ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
۰۹/آبان/۱۴۰۵
|
۱۵:۱۳
|
کد خبر: ۳۱۳۵۸
۲۰:۵۲
۱۳۹۵/۱۰/۰۳
پرونده سنگین فساد در فوتبال

ورزش باید در خدمت منافع ملی باشد نه رخنه گری بدخواهان

ورزش باید در خدمت منافع ملی باشد نه رخنه گری بدخواهان

واقعیت تلخ

در روزهای گذشته وزیر محترم در جلسه‌ای با مسئولان فوتبال ایران و هیئت رئیسه فدراسیون بر ضرورت مبارزه با فساد در فوتبال تاکید کرد و این نکته را تلویحا یادآور شد که پیشرفت فوتبال در گروی فسادزدایی از محیط و فضای فوتبال است. علاقه‌مندان به ورزش به ویژه دوستداران فوتبال می‌دانند که درباره وجود فساد در فوتبال و لزوم مبارزه جدی با آن به عنوان یک اقدام ضروری برای پیشرفت این رشته ورزشی هر آن کس که این فوتبال را می‌شناسد، از ظرفیت‌ها و توانایی‌های بالقوه آن آگاه است، نسبت به آدم‌ها و جریانات فعال در آن شناخت دارد، دوستان و دشمنان آن را می‌شناسد، تاکید و با دیگران هر اختلافی که داشته باشد، در این باره اتفاق‌نظر دارد. فساد در فوتبال البته واقعیت تلخی است که وجود دارد و اتفاقی است که ریز ریز و رفته رفته طی گذشت زمان به وجود آمده است اما از یک نظر هم باعث امیدواری و خوشوقتی است و آن از این جهت است که این درد و معضل و آسیب فوتبال، شناخته شده، و اینک از وزیر محترم و اغلب مسئولان رسمی فوتبال گرفته تا علاقه‌مندان به ورزش و دوستداران فوتبال ضمن اذعان و اعتراف به وجود آن، خواهان مبارزه جدی و بی‌امان با آن هستند. این وضعیت البته چند سال پیش از این وجود نداشت و کسانی که - مثل این مجله- از فساد در فوتبال و باندهای دلالی و زورگیر و جریانات اختاپوسی و پدرخوانده در ورزش و علی‌الخصوص در فوتبال حرف می‌زدند و به آن اعتراض می‌کردند، جریانات آویزان و انگل‌مآب که تحت شعارهای دهان پرکن و فریبنده - که البته فقط مسئولان ناشی و آدم‌های ساده‌لوح را فریب می‌داد- و با استفاده از ابزار رسانه‌ای - به ويژه از نوع تصویری آن- جار و جنجال و سر و صدا راه می‌انداختند و مدعیان وجود فساد- مثل این مجله- را به کهنه‌پرستی! ارتجاع! سنتی‌بودن! و... متهم می‌کردند و ناهنجاری‌های در حال رشد فوتبال را به حساب «علمی شدن»! ورزش و از ملزومات و ضروریات حرفه‌ای شدن ورزش فوتبال و... این گونه خزعبلات می‌گذاشتند! خوشبختانه دوران این فریبکاری‌ها- هرچند با تحمل هزینه‌ها و از دست دادن فرصت‌ها و... به پایان رسیده است.

پرونده سنگین

اینک حتی مجلس شورای اسلامی هم (چه در دوره نهم و چه امروز در دوران فعالیت مجلس دهم) روی موضوع فساد در فوتبال حساس شده بر وجود آن تاکید می‌کند. کمیسیون اصل 90 در مجلس دوره نهم، آستین همت بالا زد و در این باره نزدیک دو سال تحقیق و تفحص کرد و پرونده‌ای تشکیل داد و برخلاف نظر جریانات مخرب و حتی بعضی مسئولان عوضی آمده که بدون اینکه شناختی از واقعیات فوتبال ایران داشته باشند، با فشار از ناحیه دولت‌نشینان وقت، بر مسند ریاست فوتبال تکیه زده و از مواهب آن بهره‌مند می‌شدند و... هنوز می‌شوند! با صراحت اعلام کرد که: «فساد در فوتبال محرز است.» و امروز هم در دوران فعالیت مجلس دهم، از زبان آقای پارسایی نماینده محترم مردم قهرمان شیراز و سخنگوی فعلی کمیسیون 90، می‌شنویم و می‌خوانیم که درباره پرونده، فساد در فوتبال می‌گوید: «... یکسری شکایات جدید هم به آن اضافه شده است. پرونده یک پرونده قطور است و...» ایشان در جای دیگر از همین صحبت‌ها می‌گوید: «این پرونده، پرونده سنگینی است. به این دلیل ما کارشناسان جدیدی هم به خدمت گرفتیم تا بیایند و این پرونده را تفکیک کنند و به ترتیبی که هست همه‌چیز پیگیری شود.» و... مصاحبه سخنگوی محترم کمیسیون اصل 90 تقریبا مفصل است و نکات جالب و خواندنی در آن وجود دارد که می‌شود در مطلبی جداگانه به آن پرداخت. حرف ما در این مطلب برسر صحبت‌های آقای سلطانی‌فر با اعضای هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال است.

مسئول فوتبال هم جدی بگیرند

امیدواریم این حرف‌ها از طرف این آقایان که امروز مسئول اداره فوتبال کشور هستند، جدی گرفته شود. البته منظور هم از جدی گرفتن، جدی گرفتن در «عمل» است. به گونه‌ای که در سیاستگذاری‌ها، جهت‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها و عملکردها، روح مبارزه با فساد و حرکت در جهت اصلاح فوتبال وجود داشته باشد. متاسفانه این باور که فوتبال مستعد ما با مشکل فساد و کجروی درگیر است و جریاناتی چون منافع خود را در بی‌سامانی فوتبال می‌دانند، به لطائف‌الحیل در کار فوتبال مشکل ایجاد و اخلال می‌کنند و ... در نزد مسئولان قبلی فوتبال ایران وجود نداشت که در خوش‌بینانه‌ترین حالت این عدم باور را همان‌طور که بالاتر اشاره شد باید در عدم شناخت این افراد از واقعیت‌های فوتبال دانست، این است که می‌گوئیم امروز و در مقطع کنونی انتظار می‌رود مسئولان فعلی فوتبال با شناخت از واقعیات فوتبال، درباره اصلاح فوتبال و زدودن زشتی‌ها و پلشتی‌ها از پیرامون و محیط آن همت گمارند. امروز دیگر فوتبال ما و سطح شناخت و آگاهی علاقه‌مندان فوتبال ما به جایی رسیده است که نیاز به انجام حرکت‌های اصولی و اساسی و فراتر از نتیجه‌گیری‌های زودگذر و کمیت‌گرایی‌های سطحی، در آن سخت احساس می‌شود. مسئولان فوتبال اگر بخواهند فراتر از امور سطحی و کارهای روبنایی و کسب نتایج زودگذر، پایه و اساس فوتبال را محکم نمایند، و شرایطی را فراهم آورند که ظرفیت‌های بالقوه و توانایی‌های نهفته این فوتبال، به فعلیت درآید و شکوفا شود، باید دست به کارهای جدیتر و اقدامات شجاعانه‌تر بزنند. بدون تردید مبارزه با فساد در فوتبال، یکی از این امور است که برای موفقیت در آن علاوه بر باور و یقین به وجود چنین آفت و آفاتی، نیاز به اراده و مدیریت منطقی و متعهدانه دارد.

اقدام و عمل

وزیر محترم ورزش در همین هفته گذشته «دستورالعمل اقتصاد مقاومتی» در این وزارتخانه را هم ابلاغ کرد. البته بدون شک کارها و اقدامات آقای سلطانی‌فر در روزهای گذشته بیش از دو مورد اشاره شده (یعنی ملاقات با هیئت رئیسه فوتبال و ابلاغ دستورالعمل اقتصاد مقاومتی) بوده است، اما ما با توجه به مجال و فرصتی که داریم در این نوشته به این دو مورد اشاره می‌کنیم که تقریبا با یکدیگر در ارتباط هستند، «اقتصاد مقاومتی» که به عنوان شعار سال 95 از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی اعلام شده است، یکی از اقدامات اساسی و ضروری است که هر کشور و ملتی- به ویژه آنها که قصد روی پای خود ایستادن و داعیه استقلال و آزادگی دارند- باید به آن دست بزند و وضعیت اقتصادی خود را از «درون» چنان سازمان دهد و سامان بخشد که از این نظر محتاج دیگران نباشد و دشمنان از آن به عنوان «پاشنه آشیل» علیه آن ملک و ملت استفاده نکنند. بنابراین اقتصاد مقاومتی یک ضرورت و امری حتمی است که تامین‌کننده منافع ملی و ضامن استقلال هر کشوری است. حرکت در مسیر چنین اقتصادی، عمل به یک دستور مهم قرآنی و اصل صریح اسلامی هم هست که تحت عنوان «نفی سلطه» مطرح است و در آیاتی از کتاب مجید (مثل آیه 141 سوره نساء) آمده است: «لن نجعل الله للکافرین علی‌المومنین سبیلا». معنی و تفسیر این آیه به طور خلاصه این است که خدا نمی‌پسندد و نهی می‌کند که مؤمن یا مسلمان زیر سلطه کافران قرار بگیرد. این آیه و نظایر آن، استعمار و استکبار را به طور کلی نفی و رد می‌کند و به مسلمانان دستور می‌دهد از قرار گرفتن در معرض چنین وضع و حالتی که با عزت و شرف مسلمانی در تضاد است به شدت پرهیز و دوری کنند. مسلما برای تحقق چنین امری، شعار دادن زنده باد و مرده باد گفتن، کفایت نمی‌کند- هرچند به جا و اندازه خودش لازم است- برای همین هم هست که رهبر انقلاب در ادامه شعار «اقتصاد مقاومتی»، «اقدام و عمل» را هم اضافه می‌کنند و شعار سال 95 به طور دقیق و کامل می‌شود «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل»!

همه باید احساس مسئولیت کنند

برای تحقق این شعار که شعاری انقلابی و دقیقا مطابق با آرمان‌های ملی و تحکیم سربلندی ایران عزیز است، اولا طبیعی است که بیش از یک سال وقت و فرصت لازم است و این یعنی شعار ذکر شده مخصوص سال جاری نیست و بلکه باید همیشه سرلوحه برنامه‌ها و رفتار آحاد ملت، به ویژه مسئولان و دولتمردان و دستگاه‌های بزرگ و برنامه‌ریز مملکتی باشد، و ثانیا همان‌طور که بالاتر اشاره شد درباره تحقق عملی این شعار مهم و تاثیرگذار در سرنوشت کشور، همه از تک‌تک افراد گرفته تا تمام تشکیلات و وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی و خصوصی و... باید احساس مسئولیت کنند و نقش ملی و انقلابی خود را در این باره به درستی و در نهایت خلوص ایفا نمایند. بدیهی است که در این باره خود ورزش هم باید مثل سایر حوزه‌ها احساس مسئولیت نمایند و حداقل در عرصه فعالیت خودش، این اصل را رعایت نمایند. همان‌طور که در فراز قبلی به فوتبال و فساد رایج در آن که بخش عمده‌ای از آن «مالی» است، اشاره کردیم، در ورزش هم مثل سایر حوزه‌ها - از بعضی جاها کمتر، از بعضی جاها بیشتر - بی‌بند و باری‌های مالی و اقتصادی وجود دارد که متاسفانه چهره ورزش را در بعضی جاها و پاره‌ای از بخش‌ها خدشه‌دار ساخته و زیرسؤال برده است، به گونه‌ای که خاطر علاقه‌مندان اصیل و ورزش و مردم شریف کشور را آزرده می‌سازد. طبیعی است در یک مملکتی که انقلابی است، شعارهای بزرگ و آرمانی و انسانی سرمی‌دهد و... خود را مومن به خدای یکتا و پیرو آخرین و کاملترین دین آسمانی می‌داند و... وجود این گونه مسائل آن هم در سطحی ملموس و غیرقابل انکار دور از انتظار است و اصولا زیبنده نیست. البته این که وزیر محترم در آخرین روزهای نهمین ماه سال چنین دستور‌العملی را صادر می‌کند، از یک طرف جای سؤال هم دارد که چرا اینقدر دیر؟ پاسخ را حتما باید در تغییرات مدیریتی وزارت ورزش آن هم در سطح «وزیر» جست‌وجو و پیدا کرد، اما در حال صدور این ابلاغیه و برپایی آن جلسات - با هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال- که حاوی مبارزه با اسراف و خاصه‌خرجی و ریخت و پاش و اصلاح وضع ورزش و... است جای خوشحالی و خوش‌وقتی دارد و این خوشحالی وقتی معنی‌دارتر و مضاعف می‌شود که شاهد «عمل و اقدام» همه در این زمینه باشیم.

کارکردهای متنوع ورزش

بارها به سهم خود نوشته‌ایم، ورزش ایران برای قرار گرفتن در مسیر رشد و شکوفایی و شتاب دادن بیشتر به حرکت رو به جلوی خود باید شاهد انجام اقدامات جدیتر و کم‌سابقه‌تر از طرف مسئولان و مدیران خود باشد. ورزش در روزگار ما پدیده‌ای اجتماعی است که از کارکردهای مختلفی برخوردار است و از حوزه‌های دیگر تاثیر می‌گیرد و بر حوزه‌های دیگر تاثیر می‌گذارد. از این نظر ما باید به ورزش اهمیت بایسته- نه بیشتر و نه کمتر- را بدهیم. در جهان امروز کشورهای پیشرفته و بعضا سلطه‌گر و زیاده‌خواه، سعی می‌کنند از همه ابزار و وسایل موجود، از همه حوزه‌ها و عرصه‌های فعالیت، نهایت استفاده را در جهت تامین اهداف و منافع خود ببرند. «ورزش» هم از چشم آنان پنهان نیست و از کارکردهای آن در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تربیتی و... حتی ایدئولوژیک به نفع خود بهره‌برداری می‌کنند.

ورزش محل رخنه بدخواهان نشود

غرض اینکه ما نیز باید متوجه اهمیت ورزش باشیم نسبت به کار و بار آن حساس باشیم امور ریز و درشت آن را به دست «اهلش» بسپاریم، از کارکردها و نقش‌های مثبتی که این حوزه می‌تواند در عرصه‌های مختلف بازی کند، استفاده ببریم، اگر نکنیم، اگر اهمیت ورزش و نقش‌های ریز و درشت و پنهان و آشکار آن را نشناسیم، بدون تردید کلاه سرمان خواهد رفت. روزی چشم باز خواهیم کرد و می‌بینیم که خرج و هزینه ورزش را دولت از جیب مردم می‌پردازد، اما نفع و خروجی آن به جیب فرصت‌طلبان و منفعت‌جویان و بدتر از همه دشمنان این مملکت می‌رود. یاد جمله‌ای از رهبر انقلاب افتادیم که ایشان در دیدار هیئت دولت، در شهریور سال 94 می‌فرماید: «اگر غفلت شود، ناگهان متوجه می‌شویم که دشمن در جاهایی رخنه کرده و مشغول کارهای خطرناک فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است، باید کاملا مراقب باشیم.» آن موقع نوشتیم، حالا هم تاکید می‌کنیم ورزش یکی از آن جاها و عرصه‌هاست که دشمنان و بدخواهان این سرزمین در آن طمع کرده‌اند، به گمان ما ورزش یکی از جاهای حساسی است که متاسفانه مسئولان ما آن طور که لازم است به آن توجه ندارند و نسبت به وضعیت آن هشیار و حساس نیستند. اینجا حوزه‌ای است که بیش از هر طبقه و گروه سنی دیگری با توده مردم و گروه سنی جوانان در ارتباط است.

اهمیت فوتبال

به طور طبیعی در میان رشته‌های فعال در این حوزه، رشته‌های جذابتر و پردرآمدتر و پرطرفدارتر و جوان‌پسندتر- مثل فوتبال- از حساسیت بیشتری برخوردار است و باید نسبت به حال و روز آنها حساستر باشیم و مسئولانه‌تر برخورد کنیم. به نظر ما در این باره کم‌کاری و غفلت صورت می‌گیرد. بدخواهان و جریانات مخرب و منفعت‌جو، بیشتر از اغلب مسئولان ما در این باره هشیاری به خرج می‌دهند و سعی می‌کنند از این جذابیت‌ها و گرایش‌ها، در جهت اهداف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و... خود استفاده نمایند. برای همین هم هست که این جریانات تلاش می‌کنند وضعیت ورزش و رشته‌ای مثل فوتبال را طبیعی، عادی و آرام جلوه دهند، علی‌رغم همه شواهد و اظهارنظرهای کارشناسان و مستندات و... منکر هرگونه فساد و انحرافی در آن باشند، و متاسفانه بعضی مسئولان عوضی‌آمده و مدیران از مرحله پرت هم یا از سر ناآگاهی و عدم شناخت و یا به خاطر ترس و مرعوب‌شدن و شخصیت ضعیفی که دارند، این نظر دشمن گمراه‌کننده را تایید می‌کنند. برای همین هم هست که می‌گوئیم امروز انتظار از مسئولان فوتبال (آقای تاج و همکارانش) این است که بیش از آن که به نتایج زودگذر و رفتن به جام جهانی و گرفتن سهمیه باشگاهی و میزبانی و... می‌پردازند کمی جدیتر، عمیق‌تر، آینده‌نگرانه‌تر و بالاخره هشیارانه‌تر با مسائل حوزه تحت مدیریت خود برخورد نمایند و اگر آنچنان که می‌گویند و ادعا دارند، کار می‌کنند که فوتبال ایران در خدمت جوانان و منافع ملی و به سهم خود اعتلای فرهنگ این آب و خاک - نه در جهت منافع بدخواهان- قرار بگیرد و عمل کند.

ورزش و همبستگی ملی

هفته گذشته، مصادف بود با میلاد پیامبر اعظم(ص) و امام جعفر صادق(ع)، که هفته‌ای موسوم به هفته وحدت را هم به دنبال خود داشت. برنامه‌ای رادیویی که مسائل و موضوعات فرهنگی را پیگیری می‌کند تحت عنوان (اگر اشتباه نکنم) «فرهنگ و ورزش»با مجری‌گری همکار باتجربه و قدیمی یعنی آقای خسرو والیزاده به مناسبت آن روزهای فرخنده و مبارک «ورزش و وحدت و همبستگی ملی» را سوژه برنامه خود قرار داده بود و به بنده هم منت نهاده، فرصت دادند دقایقی در این باره حرف بزنیم. قصد نداریم محتویات آن برنامه را اینجا روی کاغذ بیاوریم و وقت خوانندگان محترم را تلف کنیم، بلکه می‌خواستیم با یادآوری این مطلب و این برنامه، عرض کنیم، اولا برای چندمین بار باید از رادیو تشکر کرد که به موضوع «فرهنگ در ورزش» می‌پردازد و وقتی را به موضوعاتی در ارتباط با مسائل فرهنگی در ورزش اختصاص داده است و مثل بعضی دیگر از رسانه‌ها که اصولا ارتباطی میان ورزش و فرهنگ قائل نیستند! عمل نمی‌کند. رادیو و تلویزیون هنوز از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین رسانه‌ها هستند که می‌توانند در صورت احساس مسئولت بیشتر، برنامه‌ریزی دقیق‌تر و هشیاری بیشتر به رشد و پیشرفت ورزش هم در ابعاد فنی و هم در ابعاد فرهنگی کمک کنند. متأسفانه در اینجا نیز آن هشیاری و بصیرت و احساس مسئولت، آن طور که باید و شاید و انتظار می‌رود، دیده نمی‌شود و لمس و احساس نمی‌شود.

شاهد زنده

ثانیا اینکه رادیو می‌آید ورزش را ربط می‌دهد به موضوع «وحدت» نشان از این موضوع دارد که برخلاف سالیان گذشته، که تز «ورزش برای ورزش»، دکترین تقریبا حاکم بر ورزش ما بود و افراد و جریاناتی یا آگاهانه و مغرضانه یا ناآگاهانه و از سر عدم شناخت، منادی و مروج این نوع دیدگاه در ورزش بودند، حالا دیگر نقش و کارکردهای چندگانه ورزش دارد اثبات می‌شود و مثلا از نقش ورزش در «اقتصاد مقاومتی» یا «همبستگی ملی» و... در رسانه‌ها صحبت و یا از سوی مسئولان و کارشناسان مطرح می‌شود.

اینها نشانه‌های خوبی است که ورزش ما از لحاظ فکری و نظری هم دارد، رشد و پیشرفت می‌کند، و این خود نوید رشد بیشتر ورزش را در ابعاد فنی هم می‌دهد. تا فکر و دیدگاه و فرهنگ یک جامعه (و اینجا جامعه ورزش) رشد نکند، پیشرفت و موفقیت در ابعاد مادی و فنی یا اصولا ممکن نیست یا خیلی خیلی کند صورت می‌گیرد. همه ما (به ویژه مسئولان) باید بپذیریم که ورزش به سهم خود موضوعی دارای اهمیت و موثر است که فراتر از بازی کودکانه یا تفریح جوانان، بر مسائل عمومی‌تر و کلی‌تر هم اثر می‌گذارد. مثلا اگر ما به نقش ورزش در ایجاد همبستگی و وحدت اجتماعی بی‌توجه باشیم و از این ابزار، در جهت ارتقای این روحیه بهره نگیریم، و از آن غفلت کنیم، تردید نداشته باشید که دشمنان و بدخواهان - چنان که رهبر انقلاب هم هشدار داده بودند و بالاتر اشاره کردیم- از همین رخنه و نفوذ برای علم کردن دعواهای قومی و نژادی، و حتی مذهبی و اعتقادی استفاده می‌کنند و در اینجا هم از ورزش به نفع خود و منافع خود و اهداف کثیف و ضدملی و ضدانقلابی خود بهره می‌گیرند. اتفاقات اخیر و شعارهای ضدملی که بعضی اوقات از سوی بعضی جریانات بیمار در ورزشگاه‌های ما زمزمه می‌شود، شاهدی است بر این ادعا! این‌ها واقعیاتی است که دارد به طور ملموس خود را نشان می‌دهد و به رخ می‌کشد و نمی‌توان آن طور که بدخواهان و بعضی از مرحله‌پرت‌هایی که متاسفانه کسوت مسئولیت هم بر تن دارند، خود را به کوری زد و آنها را ندید:

چیزهایی که نبایست ببیند، بس دید

به خدا قاتل من دیده بینای من است

* سیدمحمدسعید مدنی

ارسال نظر
captcha
نظرات شما
سهلي از شبستر
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۵۴ - ۱۳۹۵/۱۰/۰۳
مطلب خيلي خوبيه ولي هيچ كس اين حرفا رو قبول نداره