ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
۰۴/مهر/۱۴۰۵
|
۱۲:۳۹
|
کد خبر: ۹۵۱۹۲
۱۱:۳۲
۱۴۰۵/۰۷/۰۴

"ثبات" برای کدام نتیجه؟

"ثبات" برای کدام نتیجه؟

کیهان ورزشی- 

 

با ابقای امیر قلعه نویی به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان به منظور شرکت در مرحله نهایی مسابقات جام ملت‌های آسیا، منتظر اعلام لیست جدید اعضای تیم ملی بودیم تا متوجه شویم بعد از تغییرات اندک در سطح کادر فنی لیست جدید تیم ملی در اولین دور از تمرینات آمادگی و دو دیدار تدارکاتی پیش رو تا چه اندازه تغییر کرده است؟ واقعیت آن است که ثبات و استمرار در هر امری می‌تواند عاملی برای تقویت، پیشرفت و موفقیت باشد مگر آن که این ثبات و استمرار در مسیری نادرست و خلاف منفعت و مصلحت سازمانی، تیمی و فردی به کار گرفته شود. ثبات و استمرار در مدیریت، هدایت و رهبری سازمان‌ها و تیم‌های ورزشی باید با "منطق هزینه و فایده" همراه باشد. اگر ما امور مدیریتی خود را با یک روش نافرجام یا بد فرجام پیش ببریم یا این که شیوه‌های امتحان پس داده و مردود را دوباره از نو امتحان کنیم یا به تعبیر دیگر از یک سوراخ چند بار گزیده شویم، چنین ثباتی در تصمیم، تفکر و رفتار نه تنها قابل دفاع و پسندیده و موجب پیشرفت، تقویت و فایده نیست بلکه می‌تواند موجب سقوط، نزول و شکست بیشتری شود. زمانی می‌توان از ثبات در یک رای و نظر دفاع کرد که آینده‌ای روشن را برای آن تصور نمود. در کار مربیگری و تیمداری نیز چنین است. عقل و منطق حکم می‌کند که باید یک تیم موفق را حفظ کرد و با تقویت آن چشم انداز روشنی را ترسیم نمود. همین منطق حکم می‌کند که یک تیم جوان و آینده دار نباید قربانی تصمیم‌های احساسی و خلق الساعه شود، چرا که یک تیم جوان و آینده دار با حمایت، تقویت و استمرار می‌تواند مسیر سرنوشت خویش را در دراز مدت به دست گیرد. حال باید ببینیم که تیم ملی ما در اردوی اخیر خود تا چه اندازه تن به تغییر داده و از آن مهم‌تر این تغییرات چه تاثیری در آینده آن خواهد داشت؟ آن چه در مورد فعل و انفعالات اخیر در تیم ملی مشهود است: اصل ثبات در حفظ برخی از بازیکنان پا به سن گذاشته و قدیمی است که یا در جام جهانی اخیر حضور داشتند یا بنا به دلایل نامعلوم از تیم ملی خط خورده و مجددا دعوت شده‌اند! ضمن آن که گروه دیگری از همین بازیکنان صرفا به جهت مصدومیت و دوران نقاهت به تیم ملی دعوت نشده‌اند. البته ما در شایستگی بازیکنانی، چون احسان حاج صفی، شجاع خلیل زاده، رامین رضائیان و یا سردار آزمون شکی نداریم، اما باید از سرمربی تیم ملی پرسید که با ثبات در ترکیب تیم ملی قرار است به کدام نتیجه گرفته نشده برسیم؟ گذشته از این اگر هدف گذاری هیئت رئیسه برای کادر فنی کسب عنوان قهرمانی یا نایب قهرمانی مسابقات جام ملت‌های آسیا است باید صادقانه و خیلی شفاف اعلام کنیم: "هدف گذاری شما هیچ تناسب و سنخیتی با واقعیت‌های موجود و شرایط کنونی فوتبال ما ندارد. " ما بر اساس کدام کار، به پشتوانه کدام برنامه، کدام سرمایه گذاری، کدام امکانات، کدام تمهیدات و تدارکات بهتر، مناسب تر، قوی‌تر و با کیفیت‌تر از قبل، توقع انجام این ماموریت انجام نشده در تاریخ پنجاه ساله اخیر فوتبال ملی مان را داریم؟! اگر سنگ بزرگ علامت نزدن است و نرسیدن به فینال جام ملت‌های آسیا بهانه‌ای برای برکناری امیر قلعه نویی، چه خوب بود این کار را پیش از حضور تیم ملی در جام ملت‌های آسیا انجام می‌دادیم تا حداقل یک "گروه جدید" با یک تفکر تازه پیش از ورود به مسابقات مقدماتی جام جهانی ۲۰۳۰ فرصت و زمان بیشتری برای تیم سازی متناسب با نیاز، سلائق، تفکرات و ایده‌های فنی خویش داشته باشند. هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال باید به این سوال مهم پاسخ دهند که ایده قهرمانی در مسابقات جام ملت‌های آسیا بر اساس کدام تغییرات در شاخص‌های پیشرفت و رشد فوتبال ملی به وجود آمده است؟ این که ما در هر دوره از رقابت‌های جام ملت‌های آسیا با هدف کسب مقام قهرمانی وارد شویم بدون آن که برای تحقق چنین هدفی برنامه ریزی کرده باشیم یقینا نتیجه کار همین می‌شود که هست! سوال مهم بعدی را باید از سرمربی تیم ملی پرسید که:" با دعوت مجدد از بازیکنان قدیمی قرار است چه تغییر و تحولی در تیم ملی رخ دهد؟ " درست است که در بین نفرات دعوت شده نام بازیکن جوانی، چون محمد مهدی زارع دیده می‌شود و یا تازه واردی به نام میلاد سورگی به تیم ملی دعوت شده است. اما این دعوت بدون دادن فرصت بازی در ترکیب اصلی تیم ملی در بازی‌های تدارکاتی، نتیجه بخش نخواهد بود. همانطور که دعوت از بازیکنان جوانی، چون: امیر حسین محمودی، دانیال ایری، امیر محمد رزاقی نیا، کسری طاهری یا مسعود محبی در اردوی آماده سازی پیش از جام جهانی اخیر، بدون دادن فرصت برای ابراز وجود و کسب تجربه با پیراهن تیم ملی برای این جوانان، نه تاثیری در شرایط سنی تیم ملی داشت و نه به کسب تجربه آنان در میدان عمل کمکی کرد. بازیکن جوان باید در مسابقات تدارکاتی در ترکیب اصلی تیم فرصت بازی پیدا کند. ما با روی نیمکت نشاندن بازیکنانی، چون سامان فلاح و مهدی زارع نمی‌توانیم فرآیند جوانگرایی را در تیم ملی به درستی پیاده کنیم. ما در مسابقات جام جهانی صلاح ندانستیم بازیکنان جوان را جانشین بازیکنان با تجربه‌ای، چون شجاع خلیل زاده و احسان حاج صفی کنیم در جام ملت‌های آسیا چطور؟ آیا با حضور بازیکنانی، چون خلیل زاده و آغاسی، بازیکنان جوان مورد اشاره که از بهترین و موفق‌ترین بازیکنان استقلال و پرسپولیس در فصل جدید رقابت‌های لیگ برتر هستند، فرصتی برای بازی در تیم ملی فراهم خواهد شد؟ فراموش نکنید که آخرین پیروزی ما مقابل تیم ملی فوتبال ازبکستان به بیش از سه سال پیش در فینال تورنمنت کافا در تاریخ ۳۰/۳/۱۴۰۲ باز می‌گردد! بعد از آن بازی، ما پنج بار دیگر با ترکیب اصلی تیم ملی با ازبک‌ها بازی کردیم و موفق به شکست این تیم نشدیم! هر چند در آخرین بازی در ضربات پنالتی نتیجه نهایی را به ازبک‌ها واگذار کردیم. حال اگر نفرات جدید، جوانتر و کم تجربه تری در ترکیب اصلی بازی دوستانه با ازبکستان قرار گیرند و فرصت بازی به آنها داده شود چه ضرری از این جهت متوجه ما خواهد شد؟

"جوانگرایی" متکی بر شایسته سالاری "نیاز فوتبال ملی"

اگر هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال شرط تمدید قرارداد با سرمربی تیم ملی را انجام جوانگرایی و تغییر نسل برای مسابقات جام ملت‌های آسیا قرار می‌داد بی شک نه تنها دست امیر قلعه نویی برای تغییرات وسیع و ضروری در ترکیب تیم ملی باز می‌شد بلکه با تکیه بر یک تیم جوان و سرشار از انگیزه در جام ملت‌های آسیا، هم برای آینده تیم ملی در مسابقات جام جهانی ۲۰۳۰ اقدام موثری به عمل می‌آمد و هم امکان کسب نتایج بهتر قابل تصورتر بود. فوتبال ایران نیاز به خون تازه و نیرو‌های جدیدی دارد که جدا از پائین آوردن میانگین سنی بتوانند شکل و فرم بازی تیم ملی را هم متحول کنند. ما امروز در پست‌های مختلف صاحب بازیکنان جوان و توانمندی هستیم که تشنه "فرصت" برای خودنمایی هستند. برای روشن‌تر شدن این ادعا کافی است به لیست بازیکنان جا مانده از حضور در بازی‌های آسیایی ناگویا و اردوی اخیر تیم ملی نگاهی بیندازیم. درست در همین زمان که تیم فوتبال امید کشورمان با بهره گیری از جمع برگزیده‌ای از همین بازیکنان در بازی‌های آسیایی ناگویا حضور دارد، هنوز تعداد قابل توجهی از بازیکنان جوان و شایسته در فوتبال ما هستند که نه در ترکیب تیم اعزامی به ناگویا قرار گرفته‌اند و نه به اردوی تیم ملی دعوت شده‌اند. بازیکنانی، چون:" یادگار رستمی، ابوالفضل موردی، ارشیا وثوقی فرد، حسین گودرزی، سامان تورانیان، مهدی مهدوی، میلادکر، رضا غندی پور، محمد حسین صادقی، محمد جواد حسین نژاد، نیما اندرز، عرفان درویش عالی، ابوالفضل ذلیخایی و مرصاد سیفی" نمونه‌هایی از بازیکنان جوان و شایسته‌ای هستند که در صورت توجه و حمایت می‌توانند به عنوان یک پشتوانه محکم در خدمت فوتبال ملی ما قرار گیرند. چنین بازیکنانی برای تثبیت جایگاه خود در فوتبال ملی نیاز به فرصت دارند. فرصتی که در گرو تصمیم، برنامه، عزم و اراده و شجاعت است. باید این واقعیت را بپذیریم که در تاریخ فوتبال ما هیچگاه جوانگرایی متکی بر شایسته سالاری بی نتیجه نمانده است و این امر هم در فوتبال ملی و هم در فوتبال باشگاهی ما مسبوق به سابقه و امری اثبات شده است.

"فرصت"‌ها و "حسرت"‌ها برای تاریخ سازی

تیم فوتبال امید با همه بی مهری، بی توجهی، سرگردانی و بلاتکلیفی و در حالی که تنها پانزده بازیکن را برای اولین بازی اش مقابل تیم امید امارات در مسابقات فوتبال بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ در اختیار داشت، فراتر از انتظار ظاهر شد و نشان داد که مشکلات و ضعف‌های تدارکاتی و پشتیبانی نباید بهانه‌ای برای توجیه کم کاری یا اشتباهات احتمالی یک تیم باشد. پیروزی سه بر یک مقابل تیم فوتبال امید امارات و توقف بدون گل در مقابل تیم فوتبال امید چین که منجر به صدرنشینی تیم فوتبال کشورمان پیش از بازی آخر مرحله گروهی مقابل تیم فوتبال امید کره شمالی شد برای فوتبال ما رضایت بخش به نظر می‌رسد. هرچند راه درازی تا شکستن طلسم ناکامی‌های بیست ساله تیم فوتبال امید ایران در بازی‌های آسیایی باقی مانده است چرا که باید دید: ۱) تیم فوتبال امید ما در مقابل تیم‌های با کیفیت تر، هماهنگ‌تر و فنی‌تر چگونه عمل می‌کند؟ ۲) آیا کیفیت بازی بازیکنان تیم امید و شرایط آمادگی جسمانی آنها، با در نظر گرفتن احتمال آسیب دیدگی و محرومیت برخی از بازیکنان کلیدی تا پایان این تورنمنت حفظ خواهد شد؟ ۳) در مراحل حذفی چقدر می‌توانیم کم اشتباه، حسابگر و هوشیار ظاهر شویم؟ ۴) تیم امید تا چه اندازه می‌تواند در این زمان محدود و در فقدان اردو، بازی‌های تدارکاتی و آماده سازی مناسب پیش از آغاز این رقابت‌ها، ضعف‌های فنی و ناهماهنگی‌های تیمی را به حداقل ممکن برساند؟. این "چهار مساله" بی شک در تعیین سرنوشت نهایی تیم ما در این رقابت‌ها موثر خواهد بود؛ بنابراین هیچگاه قاطعانه نمی‌توان از شانس بالای این تیم برای کسب مدال سخن گفت. اما می‌توان راجع به وضعیت و عملکرد تیم مان در دو بازی مورد اشاره سخن گفت. سه ویژگی مهم در مورد تیم فوتبال امید قابل ذکر است. اول شناخت عمیق حسین عبدی از توانایی‌ها و قابلیت‌های فردی و تیمی بازیکنانش به دلیل سابقه کار با اغلب آنها در تیم‌های منتخب نوجوانان و جوانان فوتبال کشور که این امر در دوره‌های اخیر و در بازی‌های آسیایی مسبوق به سابقه نبوده است. دوم تعویض‌های صحیح، به موقع و مناسب که در تغییر شرایط و وضعیت تیم در نیمه دوم هر دو بازی موثر بود. سوم سبک و فلسفه بازی این تیم که بر توانایی‌ها و ویژگی‌های فردی و فنی بازیکنان استوار است نه بر مبنای رویه حاکم بر بازی فوتبال ما! این سه نکته مهم را نباید برای قضاوت در کار حسین عبدی و همکارانش از نظر دور داشت. ضمن آن که کادر فنی علی رغم همه مشکلات موجود انصافا بهترین‌های فوتبال این رده سنی را به ناگویا آورده است. تیمی که با کمترین تغییر می‌تواند در بازی‌های انتخابی المپیک هم مورد استفاده قرار بگیرد. تیم فوتبال امید ایران بیش از آن که متکی به بازی مستقیم و ارسال‌های بلند بی هدف باشد به بازی ترکیبی در جناحین و عمق دفاع متمرکز بود، تیمی که اتفاقا میل به شوت زنی بالایی دارد. اما در مقابل ضعف‌هایی هم در کار تیم ما به چشم آمد. در بازی اول با امارات ناهماهنگی مدافعان میانی مشهود بود هر چند این ضعف با تغییر زوج و به کارگیری ایری کنار حزباوی تا حدودی مرتفع شد، اما اشکالات در ساختار دفاعی و اشتباهات فردی در جایگیری و یارگیری و نحوه پوشش در خط دفاع نگران کننده است. تیم ما در دیدار دوم مقابل بازی فیزیکی و خشونت آمیز تیم امید چین شکننده نشان داد. این ضعف و اصرار برای خطا گرفتن از داور و به زمین افتادن بازیکنان در برخورد‌های نزدیک و" تنه به تنه" با چینی‌ها که از قد و قامت بلند و تنومندی هم بهره‌مند نبودند می‌تواند در بازی‌های بعدی و آتی دردسر ساز باشد. آخر آن که تیم امید باید در زمان پرس و تحت فشار گذاشتن تیم حریف، همچنین در ضربات ایستگاهی یارگیری منطقه‌ای را بیشتر و بهتر در دستور کار قرار دهد و از اهتمام همه جانبه در بسته نگه داشتن دروازه خود کوتاهی نکند.

 

*مازیار مهرانی

ارسال نظر
captcha