ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
03/مرداد/1405
|
12:32
|
کد خبر: ۹۴۵۴۷
۱۱:۱۸
۱۴۰۵/۰۵/۰۳
سایه‌های تردید بر روی نیمکت انگلیس

شکست پروژه "توخل" در جام جهانی

شکست پروژه

کیهان ورزشی- 

 

در رختکن تیم ملی انگلیس، پس از شکست کرخت‌کننده در مرحله نیمه‌نهایی جام جهانی در برابر آرژانتین، اشک‌ها جاری بود.

این بار، برخلاف فینال یورو ۲۰۲۴، تنها بازیکنان بودند که اشک می‌ریختند و نه سرمربی. سر گرت ساوتگیت در برلین از هم فروپاشیده و گریسته بود و بسیاری از بازیکنانی که در طول تورنمنت‌های متعدد همراه او بودند، با وی همدردی می‌کردند.

اما چنین احساسی نسبت به توماس توخل وجود نداشت. یک منبع آگاه و نزدیک به تیم درباره اتفاقات آتلانتا در آن شکست بسیار زیا‌نبار ۲-۱ گفت: «ما خودمان آن را از دست دادیم.» وقتی از او پرسیده شد آیا بازیکنان، توخل را مقصر می‌دانند، پاسخش کوتاه ولی کوبنده بود: "خیلی زیاد. "

نارضایتی از رویکرد تدافعی

بازیکنان انگلیس از تاکتیک‌های تدافعی توخل و عقب‌نشینی تیم پس از پیش افتادن ۱-۰ شوکه شده بودند. درون اردو این باور وجود داشت که آرژانتین تیمی شکست‌پذیر بود و توخل باید پس از تصمیم به بیرون کشیدن آنتونی گوردون، به سرعت و نفوذ تکیه می‌کرد. به‌ویژه نیمکت‌نشین نگه داشتن بوکایو ساکا با استقبال خوبی مواجه نشد؛ در حالی که توخل مدافعان بیشتری را به زمین می‌فرستاد و از نگاه بازیکنان، ابتکار عمل را واگذار می‌کرد.

همچنین کنار گذاشته شدن ازری کونسا برای دیدار با آرژانتین موجب تعجب بسیاری شد. کونسا تا آن زمان در تمامی مسابقات جام جهانی در ترکیب اصلی قرار داشت و انگلیس هرگز زمانی که او ۹۰ دقیقه کامل در میدان بود، شکست نخورده بود. برخی از هم‌تیمی‌هایش حتی باور داشتند او به دلیل این رکورد، نوعی «طلسم خوش‌شانسی» برای تیم محسوب می‌شود.

توخل اصرار داشت که هرگز به بازیکنانش دستور نداده به آن شکل بازی کنند، هرچند تعویض‌های او به تشدید این وضعیت انجامید. با این حال، مارک گوئهی این احساسات را بر زبان آورد؛ هرچند سخنان او می‌توانست هم متوجه بازیکنان باشد و هم سرمربی.

او گفت: "وقتی ۱-۰ جلو افتادیم، انگار فقط تلاش می‌کردیم نتیجه را حفظ کنیم؛ و در این سطح، این کافی نیست. باید به حمله ادامه می‌دادیم. باید همچنان فشار می‌آوردیم. ذهنیت این شده بود که، چون گل زده‌ایم، عقب بنشینیم و دفاع کنیم. "

سخنانی که کاپیتان نیز تکرار کرد

این دیدگاه از سوی کاپیتان تیم، هری کین، نیز تکرار شد. او گفت: "در این سطح، تلاش برای صرفا حفظ نتیجه کافی نیست. "

برای انگلیس، پس از کارزاری که میان اوج‌های خیره‌کننده و سقوط‌های ناامیدکننده در نوسان بود، این رویکرد واقعا کافی نبود.

برای بسیاری، این پایان تلخ نتیجه باور گسترده‌تری بود؛ این باور که توخل، با توجه به تعداد فراوان تغییراتی که در ترکیب تیم ایجاد می‌کرد، اساسا هنوز بهترین ترکیب خود را نمی‌شناخت. این موضوع به یکی از بحث‌های اصلی در میان اعضای تیم تبدیل شده بود؛ زمانی که ساعات خود را در هتل محل اقامت‌شان، «این بای مدوبروک» در حومه کانزاس‌سیتی، سپری می‌کردند.

این مسئله موجب سردرگمی فراوان شد. همان‌طور که برای برخی از بازیکنان، فهرست ۲۶ نفره‌ای که توخل از ابتدا انتخاب کرده بود نیز سوال‌برانگیز بود؛ از جمله دعوت غیرمنتظره از ایوان تونی و کنار گذاشتن چند چهره بزرگ و بازیکنانی که می‌توانستند سرنوشت مسابقات را تغییر دهند.

بحران هویت؛ از شعار‌ها تا واقعیت

توخل از داشتن «۱۴ یا ۱۵ بازیکن ثابت» سخن می‌گفت، اما این مسئله تعجب‌برانگیز بود که مربی‌ای که به اعتماد به نفس بالا و باور راسخش به شیوه بازی تیم‌هایش مشهور است، درباره نحوه استفاده از تیم ملی انگلیس تا این اندازه مردد به نظر می‌رسید. این تردید در نهایت در مسابقه با آرژانتین به اوج خود رسید.

توخل در هفت ترکیب ابتدایی خود (بدون احتساب دیدار رده‌بندی در برابر فرانسه) ۱۷ تغییر ایجاد کرد؛ آماری که در تمام کارزار‌های جام جهانی انگلیس بی‌سابقه بود، مگر در مسابقاتی که به دلیل صعود قطعی از مرحله گروهی امکان تغییرات گسترده وجود داشت.

او بابت تعویض‌های هجومی‌اش مقابل کرواسی – مسابقه‌ای که انگلیس با پیروزی امیدوارکننده ۴-۲ آغاز کرد – مورد ستایش قرار گرفت. همچنین عملکرد تدافعی تیم در پیروزی مرحله یک‌هشتم نهایی در برابر مکزیک تحسین شد ولی نشانه‌هایی وجود داشت که حاکی از گم کردن مسیر توسط او بود.

در دیدار یک‌چهارم نهایی در برابر نروژ، بازیکنان از تغییرات بین دو نیمه و از جمله تغییر سیستم بازی دچار سردرگمی شدند و تا وقت‌های اضافه طول کشید تا دوباره کنترل مسابقه را در دست بگیرند.

آمار‌هایی که علیه توخل سخن می‌گویند

در هفت مسابقه منتهی به نیمه‌نهایی، توخل ۲۰ بار در جریان بازی سیستم تیم را تغییر داد؛ رقمی بیش از هر سرمربی دیگری در جام جهانی. برای مقایسه، اسپانیا در مسیر صعود به فینال تنها هفت تغییر تاکتیکی در جریان مسابقات انجام داد.

این آمار نشان می‌دهد که او نه تنها از آنچه در زمین می‌دید راضی نبود، بلکه در یافتن راه‌حل نیز با مشکل مواجه شده بود.

انگلیس تا این مرحله عمدتا به لطف درخشش دو ستاره اصلی خود، هری کین و جود بلینگام، پیش رفت؛ بازیکنانی که دقیقا در زمان مناسب به اوج آمادگی رسیدند. از این بابت، توخل شایسته دریافت اعتبار است.

اما به یاد بیاورید که او چگونه با اعتماد به نفس وارد کار شد و با لحنی تند اعلام کرد که انگلیس در شکست فینال یورو ۲۰۲۴ فاقد «هویت» بوده و بیش از آنکه برای پیروزی اشتیاق داشته باشد، از شکست می‌ترسیده است.

همین سخنان در برابر آرژانتین علیه خودش به کار رفت، هرچند نشانه‌های آن از قبل نیز وجود داشت.

اعتراف به شکست در ساختن هویت تیم

پیش از رویارویی با مکزیک، در شبی که به مسابقه‌ای فراموش‌نشدنی تبدیل شد، توخل اعتراف کرد که نتوانسته آن هویت موردنظر را به تیم ببخشد و انگلیس از زمان پیروزی ۳-۰ در دیدار دوستانه مقابل کاستاریکا در فلوریدا با مشکل مواجه بوده است.

او حتی گفت که پس از نخستین دیدار تدارکاتی، پیروزی کسل‌کننده در برابر نیوزیلند، خودش را زیر سوال برده بود.

پس از بازی مکزیک، وقتی به او گفته شد که اکنون آن «هویت» شکل گرفته است، پاسخش نشان داد که هنوز مطمئن نیست. بار دیگر این سخنان پیشگویانه از آب درآمدند، چرا که حذف انگلیس با بحث‌هایی درباره کیفیت بازی تیم همراه شد و او «دی‌ان‌ای» بازیکنان را مقصر دانست؛ بازیکنانی که به گفته او "توپ را نمی‌گیرند و بازی را کنترل نمی‌کنند. "

توخل کارزار جام جهانی را با تاکید دوباره بر وعده خود برای افزودن «ستاره دوم» به پیراهن انگلیس آغاز کرده بود ولی پایان راه با اعترافی تلخ همراه شد: انگلیس به اندازه اسپانیا، آرژانتین و فرانسه خوب نیست.

او پیش از دیدار رده‌بندی در میامی گفت: "هنوز فاصله‌ای وجود دارد که باید آن را جبران کنیم. "

تمدید قرارداد؛ اشتباهی که ضرورتی نداشت

فابیو کاپلو یکی از نمایندگان و میهمانان فیفا در آتلانتا بود و نظاره می‌کرد که انگلیس چگونه از جام جهانی کنار می‌رود. او خود نیز پیش‌تر تجربه حذف از جام جهانی را داشت؛ هرچند به شکلی حتی فاجعه‌بارتر.

پیش از سفر انگلیس به آفریقای جنوبی برای جام جهانی ۲۰۱۰، کاپلو که آن زمان سرمربی تیم بود، اطلاع داد اینترمیلان خواهان جذب اوست و به همین دلیل خواستار حذف بند فسخ قراردادش شد. اتحادیه فوتبال انگلیس که در آن زمان مدیران دیگری داشت، دچار هراس شد، خواسته او را پذیرفت و آن کارزار به شکستی تمام‌عیار انجامید.

در فوریه امسال اعلام شد که توخل با قراردادی جدید و تمدیدشده موافقت کرده است. هیچ پیشنهاد رسمی‌ای برای جذب او وجود نداشت ولی چند باشگاه بزرگ به دنبال سرمربی بودند – از جمله منچستریونایتد که پس از اخراج روبن آموریم درباره برنامه‌های او پرس‌وجو کرده بود – و توخل می‌خواست آینده خود را تضمین کند. اتحادیه فوتبال انگلیس نیز از این موضوع بسیار خرسند بود.

اما این تصمیم باعث شد معیار‌های ارزیابی تغییر کند و شاید تمرکز اصلی از بین برود.

هدفی که فراموش شد

اتحادیه فوتبال حتی شروع به صحبت درباره اهمیت یورو ۲۰۲۸ کرد؛ تورنمنتی که عملا در خانه برگزار خواهد شد و قرار بود تیم برای آن ساخته شود.

همچنین استدلال می‌شد که قرارداد جدید، به گمانه‌زنی‌ها درباره آینده توخل پایان می‌دهد و از آنجا که او از ریتم فوتبال ملی لذت می‌برد، زمان مناسبی برای تمدید همکاری است ولی حقیقت این بود که چنین کاری ضرورت نداشت.

توخل برای این ماموریت استخدام نشده بود؛ او برای قهرمانی در جام جهانی ۲۰۲۶ به خدمت گرفته شده بود.

اتحادیه فوتبال حتی عملکرد انگلیس در مرحله مقدماتی جام جهانی را نیز بسیار درخشان توصیف می‌کرد؛ هشت پیروزی از هشت مسابقه همراه با کلین‌شیت، هرچند این تیم در گروهی نسبتا آسان قرار داشت؛ و اصولا صعود به تورنمنت‌های بزرگ از زمان استیو مک‌کلارن و ناکامی در رسیدن به یورو ۲۰۰۸، دیگر مشکلی برای انگلیس نبوده است.

تمدید قرارداد توخل همچنین همزمان شد با بحث‌هایی در میان کارکنان اتحادیه فوتبال مبنی بر اینکه بهترین نتیجه ممکن برای انگلیس در جام جهانی، رسیدن به نیمه‌نهایی است. ارزیابی‌های داخلی نشان می‌داد که شعار‌های بلندپروازانه درباره قهرمانی تغییر کرده و غیرواقع‌بینانه تلقی می‌شوند.

در تحلیل‌های آنان، انگلیس جزو محتمل‌ترین قهرمانان نبود و اگرچه توخل همچنان از «ستاره دوم» سخن می‌گفت، خود او نیز پیش‌تر انتظارات را تعدیل کرده و مدعی شده بود تیمش در شمار مدعیان اصلی قرار ندارد؛ حتی با وجود آنکه در رده چهارم جهان قرار داشت.

بازنگری اتحادیه فوتبال

اتحادیه فوتبال انگلستان (FA) اکنون یک بررسی جامع انجام خواهد داد، اما این بررسی درباره آینده توماس توخل نخواهد بود؛ بلکه بر «درس‌های آموخته‌شده» از این تورنمنت و برنامه‌های انگلستان برای رقابت‌های بعدی قهرمانی اروپا متمرکز خواهد شد.

هما‌ن‌طور که مارک بولینگهام، مدیر اجرایی FA، در کانزاس و در آستانه آغاز مسابقات فاش کرد، بند‌هایی در قرارداد توخل وجود داشت و اگر انگلستان در مرحله یک‌شانزدهم نهایی در برابر جمهوری دموکراتیک کنگو شکست می‌خورد – اتفاقی که تنها ۱۵ دقیقه با وقوع آن فاصله داشت تا زمانی که هری کین تیم را نجات داد – او بدون تردید اخراج می‌شد.

تصمیمی که نتیجه معکوس داد

توخل اهمیت زیادی برای چیزی که آن را «برادری» می‌نامید قائل بود. به همین دلیل، زمانی که در ماه می‌فهرست تیمش را اعلام کرد، چندین نام بزرگ در آن دیده نمی‌شدند، زیرا به اعتقاد او یا با سیستمش سازگار نبودند یا از آمادگی مطلوب برخوردار نبودند و همچنین به این دلیل که تصور می‌کرد طرح بازی مشخصی در ذهن دارد.

از جمله این بازیکنان می‌توان به ترنت الکساندر-آرنولد، هری مگوایر، فیل فودن، کول پالمر و مورگان گیبس-وایت اشاره کرد.

این حق مسلم توخل بود که چنین تصمیمی بگیرد ولی همین موضوع این انتقاد را به دنبال داشت که او تیمی را برگزیده بود که بازیکنانش شباهت زیادی به یکدیگر داشتند و از تنوع تاکتیکی کافی برخوردار نبودند؛ تیمی که قرار بود با اتکایی بیش از حد به فیزیک بدنی و ضربات ایستگاهی، شبیه یک تیم لیگ برتری بازی کند؛ سیاستی که اکنون خود او نیز از آن عقب‌نشینی کرده است.

به همین دلیل ایوان تونی انتخاب شد؛ هرچند مهاجم یادشده تقریبا هیچ نقشی در مسابقات ایفا نکرد. تونی اعتراض کرده بود که فقط برای زدن پنالتی در ضربات سرنوشت‌ساز به تیم آورده نشده است، اما شواهد چندانی برای رد این برداشت وجود نداشت.

دفاعی کم‌تجربه و فرصت‌های از دست‌رفته

توخل دلایل خاص خود را برای دعوت نکردن مگوایر داشت ولی نتیجه آن، شکل‌گیری خط دفاعی‌ای بسیار کم‌تجربه بود که بیش از حد به جان استونز وابسته شد؛ بازیکنی که در طول فصل فرصت چندانی برای بازی پیدا نکرده بود و خود نیز با مشکلات آمادگی جسمانی دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

استونز عملکرد قابل قبولی داشت، اما انگلستان همچنان تیمی آسیب‌پذیر به نظر می‌رسید و باور رایج در فوتبال این است که دفاع‌ها هستند که تورنمنت‌ها را می‌برند.

آیا واقعا چنین فرمولی برای موفقیت در گرما و رطوبت طاقت‌فرسای این جام جهانی و در پایان یک فصل داخلی فرساینده مناسب بود؟ بدون تردید انگلستان نیاز داشت مالکیت توپ را حفظ کند؛ همان‌گونه که بهترین تیم‌های جهان انجام می‌دهند.

توخل، کوبی ماینو را به تیم برد ولی هافبک منچستریونایتد به بازیکنی فراموش‌شده تبدیل شد و اغلب چهره‌ای ناامید داشت. کنایه تلخ ماجرا این بود که او در نهایت به دلیل مصدومیت از دیدار رده‌بندی نیز محروم شد.

توخل قصد داشت از جردن هندرسون ۳۵ ساله به‌عنوان رهبر و همچنین جانشینی برای دکلن رایس و الیوت اندرسون استفاده کند؛ دو بازیکنی که بیش از حد تحت فشار قرار گرفته بودند. هیچ‌یک در آمادگی کامل نبودند و به‌ویژه رایس از درد عصبی در همسترینگ و سپس یک بیماری شدید گوارشی رنج می‌برد.

رایسی که در بهترین فرم خود نبود، ضربه‌ای بزرگ به برنامه‌های توخل محسوب می‌شد، زیرا او عملا خط میانی و شاید کل تیمش را حول محور این بازیکن بنا کرده بود.

توخل حتی ریس جیمز و مورگان راجرز را نیز در میانه میدان آزمایش کرد، اما ماینو همچنان نادیده گرفته شد. از سوی دیگر، هندرسون متاسفانه بیش از هر چیز به خاطر شکستن دستش هنگام پریدن از روی تابلو‌های تبلیغاتی در جشن پیروزی در برابر مکزیک به یاد آورده خواهد شد؛ و آدام وارتون چه؟ بازیکنی که دقیقا همان نوع هافبک حفظ‌کننده مالکیت بود که توخل بعدا مدعی شد انگلستان فاقد آن است. با این حال، او اصلا به جام جهانی برده نشد.

تردید‌ها درباره نفوذ مدیران در انتخاب بازیکنان

همچنین این گمانه‌زنی وجود داشت که جان مک‌درموت، مدیر فنی FA و دن اشورث – که در نقش جدید و تا حدی مبهم «مدیر ارشد فوتبال» به اتحادیه بازگشته بود – در انتخاب فهرست نقش داشته‌اند.

گفته می‌شد آنها به توخل توصیه کرده بودند سه جایگاه پایانی فهرست ۲۶ نفره را به بازیکنانی اختصاص دهد که «گردشگران خوبی» محسوب می‌شوند؛ بازیکنانی که از نیمکت‌نشینی ناراضی نخواهند شد و فضای اردو را بر هم نمی‌زنند.

این رویکرد در تضاد با انتخاب بازیکنانی بود که برای کسب جایگاه اصلی رقابت می‌کردند و احتمالا از بازی نکردن رضایت نداشتند.

تصمیمی که مشکلات تازه‌ای آفرید

در داخل مجموعه انگلستان، این موضوع باعث تعجب شده بود که توخل اصرار داشت تیم در اول ژوئن – ۱۶ روز پیش از نخستین دیدار مرحله گروهی در برابر کرواسی – راهی فلوریدا شود.

پس از یک فصل فرساینده، این مدت‌زمان بسیار طولانی به نظر می‌رسید. جالب آن‌که مدعیان دیگری مانند فرانسه و اسپانیا دیرتر وارد آمریکا شدند و حتی زودتر از انگلستان نخستین مسابقات خود را برگزار کردند.

آماده‌سازی بیش از حد طولانی شده بود و برخی از بازیکنان نیز گلایه داشتند که اگر اهل گلف نبودید – همانند هری کین و دین هندرسون – زندگی در فلوریدا چندان جذاب نبود.

اما توخل بر ضرورت سازگاری با شرایط آب‌وهوایی و تقویت همبستگی تیمی تاکید داشت. مشکل اینجا بود که شرایط جوی آن‌گونه که پیش‌بینی می‌شد گرم و مرطوب نبود و روند سازگاری چندان مفید واقع نشد.

مشکلات دیگری نیز وجود داشت که بیشتر ناشی از تصمیمات خود انگلستان بود. آنها در وست پالم بیچ مستقر شدند ولی نتوانستند برای استفاده از ورزشگاه جدید اینتر میامی به توافق برسند؛ این در حالی بود که دیوید بکام نقش مهمی در این باشگاه دارد.

در نتیجه، تیم مجبور شد برای انجام مسابقه‌ای تدارکاتی به تامپا سفر کند؛ جایی که ورزشگاه ریموند جیمز، محل برگزاری بازی، اساسا برای فوتبال آمریکایی طراحی شده بود.

زمین مسابقه تازه احداث شده بود و توخل آشکارا از وضعیت آن و خطر مصدومیت بازیکنان ابراز نگرانی کرد.

او حتی از این موضوع نیز مطمئن نبود که دیدار با نیوزیلند زیر سقف برگزار خواهد شد یا خیر؛ مسابقه‌ای که عملکرد ضعیف تیم در آن باعث شد او بعد‌ها اعتراف کند نسبت به تصمیمات خود دچار تردید شده بود.

دومین مسابقه تدارکاتی در اورلاندو برگزار شد و تیم ناچار شد بار دیگر سفری طولانی را تجربه کند. مسابقه نیز به دلیل هشدار وقوع صاعقه یک ساعت به تاخیر افتاد. با این حال، انگلستان در پیروزی ۳ بر صفر در برابر کاستاریکا عملکرد بسیار بهتری ارائه کرد.

یک فرصت از دست‌رفته

با این وجود، یک اتفاق شرم‌آور دیگر نیز رخ داد. بهترین بازیکن اردو در فلوریدا، ریو نگوموها، بازیکن لیورپول، بود که صرفا برای تکمیل تعداد نفرات تمرینات به اردو آمده بود، زیرا بازیکنان آرسنال دیرتر به جمع تیم اضافه شدند.

اما توخل نام این وینگر ۱۷ ساله را حتی در فهرست اولیه ۵۵ نفره خود نیز قرار نداده بود؛ بنابراین در صورت مصدومیت یا انصراف بازیکنان دیگر، امکان حضور او در جام جهانی وجود نداشت.

کانزاس؛ خانه‌ای دور از خانه

در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، تصاویر استخر‌ها و اسب‌های بادی تک‌شاخ به نماد فضای شاد اردوی انگلستان تبدیل شده بود؛ نشانه‌ای از احیای تیم تحت هدایت گرت ساوتگیت.

ولی در سال ۲۰۲۶ نیز در هتل تیم استخر وجود داشت؛ تنها مشکل این بود که آن‌قدر کوچک بود که پاسخگوی نیاز‌های بازیکنان نبود و اتحادیه فوتبال مجبور شد به دنبال امکانات جایگزین بگردد.

FA و توخل خیلی زود کانزاس را به‌عنوان بهترین محل استقرار انتخاب کرده بودند. مشکل این بود که پس از قرعه‌کشی، هیچ مسابقه‌ای برای انگلستان در آن ایالت برنامه‌ریزی نشد.

در عوض، آرژانتین و هلند در آنجا بازی داشتند و طبق قوانین فیفا، حق انتخاب نخست هتل‌ها و زمین‌های تمرینی را به دست آوردند.

آرژانتین مرکز پیشرفته ۷۵ میلیون دلاری «کامپس مینرالز» را انتخاب کرد؛ مجموعه‌ای که انگلستان نیز پیش‌تر آن را زیر نظر داشت.

بعد‌ها گفته شد که انگلستان در واقع مجموعه بسیار ساده‌تر «سووپ ساکر ویلج» را ترجیح می‌داد، اما برگزارکنندگان محلی از این‌که انگلستان همچنان بر انتخاب کانزاس اصرار داشت شگفت‌زده بودند.

سفر‌های فرساینده و خستگی مفرط

استدلال انگلستان این بود که کانزاس می‌تواند «خانه‌ای دور از خانه» باشد، در مرکز کشور قرار دارد و نیازی به عبور از مناطق زمانی مختلف نیست.

ولی واقعیت این بود که انگلستان بیش از هر تیم دیگری سفر کرد؛ مجموعا ۱۵ هزار و ۹۵۸ مایل.

اسپانیا با ۱۵ هزار و ۱۱۰ مایل در رتبه دوم قرار داشت ولی هیچ تیم دیگری حتی به این ارقام نزدیک نبود. آرژانتین، دیگر فینالیست مسابقات، شش هزار مایل کمتر سفر کرده بود.

این پرسش مطرح شد که آیا بازگشت دائمی به کانزاس پس از هر مسابقه واقعا به بهبود وضعیت بدنی بازیکنان کمک می‌کرد یا برعکس به ضرر آنها بود؟

توخل بار‌ها از «خستگی» سخن گفت. بازگشت به منطقه میدوست پس از بازی‌های بوستون و نیوجرسی تصمیم چندان عاقلانه‌ای به نظر نمی‌رسید.

در ادامه مسابقات نیز انگلستان مجبور شد شبانه از مکزیک پرواز کند؛ سفری که فشار زیادی بر بازیکنان وارد کرد.

در گرمای میامی مقابل نروژ، تیم کاملا خسته به نظر می‌رسید و در نیمه‌نهایی آتلانتا نیز انرژی خود را از دست داد.

مشکلات امنیتی در کانزاس

کانزاس چالش‌های خاص خود را نیز داشت. پیش از ورود تیم، خودروی حامل تجهیزات انگلستان هدف سارقان قرار گرفت.

اگرچه تنها تعداد محدودی کفش و پیراهن تمرینی به سرقت رفت و ماجرا در حد یک سرقت بزرگ نبود، اما می‌توانست بسیار وخیم‌تر از این باشد.

در ادامه مسابقات نیز یک رخنه امنیتی دیگر رخ داد؛ زمانی که مردی آشفته‌حال با یک آچار در دست وارد مرکز رسانه‌ای شد.

در چند روز نخست حضور تیم نیز هشدار وقوع گردباد صادر شد – کانزاس از جمله مناطقی است که بیشترین خطر را از چنین رویداد‌های شدید جوی متحمل می‌شود – و به بازیکنان دستور داده شد در هتل خود بمانند و از خروج خودداری کنند.

حتی نگران‌کننده‌تر از آن، چند روز پیش از ورود تیم، یک تیراندازی در نزدیکی محل استقرار آنان رخ داده بود.

دیگر خیلی دیر شده بود

زمانی که انگلیس مانند یک قهرمان در دیدار رده‌بندی بازی کرد، جام جهانی از پیش از دست رفته بود. آنها در مسابقه‌ای آشفته و پرهرج‌ومرج، به‌جای آنکه برای طلا بجنگند، با مدال برنز به خانه بازگشتند.

برای ۴۵ دقیقه، انگلیس همچون بهترین تیم جهان بازی کرد؛ و برای ۴۵ دقیقه دیگر، مانند تیمی که حتی با برتری ۴ بر صفر نیز می‌توانست شکست بخورد.

در پایان، بوکایو ساکا تنها چهارمین بازیکن انگلیسی تاریخ شد که در جام جهانی هت‌تریک می‌کند و نام خود را در کنار جف هرست، گری لینه‌کر و هری کین قرار داد. همچنین جود بلینگام باعث شد انگلیس به نخستین تیم تاریخ این رقابت‌ها تبدیل شود که موفق شده شش گل در برابر فرانسه به ثمر برساند.

ولی نتیجه‌ای که در شرایطی دیگر با شور و شعفی فراوان جشن گرفته می‌شد، این بار با حسی از تاسف همراه شد، زیرا اگر انگلیس تنها در مقاطعی کوتاه توانسته چنین نمایشی ارائه دهد، پس این تیم در دیدار با آرژانتین کجا بود؟ یا حتی در مسابقات مقابل نروژ، جمهوری دموکراتیک کنگو، پاناما و غنا؟

نمایشی با پرسش‌های بیشتر

اجرایی پرنشاط، پویا و سرزنده نشان داد که در واقع شاید این سبک بازی بخشی از "دی‌ان‌ای" فوتبال انگلیس باشد؛ هرچند توماس توخل پیش‌تر خلاف آن را گفته بود. توخل نتوانست شکست و فروپاشی در مرحله نیمه‌نهایی را از ذهن‌ها پاک کند؛ به‌ویژه زمانی که از سوی هواداران انگلیس هو شد.

اما تیم او که در ۳۶ دقیقه فاجعه‌بار مقابل آرژانتین به شکلی ناامیدکننده و بیش از حد تدافعی ظاهر شده بود، این بار تنها در ۴۵ دقیقه نخست در برابر فرانسه چهار گل به ثمر رساند؛ پاسخی هجومی به تمام انتقادها، هرچند فرانسه تیمی ضعیف‌شده، آشفته و ظاهرا بی‌انگیزه به نظر می‌رسید.

با این حال، سرمربی‌ای که تیمش نتوانسته بود برتری ۱ بر صفر مقابل آرژانتین را حفظ کند، این بار نیز در آستانه از دست دادن برتری چهار گله قرار گرفت. دست‌کم توخل آن‌قدر محتاط بود که این بار به سیستم پنج‌دفاعه روی نیاورد.

برنزی که فقط حسرت طلا را بیشتر کرد

توخل که همچنان تمایل دارد به کار خود ادامه دهد، می‌تواند استدلال کند که این مسابقات از نظر آماری موفق‌ترین جام جهانی انگلیس از سال ۱۹۶۶ تاکنون بوده است؛ شش پیروزی و همچنین کسب مقام سوم، چیزی که در سال‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۱۸ به دست نیامده بود.

اما همین موفقیت ظاهری، بیش از هر چیز دیگری یادآور این واقعیت بود که چه فرصت بزرگی از دست رفت. این مقام سوم، به‌جای آنکه نشانه موفقیت باشد، تنها آنچه را که می‌توانست رخ دهد ولی هرگز رخ نداد، برجسته‌تر کرد.

 

*سید محمدطاهر شاهین

ارسال نظر