ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
۲۱/مرداد/۱۴۰۵
|
۰۷:۰۴
|
کد خبر: ۳۲۶۵۵
۱۸:۰۴
۱۳۹۶/۰۵/۲۷

... جز این راهی هم نمانده است!

... جز این راهی هم نمانده است!

رئیس فدراسیون فوتبال ایران که هفته گذشته به تبریز سفر کرده بود، در مجمع عمومی هیئت فوتبال آذربایجان شرقی و همچنین در حاشیه این مجمع، درباره مسائل فوتبال ایران و به ویژه گرفتاریهایی که این روزها فوتبال ایران با آن درگیر است و حتی پای «فیفا» هم به میان آمده، حرفها و نظرهایی را ابراز کرده است که حتما اهالی فوتبال از کم و کیف آنها، آگاه هستند، اما با تحلیل محتوای صحبتهای آقای تاج این موضوع دستگیر خواننده میشود که طبق گفته ایشان قرار است از این به بعد از کارهای غیرمنطقی و «یلخی»! و باری به هر جهت و غیرقانونی و... که در فوتبال و درباره فوتبال زیاده دیده میشود و اتفاق میافتد، جلوگیری شود و اصل مهم و تعیینکنندهای چون «قانونمداری» بیشتر مورد توجه - حداقل مسئولین امر و متولیان فوتبال - قرار گیرد.

اگر نخواهیم بیش از این خود را فریب دهیم و اگر قصد داشته باشیم سر خود را از داخل برف بیرون بیاوریم و واقعیتها را ببینیم و آنچه در پیرامون و اطراف این فوتبال میگذرد به درستی و عالمانه تحلیل و بررسی کنیم، متوجه میشویم که کار و بار فوتبال ما و روندی که سالهای سال طی کرده است، این رشته ورزشی را به لبه پرتگاه سقوط کشانده است و اوضاع چنان است که حالا «فیفا»، یعنی بالاترین مرجع تصمیمگیرنده فوتبال جهان، درباره پیامدهای ناشی از وضع و اوضاع آشفته و بیحساب و کتاب فوتبال ایران، به مسئولان فوتبال و باشگاههایی که به خاطر عدم اجرای تعهداتشان، امروز پایشان گیر است، هشدار داده، و ضربالاجل تعیین کرده است. برای آنها که سالهاست از وضعیت حاکم بر فوتبال ایران انتقاد میکنند، و درباره اصلاح این وضع به مسئولان امر، هشدار میدهند، رسیدن چنین روزهایی اصلا بعید نبود و به همین دلیل هم از مدیران ورزش و متولیان فوتبال میخواستند، تا قبل از اینکه پای «غیر» و «دیگران» به وسط کشیده شود، پیش از آنکه مجامع بینالمللی متوجه آشفتگی درون و بعضا لودگیها و سبکسریهای حاکم بر کاروبار مدیریتی فوتبال ایران شوند، تا هنوز، فرصت هست و آش خیلی شور نشده، «کاری» بکنند و آستین بالا بزنند و به مسئولیتی که دارند، عمل بکنند و «خود» ابتکار عمل را به دست بگیرند و منتظر «فرمان» و «امر» و «اولتیماتوم» از آن سوی آبها نشوند، اما متاسفانه این هشدارها و تذکرات، گوش شنوایی پیدا نکرد و مدیران و مسئولان دیروز و امروز فوتبال، غرق در مسائل روزمره و مشغولیتهای کودکانه و...

از انجام کارهای اساسی و حل مشکلات ساختاری فوتبال ایران طفره رفتند. الان بیش از 15 سال است که مثلا! فوتبال ایران «حرفهای» شده است، از آن روز اول که فوتبال ایران «یکشبه»! به دستور «پیترولاپان» - دبیر وقت کنفدراسیون فوتبال آسیا - حرفهای شد، تا امروز کارشناسان، صاحبنظران، پیشکسوتان، دنیادیدهها، مربیان، رسانه‌‌ها و... به مسئولان هشدار دادهاند فقط از حرفهایگری به اسم آن بسنده نکنند و دلخوش نباشند و رفتهرفته سازوکار و شرایط حرفهایگری را از حیث فنی و امکاناتی و همچنین از نظر رفتاری و فرهنگی فراهم کنید، فوتبال ایران را از لحاظ اداری، مدیریتی و در یک کلمه «ساختاری» به سمت حرفهای شدن و «استاندارد»های مشخص و شناخته شده و تعریف شده آن در همه جای دنیا، سوق دهید و... اما متاسفانه مسئولان دیروز و امروز فوتبال ایران به جای توجه به این امر و انجام مسئولیتی که بر دوش داشتند و اقدام در جهت رفع موانع جدی حرفهای شدن فوتبال ایران و... تمام فکر و ذکر و هموغمشان این بود که به هر وسیله و ترفند و... تیم ملی به «جامجهانی» صعود کند، تا به ضرب آن بر همه ندانمکاریها و اهمالها و غفلتهای خود «ماله» بکشند و بساط عوامفریبی راه بیندازند و جواب منتقدان و دلسوزان را بدهند که «دیگر چه میخواهید، فوتبال ما جهانی شده است»!!

این در حالی است که واقعیتها - و امروز هشدار فیفا - به ما میگوید فوتبال از لحاظ ساختاری خیلی ضعیف است. این معنی را کارلوس کروش سرمربی تیم ملی هم تایید و تاکید میکند. او در مصاحبه اخیر خود با نشریهای خارجی میگوید: «... فوتبال ایران از نظر شرایط کاری ضعیفترین شرایط را در جهان دارد و اصلا نباید به ردهبندی فیفا در این مورد توجه کرد...» اما برخلاف این واقعیات و این اظهارات کارشناسانه، مسئولان فوتبال در برابر انتقاد، «صعود به جامجهانی» و «ردهبندی فیفا» را به رخ میکشیدند و میکشند... همین «فیفایی» که امروز در زمره معترضین به وضعیت فوتبال ایران است. در اظهارات اخیر آقای تاج در تبریز باز میخوانیم که «حال فوتبال ایران خوب است و تیمهای مختلف آن (فوتسال، ساحلی، تیم ملی و...) نتایج مطلوبی گرفتهاند.»!

در حالی که خود ایشان در همان زمان و مکان از «بیماری فوتبال» ایران سخن میگوید که: «یکی از راهها این است که بیمار را به جای درمان بکشیم، اما بهترین راه این است که درمان را تدریجی شروع کنیم و الزامات را جدی بدانیم.»

بارها گفتهایم و تاکید کردهایم هرکس ایرانی است از موقعیت و کامیابی و صعود فوتبال ایران خوشحال و خرسند میشود، منتها به شرط اینکه این «نتایج»، این صعود و موفقیتها، موجب خودفریبی و غفلت و مالهکشی بر روی نقائص و کمبودها نشود و اصل فوتبال را به نابودی نکشاند.

خوشبختانه آقای تاج در همین صحبتهای خود، به این موضوع تلویحا و البته برای اولین بار! اشاره میکند که نباید گول نتایج را بخوریم و از دردهای فوتبال ایران و «بحرانی» که دامن آن را گرفته غافل شویم و همانطور که اشاره شد در حرفهای ایشان نشانههایی یافت میشود که نشان میدهد گویا فدراسیون فوتبال قرار است از این به بعد و حالا که کار به اینجا کشیده شده است، وارد عمل شود، «قانون» را رعایت کند، «الزامات» و شرایط را فراهم کند، شوخی و مسامحه را کنار بگذارد و «جدیت» را پیشه کند و کیفیت را فدای کمیت نکند و خلاصه درمان دردهای جانکاه و فرساینده فوتبال را آغاز کند.... ولو مثلا شرایط بهگونهای پیش برود که «لیگ نوزدهم» را «با تیمهای کمتری (اما استاندارد و حرفهای) شروع کنیم...» امیدواریم بزودی عمل و اقدام آقایان به ویژه رئیس محترم فدراسیون، موید این حرفها و مطابق با این وعدهها باشد که جز این هم راهی نمانده است!

* سیدمحمدسعید مدنی

ارسال نظر
captcha