ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
۱۷/مرداد/۱۴۰۵
|
۱۳:۲۵
|
کد خبر: ۹۴۶۷۱
۱۱:۱۱
۱۴۰۵/۰۵/۱۷

سرنوشت نیمکت تیم ملی؛ اختلاف بر سر شخص یا برنامه؟

سرنوشت نیمکت تیم ملی؛ اختلاف بر سر شخص یا برنامه؟

کیهان ورزشی- 

 

طی روز‌های گذشته، موضوع تمدید قرارداد امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی - و البته مدت زمان این قرارداد - به یکی از بحث‌های اصلی رسانه‌ها تبدیل شده بود. این موضوع در جلسات هیات‌رئیسه فدراسیون فوتبال نیز یکی از محور‌های اصلی بود، اما با وجود همه این گمانه‌زنی‌ها، تا لحظه نگارش این یادداشت هنوز تکلیف نیمکت تیم ملی مشخص نشده است.

آنچه از اظهارات برخی از اعضای هیات‌رئیسه فدراسیون برداشت می‌شود، وجود نوعی اختلاف‌نظر در میان آنهاست؛ به این معنا که گروهی با ادامه همکاری قلعه‌نویی موافق هستند و گروهی دیگر مخالفت می‌کنند. با این حال، نکته کلیدی که در این میان کمتر به آن پرداخته شده، مبنای این موافقت‌ها و مخالفت‌هاست. به نظر می‌رسد هر دو طرف بیش از آنکه برنامه، اهداف و مسیر فنی تیم ملی را ملاک قرار دهند، مسائل دیگری را در تصمیم‌گیری خود دخیل کرده‌اند.

برخی آن‌چنان در حمایت از سرمربی تیم ملی ذوب شده‌اند که بدون هیچ قید و شرطی معتقدند حق اوست که به کارش ادامه دهد. در مقابل، عده‌ای دیگر بیش از آنکه بر مبنای ارزیابی فنی تصمیم بگیرند، تحت تأثیر فضای مجازی و موج انتقاداتی قرار گرفته‌اند که پس از عملکرد تیم ملی در جام جهانی علیه قلعه‌نویی شکل گرفت و حالا خواهان تغییر هستند.

البته این نخستین‌باری نیست که چنین رویکردی در فدراسیون فوتبال دیده می‌شود. مدیرانی که سال‌ها در رأس فوتبال ایران بوده‌اند، بار‌ها نشان داده‌اند که بیش از برنامه‌های فنی و چشم‌انداز افراد، به حواشی، لابی‌ها، فضای رسانه‌ای و اتفاقات پیرامونی توجه می‌کنند. نمونه عینی این مسئله را در انتخاب امیدرضا روانخواه به عنوان سرمربی تیم امید مشاهده کردیم؛ تصمیمی که از همان ابتدا پرسش‌های زیادی را درباره معیار‌های این انتخاب به دنبال داشت.

با این تفاسیر و با در نظر گرفتن فقدان نگاه تخصصی و فنی در هیات‌رئیسه فدراسیون فوتبال و همچنین حضور افرادی که آشنایی چندانی با مباحث فنی و برنامه‌ریزی فوتبال ندارند، نمی‌توان چندان امیدوار بود که خروجی جلسه پیش‌رو، تصمیمی باشد که صرفاً بر پایه منافع فنی فوتبال ایران اتخاذ شود.

مشکل اصلی دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ جایی که هیچ‌کس از موافقان یا مخالفان سرمربی تیم ملی، دلایلی مشخص را روی میز نمی‌گذارد تا درباره آن بحث شود. اگر قرار است قلعه‌نویی بماند، باید مشخص باشد با چه اهدافی، چه تغییراتی در کادر فنی، چه برنامه‌ای برای آماده‌سازی تیم و چه نقشه‌ای برای حضور در جام ملت‌ها ادامه خواهد داد. اگر هم قرار است تغییری صورت بگیرد، باید گزینه جایگزین، برنامه او و دلایل فنی این جابجایی به صورت شفاف مطرح شود، نه اینکه همه چیز به سلیقه افراد یا فشار افکار عمومی گره بخورد.

در فوتبال حرفه‌ای، ماندن یا رفتن یک سرمربی نباید به موضوعی احساسی یا سیاسی تبدیل شود. آنچه اهمیت دارد، کیفیت برنامه، توانایی اجرای آن و پاسخگویی نسبت به نتایج است. تا زمانی که معیار تصمیم‌گیری در فدراسیون فوتبال از  فردمحوری و لابی‌محوری به برنامه‌محوری تغییر نکند، بعید است حتی درست‌ترین تصمیم‌ها نیز بتواند فوتبال ایران را به سمت ثبات و موفقیت پایدار هدایت کنند.

سکوت هلدینگ و ابهام در آینده استقلال

باشگاه استقلال این روز‌ها یکی از بلاتکلیف‌ترین مقاطع تاریخ خود را سپری می‌کند. آبی‌ها نه مدیرعامل دارند و نه اعضای جدید هیات‌مدیره‌شان برای جامعه فوتبال چهره‌هایی شناخته‌شده هستند. حالا نیز صحبت از انتخاب یکی از همین افراد ناشناس در ورزش برای مدیرعاملی باشگاه به میان آمده؛ اتفاقی که ابهامات را بیش از پیش افزایش داده است.

هلدینگ خلیج فارس از همان نخستین روز‌های مالکیت استقلال، رویه‌ای مبتنی بر عدم شفافیت را در پیش گرفت و حاصل این رویکرد، رفت‌وآمد مدیرانی بود که دستاورد قابل دفاعی از خود بر جای نگذاشتند؛ مدیرانی که برای هواداران استقلال غریبه بودند و در مقابل نیز خود را ملزم به شفاف‌سازی تصمیمات و پاسخگویی در قبال عملکردشان نمی‌دانستند.

روزی که قرار شد استقلال و پرسپولیس به سمت خصوصی‌سازی حرکت کنند، بسیاری نسبت به شیوه واگذاری و ساختار مدیریتی آینده این دو باشگاه ابراز نگرانی می‌کردند. امروز و با مشاهده اتفاقات عجیب و انتصاباتی که بیش از آنکه بر پایه تخصص و تجربه باشند، پرسش‌برانگیز به نظر می‌رسند، می‌توان دریافت که آن نگرانی‌ها چندان هم بی‌دلیل نبوده است. وقتی در برابر چنین تصمیم‌هایی هیچ مقام مسئولی خود را موظف به پاسخگویی نمی‌داند، طبیعی است که ابهامات روزبه‌روز بیشتر شود.

استقلال باشگاهی نیست که بتوان آن را با آزمون و خطا اداره کرد. میلیون‌ها هوادار این تیم حق دارند بدانند مدیران باشگاه بر چه اساسی انتخاب می‌شوند، چه برنامه‌ای برای آینده دارند و قرار است این تیم را با چه نقشه راهی از بحران خارج کنند. سکوت در برابر این پرسش‌ها نه تنها کمکی به آرام شدن فضای باشگاه نمی‌کند، بلکه بی‌اعتمادی را میان هواداران و مدیران افزایش می‌دهد.

خصوصی‌سازی زمانی می‌تواند موفق باشد که در کنار استقلال مالی، شفافیت مدیریتی و پاسخگویی نیز وجود داشته باشد. اگر قرار باشد مالک جدید همان شیوه‌های مبهم گذشته را با ظاهری متفاوت ادامه دهد، تغییر مالکیت به تنهایی مشکلی را حل نخواهد کرد. استقلال امروز بیش از هر چیز به مدیریتی نیاز دارد که هم از جنس فوتبال باشد، هم برنامه مشخصی ارائه کند و هم خود را در برابر افکار عمومی و هواداران مسئول بداند؛ در غیر این صورت، تغییر اسامی مدیران تنها صورت مسئله را عوض می‌کند، نه واقعیت موجود را.

همیشه یک نیمکت برای بعضی‌ها هست!

هفته گذشته یکی از تیم‌های لیگ برتری، در حالی که مذاکرات خود را با گزینه‌ای شناخته‌شده برای سرمربیگری دنبال می‌کرد، ناگهان با چرخشی عجیب، هدایت تیم را به یکی از پرحاشیه‌ترین مربیان سال‌های اخیر فوتبال ایران سپرد. تصمیمی که بار دیگر پرسش‌های فراوانی را درباره سازکار انتخاب سرمربیان در فوتبال ایران به وجود آورد.

فردی که حالا بار دیگر روی نیمکت یک تیم لیگ برتری نشسته، جامعه فوتبال همچنان با ابهامات فراوانی درباره شیوه مربیگری، سوابق فنی و مهم‌تر از همه، مسیری که او را به تیم‌های مختلف می‌رساند، رو‌به‌رو است. با این حال، این ابهام‌ها تاکنون مانعی برای ادامه حضور وی در فوتبال حرفه‌ای نبوده و به نظر می‌رسد برخلاف بسیاری از مربیان دیگر، هیچ‌گاه خطر خانه‌نشینی را احساس نمی‌کند!

چنین انتخاب‌هایی بیش از گذشته جامعه فوتبال را نسبت به فرآیند انتخاب سرمربیان بدبین می‌کند. وقتی مذاکرات جدی با یک گزینه شناخته‌شده در نهایت به شکلی ناگهانی متوقف می‌شود و فرد دیگری بدون توضیح روشن جای او را می‌گیرد، طبیعی است که افکار عمومی درباره معیار‌های واقعی این تصمیم‌ها دچار تردید شود. در چنین شرایطی، این پرسش شکل می‌گیرد که آیا تصمیمات صرفاً بر پایه معیار‌های فنی اتخاذ می‌شوند یا عوامل دیگری نیز در پشت پرده نقش تعیین‌کننده دارند؟

این نخستین‌بار نیست که چنین اتفاقی رخ می‌دهد. در سال‌های اخیر بار‌ها دیده‌ایم مربیانی که کارنامه‌ای روشن‌تر و رزومه‌ای قابل دفاع‌تر دارند، ماه‌ها و حتی سال‌ها بدون تیم می‌مانند ولی برخی دیگر فارغ از نتایج، حواشی و انتقادها، همواره مشتریان خود را پیدا می‌کنند. تکرار این الگو، این ذهنیت را تقویت می‌کند که برای نشستن روی نیمکت بعضی از تیم‌ها، معیار‌هایی فراتر از توانایی‌های فنی وجود دارد.

اگر باشگاه‌ها به انتخاب‌های خود اطمینان دارند، بهترین راه پایان دادن به این ابهام‌ها، شفافیت است. مدیران می‌توانند توضیح دهند که سرمربی مورد نظر بر اساس چه معیار‌هایی انتخاب شده، چه برنامه‌ای ارائه کرده و چه مزیتی نسبت به سایر گزینه‌ها داشته است. سکوت در برابر این پرسش‌ها تنها به گسترش شایعات و بی‌اعتمادی دامن می‌زند و این تصور را تقویت می‌کند که اراده‌ای در فوتبال - یا حتی بیرون از آن - وجود دارد تا برخی از افراد، فارغ از هر اتفاقی، همواره صاحب نیمکت باشند.

 

*حمید ترابپور

برچسب ها:
ارسال نظر
captcha