ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
۲۴/مرداد/۱۴۰۵
|
۱۵:۴۲
|
کد خبر: ۹۴۷۴۳
۱۴:۳۱
۱۴۰۵/۰۵/۲۴
مردی که می‌خواست "ترامپِ فوتبال" باشد

تو فروشنده‌ای، "جانی"! مثل اربابت

تو فروشنده‌ای، "جانی"! مثل اربابت

کیهان ورزشی- 

 

سیستم، بیمار باقی می‌ماند

در چند روز گذشته مشخص شده است که جانی اینفانتینو، رئیس فیفا، تا چه اندازه از الگویی که شیفته‌اش شده فاصله دارد؛ هرچند او آگاهانه تلاش کرده قدم در مسیری بگذارد که دونالد ترامپ پیش از او پیموده است.

چه کسی بدش می‌آید که لوید گروسمن یک قسمت ویژه از برنامه معروف "از سوراخ کلید" (Through The Keyhole) را ضبط کند و به بررسی پنت‌هاوس مجلل سه‌خوابه جانی اینفانتینو در شهر تسوگ (Zug)، بهشت مالیاتی سوئیس، بپردازد؟

در میان آثار هنری گران‌قیمت، کت‌وشلوار‌های سرمه‌ای و پارچه‌های مخصوص براق کردن آن سر کاملا تراشیده، می‌توان با اطمینان تصور کرد که نسخه‌ای ورق‌خورده و بار‌ها مطالعه‌شده از کتاب "هنر معامله" (The Art of the Deal)، مانیفست معروف دونالد ترامپ که توسط نویسنده‌ای دیگر برای او نگاشته شده بود، روی میز کنار تخت او قرار دارد.

دو چهره قدرت‌طلب

آیا صرفا یک اتفاق است که این دو شخصیت به‌شدت خودشیفته، هر دو در سال ۲۰۱۶ نخستین تجربه خود از رسیدن به بالاترین جایگاه را به دست آوردند یا اینفانتینو از همان روز‌های نخست کارزار جنجالی ترامپ، بی‌پروایی و بی‌پروایی اخلاقی او را الگویی مناسب یافت و فورا تصمیم گرفت این چهره نارنجی‌پوش را به‌عنوان الگوی خود انتخاب کند؟

رفتار از بالا به پایین، رفاقت‌بازی در انتصاب‌ها و بی‌اعتنایی به روند‌های معمول اداری؛ همه این ویژگی‌ها میان این دو چهره بحث‌برانگیز مشترک است. تنها توضیح منطقی این است که اینفانتینو آگاهانه تصمیم گرفته است از کتاب راهنمای ترامپ پیروی کند.

سپ بلاتر، رئیس پیشین فیفا، شاید فردی فاسد بود، اما هرگز جسارت آن را نداشت که برای خود درخواست اسکورت پلیس ویژه کند؛ درخواستی که در جریان کنگره سالانه فیفا در ونکوور در ماه آوریل برای تامین امنیت اینفانتینو مطرح شد. مقام‌های محلی این درخواست را رد کردند، زیرا چنین تشریفاتی تنها برای روسای دولت‌های مهمان در نظر گرفته می‌شود.

بی‌اعتنایی آشکار به تصویر فیفا

بلاتر همچنین توجه بیشتری به حفظ وجهه عمومی فیفا داشت؛ موضوعی که به او اجازه داد ۱۷ سال کامل در جایگاه ریاست این نهاد باقی بماند ولی اینفانتینو تصمیم‌های آشکارا غیراخلاقی را بدون کوچک‌ترین نشانه‌ای از شرمندگی مدیریت کرده است.

نمونه بارز آن، رفتار ویژه‌ای بود که در ماه نوامبر با کریستیانو رونالدو انجام شد؛ زمانی که محرومیت ناشی از کارت قرمز او به حالت تعلیق درآمد تا بتواند در جام جهانی بازی کند.

مانند ترامپ، اینفانتینو نیز به سمت حکومت‌های اقتدارگرا گرایش دارد. نخستین دو جام جهانی دوران ریاست او در روسیه و قطر برگزار شد؛ کشور‌هایی که البته انتخاب‌شان در دوره مدیریت بلاتر انجام شده بود، اما اینفانتینو نقش مهمی در انتقال میزبانی جام جهانی ۲۰۳۴ به عربستان ایفا کرد.

در همین حال، او همچنان اعتمادبه‌نفسی عجیب درباره توانایی خود برای تغییر ژئوپلتیک جهان دارد؛ موضوعی که در تلاش ناموفق او برای وادار کردن نمایندگان رژیم اشغالگر قدس و فلسطین به دست دادن در ونکوور کاملا آشکار شد. آیا این رفتار کسی را به یاد فرد دیگری نمی‌اندازد؟

الگوی "ترامپ‌گونه" دیگر جواب نمی‌دهد

ولی در مورد اینفانتینو، به نظر می‌رسد که دیگر بازی به پایان رسیده است. شاید او باید "هنر معامله" را با دقت بیشتری مطالعه می‌کرد، چرا که اکنون خود را در موقعیتی می‌بیند که تنها مانده و کرکس‌ها از هر سو در حال نزدیک شدن به وی هستند. اینکه او با چنین سرعتی طرح خصوصی‌سازی جام جهانی را پیش برد، بدون آنکه حمایت گسترده‌ای در جهان فوتبال ایجاد کرده باشد، نشان می‌دهد که میزان غرور و اعتمادبه‌نفس بیش از حد وی حتی از غرور و تکبر مربی و الگوی سیاسی‌اش نیز فراتر رفته است.

هفته گذشته سخنگویان رسانه‌ای فیفا گزارش روزنامه نیویورک پست را رد کردند؛ گزارشی که مدعی شده بود اینفانتینو در تلاشی ناامیدانه و در آخرین لحظات، به‌شدت در پی تماس با کاخ سفید بوده تا فردی را پیدا کند – هر کسی که باشد – که از طرح فروش و واگذاری جام جهانی حمایت کند.

اما اینکه این تماس‌ها واقعا انجام شده‌اند یا نه، چندان نکته اصلی ماجرا نیست. آنچه اهمیت دارد این است که اقدامات اخیر اینفانتینو نشان داده‌اند که او به یک مهره و پیرو ترامپ تبدیل شده است و همین اقدامات وی را از نقطه‌ای عبور داده‌اند که دیگر بازگشتی از آن وجود ندارد.

پایان یک دهه ریاست

در روز‌های آینده، احتمالا یک دهه حضور او در راس قدرت به پایان خواهد رسید. در آن زمان، شاید همه بتوانیم نفسی تازه کنیم و تلاش کنیم از این دوره عبور کنیم؛ دوره‌ای که گرفتار نوعی «سندروم جنون اینفانتینو» شده بودیم؛ وضعیتی که در آن رفتارها، تصمیم‌ها و جاه‌طلبی‌های رئیس فیفا به موضوعی دائمی برای بحث، انتقاد و نگرانی در جهان فوتبال تبدیل شده بود.

از عقب‌نشینی تحقیرآمیز تا مطالبه تغییر بزرگ‌تر

در حالی که چهره‌های مختلف فوتبال با اشتیاق خبر عقب‌نشینی تحقیرآمیز جانی اینفانتینو را منتشر می‌کردند، یک تصمیم و اراده تازه شکل گرفت. احساس غالب این بود که گام نخست با موفقیت برداشته شده است ولی حالا نوبت گام دوم بود: "او هنوز باید برود. "

پایه‌های قدرت اینفانتینو قطعا بخش زیادی از استحکام سابق خود را از دست داده است؛ شاید حتی حمایت ویژه دونالد ترامپ نیز دیگر پشتوانه او نباشد.

وقتی از رئیس‌جمهور آمریکا پرسیده شد که آیا درباره این طرح با او مشورت شده است یا نه، ترامپ این موضوع را رد کرد؛ و در واقع شخصیتی را که پیش‌تر به شکل غیرمعمولی مورد تحسین قرار داده بود نیز کنار گذاشت. پاسخ او تنها یک کلمه بود: "نه. " و همین پایان ماجرا بود. شاید این همان لحظه‌ای باشد که همه چیز تغییر می‌کند.

فیفا دیگر به رهبر خود اعتماد ندارد

اتحادیه فوتبال اروپا، یوفا پیش از این اعلام کرده است که "اعتماد خود را از دست داده است. " یکی از چهره‌های برجسته فوتبال در انتقادی شدید اظهار کرد: "رهبری او ضعیف بودن خود را آشکار کرده، شخصیتش زیر سوال است، منافعش کاملا شخصی است و او به‌هیچ‌وجه فرد مناسبی برای هدایت فیفا نیست. "

حتی با معیار‌های فوتبال و تمام اتفاقاتی که پیرامون اینفانتینو رخ داده، هفته گذشته کاملا استثنایی بود.

ابتدای هفته: او در موقعیتی به ظاهر شکست‌ناپذیر قرار داشت؛ در مسیر کسب یک دوره دیگر ریاست فیفا بود و حتی رسانه‌ها را به دلیل انتقاد از خود سرزنش می‌کرد.

پایان هفته: جهان او در حال فروپاشی بود و بخش بزرگی از جامعه فوتبال جهان به شکلی بی‌سابقه علیه وی موضع گرفتند.

هیچ سازمان معتبر دیگری نمی‌تواند چنین تحقیر عمومی گسترده‌ای را تجربه کند، اعتبارش زیر سوال برود و همچنان بدون تغییرات اساسی مدیریتی و بررسی عمیق فرهنگی به کار خود ادامه دهد.

گام سوم؛ مهم‌تر از برکناری یک نفر

به همین دلیل است که "گام سوم" باید اهمیت بیشتری از گام‌های اول و دوم داشته باشد: ایجاد یک نظام واقعی پاسخگویی و پذیرفتن این حقیقت که این بحران در نهایت فقط درباره یک فرد و یک هفته خاص نیست.

کوین لامور، مدیر اجرایی فیفا، یکی از معدود افرادی بود که اعتبارش پس از این ماجرا افزایش یافت. او در بیانیه‌ای که منتشر کرد و بسیاری آن را ضربه نهایی به اینفانتینو دانستند، به‌خوبی اصل موضوع را بیان کرد: "درباره این پروژه و آنچه پس از آن رخ خواهد داد، همه باید مسئولیت خود را بپذیرند. "

از این منظر، هفته گذشته نمونه‌ای کلاسیک از فروپاشی سیاسی بود؛ هفته‌ای که برخی از چهره‌های فوتبال آن را با سقوط مارگارت تاچر مقایسه کردند. سقوط ممکن است زمان ببرد، اما زمانی که آغاز شود، با سرعت رخ می‌دهد.

بحرانی که می‌تواند فرصت اصلاح باشد

به همین دلیل است که هرچقدر چنین هفته‌ای در ابتدا تصویری تاریک از نیرو‌هایی ارائه می‌دهد که فوتبال را هدایت می‌کنند، می‌تواند جنبه‌های مثبت این ورزش را نیز آشکار کند.

مدیران فوتبال – که اغلب به دلیل کندی و بی‌تحرکی مورد انتقاد قرار می‌گیرند – این بار "به‌شدت به حرکت درآمدند. " به همان اندازه، یک پیروزی اخلاقی مهم نیز حاصل شد: آینده و ماهیت جام جهانی دیگر قرار نیست در نشست‌هایی مانند کنفرانس آلن‌اند کو، گردهمایی خصوصی میلیاردر‌ها که طرح اولیه این پروژه سال گذشته در آن شکل گرفت، تعیین شود.

جسارت چنین افرادی، به‌خصوص تلاش آنها برای استفاده از محبوب‌ترین ورزش مردم جهان برای اهداف خود، واقعا حیرت‌آور است.

مشکل فقط یک نفر است؟

رئیس یوفا، الکساندر چفرین، که البته می‌توان به‌درستی از برخی جنبه‌های عملکرد او نیز همانند اینفانتینو انتقاد کرد، در این ماجرا فرصتی یافت تا یکی از نقاط قوت خود را نشان دهد.

او همانند ماجرای سوپرلیگ اروپا، موضعی قابل تحسین و تاثیرگذار اتخاذ کرد، اما همان‌طور که در ماجرای سوپرلیگ نیز مشاهده شد، بسیاری از مشکلاتی که زمینه‌ساز این بحران‌ها هستند همچنان پابرجا مانده‌اند.

هنگامی که یکی از چهره‌های فوتبال شروع کرد به فهرست کردن مشکلات و تصمیم‌هایی که مسئولیت آنها متوجه اینفانتینو است، ناگهان مکث کرد و با خنده گفت: "این فهرست آن‌قدر طولانی است که واقعا مضحک به نظر می‌رسد. "

فهرست بلند جنجال‌های دوران اینفانتینو

این مشکلات دامنه بسیار گسترده‌ای دارند؛ از شکست‌های آشکار مدیریتی گرفته تا سبک رفتاری و شیوه حضور او در عرصه عمومی.

از جمله آنها می‌توان به نشست خبری جنجالی جام جهانی قطر اشاره کرد؛ جایی که اینفانتینو سخنانی بحث‌برانگیز درباره مهاجران، اقلیت‌های جنسی و گروه‌های مختلف اجتماعی مطرح کرد.

همچنین مواردی مانند "حکمرانی از طریق اینستاگرام" و درخواست از منتقدان برای اینکه: "همه کمی آرام باشند. " بخشی از همین فهرست طولانی را تشکیل می‌دهد.

ولی این موارد تنها بخش کوچکی از انتقاد‌های مطرح‌شده هستند. انتقاد‌های جدی‌تر شامل تصمیم‌ها و تحولات مشخص‌تری نیز می‌شود:

*نقش اولیه اینفانتینو در ماجرای سوپرلیگ اروپا
*تلاش‌های پیشین برای ورود سرمایه‌گذاری خصوصی به ساختار فیفا
*علاقه عجیب او به پروژه‌های مرتبط با رمزارز‌ها
*روند بحث‌برانگیز برگزاری جام جهانی باشگاه‌ها
*خدشه وارد شدن به اصل عدالت ورزشی با حضور اینتر میامی در این رقابت‌ها
*کاهش محرومیت جام جهانی کریستیانو رونالدو
تغییرات مربوط به قوانین توقف بازی برای نوشیدن آب
ماجرای بخشیده شدن کارت قرمز فولارین بالوگان
*نزدیک شدن بیش از حد به برخی از چهره‌های سیاسی بحث‌برانگیز و رهبران حکومت‌های اقتدارگرا
-و شاید مهم‌تر از همه، روندی که به انتخاب عربستان به عنوان میزبان جام جهانی ۲۰۳۴ انجامید.

قدرتی که بدون نظارت رشد کرد

یکی از دلایلی که باعث شد اینفانتینو با اعتمادبه‌نفسی بالا به انتقاد‌های رسانه‌ای حمله کند، این بود که او در داخل ساختار فوتبال تقریباً به مقاومت جدی عادت نکرده بود.

یکی از منابع نزدیک به فوتبال گفت: "به اندازه کافی از سوی فدراسیون‌های ملی در برابر موارد غیرقابل‌قبول ایستادگی نشد؛ تا زمانی که دیگر تحمل آن غیرممکن شد. "

شورای فیفا نیز ظاهرا وظیفه نظارتی خود را به‌درستی انجام نداد؛ تا جایی که در بسیاری از موارد حتی از جزئیات تصمیم‌ها بی‌خبر نگه داشته شد. اینفانتینو اجازه یافت بدون کنترل و نظارت کافی، بسیار فراتر از حد معمول پیش برود. البته این بحران را نمی‌توان تنها به عملکرد افراد نسبت داد.

ساختار مدیریتی فیفا – و حتی یوفا – قدرتی بیش از اندازه در اختیار رئیس قرار می‌دهد؛ شرایطی که در آن امکان شکل‌گیری نوعی حکمرانی دستوری و فردمحور وجود دارد.

تمام سیستم توزیع درآمد‌ها نیز به گونه‌ای طراحی شده که در عمل می‌تواند به ابزاری برای جذب رای و حفظ قدرت تبدیل شود.

همه می‌دانند که مخالفت با رئیس فیفا چه پیامد‌هایی می‌تواند داشته باشد؛ همان‌طور که برخی از کشور‌های عضو یوفا حتی پیش از نشست اخیر این موضوع را احساس کرده بودند.

از دست دادن میزبانی رویداد‌های بزرگ و مهم، یکی از ابزار‌هایی است که می‌تواند سازمان‌های مخالف را تحت فشار قرار دهد.

"تحقیر و ارعاب"؛ پایان بازی قدرت اینفانتینو

لامور در سخنان خود به دو واژه مهم اشاره کرد: "تحقیر و ارعاب"

و شاید به همین دلیل است که در میان بسیاری از چهره‌های فوتبال، نوعی "هیجان و رضایت" از شکستِ "استفاده حساب‌شده و فرصت‌طلبانه اینفانتینو از همین سیستم قدرت" شکل گرفته است.

او تلاش کرد از ساختاری که سال‌ها برای تثبیت قدرت رؤسای فیفا طراحی شده بود، به سود خود استفاده کند، اما در نهایت همین سیستم علیه او عمل کرد.

دقیقا به همین دلیل است که اصلاحات ساختاری باید اکنون در اولویت قرار گیرد؛ اصلاحاتی که در سال ۲۰۱۶، زمانی که اینفانتینو جانشین سپ بلاتر شد، هرگز به شکل واقعی انجام نشد.

همچنین باید تفکیک صحیح قدرت‌ها ایجاد شود تا رئیس فیفا دیگر چنین قدرت گسترده و تعیین‌کننده‌ای در اختیار نداشته باشد.

فوتبال به کنترل و توازن واقعی نیاز دارد

آنچه فوتبال نیاز دارد، ایجاد سازکار‌های واقعی نظارت، کنترل و توازن قدرت است.

با این حال، هم‌اکنون نشانه‌هایی وجود دارد که فوتبال به‌سرعت در حال عبور از این بحران و ورود به مرحله بعدی است؛ مرحله‌ای که صرفا شامل معرفی نامزد‌های ریاستی تا مهلت نوامبر و آماده شدن برای انتخابات ماه مارس خواهد بود.

به بیان دیگر: کسب‌وکار طبق روال گذشته ادامه خواهد یافت؛ تنها نام‌ها تغییر می‌کنند ولی همان سیستم قدیمی باقی می‌ماند.

هشدار رئیس فدراسیون فوتبال نروژ

همان‌طور که لیسه کلاونس، رئیس قدرتمند و تاثیرگذار فدراسیون فوتبال نروژ، تاکید کرد: "این نباید صرفا به یک مبارزه قدرت دیگر در پشت در‌های بسته ختم شود. تمام تلاش‌های ما باید معطوف به بهبود نظام مدیریتی و حاکمیتی باشد. "

مسئله، خود سیستم است

این بحث الزاما درباره این نیست که چه کسی باید جایگزین اینفانتینو شود، بلکه پرسش اصلی این است: "چه نوع سیستمی باید جایگزین ساختار فعلی شود؟ "

برخی حتی پا را فراتر گذاشته‌اند و معتقدند دیگر نمی‌توان پذیرفت که یک انجمن سوئیسی – سازمانی که به گفته منتقدان «برای اداره یک باشگاه محلی بولینگ طراحی شده است» – مسئول اداره یک کسب‌وکار بین‌المللی چند میلیارد دلاری باشد.

از نگاه این افراد، فیفا باید به یک شرکت سهامی با ساختاری شفاف، در حوزه قضایی قابل نظارت و دارای هیات‌مدیره‌ای حرفه‌ای و مستقل تبدیل شود.

تمرکز فعلی؛ پایان دوران اینفانتینو

با این حال، در شرایط فعلی، بیشتر توجهات همچنان بر یک هدف متمرکز است: کنار رفتن جانی اینفانتینو.

مدیران فوتبال اکنون تاکید می‌کنند که این بحران نشان داده رئیس فیفا دو مورد از اساسنامه‌های خود این نهاد درباره وظایف ریاست را نقض کرده است؛ به‌ویژه مواردی که رئیس را موظف می‌کند: "برای تقویت تصویر مثبت فیفا تلاش کند" و "روابط خوب و سازنده میان طرف‌های مرتبط را حفظ کرده و توسعه دهد. "

در حال حاضر تلاشی آغاز شده است تا کشور‌هایی که پیش‌تر نامه‌های حمایت از نامزدی او را امضا کرده‌اند، آن حمایت‌ها را پس بگیرند؛ و تعداد این حمایت‌ها کم نیست.

 

*سید محمدطاهر شاهین

برچسب ها:
ارسال نظر
captcha