مدیران واقعی و سایه نشین فوتبال!
کیهان ورزشی-
ناکامی تیم امید ایران در بازیهای آسیایی ناگویا (ژاپن)، بیش از هرچیز از تداوم سقوط و پسروی فوتبال کشورمان حکایت میکند. این واقعیتی غیر قابل انکار است که علی رغم تلاش چسبیدهها و انگلهای بیگانهای که از قبل فوتبال، حسابی خود را بسته و به آلاف و الوف و نام و نان رسیدهاند، هر چند وقت یک بار به شکلی خود را به رخ میکشد و با صدای بلند اعلام خطر میکند.
تاکنون رسم چنین بوده - و حتما این بار هم چنین خواهد بود - که پس از چهره بستن ناکامیهایی که معمولا با شکستی مفتضحانه رقم میخورد، صدای اعتراض و آه و ناله اهالی فوتبال بلند شده و برای چند روز بازار انتقاد و حتی درگیری و یقه گیری و همدیگر را مقصر و متهم جلوه دادن و... در رسانهها و اینجا و آنجا گرم میشود، مسئولان و مدیران با چهرههای برافروخته و متاسف به میدان میآیند و تازگیها " مد" شده که " عذرخواهی" کنند! و از این بابت هم منتی بر سر عالم و آدم بگذارند و به نوعی خود را فداکار و قهرمان مظلوم قصه نشان دهند! و برای اینکه پس نیفتند، دست پیش را میگیرند و خود را سخت خشمگین جلوه میدهند و اعلام میکنند" اینک وقت اقدامی شجاعانه رسیده" و بعد از گذشت اندک زمانی همه چیز از یاد میرود و "اقدامات شجاعانه" به بعد موکول میشود و باز روز از نو، روزی از نو! این واقعیت در خیلی از جاهای ورزش قابل رویت و اثبات است، اما در فوتبال اظهر من الشمس است.
آنهایی که به" راستی" فوتبال را اداره میکنند و "مدیران واقعی" آن هستند و خط و ربطها را ترسیم و پستها و مناصب را تعیین میکنند و... آری اینها - و نه کسانی که اهالی فوتبال آنان را به طور رسمی و دکوری و ظاهری، مدیر میدانند - اجازه نمیدهند این فوتبال سامان بگیرد و زخم هایش بهبود یابد و مسیر خود را به سوی پیشرفت و قوی شدن تغییر دهد.
صاحبان واقعی فوتبال، یعنی غریبههای منفعت جو و انگل صفت، در سایه وادادگی مدیریتی و فقدان نظارت، سخت بر گرده آن سوار شده و جز سود شخصی بیشتر هیچ چیز نمیخواهند. مردم از فوتبال پیروزی و نشاط و سلامتی و افتخار و اخلاق ورزشی میخواهند، یعنی همان چیزهایی که کارکرد اصلی ورزش و از جمله فوتبال است و هر جا که وضع ورزش درست و حسابیتر باشد، بیشتر مجال ظهور پیدا میکنند ولی این جریانات مفسد وعناصر انگلی که تاکید میکنیم فوتبال را در سایه و به شکل مافیایی اداره میکنند، آن را برای هیچ هدف و کارکردی، به جز استفاده از مواهب و پر کردن آخور و شکم سیری ناپذیر خود نمیخواهند.
تکرار میکنیم این مدیریت پنهان اراده کرده که مانع از سلامت فوتبال شود. این حرامخواران رخنه کرده در ورزش - وعلی الخصوص فوتبال - آنقدر توانایی دارند که جلوی هر حرکت اصلاحی و برخورد قانونی و قضایی با دلالی فاسد و عناصر زدوبندچی را بگیرند و پروندههای فساد را یکی پس از دیگری خنثی و روانه بایگانی کنند تا خاک بخورد!
پرونده ویلموتس چه شد؟ پرونده موسوم به " فساد در فوتبال" که از سوی مجلس شورای اسلامی تشکیل شد و داشت به نتایج خوبی هم میرسید، چه سرنوشتی پیدا کرد؟ پرونده تیم رفسنجانی که حتی در آن عدهای محاکمه و محکوم شدند و جرایم و میزان تنبیهات و مجازاتهای قضایی آنها اعلام شد به کجا رسید؟
ذهن اهالی ورزش از این نمونهها پر است. بارها نظیر سوال ما از سوی اهالی وعلاقهمندان ورزش مطرح شده، اما چرا هیچ مثلا مدیر و مسئولی که یکسره دم از" مردم عزیز"! میزند، نمیآید به طور شفاف و صریح بگوید که به چه دلیل جرات ندارند فوتبال را از دست مفسدان و انگلها نجات داده و به بساط مدیریت پنهان و ضد ورزش پایان دهند؟
علت اصلی وعلت العلل ناکامی تیم امید و شکستهای فوتبال را باید در " مدیریت پنهان" جستوجو کرد، کسانی که در سایه نشسته و از مواهب فوتبال حسابی بهره میبرند و بی خیال همه چیز – و حتی شرایط خاص کنونی مملکت - فوتبال ایران واحساسات پاک و مطالبات به حق دوستداران پرشمارش را با حرکات مخرب و اقدامات موذیانه به سخره گرفته وهمه را معطل و مضحکه منفعت جویی و دلالی خود کردهاند و...
به سهم خود بارها نوشتهایم – و این بار نیز به بهانه ناکامی تاسفبار تیم امید و آنچه که درباره تیم ملی فوتبال و حواشی آن میشنویم تکرار و تاکید میکنیم - که این فوتبال مسموم و دلال زده است. مدیریت واقعی و صاحب اراده فوتبال غیر از مدیریت رسمی و ظاهری است و برای نجات و سلامت آن باید این بساط جمع شود، در غیر این صورت حرف زدن از هر موضوع دیگری بحثی انحرافی و مصداق" خانه از پای بست ویران است، خواجه در بند نقش رخ ایوان است" میشود و هدفی جز خودفریبی و دیگرفریبی ندارد.
این فوتبال مسموم و بیمار است. در واقع فوتبال را مسموم و بیمار کردهاند. باید شجاعانه و جهادی شر این جماعت نابکار و افراد سودپرست و دلالانی را که در خفا فوتبال را اداره میکنند کم کرد. ثابت شده که مدیریت رسمی و قانونی و ظاهری فوتبال - و بلکه ورزش - حوصله و جرات این کار را ندارد، سهل است، خیلی وقتها جاده صاف کن و همراه جماعت مزبور است. پس چارهای نمیماند، به جز آنکه مراکز و نهادهایی فراتر از ورزش برای حل و فصل این ماجرا ورود کنند. این انتظار طبیعی همه اهالی خاکخورده و علاقهمندان صمیمی ورزش است...
*سید محمدسعید مدنی