ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
۳۱/مرداد/۱۴۰۵
|
۱۲:۳۲
|
کد خبر: ۹۴۸۱۹
۱۱:۲۶
۱۴۰۵/۰۵/۳۱

فوتبال تهران؛ قلبی که سال‌هاست از تپش افتاده است

فوتبال تهران؛ قلبی که سال‌هاست از تپش افتاده است

کیهان ورزشی-

 

فوتبال تهران که روزگاری قلب تپنده فوتبال ایران بود و با پرورش و صدور بازیکنان شایسته به سطح ملی می‌درخشید، بیش از سه دهه است که بی‌رمق به حیات خود ادامه می‌دهد و حالا بیش از آنکه محل پرورش استعداد‌ها باشد، به بستری برای سوداگران تبدیل شده است. بار‌ها این حرف کلیشه‌ای را مطرح کرده‌ایم که تا زمانی که فوتبال تهران احیا نشود، قطار فوتبال ایران برای رسیدن به موفقیت سرعت نخواهد گرفت. با این حال، ظاهراً کسی علاقه‌ای ندارد این کلیشه را از مرحله حرف فراتر ببرد و برای تغییر وضعیت موجود قدمی جدی بردارد.

در رأس هیأت فوتبال تهران فردی نشسته که خودش روزگاری به عنوان بازیکنی جوان از همین بستر رشد کرد و طعم فوتبال تهران را چشید. انتظار می‌رفت چنین فردی بیش از دیگران درد‌های این فوتبال را بشناسد و برای بازگرداندن اعتبار از دست‌رفته آن تلاش کند ولی به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر، بخش مهمی از انرژی مدیریت فوتبال تهران صرف حفظ شرایط موجود و ماندگاری بر صندلی مدیریت شده است؛ در حالی که فوتبال تهران بیش از هر چیز به مدیریتی نیاز دارد که حاضر باشد برای اصلاح ساختار‌های فرسوده و مبارزه با فساد حتی هزینه هم بدهد.

در همین روزها، فردی که سنخیتی با فوتبال شمال تهران ندارد، در رأس یکی از هیأت‌ها قرار گرفته و در مدت کوتاهی که این مسئولیت را بر عهده دارد، در زمینه صدور حکم و گرفتن عکس‌های یادگاری با دوستان و نزدیکانش ــ همان صاحبان احکام جدید ــ رکوردزنی کرده است. اتفاقاتی از این دست، این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا هدف از چنین انتصاب‌هایی واقعاً توسعه فوتبال و سامان دادن به وضعیت موجود است یا قرار است ساختاری برای تقسیم موقعیت‌ها و ایجاد حلقه‌های جدید مدیریتی شکل بگیرد؟

وقتی مدیریت‌های رفاقتی به جای تمرکز بر زمین فوتبال، آکادمی‌ها، مربیان و استعداد‌های جوان، بیش از اندازه درگیر صدور حکم و چیدمان افراد شود، طبیعی است که خروجی آن چیزی جز شرایط فعلی نخواهد بود. فوتبال تهران برای بازگشت به روز‌های خوبش به آدم‌هایی نیاز دارد که دغدغه اصلی‌شان کشف استعداد و ساختن آینده باشد، نه اینکه مهم‌ترین دستاوردشان به تعداد احکام صادرشده و عکس‌های یادگاری محدود شود.

تهران همچنان پر از استعداد است. کودکانی که در زمین‌های کوچک و مدارس فوتبال تمرین می‌کنند می‌توانند در آینده بخشی از بدنه فوتبال ایران باشند، اما میان این استعداد‌ها و رسیدن به فوتبال حرفه‌ای، ساختاری قرار گرفته که سال‌هاست نتوانسته وظیفه اصلی خود را به‌درستی انجام دهد. اگر این فاصله پر نشود، استعداد‌های فوتبال تهران یا خیلی زود فراموش می‌شوند یا برای ادامه مسیر مجبورند راهی شهر‌ها و استان‌های دیگر شوند.

فوتبال تهران بیش از هر چیز به بازسازی اعتماد نیاز دارد. باید مشخص شود که هیأت‌های فوتبال قرار است محل خدمت به فوتبال باشند یا محلی برای توزیع جایگاه‌ها؟! اگر قرار است فوتبال تهران دوباره به روز‌های پررونق خود بازگردد، باید از همین سؤال ساده شروع کرد: چه چیزی برای فوتبال مهم‌تر است؛ حکم و صندلی یا بازیکن و آینده فوتبال؟

تا زمانی که پاسخ این سؤال روشن نشود، بعید است بتوان انتظار داشت فوتبال تهران از این وضعیت بی‌رمق خارج شود. قلب تپنده فوتبال ایران هنوز استعداد دارد ولی برای تپیدن دوباره، بیش از هر چیز به مدیریتی نیازمند است که فوتبال را بر صندلی مدیریت ترجیح دهد.

استقلال و چالش حفظ شتاب جوانی

استقلال تهران در دو بازی ابتدایی فصل به ۶ امتیاز باارزش رسید. تیمی که پیش از آغاز مسابقات، با توجه به بسته بودن پنجره نقل‌وانتقالاتی و همچنین تغییر چهره خود، حکم «فال و تماشا» را داشت، حالا با تکیه بر نیروی جوانی و انگیزه بازیکنانش، دو رقیب را از پیش رو برداشته است. آنها در دیدار اول عطش بالایی برای گلزنی داشتند و در بازی دوم نیز در شرایطی که میهمان نساجی بودند، نمایش روان و رو به جلویی ارائه کردند. این دو بازی نشان داد که استقلال این فصل تا حدودی متفاوت است؛ تیمی که شاید مهم‌ترین تفاوتش با گذشته، انرژی و جسارتی باشد که بازیکنان جوان به ترکیب آن تزریق کرده‌اند.

با این حال، باید متذکر شد که استقلال برای ادامه این روند مثبت به چند فاکتور مهم نیازمند است؛ فاکتور‌هایی که اتفاقاً بخش مهمی از آنها به همین جوانی تیم مرتبط می‌شود. نکته اول، مسئله ذهنی و روحی-روانی است و به فروکش نکردن میل به پیروزی در این تیم ارتباط دارد. بازیکن جوان اگر در چنین شرایطی به‌درستی مدیریت نشود، ممکن است خیلی زود در باد دو پیروزی ابتدایی بخوابد و از آن شتاب و انگیزه اولیه فاصله بگیرد. حفظ تمرکز و انتقال این ذهنیت که هر مسابقه داستانی تازه دارد، یکی از مهم‌ترین وظایف کادر فنی خواهد بود.

نکته دوم که شاید حتی مهم‌تر باشد، به ایجاد تنوع در تاکتیک تیم ارتباط دارد. استقلال نباید اجازه دهد پس از چند هفته، دستش برای رقبا رو شود. تیمی که با انرژی و سرعت بازی می‌کند، اگر تنها به یک مدل برای رسیدن به دروازه حریف وابسته باشد، خیلی زود قابل پیش‌بینی خواهد شد. آبی‌ها باید بتوانند بسته به شرایط مسابقه، حریف و حتی نتیجه بازی، فرم و شیوه بازی خود را تغییر دهند. این انعطاف تاکتیکی می‌تواند به مرور زمان از یک تیم جوان و پرانرژی، تیمی پخته‌تر و سخت‌تر برای مهار شدن بسازد.

از سوی دیگر، ادامه این مسیر نیازمند آن است که بازیکنان باتجربه‌تر استقلال نیز نقش خود را به‌درستی ایفا کنند. تیم جوان فقط با دویدن و انگیزه نمی‌تواند یک فصل طولانی و پرفشار را پشت سر بگذارد و در مقاطع دشوار، تجربه بازیکنان بزرگ‌تر می‌تواند همان چیزی باشد که مسیر بازی را تغییر می‌دهد. استقلال اگر بتواند میان انگیزه جوانی و تجربه تعادل ایجاد کند، شانس بیشتری برای حفظ روندی خواهد داشت که در دو هفته نخست شکل گرفته است.

در نهایت، هنوز برای قضاوت قطعی درباره استقلال زود است، اما شروع فصل برای این تیم امیدوارکننده بوده است. دو پیروزی ابتدایی شاید بیش از آنکه یک وعده قطعی برای ادامه فصل باشند، یک نشانه مهم از ظرفیت‌های تیمی باشند که پیش از شروع مسابقات کمتر کسی انتظار چنین شروعی از آن داشت. حالا چالش اصلی استقلال این است که این شروع خوب را به یک روند پایدار تبدیل کند؛ روندی که در هفته‌های سخت‌تر، ارزش واقعی خود را نشان خواهد داد.

تیم ملی در محاق!

با آنکه حدود دو ماه از پایان رقابت‌های جام جهانی فوتبال گذشته است ولی هنوز تکلیف نیمکت تیم ملی فوتبال ایران به‌طور قطعی مشخص نشده است. این موضوع برای فوتبال ما تازگی ندارد، فوتبالی که در سطح ملی، در تمام سال‌های اخیر هرگاه در تورنمنتی حاضر شده، چه موفق بوده و چه ناکام، در پایان آن رقابت‌ها به محاق رفته است. این وضعیت نشان می‌دهد که آینده‌نگری و برنامه‌ریزی بلندمدت، ظاهراً جایگاه چندانی نزد مدیران فوتبال ایران ندارد.

در همین مسابقات جام جهانی شاهد بودیم که برخی از تیم‌ها به محض حذف از رقابت‌ها، تکلیف نیمکت خود را مشخص کردند. آنها می‌دانستند که قرار است با چه مربی و چه برنامه‌ای مسیر بعدی را آغاز کنند و فرصت را برای ساختن آینده از دست ندادند، اما در ایران آقایان ظاهراً نه فرصتی برای رسیدگی به این موضوعات دارند و نه علاقه‌ای برای شتاب بخشیدن به این پروسه! نتیجه هم چیزی جز ادامه همان بلاتکلیفی همیشگی نیست؛ بلاتکلیفی‌ای که هر بار با پایان یک تورنمنت آغاز می‌شود و تا مدت‌ها ادامه پیدا می‌کند.

در چنین فضای عجیبی، طبیعی است که بازار شایعات هم داغ شود. یک روز از تغییر سرمربی صحبت می‌شود و روز دیگر از تغییرات گسترده در جمع دستیاران وی. نام مربیان مختلف مطرح می‌شود، گزینه‌ها می‌آیند و می‌روند و در نهایت آنچه برای فوتبال ایران باقی می‌ماند، مجموعه‌ای از گمانه‌زنی‌هاست که هیچ‌کدام پاسخ روشنی به مهم‌ترین سؤال فوتبال ملی نمی‌دهند:  تیم ملی قرار است با چه تفکری و برای چه آینده‌ای آماده شود؟

مشکل اصلی البته فقط انتخاب یک سرمربی نیست. مسئله مهم‌تر، نبودن یک نقشه راه مشخص برای تیم ملی است. اگر قرار باشد دوباره همه چیز به روز‌های منتهی به یک تورنمنت موکول شود، تفاوت چندانی میان این دوره و دوره‌های قبلی وجود نخواهد داشت. تیم ملی برای ساختن یک نسل جدید، نیاز به زمان، برنامه و تصمیم‌های درست دارد؛ نه اینکه هر بار با نزدیک شدن به مسابقات مهم، مدیران فوتبال به تکاپو بیفتند.

از طرف دیگر، این بلاتکلیفی می‌تواند فرصت مهمی را از تیم ملی بگیرد. فاصله میان دو تورنمنت، فقط زمانی برای استراحت و برگزاری چند بازی دوستانه نیست؛ این همان دوره‌ای است که باید در آن تیم ساخته شود، بازیکنان جدید شناسایی شوند و ایده‌های فنی مربی به مرور در تیم جا بیفتد. هر روزی که بدون تصمیم مشخص سپری می‌شود، بخشی از این فرصت از دست می‌رود.

فوتبال ایران اگر واقعاً قصد دارد از چرخه تکراری «تورنمنت، بلاتکلیفی، شایعه و تصمیم دیرهنگام»  خارج شود، باید نگاه خود را تغییر دهد. تیم ملی نباید فقط در روز‌های مسابقه دیده شود. برنامه‌ریزی برای تیم ملی باید از روز بعد از پایان هر تورنمنت آغاز شود.

در نهایت، شاید مهم‌ترین مطالبه از مدیران فوتبال ایران نه معرفی یک نام خاص، بلکه پایان دادن به این بلاتکلیفی باشد. تیم ملی بیش از هر چیز به تصمیم روشن، برنامه مشخص و مدیریتی نیاز دارد که بداند قرار است این تیم را به کجا برساند. اگر قرار باشد باز هم همه چیز به روز‌های آخر موکول شود، نباید انتظار داشت که نتیجه متفاوتی از گذشته به دست بیاید.

 

*حمید ترابپور

ارسال نظر
captcha