیم‌گیران اصلی ورزش کشور نیز با این نظر کم و بیش موافق باشند، باید برای ایجاد تغییرات اساسی در روش اداره و مدیریت ورزش درنگ نکنند و هرچه زودتر دست به اقدام بزنند. این کار البته و بدون تردید و همان‌طور که بارها بر آن تاکید و تصریح شده است، مخالفان و موانعی را پیش روی خود دارد. در واقع این‌گونه نیست که همه عوامل و شرایط مادی و ذهنی برای دست زدن به تغییرات اساسی در ورزش از پیش فراهم باشد و همه کسانی که دم از پیشرفت ورزش می‌زنند، واقعا و در عمل هم خواهان رخ دادن این اتفاق باشند.

هستند افراد و گروه‌ها و جریاناتی که حتی اگر ظاهراً به خواهان پیشرفت بودن وانمود کنند اما قلبا و در باطن با این اتفاق موافق نیستند و اصولا «تغییر» را برنمی‌تابند، چون آنان در «وضع موجود» صاحب نام و نان و حتی پست و عنوان و کیا و بیا شده‌اند، به همین دلیل و به طور طبیعی، چون آنها «منافع شخصی» را بر «منافع ملی» ارجح می‌دانند با لطائف‌الحیل و در عمل مقابل هر گونه تغییر اساسی و اصلاح واقعی- و نه ظاهری و صوری- با تمام قوا مقاومت می‌ورزند و با توجه به ابزاری که در اختیار دارند و نفوذی که در تشکیلات تاثیرگذار ورزش- مثل فدراسیون‌ها و علی‌الخصوص رسانه‌ها- دارند، مانع از ایجاد تغییرات لازم که می‌تواند پاسخگوی مطالبات مردمی و توقعات به حق جامعه از ورزش باشد، بشوند. با این همه اگر قرار باشد ورزش ما در مسیر پیشرفت حرکت دلخواه به سوی مقصد داشته باشد، این اتفاق، یعنی تغییرات اساسی و تحول در برنامه‌ریزی علی‌رغم همه مخالفت‌ها و مانع‌تراشی‌ها باید صورت پذیرد. به نظر ما در عصر کنونی و مقطع فعلی می‌توان انتظار حرکات آغازین و تحول‌آفرین را که منجر به تغییر وضعیت ورزش و ورود آن به فاز و مرحله‌‌ای تازه بشود، داشت چرا که در حال حاضر بر مسند وزارت ورزش و مدیریت کلان آن، افرادی قرار دارند که اکثرا از جنس و خانواده ورزش هستند، وزیر محترم ورزش شخصی متدین، انقلابی و متخصص امر ورزش است که با زوایای آشکار و پنهان ورزش، با آدم‌ها و جریانات مثبت و منفی فعال در ورزش، با واقعیات ورزش ایران و جایگاه آن در ورزش دنیا، با ضعف و قوت‌های مادی و غیرمادی ورزش کشور و... آشنا است و برای کار کردن در ورزش و نه برای میهمانی و اتلاف وقت و روزمرگی و... آمده است. اکثر- و نه همه- همکاران ایشان هم تقریبا از جنس و تیپ و شخصیت خود ایشان هستند و البته همان‌طور که قبلا هم بارها نوشته، از جمله در شماره قبلی در همین صفحه، کسانی هم هستند که ظاهرا همکار وزیر ورزش و هستند، اما باطنا و در عمل با همان جریانات اختاپوسی و مخالف با پیشرفت ورزش و برهم خوردن «وضع موجود» همراهی و همنوایی می‌کنند ضمن اینکه اصولا برای انجام کارهای بزرگ، «کوچک» هستند و... که با اندکی توجه و دقت چهره و عملکرد این افراد، روشن و دستشان «رو» می‌شود.

دیدگاه و روش المپیکی

با این تفاصیل است که عرض می‌کنیم اگر قرار است در ورزش اتفاقی ملموس رخ دهد، اگر می‌خواهیم در آینده ورزش کشورمان بالاتر و بهتر از وضع فعلی باشد، باید دست به تغییرات اساسی در نحوه مدیریت و اداره ورزش بزنیم، طرحی نو در ورزش اندازیم، نگاه و روشمان را «المپیکی» کنیم، و موانع فکری، ذهنی، عینی، فیزیکی و... را رفته رفته کنار بزنیم، مردان مرد، مدیران لایق و کارآگاه و دارای انگیزه کار و خدمت برای مردم را به میدان فرا بخوانیم و آدم‌های آویزان، دو دوزه‌باز، نالایق و... را هرچه بیشتر از دور و بر ورزش دور کنیم.

بی‌انصافی است اگر نگوییم، ورزش ما در «ریل پیشرفت» قرار دارد، اما حرف اصلی بر سر سرعت و شتاب حرکت است. سرعت ورزش در این ریل کند است و راضی‌کننده نیست، عوامل مختلفی در این‌باره دست‌اندرکار هستند و به شکل مانع و به دلایل مختلف سنگ‌اندازی می‌کنند،... که بالاتر اشاره شد، اما این موانع برداشتنی است، سرعت و شتاب حرکت ورزش به سمت پیشرفت شدنی است. اگر عزم و اراده‌ای انقلابی و مدیریتی علمی و جهادی در ورزش به کار افتد و... و البته دیگر تشکیلات و دستگاه‌های ذی‌ربط و تاثیرگذار در این اتفاق، (مثل دولت، مجلس، رسانه ملی، وزارت ارشاد و...) نقش و وظیفه خود را در قبال ورزش عملی سازند و همان قدر که همراه و همگام با مسئولان و مدیران متعهد و دارای نیت و عزم «تغییر و تحول» هستند، با جریانات مخالف تغییر و طرفدار حفظ وضع موجود از در مخالفت و دفع وارد شوند.

درباره «حق‌کشی در ورزش»

در شماره گذشته مجله و در صفحه چشم‌انداز بحث «حق‌کشی در المپیک» را مطرح کردیم. خوشبختانه آن مطلب مورد توجه خوانندگان ارجمند و مخاطبان محترم مجله قرار گرفته بود، منتها بعضی از دوستان درباره آن مطلب، حرف‌ها و نظراتی داشتند که قابل توجه و درست بود. حرف این دسته از عزیزان این بود که شاید بعضی‌ها با خواندن این مطلب تصور کنند که منظور نگارنده این بوده که حق‌کشی در المپیک و سایر میادین ورزشی فقط درباره ورزش ما و ورزشکاران عزیز ایران صورت می‌گیرد و نوعی «توهم توطئه» را شاید در ذهن بعضی‌ها متبادر کند. کاش در این باره روشن‌تر می‌‌نوشتی و بعضی توضیحات را می‌دادی. به بعضی از آن دوستان توضیح داده‌ایم و اینجا هم عرض می‌کنیم، در اینکه- به نظر ما البته- در جریان مسابقات المپیک، در حق بعضی از ورزشکاران ما اجحاف علنی و حتی بی‌شرمانه صورت گرفت، شکی نداریم، اما حرف اصلی ما در آن مقاله این بود که ما باید درباره واقعیت‌های ورزش جهان، شناخت لازم را کسب کنیم.

اگر می‌خواهیم در این عرصه حضور پیدا کنیم، موثر و مطرح باشیم، باید زشت و زیبا، ضعف و قوت‌ها، نکات مثبت و منفی، زوایای پنهان و آشکار قدرت‌های مطرح در آن و... را بشناسیم و آنالیز و تحلیل درستی از این واقعیات داشته باشیم. بدون تردید در یک آنالیز دقیق و واقع‌بینانه- و نه غیرعلمی و جانبدارانه و ناشی از وادادگی و بی‌هویتی- به این نتیجه خواهیم رسید که یکی از زشتی‌های ورزش امروز جهان مسئله «بی‌عدالتی» و «ناداوری» است که گریبان همه را به نوعی می‌گیرد و حتی بعضی قهرمانان بزرگ چون محمدعلی، مارادونا و... نسبت به آن اعتراض علنی داشته‌اند، بنابراین آنچه در بعضی مسابقات در المپیک اخیر برای ورزشکاران ما رخ داد، اولا بار اول نیست و بارها اتفاق افتاده، ثانیا فقط مختص ما نیست و امکان دارد برای همه کشورها و تیم‌ها رخ دهد، البته برای کشورهای پیشرفته و صاحب ورزش کمتر، و بالاخره این موضوع را باید یکی از واقعیت‌های تلخ ورزش امروز جهان حتی در سطح و کلاس المپیک، دانست و آن را باور کرد. به سخن بعضی واداده‌ها و هالوصفت‌های از مرحله پرت توجه نکنیم بلکه باید برای آن راه حل منطقی و کارساز اندیشید. نوشتیم که راه حل مقابله با این پدیده زشت، فقط اعتراض و گریه و گلایه و... نیست، بلکه راه حل اصلی و کارساز آن پیش از هر چیز «قوی و قوی‌تر شدن» است. که گفت: برو قوی‌ شو اگر راحت جان طلبی! به آن گونه که حتی اگر جریان و باند و ناداور اجیر شده‌ای خواست با سرنوشت شما بازی کند و حق‌کشی نماید، نتواند و در برابر نمایش قدرتمندانه و قاطع، چاره‌ای جز اقرار به برتری و عمل به عدالت نداشته باشد. البته کارها و اقدامات دیگری مثل فعال بودن در عرصه «دیپلماسی ورزشی» هم می‌تواند در این راه موثر باشد و تلاش برای حضور در عرصه‌های بین‌المللی و مجامع و فدراسیون‌های جهانی و... که این بحث جداگانه و مفصلی را می‌طلبد.

بنابراین، منظور اصلی ما در آن مطلب این بود که بگوییم درباره پدیده شوم و زشت ناداوری و حق‌کشی که یک واقعیت تلخ و غیرقابل انکار در ورزش امروز و مدرن جهان است باید به راه حل‌های کارساز و منطقی مسلط بود و به تقویت درونی ورزش و ورزشکاران خود بپردازیم.

خطرات و آفات پیشرفت والیبال

والیبال ایران با حضور در مرحله نهایی رقابت‌های المپیک ریو، نشان داد کماکان حرکتی رو به جلو دارد و در مسیر پیشرفت با شتابی قابل قبول در حرکت است. ما پیش از این هم نوشته بودیم که صرف حضور والیبال ما در المپیک، فعلا و در حال حاضر یک موفقیت تحسین‌برانگیز برای این رشته است. توقع بیش از این داشتن از والیبال، مثلا توقع اینکه تیم ملی ایران در یکی از سکوهای سه‌گانه قرار بگیرد و یکی از مدال‌های المپیکی را به گردن بیندازد، توقعی «بیش از حد» و «دور از انتظار» است که شاید آزاردهنده و برخورنده هم باشد. حضور والیبال ایران در المپیک را گرامی می‌داریم، نمایش والیبالیست‌ها و نتایج تیم ملی را در این مقطع و مرحله، قابل قبول می‌دانیم، اما چون خواهان پیشرفت روزافزون والیبال و تداوم حرکت آن در مسیر رو به جلو و افتخارآفرینی هستیم به مسئولان محترم فدراسیون و مقامات ورزش کشورمان عرض می‌کنیم، نباید درباره والیبال- مثل هر جای دیگر ورزش- خیالی آسوده داشته باشند و این رشته را از خطرها و آفاتی که همواره مانع راه پیشرفت‌ها و موفقیت‌ها شده است، آنی غافل باشند. والیبال در مسیر پیشرفت است اما عواملی از بیرون و درون آن را تهدید می‌کند. بررسی وضعیت والیبال، فرصت‌ها و تهدیدهای آن، کاری است که از حوصله این مقال و وظیفه این قلم خارج است، آنچه ما می‌خواستیم درباره والیبال عرض کنیم همین چند جمله بالا بود و برای روشن شدن موضوع، ذکر یک نمونه که می‌تواند «آفت پیشرفت» و سد راه حرکت رو به جلوی والیبال باشد، کافی و آن نمونه «بازیکن‌سالاری» است. مسئولان والیبال باید در برابر این آفت محکم و قاطع بایستند و بدانند رمز موفقیت والیبال و کلید دوام یک والیبالیست- با هر نام و سابقه- قرار گرفتن هر کسی و هر چیزی بر جای خویش است. بازیکن هر چقدر رسمی و تاثیرگذار، فقط باید «بازیکن» باشد و پا از گلیم خود فراتر ننهد... اگر این اتفاق بیفتد اولین کسی که ضربه خواهد خورد و از چشم مردم و کارشناسان خواهد افتاد، خود آن بازیکن است.

در این باره در دنیای ورزش و همین ورزش کشور خودمان مثال‌ها فراوان است. ضمن اینکه پدیده‌ای مثل بازیکن‌سالاری و زیاده‌خواهی و... از نشانه‌های عقب‌ماندگی ورزش است و برای رشته‌ای چون المپیک که حالا جهانی و المپیکی شده، وجود این‌گونه پدیده‌ها، اصلا شایسته و قابل قبول نیست.

* سیدمحمدسعید مدنی


ارسال نظر
captcha
نظرات شما
داوود نورایی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۵۱ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۷
واقعا لذت بردم
داوود نورایی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۵۱ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۷
واقعا لذت بردم
پرویز نوری
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۰۰ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۷
مدنی جان کارت درسته
دوستدار
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۵۶ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۸
عاشق مطالب سعيد مدني هستم