ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
۱۹/مهر/۱۴۰۵
|
۰۳:۱۳
|
کد خبر: ۸۲۵۲۳
۱۶:۴۶
۱۴۰۲/۰۷/۱۵
زبان سرخ

این، اونی که می‌گفت نیست!

این، اونی که می‌گفت نیست!


بلایی که «کوتوله‌ها» بر سر بسکتبال این مملکت نازل کرده‌اند، مهلک‌تر از گزندی است که تخت جمشید در قبال یورش اسکندر متحمل شد.

البته با گذشت زمان و گشوده شدن مشت خالی فدراسیون تازه به دوران رسیده‌ها، جامعه بسکتبال به درجه‌ای از آگاهی و شناخت رسیده که متوجه کلاه گشادی شود که به لطایف‌الحیل بر سرش گذاشتند و این طرف و آن طرف نجوا می‌کنند که «این، اونی که می‌گفت نیست!»

همین که صدای ناب‌ترین‌های «نسل طلایی» [که به‌زعم عضو کمیته فنی جدید فیبا و مشاور غرب آسیای سابق، فقط آنها بودند که حق اظهارنظر داشتند] هم درآمده و خیل کثیری از حامیان نیز به جمع منتقدان مطالبه‌گر پیوسته‌اند، افق ‌روشنی را ترسیم می‌کند. از حق نگذریم به جز مُشتی سایه‌نشین عافیت‌طلب که هنوز نگران لفت و لیس‌هایشان، مسافرت‌های خارجی پایان‌ناپذیر و جایگاهی که فکر می‌کنند دارند(اما ندارند) هستند، بقیه به صورت کاملا خودجوش وارد گود شده و (هرچند خیلی دیر) به بیماری سهل‌العلاج بسکتبال و دردهای درمان‌پذیرش پی برده‌اند.

دو دهه‌ای می‌شد که روی سکوهای بازی‌های آسیایی، جا خوش کرده بودیم اما حالا در مواجهه با رقبایی که اکثرا با تیم‌های دوم و البته ترکیب بی نام و نشانشان پا به میدان هانگژو گذاشته بودند، هم حرفی برای گفتن نداشتیم. این آخرین تیر ترکش به قلب بسکتبال ایران بود که علی‌رغم جذب دو سرمربی خارجی در رده‌های پنج‌نفره و سه‌نفره و گذاشتن هزاران دلار بی‌زبان در جیب‌شان، برایمان فاک‌تور صادر کردند!

متأسفانه برخی از رسانه‌ها با ارائه تحلیل‌های غلط و نشان دادن آدرس اشتباهی سعی در القا کردن این دارند که «دمیر»، دمار از بسکتبال ایران درآورده و می‌خواهند با پیشبرد سناریویی جدید، همه ناکارآمدی‌ها را به گردن او بیندازند تا کسانی که موظف به پاسخگویی هستند، به انحای مختلف از اجابت آن شانه خالی کنند. ما از همان روز اول می‌گفتیم که هاکان دمیر، مهره برجسته‌ای نیست و با توجه به سوابقی که از او موجود است، هیچ وقت نتوانسته در قامت یک مربی تأثیرگذار ظاهر شود؛ پس نباید از این نکته غافل شویم که کسانی که او را بر این مسند نشانده‌اند، متهم ردیف اول هستند و مجمع محترم فدراسیون بسکتبال به عنوان عالی‌ترین رکن تصمیم‌گیری باید مطابق با ماده 14 اساسنامه فدراسیون‌های ورزشی به وظیفه خطیر خود عمل کرده و برای پیشبرد منافع ملی گام بردارد.

اگر مجری شبکه ورزش که رفقای صدا و سیمایی‌اش او را«کارآگاه درک» صدا می کنند، دلواپس نمی‌شود و انگ مخالف‌خوانی، نارضایتی و منفی‌بافی به قدیمی‌ترین رسانه ورزشی ایران یعنی کیهان ورزشی نمی‌زند‌، باید عرض کنیم که به دلیل شرایط بحرانی و مخمصه‌ای که در آن گرفتار شده‌ایم، سکوت ادامه‌دار اعضای مجمع به مثابه بی‌اعتنایی به مطالبات حداکثری دلسوزان و عاشقان واقعی بسکتبال تلقی شده و کار به جایی خواهد رسید که دیگر آخرین بارقه‌های امید هم رنگ خواهد باخت. الان وقت کلیدواژه «تقویت»ی است که «رئیسک جوان فدراسیون» از آن نام می‌برد، منتها این تقویت باید از خود او و امثال او شروع شود و شک نداشته باشید که اقدام مثبت و موثر یعنی همین. این طور که بویش می‌آید می‌خواهند با تغییر چند مربی، سر و صداها را خوابانده و به دور باطل خود ادامه دهند اما ...

کاش یک مو از تن بهروز عطایی که پس از نتایج ضعیف تیم ملی والیبال در مسابقات انتخابی المپیک از سمتش استفعا کرد، در بدن برخی آقایان بود! تازه بهروز عطایی، همین چند روز پیش تیمش را در هانگژو قهرمان آسیا کرده بود ولی چون احساس می‌کرد که ادامه وضعیت موجود، سرنوشت والیبال ایران را با مخاطره روبه‌رو می‌کند، صلاح دانست که عطای نیمکت تیم ملی را به لقایش ببخشد؛ دوستان که یک «حلبی» هم نگرفته‌اند و این‌قدر ادعا دارند!

پی‌نوشت‌: جوانی نزد بهلول آمد و پرسید: من از بدبختی دائم در فکرم که چه خاکی به سر کنم! سبب چیست که پدر می‌گوید زن بگیر، درست می‌شود‌؟ بهلول گفت: حکمت آن است که پس از ازدواج، دوتایی فکر خواهید کرد که چه خاکی به سر کنید!

*کامران خطیبی

ارسال نظر
captcha