توپ و تشر/ از طلسمشکنی در ومبلی تا تاریخسازی ریحانه
کیهان ورزشی-
حذف تیم ملی امید ایران از رقابتهای ناگویا، بیش از آنکه یک شکست مقطعی باشد، زنگ هشداری جدی برای فوتبال کشور است. این تیم در آغاز مسابقات نشان داد که از توانایی و استعداد لازم برخوردار است، اما در نهایت نتیجهای رقم خورد که در شأن فوتبال ایران نیست. نباید همه تقصیرها را متوجه بازیکنان یا کادر فنی کرد؛ مسئله تیم امید، ریشهایتر از یک مسابقه و یک دوره کوتاه آمادهسازی است. فوتبال پایه سالهاست به توجه، برنامهریزی و سرمایهگذاری جدی نیاز دارد؛ نه فقط زمانی که یک مسابقه مهم از راه میرسد. به جای وعدههای تکراری، باید عملگرا بود و برای زمینهای تمرین، امکانات پزشکی و بدنسازی، آموزش مربیان و استعدادیابی اصولی هزینه کرد. تیم امید باید محصول یک چرخه مستمر و حرفهای در فوتبال پایه باشد، نه تیمی که چند ماه مانده به مسابقات شکل بگیرد و انتظار نتیجهگیری از آن داشته باشیم. اگر میخواهیم در آینده تیم ملی بزرگسالان قدرتمندتری داشته باشیم، باید از همین امروز برای نسلهای بعدی بازیکنسازی کنیم. مشکل تیم امید را نباید با تغییرات مقطعی و تصمیمهای کوتاهمدت حلشده تصور کرد؛ این مسئله نیازمند یک برنامه بلندمدت، روشن و قابل ارزیابی است. شکست ناگویا میتواند فرصتی باشد تا مسئولان فوتبال کشور با نگاهی صادقانه، ضعفهای ساختاری فوتبال پایه را شناسایی و برای رفع آنها اقدام کنند. نسلهای آینده فوتبال ایران منتظر وعدههای تازه نیستند؛ آنها به زمین، امکانات، آموزش، برنامه و فرصت نیاز دارند. اگر امروز برای فوتبال پایه هزینه نکنیم، فردا نباید از نبودن ستاره و موفقیت در تیم ملی گلایه کنیم. تیم امید فقط یک تیم فوتبال نیست؛ آیینهای از آینده فوتبال ایران است و شایسته نیست آینده این فوتبال را به تصمیمهای مقطعی و وعدههای توخالی بسپاریم.
اسکیتبرد؛ فرصتی برای آینده
آرین استحمامی، تنها نماینده اسکیتبورد ایران در بازیهای آسیایی آیچی–ناگویا، با قرار گرفتن در رتبه هشتم مرحله گروهی از رسیدن به فینال بازماند و به کار خود پایان داد. این نتیجه برابر رقبای قدرتمند شرق آسیا شاید چندان دور از انتظار نباشد، اما میتواند فرصتی برای شناخت دقیقتر فاصلهها و برنامهریزی برای آینده باشد. اسکیتبرد در سالهای اخیر میان نسل جوان ایران طرفداران زیادی پیدا کرده و این استقبال، ظرفیت ارزشمندی برای رشد و توسعه این رشته به شمار میرود. فراهم کردن فضاهای استاندارد، تجهیزات مناسب، مربیان توانمند، استعدادیابی و حضور مستمر در رقابتهای بینالمللی میتواند مسیر پیشرفت ورزشکاران ایرانی را هموارتر کند. اکنون بهتر است نتیجه ناگویا را تنها یک نتیجه ورزشی نبینیم و با بررسی ضعفها و کمبودها، برای رفع آنها برنامهای اصولی و بلندمدت داشته باشیم؛ اسکیتبرد ایران میتواند با حمایت بیشتر و فراهم شدن امکانات لازم، در سالهای آینده حضوری پررنگتر داشته باشد و شایسته است این ظرفیت جوان و رو به رشد، با برنامهریزی و توجه بیشتر فرصت شکوفایی پیدا کند.
زیدان؛ شروع یک دوران تازه
زینالدین زیدان در نخستین حضورش روی نیمکت تیم ملی فرانسه، با پیروزی یک بر صفر مقابل ترکیه طلسم ۳۲ ساله این تیم را شکست. او نخستین سرمربی فرانسه پس از امه ژاکه در سال ۱۹۹۴ است که کارش را با پیروزی آغاز میکند؛ شروعی که برای هواداران خروسها امیدوارکننده است. بازگشت یکی از بزرگترین چهرههای تاریخ فوتبال فرانسه به نیمکت تیم ملی، میتواند آغاز فصل تازهای برای این تیم باشد. زیدان هم فوتبال فرانسه را بهخوبی میشناسد و هم تجربه ساختن تیمهای بزرگ را دارد و حالا باید این تجربه را در عرصه ملی به کار بگیرد. فرانسه در سالهای اخیر همچنان یکی از قدرتهای فوتبال جهان بوده، اما با حضور زیدان میتواند بار دیگر به دنبال روزهای درخشانتر باشد. البته یک پیروزی برای قضاوت درباره آینده زیدان کافی نیست، اما شروع او نشان داده که میتوان به این مسیر امیدوار بود. زیدان حالا آمده تا خاطرات خوب دوران بازی را این بار از کنار زمین تکرار کند؛ فرانسه میتواند با او فصل تازهای را آغاز کند و دوباره به روزهای خوبش برگردد.
صبح بخیر، انگلیس!
لامین یامال با گلزنی در دقیقه دوم دیدار اسپانیا و انگلیس در ومبلی، یکی از سریعترین گلهای تاریخ این ورزشگاه مقابل سهشیر را به ثمر رساند. یامال برای این کار حتی منتظر شکل گرفتن بازی هم نماند؛ اولین فرصت رسید و توپ مستقیم رفت ته دروازه. انگار پسر اسپانیایی آمده بود یک نکته ساده را به انگلیسیها یادآوری کند: ومبلی هم مصونیت ندارد. گل او آنقدر زود بود که بخشی از هواداران انگلیس احتمالاً هنوز داشتند جای خودشان را پیدا میکردند.
۶۹ سال بود انگلیس در ومبلی چنین شروعی را ندیده بود؛ یامال در ۱۹ سالگی این طلسم را شکست. از مجارستان ۱۹۵۳ و اسکاتلند ۱۹۵۷ گرفته تا امروز، کمتر کسی توانسته اینطور درِ خانه سهشیر را بکوبد. البته یامال ظاهراً علاقهای به رعایت سن و سال و ترتیب تاریخی هم ندارد؛ هر رکوردی دم دستش باشد، امتحانش میکند. او در هر تورنمنت بزرگی که حضور داشته، یا جام گرفته یا حداقل کاری کرده که همه دربارهاش حرف بزنند. قهرمانی اروپا، قهرمانی جهان و حالا گل در ومبلی؛ رزومهای که برای بعضی بازیکنان یک عمر زمان میبرد. در لیگ ملتها هم قبلاً فرانسه و هلند را تنبیه کرده بود و این بار نوبت انگلیس رسید. اگر همینطور پیش برود، مدافعان حریف باید قبل از بازی بیشتر نگران تقویم باشند تا تاکتیک؛ چون ظاهراً نوبتشان بالاخره میرسد. یامال حالا با ۳۴ بازی ملی و ۸ گل، در آستانه بازی شماره ۳۵ است؛ عددهایی که برای یک ۱۹ ساله کمی غیرعادی به نظر میرسند؛ و شاید بهترین توصیف برای او همین باشد: پسری که هنوز خیلی جوان است، اما ظاهراً برای جوان ماندن رکوردهای فوتبال وقت ندارد.
این تازه شروع ماجراست
ریحانه کریمی در بازیهای آسیایی ناگویا کاری کرد که تا امروز هیچ وزنهبردار زن ایرانی موفق به انجامش نشده بود؛ او نخستین مدال تاریخ وزنهبرداری زنان ایران در بازیهای آسیایی را به دست آورد. مدال برنز شاید از نظر رنگ، مدال سوم باشد، اما برای ریحانه و ورزش بانوان ایران ارزش آن خیلی بیشتر از یک برنز معمولی است. او در ناگویا ۲۴۳ کیلوگرم وزنه زد و حتی ۲۶ کیلوگرم بالاتر از بهترین رکورد شخصی خودش رفت. همین موضوع نشان میدهد وی در مهمترین میدان، درست در همان روزی که باید، بهترین عملکردش را ارائه کرد.
کریمی برای رسیدن به سکو، یک مدالآور جهانی از کره جنوبی را هم پشت سر گذاشت و نشان داد برای رقابت در این سطح حرفهای زیادی برای گفتن دارد. حالا امیدواریم این مدال فقط یک اتفاق خوب در کارنامه این وزنه بردار نباشد و به شروع اتفاقهای خوبتری برای وزنهبرداری زنان تبدیل شود. ورزش بانوان ایران استعدادهای زیادی دارد و بارها دیدهایم که وقتی فرصت فراهم شده، نتیجه هم از راه رسیده است. برای ادامه این مسیر، امکانات مناسب، سالنهای استاندارد، مربیان حرفهای، اردوهای منظم و حمایت مستمر اهمیت زیادی دارد. نباید همه چیز را به تلاش فردی ورزشکاران بسپاریم و بعد از کسب مدال تازه به فکر حمایت بیفتیم. اگر قرار است موفقیت این ورزشکار زن ایرانی ادامه داشته باشد، باید برای دختران دیگری که پشت سر او در صف هستند هم مسیر مناسبی ساخته شود. شاید امروز فقط نام ریحانه کریمی را میشناسیم، اما همین مسیر میتواند در سالهای آینده نامهای بیشتری را به ورزش ایران معرفی کند. مدال ناگویا بنابراین میتواند یک نقطه شروع باشد؛ شروع توجه بیشتر به بخشی از ورزش که ظرفیت زیادی برای موفقیت دارد. کریمی کار خودش را به بهترین شکل انجام داد و حالا نوبت ساختن شرایطی است که این موفقیت، تبدیل به یک جریان ماندگار شود. برنز او یک مدال تاریخی است؛ امیدواریم فقط اولین مدال از یک مجموعه بزرگتر باشد.
*اشکال رضایی