ای کاش قلعهنویی خودش پاسخ میداد
کیهان ورزشی-
انتخاب هر لیستی برای تیم ملی موافقان و مخالفانی خواهد داشت و در ادوار مختلف، طرح چنین بحثهایی کاملاً طبیعی بوده است. با این حال، گاهی برای آنکه ذهن مخاطبان فوتبال روشن شود، نیاز به شفافسازی وجود دارد؛ اینکه مشخص شود حضور یا عدم حضور برخی از بازیکنان، تنها بر مبنای مسائل فنی بوده یا عوامل و ملاحظات دیگری نیز در این انتخابها دخالت داشته است.
لیست اخیر تیم ملی برای دو بازی دوستانه نیز از این قاعده مستثنی نیست. وقتی میبینیم برخی از بازیکنان همچنان در فهرست تیم ملی حضور دارند و برخی دیگر کنار گذاشته شدهاند، طبیعی است که دوباره همان پرسشها مطرح شود، پرسشهایی که شاید اگر درباره آنها توضیح روشنی داده شود، بسیاری از ابهامات نیز از بین برود.
در چنین شرایطی، پاسخگویی کادر فنی اهمیت بیشتری پیدا میکند. اینکه امیر قلعهنویی شخصاً به این سوالات پاسخ ندهد و یکی از دستیارانش را مقابل دوربینها قرار دهد - آن هم دستیاری که همچنان درباره میزان نقش و اختیار او در تصمیمات فنی تیم ملی در این سالها ابهاماتی وجود داشته - به تنهایی نمیتواند کادر فنی را از ضرورت پاسخگویی و شفافسازی دور کند.
موضوع فقط یک لیست یا نام چند بازیکن نیست. تیم ملی متعلق به همه فوتبال ایران است و طبیعی است که افکار عمومی درباره تصمیمات مهم آن توضیح بخواهد. وقتی بازیکنی دعوت میشود یا بازیکنی دیگر از فهرست کنار گذاشته میشود، هوادار حق دارد بداند این تصمیم بر اساس چه معیارهایی گرفته شده است؛ بهخصوص وقتی درباره بازیکنانی صحبت میکنیم که پیش از این در اردوهای تیم ملی حضور داشتهاند و حالا شرایط متفاوتی پیدا کردهاند.
شفاف بودن معیارهای انتخاب، لزوماً به معنای آن نیست که همه باید با تصمیم سرمربی موافق باشند. در فوتبال حرفهای، سرمربی اختیار انتخاب دارد و طبیعتاً ممکن است تصمیم او با نظر کارشناسان، رسانهها یا هواداران متفاوت باشد، اما تفاوت دیدگاه زمانی قابل مدیریت است که معیار تصمیمگیری روشن باشد و پاسخها مستقیماً از سوی مسئول اصلی این تصمیمات ارائه شود.ایکاش امیر قلعهنویی خودش مقابل پرسشها قرار میگرفت و درباره این انتخابها توضیح میداد. شاید بسیاری از سوالات با چند پاسخ روشن و مستقیم، اساساً به محل بحث تبدیل نمیشد. در نهایت، آنچه میتواند از حاشیههای پیرامون هر لیست کم کند، نه صرفاً دفاع از انتخابها، بلکه توضیح روشن درباره چرایی آنهاست.
سربازی بیرانوند؛ چرا یک موضوع ساده اینقدر پیچیده شد؟
اینکه موضوعی ساده مثل سرباز شدن یک بازیکن فوتبال به بحثی داغ در فوتبال ایران تبدیل شود و هر روز خبری تازه درباره آن به گوش برسد، از عجایب فوتبال ماست. منظورمان علیرضا بیرانوند است؛ بازیکنی که این روزها ماجرای سربازیاش به یکی از سوژههای پرحاشیه فوتبال ایران تبدیل شده و مشخص نیست این همه قیلوقال بر سر سرباز شدن یا نشدن او دقیقاً چه دلیلی دارد.
بر اساس آخرین توضیحاتی که وکیل علیرضا بیرانوند ارائه کرده، طبق اعلام قبلی سازمان نظام وظیفه، این بازیکن از اول مهرماه مشمول خدمت سربازی میشد. به همین دلیل او در تاریخ ۱۷ شهریورماه به پلیس +۱۰ مراجعه کرده تا دفترچه اعزام به خدمت خود را ارسال کند.
وکیل بیرانوند درباره ادامه این روند گفته است: طبق روالی که برای همه مشمولان طی میشود، بیرانوند پس از ارسال دفترچه، برای تزریق واکسن و انجام معاینات اولیه اقدام کرده و سپس نزد پزشک معتمد رفته است. به گفته او، پزشک پس از مشاهده خالکوبیهای بدن این بازیکن، پرونده او را به کمیسیون پزشکی ارجاع داده است؛ موضوعی که به گفته وکیل بیرانوند، اتفاقی خارج از عرف نیست و برای سایر مشمولان نیز میتواند رخ دهد.
او همچنین تاکید کرده که بیرانوند واکسن خود را زده و مراحل مربوط به اعزام را انجام داده و با نظر پزشک معتمد، برای بررسی بیشتر به کمیسیون معرفی شده است.
اگر روایت وکیل بیرانوند را مبنا قرار دهیم، بخش قابل توجهی از این ماجرا در حال طی شدن در چارچوب یک روند اداری و پزشکی معمول است. پس سوال اینجاست که چرا یک فرایند اداری مربوط به سربازی یک فوتبالیست، اینچنین به سوژهای روزانه برای فوتبال ایران تبدیل شده است؟
طبیعی است که به دلیل شهرت بیرانوند و شرایط خاص فوتبال حرفهای، وضعیت خدمت سربازی او برای هواداران و رسانهها اهمیت داشته باشد ولی این موضوع نباید باعث شود هر مرحله از یک روند اداری، به یک اتفاق ویژه و جنجالی تبدیل شود. اگر قرار است درباره وضعیت سربازی این بازیکن ابهامی وجود داشته باشد، بهتر است همان ابهام به شکل روشن مطرح و از سوی نهاد مسئول پاسخ داده شود.
در غیر این صورت، هر روز یک خبر تازه، یک روایت جدید و یک گمانهزنی دیگر، تنها باعث بیشتر شدن حاشیهها میشود؛ در حالی که اصل ماجرا شاید چیزی جز طی شدن یک روند قانونی و مشخص نباشد.
حالا باید منتظر ماند و دید که نتیجه کمیسیون پزشکی چه خواهد بود و پس از آن، وضعیت خدمت علیرضا بیرانوند دقیقاً چگونه مشخص میشود. شاید در آن زمان، بخش زیادی از این هیاهو نیز پایان یابد.
تاج درست میگوید اما...
اخیراً صحبتها و شایعاتی درباره ارسال نامه به وزارت ورزش پیرامون عملکرد فدراسیون فوتبال و همچنین مسائلی مربوط به پاداش جام جهانی ۲۰۲۲ مطرح شده است. در چنین شرایطی، مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، بدون اشاره مستقیم به این موضوعات و در واکنش به شایعه کارشکنی برخی از کشورها به سرکردگی عربستان برای جلوگیری از حضور تیم ملی ایران در جام ملتهای آسیا، از فشارهای غیرمستقیم علیه فوتبال کشورمان سخن گفته است.
تاج در اینباره عنوان کرد: اینها فشارهای غیرمستقیم است. آنها برخی از اتفاقات داخل کشور را پررنگ کردند و فیفا نیز سوالاتی در این زمینه کرده است. باید جوابهای منطقی تهیه کنیم که حتماً این کار را خواهیم کرد. به هر جهت باید در داخل کشور حواسمان باشد و با فوتبال به گونهای برخورد کنیم که طبق قوانین و تعهد به فیفا باشد. باید طوری رعایت کنیم که آتو ندهیم. "
رئیس فدراسیون فوتبال همچنین با اشاره به آنچه شیطنت برخی از کشورها خواند، تاکید کرد که ایران در برابر این فشارها ایستادگی خواهد کرد و در ادامه به مسائل سیاسی و حمله آمریکا به کشورمان نیز اشاره داشت.
تاج در بخش دیگری از صحبتهای خود گفت: «هیچ توفیقی برای این شیطنتهای داخلی و بیرونی حاصل نخواهد شد. کاری نکردهایم که برخلاف ضوابط باشد. سوالاتی درباره اساسنامه و استقلال فدراسیون میکنند که مشکلی وجود ندارد و در حال پاسخگویی هستیم. باید حواسمان باشد تا اتفاقی برای کشور رقم نخورد. دستگاههای دیگر نیز مراقب باشند تا فوتبال را توأم با قوانین بینالمللی و داخلی هدایت کنیم. "
در اصل صحبتهای تاج درباره وجود فشارها و تلاشهایی برای ضربه زدن به فوتبال ایران، جای تردیدی وجود ندارد. فوتبال ایران در سالهای مختلف با چنین مسائلی مواجه بوده و طبیعی است که مسئولان فدراسیون نیز نسبت به هر اقدامی که بتواند برای فوتبال ما هزینه ایجاد کند، حساس باشند ولی این موضوع نمیتواند و نباید باعث شود ابهامات و پرسشهای داخلی به حاشیه برود.
اگر درباره عملکرد فدراسیون فوتبال، نحوه مدیریت برخی از مسائل، موضوع پاداش جام جهانی یا حتی وضعیت اساسنامه و استقلال فدراسیون سوالاتی مطرح شده است، مدیران فوتبال باید درباره آنها پاسخ روشن بدهند. پاسخگویی نه تنها منافاتی با مقابله با فشارهای بیرونی ندارد، بلکه اتفاقاً میتواند یکی از راههای کاهش زمینههای سوءاستفاده باشد.
واقعیت این است که هرچه ابهام بیشتر باشد، فضای بیشتری برای شایعه، گمانهزنی و روایتهای مختلف ایجاد میشود. وقتی یک موضوع برای مدتی طولانی بدون توضیح شفاف باقی میماند، طبیعی است که افراد مختلف روایت خودشان را ارائه کنند و در نهایت، تشخیص واقعیت برای افکار عمومی دشوارتر شود.
اتفاقاً یکی از دلایلی که گاهی فرصتطلبان و بدخواهان میتوانند از شرایط موجود سوءاستفاده کنند، همین ابهامات و البته عملکردهایی است که از سوی برخی از مدیران فوتبال محل پرسش قرار گرفته است. نمیتوان از یک سو از مسئولان و رسانهها خواست مراقب باشند تا بهانهای برای فشارهای بیرونی ایجاد نشود و از سوی دیگر، نسبت به پرسشهای افکار عمومی درباره عملکرد مدیران فوتبال پاسخ روشنی ارائه نکرد.
*حمید ترابپور