ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
۰۷/شهريور/۱۴۰۵
|
۱۶:۳۲
|
کد خبر: ۹۴۸۹۲
۱۴:۰۲
۱۴۰۵/۰۶/۰۷

تراکتور و هدایت "نکو"

تراکتور و هدایت "نکو"

کیهان ورزشی- 

 

جواد نکونام فرصت بسیار کمی داشت تا بتواند تراکتور را به میل و رضایت خود آماده و مهیای حضور در مسابقات فصل جدید لیگ برتر فوتبال ما کند. او در حالی جانشین محمد ربیعی شد که زمان کافی برای شناخت نفرات و اعمال تفکرات تاکتیکی خود نداشت. با این اوصاف با نگاهی به نتایج این تیم تا پایان هفته سوم باید اذعان کرد که تا اینجا جواد واقعا "نکو تراکتور را هدایت کرده است. نه فقط به دلیل کسب نه امتیاز از سه بازی بلکه به جهت دیکته کردن تفکرات فنی خود در این زمان کوتاه و تطبیق بازیکنان با نظرات و تفکرات وی که این مهم کاری دشوار به نظر می‌رسد و هر مربی نمی‌تواند در زمان کوتاه تفکرات فنی خود را در یک تیم به درستی و به کامل‌ترین شکل ممکن دیکته کند. مخصوصا که سبک فوتبال تراکتور برگرفته از تفکرات اسکوچیچ مربی اسبق این تیم کاملا مغایر با با سبک بازی و تفکرات تیم تحت هدایت نکونام است! و این موضوع کار تطبیق بازیکنان با روش متفاوت مربی تازه وارد را دشوارتر می‌کند. یک زمانی سبک بازی یک تیم مبتنی بر بازی با حوصله، دفاعی و اتکاء به ضد حمله است، یک زمانی سبک بازی یک تیم بر حفظ توپ، مالکیت و هجوم بی وقفه در منطقه یک چهارم دفاعی حریف استوار است. بین این دو سبک تفاوت معنی داری وجود دارد. همین که بازیکنان تراکتور توانسته‌اند تا اینجا به سرعت خود را با خواسته فنی سرمربی جدیدشان وفق دهند کار بزرگی انجام داده‌اند. یقینا بخش قابل توجهی از قابلیت بالای این "تطبیق" به مدیریت، هوش و استعداد جواد نکونام باز می‌گردد و شاید بخش دیگری از آن به اعتماد و باور بازیکنان تراکتور به سرمربی جدیدشان، که این عامل اهمیت قابل توجهی در ۱) میزان تطبیق پذیری ۲) سرعت و زمان انجام کامل آن دارد. نکونام در بازی مقابل سپاهان و پرسپولیس که دو مدعی تهدید قهرمانی تراکتور در فصل جدید این رقابت‌ها هستند به همین شکل پیروز شد و انصافا بازیکنان تراکتور به خوبی از عهده انجام وظایف محوله شان برآمدند. انجام یک بازی پر حوصله تا دقایق پایانی، انجام چند تعویض در پنج دقیقه پایانی بازی، به میدان آوردن یک مهاجم تمام کننده به نام اشترکالی و انتقال سریع بازی از خط دفاع و به حمله حربه‌ای بود که در هر دو بازی جواب داد! هر چند تراکتور با هدایت نکونام روی ضربات ایستگاهی برای گلزنی حساب ویژه‌ای باز کرده و با تجمع بازیکنان سرزن در چنین شرایطی در جستجوی گل و مترصد اشتباهات احتمالی خط دفاع حریف نیز هست. چرا که این تیم از ابزار مناسب این تاکتیک هم برخوردار است. یعنی بازیکنان با تجربه، گل زن و گلسازی همچون مهدی ترابی و امیر حسین حسین زاده که تحت فشار به خوبی از این خلاء و لحظه‌های بازی بهره می‌گیرند. به زمان گل‌های تراکتور در دو بازی با سپاهان و پرسپولیس دقت کنید. آیا می‌توان پذیرفت که زمان این گل‌ها کاملا اتفاقی و از روی حادثه بوده است؟

سهراب "نوش داروی" استقلال 

سهراب بختیاری زاده تا هفته سوم مسابقات لیگ برتر همراه با استقلال موفق به انجام کاری شد که حتی خوشبین‌ترین هوادار این باشگاه نیز فکر آن را نمی‌کرد. استقلال در فصلی که پنجره نقل و انتقالات خود را به دلیل بی انضباطی مالی بسته می‌دید با بهره گیری از بازیکنان جوانی، چون: سعید سحرخیزان ۲۳ سال، اسماعیل قلی زاده ۲۰ سال، سامان فلاح ۲۵ سال، امیر محمد رزاقی نیا ۲۰ سال، حسین گودرزی ۲۵ سال، محمد حسین اسلامی ۲۵ ساله ترکیب ایده آلی را از تلفیق بازیکنان جوان با بازیکنان باتجربه‌ای، چون: یاسر آسانی ۳۱ سال، صالح حردانی ۲۷ سال، رستم آشورماتوف ۳۰ سال و عارف آقاسی ۲۹ سال به دست آورده، اما بسیار ساده لوحانه به نظرخواهد رسید، اگر ما بخواهیم میانگین سنی مناسب استقلال را مهم‌ترین عامل موفقیت این تیم تا پایان هفته سوم قلمداد کنیم. میانگین سنی مناسب یکی از ابزار‌های موثر یک سرمربی است. اما این ابزار مناسب بدون داشتن بازیکنان پرانگیزه، بی ادعا، فداکار، جنگنده، حرف شنو، منضبط و در خدمت تیم کارایی و اثر گذاری لازم را نخواهد داشت. سهراب بختیاری زاده نه تنها با کاردانی و درایت تمام ویژگی‌های مورد نیاز را در بازیکنان جوان و با تجربه خود ایجاد کرده بلکه به شکل هوشمندانه‌ای نیز از تمام ظرفیت‌ها و توانایی‌های بازیکنانش در طول بازی بهره می‌گیرد. او در عین حالی که آغوش پر مهر پدرانه خود را به روی بازیکنان خسته و تازه از میدان آمده باز می‌کند و به استقبال بازیکنان زحمت کش و تازه تعویض شده خود می‌رود، در مقابل کوچکترین لغزش، اشتباه و رفتاری مغایر با روح جمعی و تیمی تیم برخورد می‌کند. نه آن اندازه کم که بازیکن متنبه نشود، نه آن اندازه زیاد که از حد بگذرد و تاثیر منفی بر عملکرد و روحیه بازیکن داشته باشد. در حقیقت یک مربی خوب آن است که هوش و حواس خود را معطوف به رفتار‌ها، تغییر حالات و چهره بازیکنانش کند و بازیکنانش را بشناسد. نه فقط توانایی آن‌ها را، بلکه شناخت روحیات و خلقیات آنان را نیز به همان اندازه مهم و در روند نتیجه گیری تیم دخیل و موثر بداند. وقتی مربی روحیات بازیکنانش را بشناسد می‌داند که کی، چطور و چقدر تنبیه برای او لازم است. تنبیه نه به جهت نشان دادن اقتدار و زهر چشم گرفتن، آن گونه که بعضی از مربیان تصور می‌کنند و به اشتباه مرتکب آن می‌شوند. بلکه تنبیه به منظور اثبات و نمایش اقتدار و اتحاد جمعی. تنبیه بازیکن باید موجب افزایش انگیزه، جبران اشتباه، حاشیه زدایی و القا کردن این مساله به بازیکنان و سایر اعضای باشگاه باشد که هیچ مصلحتی بالاتر از منافع تیم و هیچ بازیکنی بزرگتر از سرمربی تیم نیست. این کار مهم را بختیاری زاده در استقلال به خوبی انجام داده است. اگر تا پایان هفته سوم استقلال با نه امتیاز، هفت گل زده و بدون گل خورده در صدر جدول است به این دلیل نیست که تیم فعلی استقلال در مقایسه با تیم‌های سال‌های گذشته از حیث مهره قوی‌تر و برتر است، بلکه به این دلیل است که استقلال فعلی تیم‌تر، بی حاشیه‌تر و منسجم‌تر از سال‌های قبل نشان داده است. در حقیقت سهراب بختیاری زاده که خود یکی از چکیده‌های استقلال به شمار می‌رود هم درد استقلال را می‌شناسد و هم درمان آن را می‌داند. با تمام این اوصاف باید این واقعیت را هم یادآور شد که هنوز برای تکمیل پروژه موفقیت استقلال تا پایان فصل راه درازی باقی است و موفقیت این تیم در پایان رقابت‌های این فصل فوتبال ما وابسته به عواملی همچون: حفظ و نگهداری ریتم بازی، آمادگی ذهنی و جسمی بازیکنان، تقویت تیم پس از رفع محرومیت از نقل و انتقالات، هماهنگی و حمایت مدیران از کادر فنی و اعمال مدیریتی قوی در باشگاه، در تمام طول فصل است. به جز اینها که نوشتیم باید به یک متغیر دیگر نیز اشاره کنیم. این" متغیر" آنالیز سایر تیم‌ها از نقاط قوت و ضعف استقلال و تقویت این تیم هاست. مسلما در هفته‌های بعد کار "سهراب" در مقابل سایر تیم‌ها که برای متوقف کردن و به زیر کشیدن استقلال از صدر جدول به میدان خواهند آمد، دشوارتر می‌شود. در این میان تیم‌های مدعی از این پس بیشتر به تکاپو خواهند افتاد در تقویت تیم‌های خود بیشتر خواهند کوشید و تلاش خواهند کرد که در این رقابت ماراتن گونه از کورس قهرمانی عقب نیفتند.

تارتار بی توجه به اشتباهاتش

مهدی تارتار پس از قبول شکست مقابل تراکتور با زبان بی زبانی بازیکنان جوان خود را مسئول و عامل اصلی ناکامی پرسپولیس خواند. وقتی یک مربی می‌گوید:"بازی گرفتن از بازیکنان جوان تاوان دارد. " مرتکب چند اشتباه می‌شود ۱) اعتماد به نفس بازیکنان جوانش را می‌گیرد و آنها را تحت فشار قرار می‌دهد. ۲) موجب بروز اختلاف بین بازیکنان با تجربه و جوان در تیمش می‌شود. ۳) به بازیکنان با تجربه می‌آموزد که مشکلات و ضعف‌ها را به گردن نگیرند و زیر بار مسئولیت در مسابقات حساس نروند. ۴) کادر فنی با پاک کردن صورت مساله و عدم آگاهی نسبت به اشتباهات در آرایش، کوچینگ و برنامه‌های تاکتیکی که عامل اصلی ناکامی یک تیم می‌تواند باشد زمینه را برای شکست‌ها و ناکامی‌های بعدی مساعد کند. تارتار اشتباه خویش را در این بازی ندید یا نخواست ببیند. اشتباه در آرایش تیم، اشتباه در تعویض‌ها و از همه مهم‌تر آنالیز نادرست دو بازی گذشته تراکتور به خصوص در بازی با سپاهان! اگر کادر فنی پرسپولیس به جای تماشای بازی تراکتور و سپاهان مسائل فنی و تاکتیک تیمی و سبک هدایت سرمربی تراکتور را در این بازی به درستی می‌دید، شکست نمی‌خورد. بازی گرفتن دانیال ایری بعد از آن همه تبلیغ و فشار در یک بازی حساس و فینال گونه در زمین حریف و در حالی که مدافع جوان این تیم کمترین فرصت را برای تطبیق خود با تیم جدید، تمرینات و هماهنگی و آمادگی در آن را داشت اشتباه محض کادر فنی پرسپولیس بود نه یک بازیکن جوان. قربانی کردن یک بازیکن جوان بعد از بازی دادن به آنها هنر مربیگری نیست. هنر یک مربی در آن است که بازیکنان جوان را به درستی و با در نظر قرار دادن جمیع جهات به بازی گیرد و با همه این اوصاف اگر اشتباهی مرتکب شد آن را به چشم نیاورد. حمایت از بازیکن جوان صرفا به معنای به بازی گرفتن او نیست. حمایت از بازیکنان جوان به این معنی است که چنین بازیکنی با تمرکز، آمادگی ذهنی و روحی، هماهنگی کامل با سایرین و کسب اعتماد به نفس لازم در ترکیب تیم قرار گیرد. دانیال ایری اگر در سایر بازی‌ها که فشار ناشی از بازی کمتر بود به میدان می‌آمد، چون زمان بیشتری برای جا افتادن و هماهنگی با سایر نفرات و نحوه بازی بازیکنان هم تیمی اش پیدا می‌کرد یقینا با تمرکز و اعتماد به نفس بیشتر توپ می‌زد؛ بنابراین میزان درصد اشتباهاتش بیشتر از سایر بازیکنان با تجربه پرسپولیس نمی‌شد. از آن گذشته چه دلیلی داشت در چنین بازی حساس و سنگینی مهاجم با تجربه آماده‌ای همچون علیپور از زمین بیرون برود و به جای یک مهاجم با تجربه همچون سرگیف جوان تازه واردی، چون شهرآبادی به میدان بیاید؟ دلیل بیرون کشیدن محمد مهدی محبی وینگری که در کمک به خط دفاع موثر و در کار‌های هجومی بهتر از عیدی بود چه بود؟ یقینا نکات بیشتری در رابطه با مسائل فنی این دیدار قابل ذکر است که بیش از دفع توپ اشتباه ایری باید به چشم بیاید.  

 

*مازیار مهرانی

ارسال نظر
captcha