11/بهمن/1404
|
15:06
|
کد خبر: ۹۲۶۴۰
۱۳:۰۵
۱۴۰۴/۱۱/۱۱
آقایان مسئول ورزش!

کار‌های " غیرمنطقی " و " سرمایه سوز " را تمام کنید

کار‌های

کیهان ورزشی- 

 

سال هاست که در ورزش و رشته‌هایی مثل فوتبال کار‌های غیر منطقی، سرمایه سوز و هزینه بر - آن هم تحت عناوینی، چون حرفه‌ای گری و ورزش علمی و منطبق با پیشرفت‌های زمانه و مقتضیات روز - رواج پیدا کرده است.

جالب و بهتر بگوییم، عجیب این است که هر چقدر هم که زمان می‌گذرد و غیر منطقی بودن و  نتایج منفی این کار‌ها  بیشتر مشخص می‌شود و دلسوزان و منتقدان درباره اینگونه اقدامات بی نتیجه - که خیلی وقت‌ها بر ورزش از حیث فنی و فرهنگی تاثیر سوء دارند - می‌نویسند ومی گویند و به مسئولان مربوطه هشدار می‌دهند، در عمل شاهدیم که نه تنها  ادامه پیدا می‌کنند، بلکه بر حجم آنها افزوده می‌شود!

القائات و تبلیغات فرصت طلب ها!

بی تعارف می‌گوییم که این کار‌ها - که بیشتر به مسائل مالی مربوط می‌شود - اولا بر اثر القائات و تبلیغات و تحمیل‌های جریانات فرصت طلب و شارلاتان‌های مشاورنما و تاثیرگذاری آنها روی مدیران غیر ورزشی صورت می‌گیرد که اصلا سواد و تجربه و حتی" جّنم" (اتوریته) مدیریتی ندارند، اما سال‌های سال است که از طریق توصیه‌ها از این سازمان  و آن ارگان و فلان وزیر و بهمان وکیل، وبال ورزش شده‌اند، ثانیا همانطور که بالاتر هم اشاره کردیم رواج  چنین اقدامات غیر اصولی که با هیچ منطقی سازگار نیست، ضربات سنگین و همه جانبه‌ای را به ورزش – و خاصه رشته‌هایی مثل فوتبال – وارد کرده که به فن و فرهنگ و مدیریت آسیب زده و آن را " فشل" کرده است و ثالثا باعث شده در خیلی از جا‌های ورزش فرهنگ ملوک الطوایفی و نوعی شلختگی و بی سروسامانی حاکم شود. چنانکه به کرات نوشته‌ایم بی سروسامانی در ورزش و یا هر جای دیگر به ضرر مردم و فقط به کام فرصت طلبان و منفعت جویان و باند‌ها وعناصری است که جز سود نامشروع به هیچ چیزی اهمیت نمی‌دهند.

" اجنبی پرستی " بعضی از مدیران ورزش!

به بحث اصلی برگردیم. خوب است برای اینکه حرف جنبه عینی پیدا کند، مثالی زنده بزنیم.

سال هاست در ورزش ما، به ویژه رشته‌هایی مانند فوتبال که در آن صحبت پول بی حساب - آن هم البته از کیسه بیت المال و جیب مردم! - در میان است، شاهد انعقاد قرارداد‌هایی سنگین و گاه سرسام آور هستیم که نه با وضعیت کلی اقتصادی کشور و معیشت عامه مردم همخوانی دارد و نه حتی با سطح کیفی و کلاس فنی فوتبالی که می‌بینیم. سال هاست بر اندیشه بسیاری از مدیران ورزش ما (به ویژه آن دسته از مدیران تحمیلی و سفارشی که بالاتر ذکرشان رفت) " اجنبی پرستی" و " خارجی پسندی" حاکم شده  که موجب می‌شود خیلی وقت‌ها - آن هم با غرور و افتخار! - چشم بر سرمایه‌های با ارزش وطنی ببندند و به قرارداد‌های سنگین با خارجی‌ها (مربی و بازیکن و اخیرا هم با افرادی نظیر  سیدورف هلندی که ناخواسته آدم را به یاد مستشاران عهد قاجاریه می‌اندازد؟!) تن بدهند.

استخدام کنندگان سیدورف پاسخ دهند

این خارجی‌ها - چه مربی و بازیکن و چه مشاور و... – غالبا نه تنها چیزی فراتر از همگنان ایرانی خود نشان نداده‌اند، بلکه به گواه کارشناسان و رسانه‌ها و اهالی ورزش در خیلی از موارد در سطح بسیار نازلی بوده‌اند که حتی حضورشان در لیگ نوعی توهین به ورزش ایران تلقی می‌شود!

 بالاتر صحبت از تیمی که سیدورف را به طور" پروازی"! به خدمت گرفته، به میان آمد. خوب است مسئولان این تیم  که از کیسه بیت المال تیمداری می‌کنند، به مردم - یا حداقل هواداران خود - پاسخ دهند که امثال این آقا کارش چیست؟ حقوقش چقدر است؟ اصلا  بابت چه کاری حقوق می‌گیرد و تا حالا چه کار کرده و خلاصه چه گلی بر سر فوتبال ما و تیم متبوع خود زده است؟!

مقایسه مشاورت مرد هلندی و جلال چراغپور

 ایشان به عنوان مشاور چه کار فوق العاده‌ای انجام داده که استخوان خرد کرده‌های وطنی و قدیمی تر‌های همین تیم نمی‌توانند؟ مردانه و منصفانه کلاه خود را قاضی کنند که آیا عملکرد نزدیک به یک سال مرد هلندی - که در زمان خودش از بازیکنان مطرح فوتبال دنیا بود - نتایج بهتری داشته یا عملکرد سه، چهار ماهه جلال چراغپور در این تیم؟!

" هنر " مربی خارجی و باخت سنگین مقابل حریف اماراتی!

خوب است مدیران با کمک اهل فن بررسی کنند که آیا نتایجی را که استقلال در این فصل در رقابت‌های آسیایی و داخلی با مربی قبلا امتحان پس داده پرتغالی کسب کرده، با مربی داخلی حتی بهترش را نمی‌توانست به دست بیاورد؟ آیا باخت سنگین مقابل رقیب اماراتی نیاز به " هنرنمایی " مربی خارجی داشت؟!  

 وقتی مربی داخلی به جرم کسب قهرمانی برکنار می‌شود!

باز هم باید از این آقایان به اصطلاح مدیر پرسید که شما که مربی داخلی را به جرم! قهرمان شدن در جام حذفی برکنار می‌کنید، چرا نه تنها با مربی گرانقیمت خارجی خود بعد از شکست سنگین ۱-۷ - که حیثیت فوتبال ایران را به بازی گرفت - برخوردی نکردید، بلکه با او تجدید پیمان کردید و عکس یادگاری گرفتید و رفتار‌های غیر منطقی کماکان ادامه دارد؟!

آیا این کار‌ها منطقی است؟!

مورد بالا را فقط به عنوان مثال و یکی از آخرین نمونه‌ها از کار‌های غیر منطقی آوردیم تا بگوییم وقتی از رواج  رفتار‌ها و تصمیمات اشتباه در ورزش سخن می‌گوئیم، منظورمان چیست. اگر بخواهیم از این کار‌های عجیب و غریب که اکثرا از شاهکار‌های مدیریتی است بگوییم، می‌شود مثنوی هفتاد من کاغذ که از حوصله مخاطبی که کم وبیش از اینگونه مسائل اطلاع دارد، خارج است. از عزیزانی که حوصله کرده و منت گذاشته و این مقاله را می‌خوانند، عاجزانه تمنا داریم همین مورد را که منطبق بر واقعیات است، بررسی و قضاوت کنند که آیا چنین اقداماتی، منطقی و قابل قبول هست یا نه؟! متاسفانه از این گونه اتفاقات در ورزش ما کم نیست.

" حاتم طایی " شدن از کیسه بیت المال!

این اتفاقات فقط در فوتبال و یکی از تیم‌هایی که بالاتر از آن اسم بردیم نمی‌افتد، بلکه سال هاست که در بسیاری از جا‌های ورزش ما حالت " اپیدمی" پیدا کرده است. لازم است حتما به این نکته اشاره کنیم که نقد ما بیش از آنکه متوجه خارجی‌های اشاره شده (مثل سیدورف هلندی یا مربی پرتغالی یا مهاجم گران قیمت، اما همیشه نیمکت نشین و...) باشد، کسانی را که به عنوان" مدیر" در ورزش ما تصمیم می‌گیرند، هدف قرار داده است. آن مشاور یا مربی یا بازیکن خارجی به خاطر کارنامه و آینده خودش هم که شده، در حد توان تلاش می‌کند. اینجا حرف ما درباره کسانی است که عنان فلان رشته و تیم را در دست گرفته‌اند و به مصداق

خرج که از کیسه مهمان بود

حاتم طایی شدن آسان بود

با پول بی حسابی که در این شرایط ناجور اقتصادی از بودجه عمومی و جیب ملت به دست شان افتاده، قرارداد‌های آنچنانی می‌بندند و بدون منطق عمل می‌کنند.

این اتفاقات زیر سر کیست؟!

تا یادمان نرفته بار دیگر بر این نکته - که تجربه چندین وچند ساله گواهی می‌دهد و با همه وجودمان به آن اعتقاد داریم - تاکید کنیم که ریشه همه این اتفاقات را باید در القائات و تحمیل‌ها و فضاسازی‌های باند‌های دلالی و شارلاتان‌های مشاورنما پیدا کرد که از حدود سه دهه پیش (تقریبا از سال‌های بعد از جنگ تحمیلی) نفوذ خود را آغاز کرده و از حضور خود در ورزش، هیچ هدفی جز منفعت شخصی نداشته و ندارند.

صاحبان و " پدرخوانده "های ورزش

 باید اعتراف کرد که این جماعت بی هنر فرصت طلب و شارلاتان مسلک، در سایه کلاهبرداری‌های ماهرانه خود و خام کردن مدیران نامدیر، به آلاف و اولوف رسیده و موجودی‌های خود را پر و هیکل گنده کرده‌اند و خیلی جا‌ها خط وربط ورزش را تعیین می‌کنند. آنها درباره فرهنگ و اخلاق حرفه‌ای اظهار فضل می‌کنند و خلاصه خود را صاحب و همه کاره و " پدرخوانده " ورزش می‌دانند و دیگران، از مدیر گرفته تا منتقد وکارشناس را - به ویژه آنهایی که دلسوزند و فکر اصلاحی و قصد مبارزه با فساد را دارند -" کف روی آب" می‌دانند که چند روزی مهمان هستند و دیر یا زود خسته و سرخورده غزل خداحافظی از عالم ورزش را سر خواهند داد!

عین واقعیت!

آنهایی که با ورزش سروکار دارند - خاصه کسانی که مویی در این حوزه سفید کرده‌اند - خوب می‌دانند در مورد چه کسانی می‌گوییم و تصدیق خواهند کرد که سخن ما هرگز به اغراق و سیاه نمایی آمیخته نیست و عین واقعیت است. اینان خوب می‌دانند که سخن در این باره و این ناکسان شیاد و باند‌های مخرب خیلی بیش از اینهاست که ما مطرح کردیم.

حرف‌هایی که بار‌ها گفته شده

ما هم به دنبال آن نیستیم که کل نوشته را به اینگونه مسائل اختصاص دهیم و با ذکر جزئیات به موشکافی واقعیات ناخوشایند در ورزش بپردازیم. فکر می‌کنیم در این باره به اندازه کافی حرف‌های مستدل و مستند از جانب دلسوزان و کارشناسان زده شده و ما هم به گواه آرشیو مجله و خوانندگان عزیزی که به طور عمیق و تحلیلگرانه خط مشی و مرام مجله را دنبال می‌کنند، به سهم و در حد بضاعت و آگاهی خود، به این مسائل و آفات ورزش به کرات پرداخته‌ایم.

مسئولان به روند غیر منطقی پایان دهند

 آنچه که در این مقال بیش از هر چیز روی آن اصرار داریم، این است که بگوییم وقت آن رسیده که مسئولان ورزش شعار دادن را تمام کنند و غیرت مسئولیت نشان دهند و شجاعانه و مدبرانه این بساط کاسبکارانه و مخرب را تعطیل کنند و به این روند غیر منطقی و رفتار‌های غلط که بلای جان پیشرفت وتعالی بایسته ورزش شده، پایان دهند. مسئولان باید شرایط داخلی وخارجی را درک کنند و با عملکرد صحیح و متعهدانه خود به چیزی جز اعتلای ورزش ایران و خدمت به مردم نیندیشند و نه خودشان کاری که معطوف به این هدف نباشد، انجام دهند و نه با انفعال و ترک فعل و بی توجهی باعث شوند دیگران با دخالت‌ها و اثرگذاری بر تصمیم‌گیری‌ها و... ورزش را به کجراهه و مسیر‌های انحرافی  بکشانند.

شادی ملت و خار چشم بدخواهان

 حرف آخر ما همان حرف همیشگی است که ورزش ایران باید در خدمت مردم و اهداف و منافع ملی و تحقق شعار‌های اعتقادی باشد و با پیشرفت روزافزون و کسب افتخار در میادین بین المللی، خار چشم بدخواهان و کسانی شود  که  ضد این کشور هستند و نسبت به آن کینه‌های عمیق دارند و چشم دیدن ایران پیروز و سرفراز را ندارند. بیش از هر کسی مسئولان ورزش باید با درایت و تدبیر (و نه غیر منطقی و بی حساب وکتاب) بی امان کار کرده و این هدف را عملی کنند.

 

*سید محمدسعید مدنی

ارسال نظر