این " ورزش بیمار" به " جراحی " نیاز دارد؛ زیر تیغ!

کیهان ورزشی-
هفته گذشته، آقای دکتر پزشکیان، ریاست محترم جمهوری، در جمعی گفت:" باید جراحی بزرگی در خیلی از مسائل داشته باشیم. " البته همه میدانیم منظور اصلی ایشان از این سخن درست، بیشتر مسائل اقتصادی جامعه و مشکلات معیشتی مردم است، مسائل ومشکلاتی که بر اثر غفلتهای صورت گرفته وعدم هشیاری واقدام به موقع آنهایی که مسئولیتی دارند، با توجه به حضور باندهای حرامخوار و فرصت طلب و رانت خوار و بی تفاوت نسبت به سرنوشت جامعه که فقط و فقط " پول" و " منفعت" را میشناسند، گریبان ملک وملت را گرفته و امیدواریم به یاری خدای مظلومان و توکل وهمت وتدبیر مسئولان دلسوز و متدین و انقلابی، هرچه زودتر حل شوند.
این سخن رئیس جمهور محترم برای کسانی که با ورزش سروکار دارند و در این حوزه به شیوههای مختلف فعال هستند، معنادار است و درباره ورزش نیز مصداق پیدا میکند، به این معنا که ورزش یکی از حوزهها و به تعبیر دکتر پزشکیان، مسائلی است که سخت به جراحی و به اصطلاح سادهتر و بدون اغراق به " شخم زدن" و به زبان علمی واجتماعی به " اصلاح" و" تحول" احتیاج دارد.
بسیاری از کارشناسان ورزش (و به جرات میتوان گفت، همه آنها) علی رغم اختلاف نظرها و سلائق گوناگون درباره مسائل ریز و درشت، در مورد لزوم انجام اقدامات اساسی و دست زدن به یک اصلاح واقعی و زیربنایی (ونه صوری ونمایشی) و بالاخره ایجاد تحول همه جانبه در ابعاد فنی و فرهنگی، اتفاق نظر دارند. ما نیز به سهم و توان خود بارها در این باره نوشته و تاکید کردهایم وضعیت موجود ورزش علی رغم پیشرفتها و توفیقهای ملی وبین المللی، با وضعیت مطلوب - آنگونه که برآورنده انتظارات به حق و در شان و شایسته مردم و دوستداران ورزش این مرزوبوم باشد – فاصله زیادی دارد.
در حوزه ورزش نیز مسئولان و دست اندرکاران وظایف سنگینی بر دوش دارند که نبابد از آنها غافل شده و به" آنچه که هست" رضایت دهند. ورزش ایران به لطف داشتههای سرشار مادی وانسانی، به گواه اهل فن - چه خودی و چه بیگانه - ظرفیت بالایی برای بهتر و قویتر شدن از "اینکه هست" دارد و تواناییهای بالقوه اش در صورت اعمال مدیریتی کاردان و دلسوز میتواند به سرعت به فعلیت درآید و نتایج مثبت آن به شکل ملموس عینیت یابد.
تجربه و سابقه نیز به راحتی این نکته را در کوران واقعیتها اثبات میکند. در هرجا و هر رشتهای مدیریت صحیح و دلسوزانه و کارشناسانه اعمال شده، کار را به دست کاردان سپردهاند، از حضور و نفوذ آدمهای مزاحم خبری نبوده و به جریانات فرصت طلب و شارلاتانهای مشاور و کارشناس نما میدان داده نشده، لاجرم پیشرفتهای چشم نواز و افتخارات ونتایج خیره کنندهای چهره بسته است.
امروز اگر کشتی ایران در میادین بین المللی وجهانی میدرخشد و سکوهای افتخار را به تسخیر درمی آورد و به روزهای شکوهمند و با صلابت خود در میادین بزرگ - از جمله صحنههای جهانی - بازگشته و اگر رشتهای مثل والیبال در جمع" برترینهای جهان" جایگاه مستحکم و قابل تحسینی دارد، دلیلی ندارد جز اینکه سکان هدایت و صندلی مسئولیت دست کسانی بوده که کاردان و دلسوز و مدیر و مدبر هستند. این اتفاق باید در همه مدیریت ورزش بیفتد واین نیز امکان پذیر نیست، مگر با دست زدن به اقدامات اساسی واصلاحی و مهمتر از همه - چنانکه بارها گفتهایم - "اصلاح مکانیزم جذب و دفع " و علی الخصوص مدیریت ورزش.
ورزش برای تحولی که لازمه آینده روشن و قویتر آن است، به مدیرانی احتیاج دارد که به معنای واقعی با انگیزه باشند و توان وهنر خود را وقف تحقق این هدف کنند. متاسفانه این چیزی است که در خیلی از جاهای ورزش رعایت نمیشود و پست ومنصب مدیریت برای بعضی به فرصت ومجالی برای جبران بسیاری از ناداشتههای شخصیتی و استفاده از مواهب آن تبدیل شده و عملکرد و نتایج و کارنامه مدیریتی آنها بیش از هر سند دیگری این ادعا را اثبات میکند.
خوب است برای روشنتر کردن این بیان الکن، از آقای رئیس جمهور کمک بگیریم که در صحبتهای خود در جمع مسئولان آموزش و پرورش با تاکید بر لزوم تلاش شبانه روزی برای آبادانی کشور میگوید:" هرچند کار کردن در این شرایط دشوار است، اما بر اساس آموزههای قرآنی باید با آرایش جنگی برای رفع مشکلات آماده شویم. "
"آرایش جنگی" که رئیس جمهور از آن سخن میگوید و روش و تاکتیکهای مخصوص آن، در خیلی از جاهای ورزش اصلا به چشم نمیآید و برخی از مسئولان، بی خیال این مسائل و بدون درک شرایط، به دنبال کارها و مشغولیتهای خودشان هستند و درباره مبارزه با مشکلات و دفع مشکل سازان فرصت طلب و دست زدن به تحول در حوزهای کاری خود، احساس مسئولیت نمیکنند.
در پایان، بار دیگر تاکید میکنیم ورزش مستعد و بالقوه توانمند ما با مسائل و مشکلاتی دست به گریبان است که موانع اصلی بر سر راه پیشرفت و بهتر شدن آن هستند. این مشکلات پیش از آنکه خارجی و نتیجه عملکرد دشمنان و بدخواهان این آب وخاک (که در همه حوزه ها، از جمله ورزش علیه این ملک وملت شرارت میکنند) باشد، محصول عملکرد غلط و انفعال و بی انگیزگی بعضی از مدیران ورزش است که از مدیریت فقط مواهب و منافع آن را میفهمند! و هر جا اتفاقات ناخوشایند فنی واخلاقی و آزاردهنده رخ میدهد (مثل آنچه اخیرا در فوتبال و بسیاری از ورزشگاهها و میادین و سطوح و ردههای سنی مختلف شاهدیم) حاصل کار یا ترک فعل آن دسته از مدیرانی است که به دلایل مختلف ثابت کردهاند فاقد لیاقت ومشروعیت یرای تصدی پست هستند و برای حل مشکلات و درافتادن با ناهنجاریها و بد اخلاقیها و مسببان پنهان و پیدا، برنامه و اراده و شجاعت یا حتی انگیزهای ندارند.
*سید محمدسعید مدنی