استقلال و قصه تکراری رفتن ستارهها!
کیهان ورزشی-
پرونده حضور رامین رضاییان در باشگاه استقلال بسته شد. بازیکنی که پس از سالها درخشش در تیم پرسپولیس راهی استقلال شده بود و در مدت زمان حضورش در این باشگاه نیز توانست چهرهای اثرگذار باشد، حالا باید این بخش از دوران بازیگری خود را به کالبد ذهنیاش بسپارد و مسیرش را به سمتی دیگر ببرد.
درباره حضور رامین رضاییان در استقلال و رفتاری که در زمان سرمربیگری ریکاردو ساپینتو با او شد، میتوان بسیار نوشت. بازیکنی با سطح فنی رامین، وقتی از سوی یک سرمربی ناکارآمد کنار گذاشته میشود و مدت زمانی بعد در جام جهانی به آن شکل میدرخشد، طبیعتاً کوهی از ابهام ایجاد میکند. حالا استقلالیها این فصل با اعلام اینکه رقم درخواستی رامین مورد تأییدشان نبوده، او را جداشده دانستند، اما به نظر میرسد این داستان ابعاد دیگری هم دارد که فعلاً کسی از آن اطلاع دقیقی ندارد.
وقتی یادمان میآید که در همین باشگاه، به لطف تصمیمات مدیریتی اشتباه، ناگهان برای افرادی، چون موسیمانه، سیدورف و ساپینتو چه هزینههایی شد و در نهایت چه میزان کارایی برای استقلال داشتند، شکمان بیشتر میشود که آیا واقعاً موضوع رامین رضاییان فقط بحث رقم قرارداد بوده است؟
البته در استقلال، نوع رفتار با چنین بازیکنانی ریشه تاریخی دارد. این باشگاه بارها نشان داده که در مواجهه با بازیکنان اثرگذار، به جای آنکه یک تصمیم روشن، فنی و قابل دفاع بگیرد، وارد فضایی از ابهام میشود؛ فضایی که در نهایت نه فقط بازیکن، بلکه خود باشگاه را هم در معرض پرسش قرار میدهد.
رامین رضاییان شاید امروز دیگر بازیکن استقلال نباشد ولی جدایی او را نمیتوان فقط با چند عدد و رقم در قرارداد توضیح داد. وقتی درباره بازیکنی صحبت میکنیم که در مقطعی از فصل توانست بخشی از بار فنی تیم را بر دوش بکشد، طبیعی است که هوادار بخواهد بداند چرا ادامه این همکاری ممکن نبود و چه چیزی پشت تصمیم نهایی قرار داشت. اگر واقعاً مسئله تنها رقم قرارداد بوده، شفافیت در اینباره میتواند بسیاری از ابهامات را برطرف کند.
اگر قرار است یک بازیکن جدا شود، باید دلیل فنی یا اقتصادی آن به شکلی منطقی قابل توضیح باشد؛ نه اینکه هر بار بعد از جدایی یک بازیکن، هوادار مجبور شود از میان حرفهای پراکنده مدیران و اخبار غیررسمی، خودش روایت نهایی را پیدا کند. پرونده رامین رضاییان شاید بسته شده باشد، اما پرسشهایی که درباره نحوه مدیریت این پرونده به وجود آمده، هنوز باز است.
فقط باز شدن درهای ورزشگاه کافی نیست
طی روزهای اخیر بحث حضور تماشاگران در لیگ برتر داغ شده است و رئیس فدراسیون فوتبال نیز اخیراً اعلام کرده که لیگ با حضور تماشاگران برگزار خواهد شد ولی این فقط یک حرف است؛ چرا که در گذشته نیز مدیران فوتبال به شکلهای متفاوتی با ادعاهای خود عمل کردهاند؛ بنابراین تا زمانی که با چشم نبینیم راه حضور تماشاگران در ورزشگاهها باز شده است، نمیتوانیم چیزی را باور کنیم.
اما در این میان یک نکته مهمتر وجود دارد و آن، نوع استقبال از مردم در ورزشگاههاست. پس از سالها که لیگ فوتبال ایران عنوان حرفهای را یدک میکشد، همچنان در بحث زیرساختی و بهویژه در ساماندهی سکوها مشکلات بزرگی دارد. تنها کسب مجوز حضور تماشاگران کافی نیست. باید دید مدیران فوتبال چگونه میخواهند از تماشاگرانی که سرمایه اصلی فوتبال هستند، پذیرایی کنند.
تماشاگر قرار نیست فقط بلیت بخرد، وارد ورزشگاه شود و روی یک صندلی بنشیند و بعد هم بدون توجه به شرایط موجود ورزشگاه را ترک کند. او بخشی از هویت فوتبال است و کیفیت حضورش، بخشی از کیفیت برگزاری مسابقه محسوب میشود. اگر قرار است فوتبال ایران دوباره به مردم تکیه کند، باید برای حضور آنها برنامه داشته باشد؛ از وضعیت ورودی ورزشگاه و گیتها گرفته تا صندلیها، سرویسهای بهداشتی، امنیت، نظم سکوها و حتی نحوه برخورد با هواداران.
بازگشت تماشاگران میتواند اتفاقی مهم برای فوتبال ایران باشد، اما نباید این اتفاق را صرفاً یک امتیاز برای برگزارکنندگان لیگ بدانیم. این بار باید شرایط به گونهای باشد که مردم احساس کنند فوتبال برای حضور آنها ارزش قائل است. اگر قرار است لیگ برتر دوباره با تماشاگر برگزار شود، شاید بهتر باشد مدیران فوتبال قبل از باز کردن درهای ورزشگاهها، یک بار هم از خودشان بپرسند که آیا ورزشگاههای ما واقعاً آماده پذیرایی از صاحبان اصلی این فوتبال هستند؟
سکوت مدیران فوتبال ایران درباره اینفانتینو؛ چرا؟
شرایط برای رئیس فیفا هر روز سختتر میشود. او در دوران حضور خود در بالاترین سطح مدیریت فوتبال دنیا، بیش از آنکه به پتانسیل خود فوتبال و افرادی از جنس فوتبال تکیه کند، خود را به لابیهای سیاسی و افراد سیاسی آویزان کرد. حالا، اما وقتی از همان اتاقهای تاریک درخواست کمک میکند، با بیمحلی روبهرو میشود.
همین اینفانتینو بود که بارها در جمع ملیپوشان فوتبال ایران حاضر شد و وعده ممانعت از دخالت مسائل سیاسی در امور فوتبالی را داد ولی در جام جهانی دیدیم که چگونه همان بازیهای سیاسی بر کلیت فنی و فوتبالی تیم ما سایه انداخت. حالا که اینفانتینو در مخمصه گرفتار شده، باید دید لابیهای سیاسی میتوانند به داد او برسند یا نه.
نگارنده خود در جریان جام کافا در کشور ازبکستان از نزدیک شاهد بود که این مرد چه وعدههایی را در رختکن تیم ملی به ملیپوشان ایرانی داد و در نهایت هیچکدام عملی نشد. با این حال، در این میان سکوت مدیران فوتبال ایران در قبال حاشیهها و رسواییهای اخیر پیرامون رئیس فیفا نیز ابهامآلود است.
مدیرانی که در جریان همان جام کافا، وقتی شنیدند رئیس فیفا در مسیر رختکن ایران قرار دارد، برای مشایعت او از یکدیگر سبقت میگرفتند و در نقش بادیگارد همراهش میشدند، حالا باید موضع رسمی خود را مشخص کنند. نمیشود یک روز برای نزدیک شدن به رئیس فیفا صف کشید و روز دیگر در برابر اتفاقاتی که پیرامون او رخ میدهد، سکوت کرد. اگر آن روز اینفانتینو برای فوتبال ایران یک مقام قابل احترام بود، امروز نیز باید مشخص شود نگاه مدیران فوتبال ما به اتفاقات پیرامون او چیست.
مسئله فقط شخص اینفانتینو نیست؛ مسئله، نوع رابطه فوتبال ایران با ساختار مدیریتی فوتبال جهان است. فوتبال ما نمیتواند همیشه در بزنگاهها صرفاً به دنبال نزدیک شدن به افراد قدرتمند باشد و بعد، زمانی که شرایط تغییر کرد، سکوت را بهترین راهکار بداند. اگر مدیران فوتبال ایران ادعای استقلال و صیانت از منافع فوتبال کشورمان را دارند، باید در چنین مقاطعی موضعی روشن و قابل دفاع داشته باشند.
این سکوت اگر ادامه پیدا کند، نهتنها ابهامها را بیشتر خواهد کرد، بلکه این تصور را نیز به وجود میآورد که برخی از مدیران فوتبال ایران هنوز بیش از آنکه به منافع خود فوتبال فکر کنند، نگران مناسبات و ارتباطات پشت پرده هستند. شاید زمان آن رسیده باشد که فوتبال ما به جای ایستادن پشت سر چهرهها، درباره عملکرد آنها قضاوت کند؛ حتی اگر آن چهره، رئیس قدرتمندترین نهاد فوتبالی جهان باشد.
جاسوسبازی در پرسپولیس و یک زنگ خطر جدی
رسانهها نوشتهاند در شرایطی که مدتهاست اخبار پشت پرده پرسپولیس در فضای مجازی بهصورت منظم منتشر میشود، برخی از خبرها حاکی از آن است که مهدی تارتار از این وضعیت کلافه شده و به دنبال پیدا کردن جاسوس یا جاسوسانی است که اخبار تیم را به بیرون درز میدهند.
اما ماجرا زمانی عجیبتر میشود که بدانیم سرمربی پرسپولیس در جریان تمرینات با تمامی اعضای تیم اتمام حجت کرده و گفته بود به دنبال پیدا کردن جاسوس تیمش است؛ با این حال حتی جزئیات صحبتهای تارتار درباره همین موضوع نیز به بیرون درز پیدا کرد، اتفاقی که بیش از هر چیز نشان میدهد مشکل شاید عمیقتر از چیزی باشد که تصور میشود. عجیبتر اینکه باشگاه پرسپولیس نیز در قبال این اتفاق واکنش مشخصی نشان نداد.
موضوعی که پیرامون باشگاه پرسپولیس مطرح شده، بیش از پیش میتواند خلأ بازیکنان باتجربه را برجسته کند. این باشگاه در مسیر پوستاندازی خود پس از حضور مهدی تارتار بر روی نیمکت، رأی به جدایی تعدادی از بازیکنان باتجربه داد. حالا که بحث «جاسوسبازی» مطرح شده، این نگرانی به وجود میآید که آیا کسی -بخوانید بزرگتری- در داخل تیم هست که بتواند چنین مسائلی را در همان نطفه خفه کند؟
تیم فوتبال فقط مجموعهای از بازیکنان و مربیان نیست؛ رختکن هر تیمی یک ساختار اجتماعی است که در آن تجربه، نفوذ و شخصیت بازیکنان باتجربه میتواند به کنترل بسیاری از حاشیهها کمک کند. بازیکنی که سالها در فوتبال بوده و فضای رختکن را میشناسد، میتواند گاهی بدون آنکه نیازی به دخالت مستقیم کادر فنی باشد، جلوی بسیاری از اتفاقات را بگیرد. شاید پرسپولیس در فرآیند پوستاندازی خود، بیش از آنکه به این بخش از ماجرا توجه کرده باشد، تنها به تغییر نفرات فکر کرده است.
اینکه حتی صحبتهای محرمانه سرمربی درباره پیدا کردن فرد یا افراد افشاکننده هم به بیرون راه پیدا میکند، یعنی مسئله فقط یک خبر یا یک حاشیه نیست؛ بلکه نشانهای از ضعف در کنترل فضای داخلی تیم است. پرسپولیس اگر میخواهد در مسیر پوستاندازی موفق باشد، باید بداند که ساختن یک تیم جدید فقط با جذب و کنار گذاشتن بازیکنان اتفاق نمیافتد. گاهی حضور چند چهره باتجربه برای حفظ نظم و آرامش رختکن، به اندازه یک خرید بزرگ اهمیت دارد.
*حمید ترابپور