مدیریت ابهام و ایهام در فوتبال!

کیهان ورزشی-
با بازگشت تیم ملی فوتبال از رقابتهای جام جهانی ۲۰۲۶ و در میان بی خبری از وضعیت آینده تیم ملی و تعیین تکلیف کادر فنی اش سرانجام پس از وقفهای قابل تامل و انتقاد از سکوت فدراسیون فوتبال، مهدی تاج طی مصاحبهای خبر از ادامه همکاری سرمربی تیم ملی تا رقابتهای جام ملتهای آسیا داد که با اخذ برنامه از امیر قلعه نویی به زودی تمرینات تیم ملی در فیفا دیها برگزار خواهد شد. هر چند در این گفتوگو به شکل رمزداری پرده از احتمال تغییرات در تیم ملی داد و افزود: "یک اتفاقاتی هم باید برای تیم ملی بیفتد که ان شاالله خواهد افتاد! " هر چند پیش از مصاحبه رئیس فدراسیون، علی اصغر قربانعلی پور مربی بدنساز تیم ملی بلافاصله پس از بازگشت این تیم از مکزیک با عقد قراردادی به کادر فنی باشگاه تراکتور پیوسته و عملا از همکاری با تیم ملی انصراف داده بود. با این وجود هنوز از سرنوشت سایر اعضای کادر فنی تیم ملی همچنان اطلاعی در دست نیست.
در حالی که به نظر میرسد وقتی صحبت از اخذ برنامه از سرمربی تیم ملی تا رقابتهای جام ملتهای آسیا مطرح میشود قاعدتا تعیین تکلیف اعضای کادر فنی به عنوان همکاران پروژه آماده سازی تیم ملی باید در بخش مهمی از برنامه تنظیمی و ارائه شده امیر قلعه نویی دیده شده باشد.
درست است که رئیس فدراسیون فوتبال با جمله "امیر قلعه نویی تا جام ملتها سرمربی تیم ملی است" گریبان خود را از دست منتقدان و کارشناسان فوتبال رهانید، اما واقعیت آن است که صورت مساله مورد نظر ما هنوز پاک نشده است!
"مساله" آن است که تیم ملی پیش از آغاز رقابتهای جام جهانی باید تکلیفش در تمامی ابعاد و زمینهها با ترسیم افق و دورنمای احتمالی پیش رو، روشن میشد تا بلافاصله پس از اتمام مسابقات جام جهانی، فدراسیون فوتبال نتیجه این هماهنگیها و دوراندیشیها و درایت مدیریتی خود را به رخ منتقدان بکشد و به جای آن که با کنایه از بروز اتفاقاتی برای تیم ملی در آینده سخن بگوید، مشخص کند این اتفاقها در چه زمینهای و در چه زمانی رخ خواهد داد؟
متاسفانه کار فوتبال ما سال هاست که با ابهام و ایهام گره خورده و به جز افراد مسئول در فوتبال هیچ کس نمیداند مقصود از این "پوشیده سخن گفتن و به گمان انداختن"ها چیست؟
در دنیای مدیریت در سازمانهای ورزشی کلیه اهداف سازمانی، سیاستها، خط مشیها، برنامهها، عملکردها و انتظارها در ویترینی شفاف، روشن و بی پرده قرار دارد تا همه ذی نفعان تکلیف خود را بدانند و وظایف بر اساس همان تکالیف بدون وقفه انجام شود. اما ما به جای آن در مدیریت فوتبال مان با کلی گویی و طرح معما، ذی نفعان را به چالش گمانه زنی میاندازیم! حال آیا واقعا این همه "باید و الزام" در کار مدیریتی، تنها در ذهن مسئولان به شکل مخفی و محرمانه دور از چشم و گوش ذی نفعان پوشیده میماند؟ یا اساسا طرح و برنامهای وجود ندارد که اعلام شود و هدف از حواله دادن ذهن پرسشگر مخاطبان و ذی نفعان به آیندهای نامعلوم آن است که: "دفع الوقتی شود تا یار که را خواهد و میلش به که باشد؟ "
متاسفانه نگاه این گونه به مسئولیت با برداشت ناصحیح از مقوله "مدیریت" نتیجه اش آن میشود که فوتبال ما عمری در میدان عمل و در زمان نیاز برای" نتیجه گیری" در جام ملتهای آسیا و مسابقات "گروهی جام جهانی" کارش به، اما، اگر، شاید وای کاش میکشد.
خوب بود رئیس فدراسیون فوتبال صراحتا اعلام میکرد که آن اتفاقاتی که قرار است برای تیم ملی بیافتد چیست و از چه قرار است؟ وقتی کلی گویی میشود. هر اتفاقی بیافتد رئیس فدراسیون میتواند ادعا کند که این اتفاق همان "اتفاق" مورد اشاره بوده! و اگر هیچ اتفاقی هم نیافتد رئیس فدراسیون میتواند ادعا کند منظور از "اتفاق" حفظ کادر فنی فعلی تیم ملی و تمدید قرارداد با آنها بوده است!
میبینید که مدیریت با ابهام و ایهام چندان هم بی خاصیت نیست و سرگردان و سردرگم نگه داشتن "ذی نفعان"، خیال مدیران و مسئولان را از بابت وظیفهای مهم و خطیر به نام "پاسخگویی" راحت میکند! هر چند واژه پاسخگویی در فرهنگ لغات مدیریت ورزش به ویژه "فوتبال" ما کاملا بی معنی است و ظاهرا تعهدی در این خصوص احساس نمیشود.
طبیعی است که تا زمانی که مدیران و روسای فوتبال پاسخگو نباشند نه ضرورتی بابت تغییر و اصلاح در حوزه تحت مدیریت احساس میشود و نه دلیلی برای عذرخواهی و پوزش بابت اشتباهات، سهل انگاری و کوتاهی ها!
این که مینویسیم باید تکلیف تیم ملی در همه ابعاد و زمینهها با ترسیم افق و دورنمای احتمالی پیش رو روشن شود، یعنی فدراسیون فوتبال ابتدا تکلیف کادر فنی تیم ملی را روشن کند.۱) اگر قرار است قرارداد امیر قلعه نویی مشروط یا غیر مشروط تمدید شود مدت آن چقدر است؟ ۲) اگر قرار است کادر فنی و همکاران تیم ملی تغییر کند چه تعداد از همکاران از این تیم جدا و چه تعداد قرار است افزوده شود؟ ۳) اگر قرار بر تغییر کادر فنی و همکاران سرمربی تیم ملی است این همکاران خارجی خواهند بود یا داخلی؟ ۴) اگر داخلی هستند باز مربیان جوان و کم تجربه به کادر تیم ملی اضافه خواهد شد یا مربیان مسن و با تجربه؟ ۵) هدف از شرکت در مسابقات جام ملتهای آسیا چیست و فدراسیون چه توقع یا انتظاری از کادر فنی تیم ملی دارد؟ ۶) پروژه تغییر نسل و جوانگرایی در تیم ملی چه زمان و به چه طریقی کلید خواهد خورد؟ ۷) جدا از رضایت فدراسیون فوتبال از عملکرد تیم ملی نقاط ضعف و قوت کار تیم ملی در مسابقات جام جهانی در کدام کارگروه یا کمیته فنی مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت؟ ۸) آیا اعضای این کار گروه فرضی یا کمیته فنی اختیار و امکانی برای به چالش کشیدن مباحث فنی و عملکرد تیم ملی خواهند داشت؟ ۹) آیا نتیجه چنین جلساتی منجر به اصلاح برنامه، تغییر رویه و روشهای کاری در تیم ملی خواهد شد؟ میبینید که مسائل مربوط به تیم ملی آنقدرها آسان و راحت نیست که مینمایند!
*مازیار مهرانی