یورگن کلوپ؛ آغاز عصر تازه ژرمنها

کیهان ورزشی-
فدراسیون فوتبال آلمان (DFB) بهطور رسمی اعلام کرد که پس از استعفای یولین ناگلزمن، یورگن کلوپ بهعنوان سرمربی جدید تیم ملی این کشور منصوب شده است.
این مربی ۵۹ ساله قراردادی اولیه به مدت چهار سال امضا کرده است که از ۱۵ آگوست ۲۰۲۶ آغاز میشود و تا سال ۲۰۳۰ ادامه خواهد داشت. کلوپ هدایت تیم ملی آلمان را پس از حذف غیرمنتظره این تیم در برابر پاراگوئه در مرحله یکشانزدهم نهایی جام جهانی ۲۰۲۶ و جدایی متعاقب ناگلزمن بر عهده خواهد گرفت.
کلوپ در نخستین اظهارات خود گفت: "تیم ملی بیش از هر چیز دیگری میتواند ما آلمانیها را متحد کند. دقیقا همین ویژگی است که این مسئولیت را برای من تا این اندازه خاص و ارزشمند میسازد. "
او که در ماه می ۲۰۲۴ از هدایت لیورپول کنارهگیری کرده بود و از ژانویه ۲۰۲۵ بهعنوان رئیس جهانی بخش فوتبال شرکت ردبول فعالیت میکرد، افزود: "از تمام تجربهها و آموختههایی که طی هجده ماه گذشته در ردبول به دست آوردم، عمیقا سپاسگزارم. اکنون با اشتیاق فراوان وارد این مسئولیت ویژه در فوتبال آلمان میشوم؛ مسئولیتی که با فروتنی، صبر و حوصله به آن نزدیک خواهیم شد تا تیمی بسازیم که برای یکدیگر بجنگد، از فوتبال لذت ببرد و مردم کشورمان نیز با تمام وجود از آن حمایت کنند. "
تقریبا همه افتخارات باشگاهی را فتح کرده
کلوپ برای نخستین بار در دوران مربیگری خود هدایت یک تیم ملی را بر عهده میگیرد؛ آن هم پس از آنکه تقریبا تمامی افتخارات بزرگ فوتبال باشگاهی را به دست آورده است.
او نخستین بار نام خود را در باشگاه ماینتس مطرح کرد؛ جایی که در سال ۲۰۰۴ این باشگاه را برای نخستین بار در تاریخش به بوندسلیگا رساند، سپس جایگاه آن را در سطح نخست فوتبال آلمان تثبیت کرد و سرانجام در سال ۲۰۰۸ از این باشگاه جدا شد.
پس از آن، کلوپ بروسیا دورتموند را دوباره به قله فوتبال آلمان بازگرداند. او در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ دو عنوان پیاپی قهرمانی بوندسلیگا را کسب کرد، در سال ۲۰۱۲ جام حذفی آلمان را بالای سر برد و در فصل ۲۰۱۳-۲۰۱۲ تیمش را تا فینال لیگ قهرمانان اروپا هدایت کرد.
از آنفیلد تا تیم ملی آلمان
کلوپ در اکتبر سال ۲۰۱۵ هدایت لیورپول را بر عهده گرفت و چهار سال بعد، این باشگاه را به قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا رساند.
او سپس در فصل بعد، به انتظار ۳۰ ساله هواداران لیورپول برای قهرمانی در لیگ برتر انگلیس پایان داد و جام قهرمانی لیگ برتر را به آنفیلد بازگرداند.
آخرین موفقیت بزرگ او در لیورپول به فصل ۲۰۲۲-۲۰۲۱ بازمیگردد؛ فصلی که قرمزها هر دو جام داخلی انگلیس را فتح کردند و تنها با اختلاف یک امتیاز پایینتر از منچسترسیتیِ پپ گواردیولا قرار گرفتند؛ رقابتی که یکی از نزدیکترین کورسهای قهرمانی تاریخ لیگ برتر محسوب میشود.
پس از ترک لیورپول در پایان فصل ۲۰۲۴-۲۰۲۳، کلوپ مدتی از مربیگری فاصله گرفت و از اول ژانویه ۲۰۲۵ بهعنوان رئیس جهانی بخش فوتبال ردبول منصوب شد؛ سمتی که در آن بر فعالیتهای فوتبالی تمامی باشگاههای این مجموعه، از جمله آربی لایپزیش، نظارت داشت.
اکنون او هدایت تیم ملی آلمانی را بر عهده میگیرد که از زمان قهرمانی در جام جهانی ۲۰۱۴ تاکنون هنوز موفق به کسب هیچ جام بزرگی نشده و در رقابتهای جام جهانی ۲۰۱۸، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶ با حذفی زودهنگام روبهرو شده است.
استقبال مسئولان فدراسیون فوتبال آلمان
برند نویندورف، رئیس فدراسیون فوتبال آلمان، درباره این انتصاب گفت: "یورگن کلوپ بیش از هر فرد دیگری نماد شور و اشتیاق، اعتبار و توانایی الهامبخشیدن به مردم است. او نخستین انتخاب ما برای این مسئولیت بود و به همین دلیل تمام تلاش خود را به کار گرفتیم تا حضورش را در تیم ملی قطعی کنیم. "
همچنین رودی فولر، مدیر ورزشی فدراسیون، اظهار داشت: "یورگن طی سالهای طولانی در بالاترین سطح فوتبال جهان ثابت کرده است که توانایی فوقالعادهای در پرورش بازیکنان جوان و آمادهسازی تیمهایش برای عملکرد موفق تحت فشار دارد. او همچنین انگیزهبخشی کمنظیر است که میتواند هواداران و کل فوتبال آلمان را به وجد آورد. "
قرار است نخستین مسابقه رسمی کلوپ روی نیمکت تیم ملی آلمان، ۲۴ سپتامبر در برابر هلند در رقابتهای لیگ ملتهای اروپا برگزار شود.
اولتیماتوم کلوپ به رسانهها
یورگن کلوپ در مراسم معارفه خود بهعنوان سرمربی جدید تیم ملی آلمان، با لحنی صریح رسانههای این کشور را مخاطب قرار داد و گفت: "اگر به سراغ خانوادهام بروید، من دیگر اینجا نخواهم ماند. "
سرمربی پیشین لیورپول که قراردادش او را تا جام جهانی ۲۰۳۰ روی نیمکت "مانشافت" نگه میدارد، از نحوه برخورد رسانههای آلمان با یولین ناگلزمن، سرمربی پیشین تیم ملی و همچنین توماس توخل، سرمربی تیم ملی انگلیس، بهشدت انتقاد کرد.
او گفت: "من این شغل را برای خودم قبول نکردهام؛ این کار را برای شما انجام میدهم. با وجود آنکه دیدهام با یولین ناگلزمن چگونه رفتار کردید، این مسئولیت را پذیرفتم. با وجود آنکه دیدهام با توماس توخل چگونه برخورد کردید، باز هم این شغل را قبول کردم. اگر به سراغ خانوادهام بروید، من میروم. اگر فکر میکنید مربی بیارزشی هستم، همان را رودررو به خودم بگویید؛ همان لحظه، بدون آنکه حتی یک یورو غرامت بخواهم، اینجا را ترک خواهم کرد. "
تجربه تلخ ناگلزمن و فشار رسانهها
یولین ناگلزمن پس از عملکردی ناامیدکننده در جام جهانی، که با حذف آلمان در برابر پاراگوئه در مرحله یکشانزدهم نهایی همراه شد، هدف انتقادهای گسترده رسانههای آلمان قرار گرفت.
در جریان جام جهانی، لنا وورتسنبرگر، خبرنگار سابق ورزشی و همسر ناگلزمن، نیز به یکی از سوژههای اصلی رسانهها تبدیل شد و حضور او در کنار تیم ملی بهطور گسترده پوشش داده شد.
این زن ۳۴ ساله پیش از آغاز مسابقات در تمرینات تیم ملی آلمان دیده شد و همچنین تصاویر او و ناگلزمن ۳۹ ساله در حالی که با دوچرخه در کنار یکدیگر بودند، بارها در رسانههای آلمانی منتشر شد.
ماتئوس: حضور او ایدهآل نبود
لوتار ماتئوس، اسطوره فوتبال آلمان، درباره حضور وورتسنبرگر گفت: "به نظر من بهتر بود او اینقدر در تصاویر دیده نمیشد؛ این وضعیت چندان ایدهآل نبود. "
او ادامه داد: "بازیکنان روزهای استراحت دارند و خانوادههایشان میتوانند به هتل بیایند. لنا هم دقیقا همین کار را انجام داد. از نگاه من این موضوع کاملا طبیعی است. او درست مانند همسران و نامزدهای دیگر بازیکنان اجازه حضور در هتل را داشت. این موضوع نشاندهنده همبستگی است و طبیعی است که در زمانی رخ دهد که بازیکنان فرصت دیدار با خانوادههای خود را پیدا میکنند. "
رابطه متفاوت رسانهها با توماس توخل
کریستین فالک، نویسنده ارشد فوتبال، در یادداشتی نوشت که رابطه رسانههای آلمان با توماس توخل همواره پرتنش بوده است.
فالک نوشت: "در فوتبال آلمان هیچ تردیدی وجود ندارد که توخل مربی درجهیک و سطح بالایی است، اما از نظر شخصیتی، او همچنان فردی مرموز باقی مانده است. بهطور خلاصه، در آلمان توخل را ضدکلوپ میدانند. شاید تنها در انگلیس باشد که کلوپ به همان اندازهای که در آلمان محبوب است، دوست داشته شود. در مقابل، توخل به فردی همیشه ناراضی و اهل گلایه شهرت دارد و به همین دلیل، قرار گرفتن در سایه شخصیتی مانند کلوپ برای او آسان نیست؛ بهویژه آنکه مسیر حرفهای هر دوی آنها شباهتهای فراوانی به یکدیگر داشته است. "
گزینه اول فدراسیون فوتبال آلمان
از همان لحظهای که ناگلزمن از سمت خود کنار رفت، یورگن کلوپ که به واسطه فوتبال پرهیجان و مشهور "هویمتال فوتبال" در لیورپول شناخته میشود، نخستین و اصلیترین گزینه فدراسیون فوتبال آلمان برای هدایت تیم ملی بود.
در طول چندین هفته مذاکره، این مربی ۵۹ ساله که بیست سال از ناگلزمن بزرگتر است، در ایالات متحده حضور داشت و بهعنوان کارشناس جام جهانی برای یک شبکه آلمانیزبان فعالیت میکرد.
در همین مدت، مسئولان فدراسیون فوتبال آلمان مذاکراتی نیز با گروه ردبول انجام دادند.
آغازی دشوار برای ماموریتی بزرگ
کلوپ در نخستین تجربه خود روی نیمکت یک تیم ملی، شروع آسانی پیش رو نخواهد داشت. او باید طی تنها یازده روز، چهار دیدار در رقابتهای لیگ ملتهای اروپا در برابر هلند، یونان و صربستان برگزار کند؛ مسابقاتی که در اواخر سپتامبر و اوایل اکتبر برگزار خواهند شد.
مهمترین ماموریت او نیز روشن است؛ بازگرداندن تیم ملی آلمان به روزهای پرافتخار گذشته، آن هم در شرایطی که این کشور طی ده سال گذشته حتی یک بار هم نتوانسته به مرحله یکچهارم نهایی هیچ تورنمنت بزرگ ملی راه پیدا کند.
معیارهای کلوپ برای دعوت به تیم ملی
کلوپ درباره معیارهای خود برای انتخاب بازیکنان گفت: "کسانی بازی خواهند کرد که به اندازه کافی خوب باشند؛ کسانی که گرسنه موفقیت باشند؛ بازیکنانی که وقتی پیراهن تیم ملی آلمان را میپوشند، حتی بهتر از همیشه شوند. اینکه یک بازیکن فقط بگوید به پوشیدن پیراهن آلمان افتخار میکند، کافی نیست؛ او باید این افتخار را در زمین مسابقه نشان دهد. "
او در ادامه افزود: "هر بازیکنی که شرایط بازی برای تیم ملی آلمان را دارد، باید نهایت تلاش خود را انجام دهد. من عملکرد همه را زیر نظر خواهم گرفت. درِ اتاق من همیشه باز است. امروز آغاز یک مسیر تازه است. "
کادر فنی کلوپ
دو دستیار قدیمی کلوپ در لیورپول، یعنی پپ لیندرز – که بهتازگی پس از جدایی پپ گواردیولا از منچسترسیتی، این باشگاه را ترک کرده است – و پیتر کراویتس، در کادر فنی تیم ملی آلمان حضور خواهند داشت.
همچنین اسون بندر، هافبک پیشین بروسیا دورتموند که سالها زیر نظر کلوپ بازی کرده بود، نیز به جمع اعضای کادر فنی اضافه خواهد شد.
مارک کوزیکه، مدیر برنامههای کلوپ، نیز در نقشی مدیریتی با عنوان "راهبرد و نوآوری" با تیم ملی آلمان همکاری خواهد کرد.
چرا کلوپ بهترین انتخاب است؟
یورگن کلوپ ماموریتی دشوار، اما هیجانانگیز را بر عهده گرفته است؛ احیای تیم ملی آلمانی که پس از عملکرد ناامیدکننده در جام جهانی ۲۰۲۶، بیش از هر زمان دیگری به یافتن هویت و مسیر تازه نیاز دارد. توانایی در ایجاد فرهنگهای برنده، شکوفاسازی استعدادها و تبدیل تیمهای معمولی به مدعیان قهرمانی، او را به گزینهای ایدهآل برای هدایت قهرمان چهار دوره جام جهانی در آغاز عصری جدید تبدیل کرده است.
کاریزمایی که قلب رختکن را تسخیر میکند
کاریزما و توانایی کمنظیر کلوپ در برقراری ارتباط با اطرافیان، همواره یکی از مهمترین عوامل موفقیت او بوده است.
او بهخوبی میداند چگونه بازیکنان را برای جنگیدن تا آخرین لحظه متحد کند، چگونه آنها را برای یک هدف مشترک به میدان بفرستد و همزمان اعتماد هواداران و رسانهها را نیز به دست آورد.
حتی در دوران بازیگری، زمانی که تقریبا تمام دوران حرفهای خود را در تیم ماینتس و لیگ دسته دوم آلمان سپری میکرد، بهعنوان فوتبالیستی جنگنده شناخته میشد که همواره تلاش داشت روحیه پیروزی را در اطرافیانش تزریق کند.
همین توانایی در ایجاد اتحاد و همبستگی بعدها به شاخصه اصلی دوران مربیگری او تبدیل شد؛ ویژگیای که نقش تعیینکنندهای در قهرمانی تاریخی دورتموند در فصل ۲۰۱۱-۲۰۱۰، پس از ۹ سال انتظار، ایفا کرد.
نبوغ تاکتیکی؛ استفاده حداکثری از توانایی بازیکنان
از منظر تاکتیکی، کلوپ همواره نشان داده است که چگونه میتواند بیشترین بهره را از نقاط قوت تیمهایش ببرد و در عین حال، نقاط ضعف آنها را تا حد امکان پوشش دهد.
موفقیتهای او بر پایه سه اصل استوار بوده است: ایجاد ساختارهای کاملا مشخص تاکتیکی، مطالبه بالاترین سطح شدت و انرژی از بازیکنان و تطبیق شیوه بازی با ویژگیهای فردی بازیکنانش.
سرمایهای ارزشمند برای تیم ملی
تجربه او در زمینه توسعه بازیکنان، طراحی ساختارهای حرفهای و مدیریت شبکهای از باشگاهها، میتواند در سطح فوتبال ملی نیز سرمایهای بسیار ارزشمند برای آلمان باشد.
کلوپ پیشتر بارها درباره ضعفهای سیستم استعدادیابی و پرورش بازیکنان در فوتبال آلمان صحبت کرده بود.
او گفته بود: "از نظر من، روند رشد بازیکنان در آلمان خیلی زود متوقف میشود. ما خیلی زود فرصت بازی کردن را از فوتبالیستها میگیریم و خیلی زود درباره اینکه آیا یک بازیکن ۱۸ یا ۱۹ ساله استعداد کافی دارد یا نه، قضاوت میکنیم. این یکی از بزرگترین مشکلات فوتبال آلمان است. "
بیشک، تجربه فراوان او در کشف و پرورش استعدادها میتواند نقش مهمی در شکلگیری نسل آینده فوتبال آلمان ایفا کند.
مردی که از دل بحرانها قهرمان میسازد
کارنامه حرفهای یورگن کلوپ تنها با جامها و افتخارات تعریف نمیشود. او در طول دوران مربیگری خود بارها با بحران، فشار، ناکامی و دورههایی مواجه شده که تیمهایش از مسیر موفقیت فاصله گرفتهاند ولی ویژگی منحصربهفرد او این بوده که همیشه راهی برای بازسازی، بازگشت و آغاز دوباره پیدا کرده است.
ماموریت بزرگ؛ بازگرداندن هویت به "مانشافت"
حضور کلوپ صرفا یک تغییر تاکتیکی روی نیمکت آلمان نیست، بلکه تلاشی برای بازگرداندن هویت، مقاومت ذهنی، انسجام و فرهنگ پیروزی به تیمی است که سالها در جستوجوی مسیر تازهای برای بازگشت به جمع قدرتهای بزرگ فوتبال جهان بوده است.
آلمانِ کلوپ چگونه بازی خواهد کرد؟
حال پرسش اصلی این است که کلوپ چگونه تیم جدید خود را شکل خواهد داد و با چه ترکیبی برای رقابتهای بزرگ بعدی، بهویژه یورو ۲۰۲۸، برنامهریزی خواهد کرد؟
آغاز عصر پس از مانوئل نویر
کلوپ باید این ماموریت را بدون مانوئل نویر آغاز کند؛ دروازهبانی که پس از آنکه برای دومین بار به تیم ملی فراخوانده شد و در جام جهانی تابستان امسال در آمریکای شمالی به میدان رفت، این بار برای همیشه دستکشهایش را آویخت. سنگربان کهنهکار بایرن مونیخ سالها نماد دروازهبانی فوتبال آلمان بوده است و اکنون همه نگاهها به سوی جانشینی معطوف شده که بتواند جای خالی این اسطوره را پر کند.
اگرچه نامهایی مانند مارکآندره ترشتگن و اولیور باومن همچنان در میان گزینهها دیده میشوند، اما کلوپ ممکن است تصمیم بگیرد همان بازیکنی را که در بایرن مونیخ جانشین طبیعی نویر محسوب میشود، به تیم ملی نیز بیاورد؛ یعنی یوناس اوربیگ.
دروازهبان ۲۲ ساله آینده بلندمدت فوتبال آلمان به شمار میرود و هر زمان که فرصت بازی برای باواریاییها را به دست آورده، عملکردی امیدوارکننده ارائه کرده است.
با توجه به اینکه قرارداد نویر با بایرن مونیخ در پایان فصل ۲۰۲۷-۲۰۲۶ به پایان خواهد رسید، اوربیگ احتمالا پیش از آغاز یورو ۲۰۲۸ حدود دوازده ماه کامل فرصت خواهد داشت تا بهعنوان دروازهبان شماره یک باشگاه، بیش از پیش تواناییهای خود را اثبات کند.
تغییرات مهم در سمت راست خط دفاع
پست دفاع راست نیز ممکن است دستخوش تغییرات قابل توجهی شود.
در دوران یولین ناگلزمن، یوشوا کیمیش تقریبا بهطور انحصاری در سمت راست خط دفاع چهار نفره بازی میکرد؛ این در حالی بود که او در بایرن مونیخ همچنان مغز متفکر خط میانی تیمش محسوب میشود.
کیمیش تا تابستان ۲۰۲۸، ۳۳ ساله خواهد شد، اما هنوز توانایی لازم برای فرماندهی خط میانی را خواهد داشت.
در چنین شرایطی، ریدله باکو میتواند به یکی از مهرههای مهم تیم ملی تبدیل شود.
در لیورپول، سیستم بازی کلوپ همواره بر حضور مدافعان کناری هجومی استوار بود. اگرچه باکو شاید همان توانایی خارقالعاده ترنت الکساندر-آرنولد در بازیسازی را نداشته باشد ولی در طول دوران حضورش در آربی لایپزیش، ولفسبورگ و ماینتس همواره یکی از مدافعانی بوده که سهم قابل توجهی در خلق گلها داشته است. علاوه بر این، حضور او در سمت راست میتواند تعادل مناسبی را در کنار ناتانیل براون در جناح چپ ایجاد کند.
دفاع چپ؛ ظهور یک ستاره جدید
خرید تابستانی بایرن مونیخ از آینتراخت فرانکفورت یکی از معدود نکات روشن عملکرد آلمان در جام جهانی کانادا، آمریکا و مکزیک بود.
او حتی موفق شد در برابر کوراسائو گلزنی کند و اکنون به نظر میرسد آماده است تا جایگاه دفاع چپ اصلی تیم ملی را برای سالهای آینده در اختیار بگیرد؛ هرچند بازیکنانی مانند داوید رائوم همچنان برای حفظ رقابت تلاش خواهند کرد.
زوج اصلی قلب دفاع
در مرکز خط دفاع، انتظار میرود جاناتان تا و نیکو اشلوتربک همچنان نخستین انتخابهای کلوپ باشند.
تا در سالهای اخیر، هم در سطح باشگاهی و هم در تیم ملی، به رهبر خط دفاع تبدیل شده است.
اگرچه وی در شکست در ضربات پنالتی مقابل پاراگوئه، پنالتی حساسی را از دست داد، اما همین که مسئولیت زدن آن ضربه را پذیرفت، نشاندهنده شخصیت قوی و شجاعت اوست.
از سوی دیگر، شاید اگر اشلوتربک در مرحله گروهی در برابر ساحل عاج دچار مصدومیت پایاندهنده مسابقات نمیشد، سرنوشت آلمان در جام جهانی کاملا متفاوت رقم میخورد.
مدافع دورتموند همچنان گاهی با مشکلات جسمانی دستوپنجه نرم میکند ولی هر زمان که آماده باشد، یکی از کاملترین مدافعان میانی فوتبال آلمان است؛ بازیکنی که هم در دفاع و هم در آغاز حملات از عقب زمین مهارت بالایی دارد.
زوج طلایی خط میانی
در کنار یوشوا کیمیش، انتظار میرود الکساندر پاولوویچ در قلب خط میانی قرار بگیرد. این دو پیش از این در بایرن مونیخ همکاری موفقی داشتهاند و پاولوویچ به شریک دائمی کیمیش در میانه میدان تبدیل شده است.
در نتیجه، هر دو میتوانند پایهای منسجم برای تیم ملی ایجاد کنند؛ الگویی که مشابه بسیاری از تیمهای ملی موفق جهان است؛ تیمهایی که ستون اصلی خود را بر بازیکنان خط میانی یک باشگاه بنا کردهاند.
انقلاب در خط حمله
بخش هجومی تیم ملی شاید بیش از هر قسمت دیگری دستخوش تغییر شود. اگرچه کلوپ در لیورپول عمدتا از سیستم ۴-۳-۳ استفاده میکرد، اما تنوع استعدادهای هجومی موجود در تیم ملی آلمان ممکن است او را به استفاده دوباره از سیستم ۴-۲-۳-۱، همان آرایشی که موفقیتهای فراوانی برایش در دورتموند به همراه داشت، ترغیب کند.
موسیالا و ویرتس؛ قلب تپنده نسل جدید
جمال موسیالای ۲۳ ساله هنوز سالهای زیادی پیش رو دارد. درخشش در یورو ۲۰۲۴ نشان داد که او توانایی تبدیل شدن به مغز متفکر خط حمله آلمان را دارد.
او میتواند بار دیگر در نقش هافبک تهاجمی، در کنار فلورین ویرتس، یکی از هیجانانگیزترین زوجهای هجومی فوتبال اروپا را تشکیل دهد ولی شاید بیشترین تغییرات در کنارههای زمین رخ دهد؛ جایی که ستارههای جوان آماده درخشش هستند.
ستارههای آینده؛ سعید المالا و لنارت کارل
سعید المالا احتمالا یکی از بدشانسترین بازیکنانی بود که نتوانست در فهرست ۲۶ نفره ناگلزمن برای جام جهانی قرار بگیرد؛ آن هم پس از آنکه در نخستین فصل حضورش در بوندسلیگا با پیراهن کلن، ۱۳ گل به ثمر رساند.
این بازیکن نوجوان آیندهای بسیار درخشان پیش رو دارد و میتواند همان ویژگیهایی را به تیم اضافه کند که کلوپ همیشه از وینگرهایش انتظار دارد؛ یعنی سرعت، حرکت مستقیم به سمت دروازه و تهدید دائمی برای مدافعان حریف.
لنارت کارل نیز اگر پیش از آغاز جام جهانی دچار مصدومیت و مجبور به ترک اردوی آمادهسازی نمیشد، احتمالا عضوی از این تیم بود. او نیز همانند المالا در فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۵ ظهور کرد و اگر طی دو سال آینده تجربه بیشتری کسب کند، میتواند به یکی از مهمترین سلاحهای هجومی تیم ملی تبدیل شود.
مهاجم نوک؛ کای هاورتس، گزینهای ایدهآل
اگرچه کلوپ در دورتموند رابرت لواندوفسکی را در اختیار داشت، اما بهترین تیمهای او در لیورپول بر پایه مهاجمانی ساخته شده بودند که هرچند آمار گلزنی فوقالعادهای نداشتند، با بازی ترکیبی خود، دیگر بازیکنان را وارد جریان حملات میکردند. کای هاورتس دقیقا با همین ویژگیها مطابقت دارد.
او علاوه بر توانایی مشارکت در بازی تیمی، قدرت گلزنی نیز دارد و به همین دلیل میتواند یکی از بزرگترین برندگان فلسفه فوتبالی کلوپ باشد.
گزینههای دیگر و آینده "مانشافت"
البته نباید از بازیکنانی مانند فلیکس نمچا و آنجلو اشتیلر نیز غافل شد؛ دو فوتبالیستی که همچنان ظرفیت بالایی برای کمک به تیم ملی در سالهای آینده دارند. همچنین، احتمال ظهور استعدادهای ناشناخته دیگری نیز طی دو فصل آینده وجود دارد.
با این حال، ترکیب مورد اشاره، ظرفیت تبدیل به تیمی را دارد که بتواند پس از سالهایی دشوار، بار دیگر آلمان را به جایگاه واقعی خود در سطح نخست فوتبال جهان بازگرداند.
اکنون نوبت توست، یورگن!
*سید محمدطاهر شاهین