فوتبال را دلالها اداره میکنند، نه متخصصان

کیهان ورزشی-
*قسمت پایانی
فوتبال ایران سالهاست تنها با بحران فنی دستوپنجه نرم نمیکند؛ آنچه بیش از هر چیز آینده این رشته را تهدید میکند، ساختاری است که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، فساد، رانت، دلالی و سوءمدیریت را به بخشی از سازکار آن تبدیل کرده است. دکتر حسین راغفر، پیشکسوت فوتبال ایران، اقتصاددان و از چهرههای منتقد سیاستهای ورزشی و اقتصادی، در بخش دوم گفتوگوی خود با کیهان ورزشی، از پیوند اقتصاد، قدرت و فوتبال میگوید و معتقد است تا این چرخه معیوب اصلاح نشود، نباید انتظار تحول جدی در ورزش ایران را داشت.
پشت هیاهوی سکوها، نقلوانتقالهای پرهزینه و قراردادهای نجومی، پرسشهای مهمی درباره سرنوشت فوتبال ایران وجود دارد؛ پرسشهایی که پاسخ آنها را نمیتوان تنها در مستطیل سبز جستوجو کرد. حسین راغفر معتقد است بسیاری از مشکلات امروز فوتبال، محصول ساختارهایی است که سالهاست اصلاح نشده است.
*با توجه به جایگاه مردمی دو باشگاه استقلال و پرسپولیس و اهمیتی که دارد، درباره بحرانهای دو دهه اخیر آنها و افتوخیزهایی که داشتهاند صحبت کنید.
-در دنیا و در باشگاههای بزرگ، مدیران را اغلب از بین افرادی انتخاب میکنند که از بدنه همان باشگاهها بودهاند، در گذشته برای همان باشگاهها بازی کردهاند و سابقه مردمی دارند. این باعث میشود هواداران آن باشگاه این انتخابها را بپذیرند، اما در اینجا افراد را با در نظر گرفتن ملاحظات دیگری انتخاب میکنند و در رأس این باشگاهها قرار میدهند. نتیجهاش همین میشود که در طول این سالها تعداد زیادی مدیر آمده و رفتهاند و باشگاهها را به محلی برای رفتوآمدهای مکرر تبدیل کردهاند. در دنیا نقش نهادهای مردمی در انتخاب مدیران مهم است ولی اینجا مردم نقشی ندارند. مردم در ایران مشارکت ندارند و دولت و سیاست دست به انتخاب میزنند. مدیران، کارگزار باشگاهها نیستند، بلکه کارگزار نهادهای بیرونی هستند.
*محصول این مدل انتخابها، فسادی است که در فوتبال ایران مشاهده میکنیم. جایی شما به درآمد هنگفت یک ایجنت ـ دلال ـ اشاره کردید؛ خب، وقتی مدیران متخصص در رأس باشگاهها باشند، آیا تا این اندازه فضا برای چنین افراد سودجویی فراهم میشود؟
-اینها شبکه هستند و امکان ندارد یک آدم ۱۲۸ میلیارد تومان در سال فقط سهم دلالی داشته باشد. اینها به جاهای دیگر وصل هستند. اینها کارگزار آنهایی هستند که در داخل و خارج کشور پولشویی میکنند. اینها حتی روی نتایج هم اثر میگذارند. هم میتوانند مربی را کنار بگذارند و هم استعدادها را نابود کنند. من شاهد بودهام که اینها چه استعدادهایی را فقط به این دلیل که هزینه نکردهاند و پولی به آنها ندادهاند، نابود کردهاند. مثلاً مربی یک تیم بزرگ ما میگوید بازیکن من نمیتواند ضربه سر بزند و این ریشه در همان شبکههای دلالی دارد.

*نقش فدراسیون در ایجاد این فضا چیست؟
-جای تأسف دارد که با این همه هزینه، نتایجی کسب میشود که پذیرفتنی نیست. مردم این نتایج را قبول ندارند، اما با وجود این همه ناکامی، باز هم اصرار دارند که همین افراد بمانند. بخش سیاسی کشور از این افراد حمایت میکند. چرا با وجود این همه ناکامی در ردههای مختلف در این سالها، ارادهای برای ایجاد تغییرات وجود نداشته است؟ اینها ریشه در همان سیاستهای بیرونی دارد و همان حمایتی که از بخش سیاسی از این افراد صورت میگیرد. مردم از نتایج رضایت ندارند و کسی هم به فکر تغییرات نیست و این میشود اهانت به مردم. مگر غیر از این است که فوتبال برای مردم است و تمام هزینههای آن باید برای جلب رضایت مردم باشد؟ پس چرا بهرغم این همه نارضایتی، کاری برای اصلاح صورت نمیگیرد؟
*تا وقتی آن حمایتهای بیرونی باشد بعید است که ارادهای برای اصلاح وجود داشته باشد.
-دقیقا همین است و جای تاسف دارد. در آن بخش بیرونی میگوید این آدم و یا این آدمها باید در راس باشند. کاری نمیتوان انجام داد، زیرا این افراد کارگزار جریانات مختلف در فوتبال هستند. برای برون رفت فوتبال از این فضا باید اصلاحات را اغاز کرد.
*هرگاه که بحث ایجاد اراده برای برونرفت از این فضا مطرح شده، فیالفور عدهای موضوع دخالت بیرونی و واکنش فیفا را مطرح کردهاند؛ مگر فیفا شعار مبارزه با فساد را نمیدهد؟
- بله، این هم هست ولی الان پروندههای متعدد فساد فدراسیون فوتبال در مراجع قضایی باز است. به راحتی میتوان دو تا از آن پروندهها را فعال و این افراد را جابجا کرد. یکی از آن پروندهها، پرونده ویلموتس است که در نهایت ۱۰ میلیون دلار به کشور ضرر زد.
*با تمام این بریز و بپاشها، فدراسیون فوتبال همواره میگوید که در تنگنای مالی قرار دارد؛ ضمن اینکه بخش قابل توجهی از پولهای فوتبال از بیرون این بستر تزریق میشود. دخل و خرجهای غیرشفاف هم مزید بر علت شده تا گره ماجرا کورتر شود.
- بله، الان فدراسیون فوتبال درباره حق پخش تلویزیونی هم بحث دارد. خب، اگر مسیر اتفاقات شفاف باشد و درست پیش برود، میتوان مطالبه هم داشت. برای مثال همین تلویزیون حق پخش ورزش کشور را نمیدهد. آنجا هم به دلیل نفوذ برخی از جریانات، این حق را نمیدهند. آنها زور دارند و دیگر مسئله منطق معنایی ندارد.

*به نظر میرسد ریشه بسیاری از مشکلات فوتبال در مجمع فدراسیون نهفته است؛ این را قبول دارید؟
- بله، افراد آن مجمع به این منظور انتخاب شدهاند تا از این جریان حمایت کنند. رؤسای هیاتهای فوتبال هم برای همین انتخاب میشوند تا در این روزها از این جریان حمایت کنند. اگر عزم سیاسی در داخل نظام برای تصمیمگیریهای اساسی ایجاد شود، میتوان فساد را در ورزش ریشهکن کرد.
* افراد متخصص و تحصیلکرده فوتبال رانده شدهاند و مسئولیتی ندارند.
- اصولاً مدیریتهای امروزی در کل جامعه مستقل نیستند. آدمهای «بلهقربانگو» و مطیع میخواهند تا دستوراتی را که از بالا میآید اجرا کنند. نتیجه این روند آن میشود که فوتبال از حضور افراد سالم و متخصص تهی شود. مدیری که در رأس قرار میگیرد، اولین شاخصهاش باید این باشد که حرفگوشکن باشد. حالا شما مدیری دارید که نه تخصص دارد و نه استقلال؛ در نهایت هم وضع همین میشود که امروز میبینیم. در نتیجه اداره فوتبال به دست دلالها میافتد، نه متخصصان.
* حضور در جام جهانی هم میشود پتکی که اینها با آن به استقبال منتقدان میروند؛ آیا صرف حضور در جام جهانی، معیار و ملاکی برای عملکرد درست فدراسیون فوتبال است؟
- خیر، خیلی از مسائل را در جامعه وارونه جلوه میدهند و این هم همینطور است. ما همواره آرزو داریم تیم ملی موفق شود، اما در میدان میبینیم که چه کردهایم. یک زمانی با تیم دوم به کشورهای منطقه میرفتیم و چند گل میزدیم ولی الان در برابر همین تیمها هم کارمان سخت است. شاید آقایان بگویند آنها بیشتر هزینه کردهاند، در صورتی که اندازه جمعیتی ما و استعدادهایی که داریم با آن کشورها قابل مقایسه نیست. ما دچار مصیبت شدهایم. در چنین کشور بااستعدادی، سالانه چه مقدار پول برای جذب بازیکنان درجهدوم خارجی هزینه میشود؟ نتیجه این روند، افت فوتبال ملی است. بعد میگوییم چرا بازیکنان جوان در تیم ملی نیستند؛ خب، این محصول لیگ ماست.
* درباره رفتارهای سیاسی رئیسجمهور آمریکا در قبال تیم ملی فوتبال ایران نظرتان چیست؟
- برخی از رفتارها، نهادهای بینالمللی مثل فیفا را تحقیر میکند. شعار جدایی ورزش از سیاست اینجا رنگ میبازد. از آدمی مثل ترامپ هر کاری امکانپذیر بود و هست. نهادهایی مثل فیفا در برابر زور کاری نمیتوانند انجام دهند؛ همانطور که سازمان ملل در برابر جنایتهای اسرائیل در منطقه، بهویژه غزه، سکوت میکند. اینها نشان میدهد نهادهای بینالمللی کارهای نیستند و منطق زور بر روابط بینالمللی حاکم است.
* نقش رسانهها را در سقوط اخلاقی و فنی ورزش چگونه میبینید؟
- رسانهها هم در این سقوط نقش داشتهاند. ما این همه رسانه ورزشی داریم. یکی از ایراداتی که بعد از انقلاب به ورزش قبل از انقلاب میگرفتند این بود که ورزش در خدمت سیاست است و حکومت برای سوءاستفاده از فضای ورزشی، ورزش را باد کرده و متورم ساخته است. البته آن زمان همه آماتور بودند. رسانههای قبل متهم بودند که برای منحرف کردن افکار عمومی به ورزش پر و بال میدهند. خب، الان شرایط چگونه است؟ امروز این همه رسانه ورزشی فقط برای این فعالیت میکنند که اذهان جامعه را به حاشیه بکشانند. آیا بحث اصولی مطرح میشود؟ آیا خوراک درستی به جامعه میدهند؟ آیا هدف این همه رسانه ورزشی در فضاهای مختلف، اصلاحات است؟
وقتی فدراسیون فوتبال تصمیم گرفت از ورود خبرنگاران صدا و سیما به ورزشگاهها برای پوشش مسابقات جلوگیری کند، دستگاههای امنیتی ورود کردند. این نشان میدهد مسئله پخش ورزش، سیاسی است. گسترش رسانههای ورزشی و این برنامههای مکرری که پخش میشود در نهایت این برداشت را به همراه دارد که بسیاری از آنها مخرب هستند. یک روز دیدم که مربی تیم استقلال تهران به نحوه برخورد صدا و سیما با پوشش خبری تیمش معترض بود و میگفت در جهت تخریب این تیم فعالیت میکنند.

*از این موضوعات که بگذریم، میرسیم به مشکلاتی که در زیرساختها وجود دارد و نمونه عینی آن به درازا کشیده شدن افتتاح ورزشگاه آزادی است؛ در اینباره چه نظری دارید؟
-اینها هم همان دلالیهایی است که در ورزش وجود دارد. عدهای به دنبال این هستند که ورزشگاه بسازند و پول بگیرند؛ مثل همین جاده تهران - شمال که سه دهه است قرار است به اتمام برسد، بالغ بر ۱۹۰۰ برابر بودجه اولیهاش خرج شده و هنوز تکمیل نشده است. پروژه ساخت ورزشگاه جدید برای تهران هم در همین راستاست. چرا نباید ورزشگاه آزادی راهاندازی شود؟
*برای پایان این گفتوگو، لطفاً بفرمایید درباره فضایی که بعد از اتفاقات ماههای اخیر در ورزش ایران به وجود آمده و بخشی از جامعه، بهخصوص در فضای مجازی، علیه ورزشکاران موضعگیری میکنند، چه نظری دارید؟
-ورزشکار در فضای مصنوعی زندگی نمیکند؛ او هم در همین جامعه است. هر زمان موفقیتهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی وجود داشته، ورزش هم موفق بوده است. ورزش انعکاسی از همان فضای اجتماعی است. ورزشکار ما هم حق دارد احساسات خود را نشان دهد و با جامعه همدردی داشته باشد. ورزشکار حق دارد نسبت به آلام هموطنان خود واکنش نشان دهد.
*ممنون از وقتی که در اختیار کیهان ورزشی قرار دادید.
-بنده هم تشکر میکنم. در پایان باید عرض کنم که حل مشکلات داخلی باید در داخل کشور صورت بگیرد. منظورم همه بخشهاست. مردم حق دارند نسبت به مشکلات اقتصادی خود و در مواجهه با جریاناتی که چپاول میکنند، معترض باشند. آسیبهایی که کشور ما در مدتهای اخیر دید، زمانی شدت گرفت که جریانات خارجی دخالت و در مسیر ایجاد آشوب حرکت کردند. آرزو میکنم کشورمان بتواند از این شرایط خطیر عبور کند و جامعه ما شکوفا و رو به رشد باشد. بهویژه نقش ورزش در رسیدن به این هدف بسیار اهمیت دارد. امیدوارم مسئولان کشور به نقش ورزش در اعتلای فرهنگ جامعه توجه کنند؛ توجهی که متأسفانه تا امروز آنگونه که باید، وجود نداشته است.
*گفتوگو از حمید ترابپور
*عکسهای مصاحبه از محمدعلی شیخزاده