ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
۰۷/شهريور/۱۴۰۵
|
۱۵:۳۷
|
کد خبر: ۹۴۸۹۱
۱۳:۰۶
۱۴۰۵/۰۶/۰۷

سکو، زمین، رسانه؛ سه ضلع بی‌اخلاقی در فوتبال!

سکو، زمین، رسانه؛ سه ضلع بی‌اخلاقی در فوتبال!

کیهان ورزشی- 

 

هفته سوم رقابت‌های لیگ برتر فوتبال ایران برگزار شد و در حاشیه یکی از مهم‌ترین بازی‌های این هفته بین استقلال تهران و سپاهان اصفهان، اتفاقی زشت نگاه‌ها را به خود متوجه کرد. در شرایطی که درگیری عارف حاجی‌عیدی و سامان فلاح در نیمه اول بازی، در پایان مسابقه با واکنش طرفداران استقلال روی سکو‌ها همراه شد، هافبک سپاهان در واکنش به شعارها، حرکت زشت‌تری انجام داد که بدون‌شک در شأن فوتبال و بازیکنی که در سطح اول آن بازی می‌کند نیست.

این اتفاق زشت را وقتی در کنار دیگر زشتی‌های این فوتبال قرار می‌دهیم، با خود می‌گوییم آیا این همان ورزشی است که قرار بود خوراک فرهنگی درستی به جامعه و نسل جوان بدهد؟ آیا غیر از این است که باید درِ برخی از کمیته‌های فرهنگی باشگاه‌ها را با آجر پوشاند و به آنهایی که وظیفه فرهنگی دارند و از انجام این کار عاجزند، به جای حقوق، حکم اخراج داد؟ نقش کمیته‌های انضباطی باشگاه‌ها چیست؟ آیا غیر از بار مالی برای باشگاه‌ها، عایدی دیگری هم دارند؟

البته در این فوتبال، آب از سرچشمه گل‌آلود است. وقتی بزرگ‌تر‌های همین فوتبال به جای بزرگتری، شنیع‌ترین رفتار‌ها را نشان می‌دهند، دیگر از بازیکن چه انتظاری می‌توان داشت؟ همین هفته قبل بود که یکی از بزرگان فوتبال، با سابقه فنی و ملی، در یک برنامه اینترنتی الفاظی را به کار برد که شنیدن آن روح هر مخاطبی را آزرده می‌کرد. کاری به آن رسانه‌ای نداریم که برای دیده شدن چشم بر هر چیزی می‌بندد و این الفاظ را منتشر می‌کند، اما وای به حال فوتبالی که بزرگ‌ترهایش بزرگتری نکنند و جوان‌ترهایش هم حرمت نگه ندارند.

مسئله فقط یک حرکت زشت یا چند شعار تند روی سکو‌ها نیست. مسئله، عادی شدن رفتاری است که هر روز بخشی از آن را در زمین، روی سکو، در فضای مجازی و حتی در برنامه‌های فوتبالی می‌بینیم، حتی در برنامه‌هایی که از رسانه ملی پخش می‌شود. وقتی بی‌احترامی به رقیب، توهین، جنجال و رفتار‌های خارج از عرف به امری معمول تبدیل شود، دیگر نمی‌توان از فوتبال انتظار داشت نقش سازنده‌ای در جامعه ایفا کند. فوتبال فقط نود دقیقه دویدن به دنبال توپ نیست؛ میلیون‌ها نفر، به‌خصوص نوجوانان و جوانان، رفتار فوتبالیست‌ها، مربیان و پیشکسوتان را می‌بینند و از آنها الگو می‌گیرند.

اگر قرار است فوتبال همچنان خودش را یک پدیده اجتماعی و فرهنگی بداند، باید برای این بخش از ماجرا هم مسئولیت بپذیرد. باشگاه‌ها، فدراسیون، کمیته‌های انضباطی، رسانه‌ها و البته خود بازیکنان، هر کدام سهمی در اصلاح این وضعیت دارند. نمی‌شود در روز‌های خوب از فرهنگ‌سازی و الگو بودن ورزشکاران گفت و وقتی اتفاقی ناخوشایند رخ می‌دهد، همه چیز را به هیجان مسابقه و فشار بازی نسبت داد. فوتبال اگر قرار است برای نسل جوان الگو باشد، قبل از هر چیز باید حرمت، اخلاق و مسئولیت‌پذیری را در وادی عمل نشان بدهد؛ وگرنه از آن همه حرف درباره فرهنگ و ورزش، چیزی جز شعار باقی نمی‌ماند. در این ماجرا نقش منفعلانه مسئولان فوتبال و فدراسیون نشینان را هم باید برجسته کرد؛ آنهایی که نه توان و جرات برخورد با زشتی‌ها را دارند و نه اراده‌ای برای آن.

از پیاده‌روی روی ابر‌ها تا هبوط؛ آزمون بزرگ تارتار

قبلاً اشاره کرده بودیم که مهدی تارتار در این فصل کار سختی دارد. سرمربیگری او در پرسپولیس حکم هندوانه دربسته را داشت، به‌خصوص وقتی دست به استحاله زد و بازیکنان جدیدی را به صورت اتوبوسی به این تیم آورد. البته آنها در دو دیدار ابتدایی لیگ خوش درخشیدند ولی در اولین آوردگاه مهم و در مواجهه با نخستین دیوار بلند پیش روی خود، طعم شکست را چشیدند.

آنها در هفته پنجم باید با رقیب سنتی خود دیدار کنند و آن مسابقه برای تارتار، یکی از مهم‌ترین دیدار‌های دوران مربیگری‌اش خواهد بود. او که حالا به دلیل تعویض‌هایی که در بازی با تراکتور انجام داد و شکل و شیوه بازی تیمش، آماج حملات منتقدان قرار گرفته، باید هرچه سریع‌تر تیمش را از این فضا خارج کند. او و جوانانش بهتر از هر زمان دیگری می‌دانند که در باشگاه بزرگی، چون پرسپولیس، فاصله بهشت تا جهنم کوتاه است.

آنها که بعد از دو برد خیره‌کننده در ابتدای لیگ، در تبریز طعم شکست را چشیدند، ناگهان از پیاده‌روی روی ابرها، هبوطی پرسر و صدا را تجربه کردند. این خاصیت کار در تیم‌های بزرگ است؛ یک روز همه چیز رویایی به نظر می‌رسد و روز دیگر، همان تیم و همان مربی، با سیلی از انتقاد‌ها مواجه می‌شوند. از حالا به بعد باید دید تارتار و همکارانش چگونه با این شرایط رو‌به‌رو می‌شوند. عیار سرمربیگری او در همین روز‌ها مشخص خواهد شد؛ آن هم تنها دو هفته مانده به دربی.

در چنین شرایطی، مهم‌تر از خود شکست، واکنش تارتار است. تیم‌های بزرگ با یک باخت از مسیر خارج نمی‌شوند، اما نوع مواجهه با شکست می‌تواند سرنوشت یک فصل را تغییر دهد. تارتار حالا باید نشان دهد که می‌تواند فشار را مدیریت کند، نقاط ضعف تیمش را ببیند و پیش از آنکه حاشیه‌ها بزرگ‌تر شوند، دوباره آرامش را به اردوگاه سرخ برگرداند. در پرسپولیس فرصت زیادی برای آزمون و خطا وجود ندارد و هر تصمیم مربی، خیلی زود در زمین و روی سکو‌ها قضاوت خواهد شد.

دربی هم درست از همین زاویه اهمیت پیدا می‌کند. شاید هنوز برای صحبت از آن مسابقه زود باشد ولی تارتار به خوبی می‌داند که دربی فقط یک بازی دیگر در جدول نیست؛ جایی است که می‌تواند تمام معادلات را تغییر دهد. اگر او بتواند تیمش را از این هبوط دوباره به مسیر پیروزی برگرداند، شکست تبریز می‌تواند تنها یک توقف کوتاه باشد، اما اگر بحران ادامه پیدا کند، آن‌وقت فشار‌ها پیش از رسیدن به دربی چند برابر خواهد شد.

حیف از سکو‌هایی که خالی ماند!

دیدار دو تیم تراکتور و پرسپولیس که می‌توانست یکی از پرتماشاگرترین دیدار‌های این فصل باشد، به دلیل رأیی که در گذشته از سوی کمیته انضباطی صادر شده بود، بدون تماشاگر برگزار شد. قبل از هر چیز باید تأکید کنیم که هدف‌مان رواج مماشات با بداخلاقی‌های روی سکو‌ها نیست و هرگز معتقد نیستیم که باید با تماشاگرانی که فضای مسابقه ورزشی را با دیگر مکان‌ها اشتباه می‌گیرند و بازار فحاشی را داغ می‌کنند، مسامحه کرد ولی این پرسش در ذهن‌مان مانده که در تمام این سال‌ها که فدراسیون فوتبال برای برخورد با بداخلاقی‌ها و ناهنجاری‌های روی سکو‌ها به ابزار بازی بدون تماشاگر روی آورده، آیا دردی دوا شده است؟

آیا در همین هفته سوم لیگ برتر در دیداری مهم شاهد فحاشی از روی سکو‌ها نبودیم؟ آیا درگیری بازیکنان و مربیان دو تیم، بی‌ارتباط با برخی از تحرکات روی سکو‌ها بود؟ اینکه برای برخورد با این ناهنجاری‌ها تنها تماشاگران را محروم کنیم، چیزی جز پاک کردن صورت مسئله نیست. نادیده گرفتن نقش معاونت‌های فرهنگی باشگاه‌ها و افرادی که طی این سال‌ها با عنوان پرطمطراق و اشتباهی " لیدر " شناخته شده‌اند، بخش دیگری از همین نادیده گرفتن ریشه‌هاست. عدم برخورد با بخش‌های رسانه‌ای باشگاه‌های پرحاشیه که نقش آتش‌بیار معرکه را بازی می‌کنند نیز نشان می‌دهد که مسئولان فوتبال عادت کرده‌اند سرنا را از سر گشادش بزنند.

حضور تماشاگر در بازی‌های بزرگی، چون تراکتور و پرسپولیس برای این فوتبال نعمت است؛ آن هم در روزگاری که به سبب مشکلات معیشتی، بسیاری از مردم دیگر دل و دماغی برای فوتبال دیدن و به ورزشگاه رفتن ندارند، اما باز هم سکو‌ها را پر می‌کنند. اینکه در اوج این مشکلات جامعه، آنها را از تماشای یک فوتبال مهم محروم می‌کنیم، خود هنری بزرگ است که تنها از عهده مدیران فوتبال ایران برمی‌آید! با این حال امیدواریم در آینده دود اتفاقات تلخ روی سکو‌ها که تنها بخشی از تماشاگران سبب‌ساز آن هستند، به چشم مردم فهیم و علاقه‌مندی نرود که عشق‌شان دیدن همین مسابقات مهم است.

واقعیت این است که محرومیت تماشاگر، ساده‌ترین تصمیم برای مدیرانی است که نمی‌خواهند یا نمی‌توانند با ریشه‌های یک معضل برخورد کنند. بستن در‌های ورزشگاه شاید در کوتاه‌مدت خیال مسئولان را راحت کند ولی مشکل را از بین نمی‌برد. اگر قرار است فوتبال ایران از این چرخه تکراری خارج شود، باید به جای تنبیه جمعی، به سراغ شناسایی و برخورد با عوامل اصلی رفت و همزمان برای فرهنگ‌سازی روی سکو‌ها برنامه داشت. نمی‌توان هر بار با یک حکم، هزاران هوادار را از حق تماشای بازی تیم محبوب‌شان محروم کرد و بعد هم انتظار داشت مشکل برای همیشه حل شود.

 

*حمید ترابپور

ارسال نظر
captcha