فوتبال ایران؛ بهشت واسطهها، کابوس بیتالمال!

کیهان ورزشی-
پس از آنکه شرایط جنگی بر فوتبال ایران سایه انداخت و آثاری غیرقابل انکار بر وضعیت مالی باشگاهها، بهویژه باشگاههای صنعتی، گذاشت، این پرسش نزد جامعه مطرح شد که آیا بعد از عبور از این مرحله، ارادهای شکل خواهد گرفت تا از تهدیدها فرصت بسازد و به وضعیت عجیب قراردادهای فوتبالی رسیدگی شود؛ فرصتی که بتواند دست فرصتطلبان را از فوتبال ایران و بودجهای که از بیرون این بستر به آن سرازیر میشود، کوتاه کند؟
مشکلات اقتصادی جامعه که به تبع فضای جنگی کشور فزاینده شده است، این انتظار را نزد مردم به وجود آورده که حداقل در بخشهایی مثل همین فوتبال، اجازه ریختوپاش به مدیرانی که نه از جیب، بلکه از بیتالمال هزینه میکنند، داده نشود. این انتظار بهحق، زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بر این باور باشیم فلسفه اصلی این فوتبال، تزریق نشاط به جامعه است و اساساً اگر پولی هم در آن هزینه میشود، باید برای شاد کردن هوادارانش باشد. پس در چنین شرایطی نمیتوان این انتظارات را نادیده گرفت.
با این حال، آنچه از فضای نقلوانتقالاتی تابستانی و شنیدههای ما برداشت میشود، مؤید آن است که اوضاع از دوران پیش از جنگ هم بدتر شده و برخی از دلالهای سرشناس فوتبال ایران چنان تاختوتاز میکنند که ظاهراً هیچ مدیری در این فوتبال یارای مقابله با آنها را ندارد. برای مثال، شنیدهایم که یک باشگاه مطرح برای جذب بازیکنی، حدود ۸۰ میلیارد تومان تنها به باشگاه مبدأ او برای گرفتن رضایتنامه پرداخت کرده و اینکه خود بازیکن با چه رقمی قرارداد بسته است، الله اعلم.
این فضا نشان میدهد که تا وقتی فوتبال به دست مدیرانی اداره شود که در برابر فرصتطلبان و جریانات مافیایی دلالی منفعل عمل میکنند و مرعوب آنها هستند، امیدی به سامان گرفتن اوضاع نباید داشت.
مسئله، اما فقط اعداد و ارقام قراردادها نیست؛ آنچه بیش از هر چیز نگرانکننده به نظر میرسد، شکل گرفتن این باور است که در هر فصل نقلوانتقالات، قانون را نه مدیران باشگاهها، بلکه واسطهها و دلالها مینویسند. در چنین فضایی، باشگاهها به جای آنکه بر اساس نیاز فنی و برنامهریزی حرکت کنند، ناچارند در زمینی بازی کنند که قواعدش را دیگران تعیین کردهاند.
اگر قرار است شرایط ویژه کشور بهانهای برای مطالبه انضباط مالی در همه بخشها باشد، فوتبال نیز نمیتواند از این قاعده مستثنی شود. امروز بیش از هر زمان دیگری انتظار میرود نهادهای مسئول، علاوه بر نظارت بر قراردادها، سازکاری برای شفافیت مالی و پاسخگویی مدیران ایجاد کنند؛ در غیر این صورت، هر سال تنها ارقام قراردادها بزرگتر خواهد شد و سهم فوتبال از این هزینههای نجومی، چیزی جز افزایش بیاعتمادی افکار عمومی نخواهد بود.
استقلال و پرسپولیس؛ دو روایت از یک تابستان
استقلال و پرسپولیس شرایط متفاوتی در فصل نقلوانتقالات دارند. پرسپولیس که از فردای انتخاب سرمربی جدید خود، مهدی تارتار، خرید در بازار نقلوانتقالات را آغاز کرد، تا این لحظه اغلب نفرات مورد نظر سرمربی خود را جذب کرده است؛ با این گزاره که تارتار روی شاگردان خود در تیم قبلیاش، گلگهر سیرجان، فوکوس کرده و قصد دارد بنای تازه پرسپولیس را با اتکا به این نفرات شکل دهد. موضوعی که حکم فال و تماشا را داشته و البته منتقدانی جدی نیز دارد که معتقدند این نفرات - که در تیم سیرجانی سرآمد بودند - شاید در فضای متفاوت پرسپولیس نتوانند کارایی لازم را داشته باشند. پاسخ این سؤال را فقط گذر زمان خواهد داد.
اما در آن جبهه، یعنی در اردوگاه استقلال، داستان کاملاً متفاوت است و آنها به سبب بسته بودن پنجره نقلوانتقالاتی خود، تا این لحظه خرید قطعی نداشتهاند و در کنار آن، نفرات مهم و کلیدی را هم از دست دادهاند. شرایط خاص این تیم که محصول مدیریت علی تاجرنیا و مدیران ابنالوقتی است که آمدند، آسیب زدند و رفتند، هواداران تیم آبیپوش را سخت نگران کرده است.
هرچند از این حیث شرایط پرسپولیس بهتر است ولی باید هر دو تیم را در لیگ برتر بیستوششم به مثابه هندوانههای دربستهای دانست که تا از آنها رونمایی نشود، نمیتوان قضاوت دقیقی دربارهشان داشت. برگزاری دربی تهران در هفتههای ابتدایی لیگ برتر نیز موضوع جالب دیگری است. باید دید کدامیک از این دو تیم تا هفته پنجم به سازماندهی درست میرسند؛ هفتهای که برای دوام هر دو سرمربی روی آن شیروانیهای داغ سرنوشتساز خواهد بود.
بیانیهای برای فرار از مسئولیت!
فدراسیون فوتبال درباره شاهکار اخیر خود و ابهامات معرفی نماینده سوم ایران به کنفدراسیون فوتبال طی بیانیهای نوشت:
فدراسیون با عنایت به مقررات کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) و مصوبات هیاترئیسه، مراتب زیر را به شکل روشن به استحضار افکار عمومی میرساند:
۱- فهرست باشگاههایی که موفق به اخذ مجوز حرفهای برای شرکت در فصل جدید رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا شده بودند، به دلیل الزام مقررات، در تاریخ ۱۰ خرداد به AFC ارسال شده است. در همین تاریخ، لیست نام قطعی تیمهای حاضر در رقابتهای فصل جاری لیگ قهرمانان نیز بدون درج عبارت «TBC» (در انتظار تأیید)، برای کنفدراسیون ارسال شده است.
۲- با عنایت به اعتراض برخی از باشگاهها نسبت به بازی کمتر از باشگاه گلگهر به اختلاف یک و ۲ امتیاز، موضوع در هیات رئیسه فدراسیون مطرح و کارگروهی جهت تعیین تکلیف نماینده سوم ایران در آسیا تشکیل شد. ماحصل و برآیند تصمیم کارگروه، برگزاری تورنمنت سهجانبه شد و مسابقات وفق مصوبات مربوطه برگزار گردید و در موعد مقرر عینا به استحضار کنفدراسیون فوتبال آسیا رسید.
۳- پس از انتشار نام تیمهای شرکتکننده در سایت AFC، فدراسیون فوتبال تاکنون هفت نامه رسمی و مستند به کنفدراسیون فوتبال آسیا ارسال کرده و با استناد به نتایج تورنمنت سه جانبه و مصوبه هیاترئیسه، خواستار اعمال دقیق آنچه که بهصورت قانونی تعیین شده، گردیده است. این مکاتبات نشاندهنده موضع قاطع فدراسیون در دفاع از مصوبه مربوط به برگزاری تورنمنت سه جانبه بوده است.
۴- حق حضور در مسابقات آسیایی، حقی مکتسبه و ناشی از نتایج حاصلشده در میدان است. باشگاه چادرملو اردکان براساس نتایج رسمی و قطعی در رقابتهای انجام شده، شایستگی قانونی خود را احراز کرده و این حق بهموجب مصوبه هیاترئیسه فدراسیون و تصمیمگیری صورت گرفته در کارگروه موردنظر تثبیت گردیده است.
۵- رئیس فدراسیون، کمیته ویژهای را مأمور بررسی همهجانبه پرونده نموده و دبیرکل فدراسیون نیز در جلسه اخیر هیات رئیسه، سیر کامل وقایع، مستندات و مکاتبات را به هیاترئیسه ارائه کرد. هیاترئیسه با طرح پرسشهای دقیق از مقامات اجرایی، بر لزوم رعایت کامل مصوبات خود و اولویت نتایج حاصلشده تأکید ورزیده و اشاره شده چنانچه اعضای هیات رئیسه از موضوع اعلام نام گلگهر قبل از آخرین موعد مقرر deadline مطلع میشدند و این موضوع در جلسه هیاترئیسه طرح میشد، بلافاصله و به قید فوریت مراتب جهت اعلام تصمیم هیات رئیسه به کنفدراسیون فوتبال آسیا و همچنین ایجاد تغییر در نامه اولیه ارسالی انجام میشد.
۶- فدراسیون فوتبال در یک ماه اخیر ظرفیتهای حقوقی و اداری خود را به کار گرفته و این پیگیریها ادامه خواهد داشت و نتایج آن به اطلاع افکار عمومی خواهد رسید.
بیانیه فدراسیون فوتبال را چندین بار خواندیم و بیش از هر چیزی، رنگ و بوی فرار رو به جلو داشت. مدیرانی که از کوچک تا بزرگ آنها در این فاجعه نقش داشتهاند، نه تنها بابت این موضوع عذرخواهی نکردهاند، بلکه هر روز به انحای مختلف تلاش میکنند تا از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کنند.
در تمام بندهای این بیانیه، هر چیزی دیده میشود جز پذیرش یک اشتباه روشن. فدراسیون به جای آنکه توضیح دهد چرا نامه اولیه بدون لحاظ آخرین تصمیمات هیاترئیسه به AFC ارسال شده، صرفاً روند مکاتبات بعدی را تشریح کرده است؛ مکاتباتی که اگر قرار بود گرهی باز کنند، اساساً کار به اینجا کشیده نمیشد. اینکه هفت نامه ارسال شده، بیش از آنکه نشانه اقتدار مدیریتی باشد، یادآور تلاشی برای جبران خطایی است که از ابتدا نباید رخ میداد.
نکته عجیبتر آن است که در بخشی از بیانیه، تلویحاً عنوان میشود اگر اعضای هیاترئیسه از ارسال نام گلگهر پیش از پایان مهلت قانونی مطلع بودند، تصمیم دیگری اتخاذ میشد. همین جمله به تنهایی نشان میدهد اشکال در فرآیند تصمیمگیری و هماهنگی داخلی فدراسیون بوده است. وقتی بالاترین رکن تصمیمگیر از چنین موضوع مهمی بیاطلاع میماند، دیگر نمیتوان همه تقصیرها را به گردن موضوعات دیگر انداخت.
انتظار این است که مسئول یا مسئولان این اشتباه مشخص شوند، درباره چرایی وقوع آن توضیح بدهند و مسئولیت تصمیمات خود را بپذیرند. فوتبال ایران بیش از هر چیز از نبود پاسخگویی آسیب دیده است؛ فرهنگی که در آن اشتباه رخ میدهد، اما هیچکس خود را پاسخگو نمیداند.
این پرونده صرفاً درباره یک سهمیه آسیایی نیست؛ موضوع بر سر اعتبار مدیریتی فوتبال ایران است. وقتی یک تصمیم اداری، حق یک باشگاه را تحت تأثیر قرار میدهد و سپس برای توجیه آن، روایتهای متعدد و متناقض ارائه میشود، طبیعی است که اعتماد باشگاهها و افکار عمومی نیز آسیب ببیند، اعتمادی که بازسازی آن به مراتب دشوارتر از ارسال چند نامه به کنفدراسیون فوتبال آسیاست!
*حمید ترابپور