تقویم کیهان ورزشی/ روزی که "آزادی" هم کم آورد!
کیهان ورزشی-
مطلب تقویم در آذر ماه ۱۴۰۲ به صفحات مجله کیهان ورزشی اضافه شد. همان زمان قول دادیم که هر هفته یکی دو سوژه فوتبالی را در بازه زمانی خودش مرور کنیم و در صورت امکان از نظر و خاطرات صاحب نظران و پیشکسوتان هم مطلع شویم. این هفته تاریخ ۱۱ تا ۱۷ مهر ماه مدنظر ما قرار دارد و به همین سبب به ۱۵ مهر ۱۳۶۲ میرویم، زمانی که پرتماشاگرترین شهرآورد تهران میان تیمهای استقلال و پرسپولیس برگزار شد و با برتری ۱ بر صفر تیم آبی پوش خاتمه یافت. مسابقه مذکور در چارچوب جام باشگاههای تهران برگزار شد.
شهرآورد شماره ۲۷ - ۱۵ مهر ۱۳۶۲
*استقلال ۱ – پرسپولیس صفر
گل: پرویز مظلومی (۵۹)
پاس گل: رضا نعلچگر
داور: حمید خوشخوان
ورزشگاه: آزادی تهران
هوا: خنک
تماشاگر: حدود ۱۲۵ هزار نفر
*ترکیب استقلال: ناصر حجازی (کاپیتان)، رضا رجبی، اصغر حاجیلو، شاهین بیانی، سعید مراغه چیان، رضا نعلچگر، شاهرخ بیانی (عبدالعلی چنگیز)، حمید فرزام نیا، پرویز مظلومی (بیژن طاهری)، رضا احدی، جعفر مختاری فر
سرمربی: منصور پورحیدری
*ترکیب پرسپولیس: بهروز سلطانی، محمد پنجعلی، روح الله عبادزاده، حسین کاشی نژاد، کاظم سید علیخانی، محمد مایلی کهن (مجید سبزی)، علی پروین (کاپیتان)، ضیا عربشاهی، حمید درخشان (عباس کارگر)، غلامرضا فتح آبادی، ناصر محمدخانی
سرمربی: علی پروین
تماشاگران به پروژکتورها هم رحم نکردند!
استقلال و پرسپولیس ۱۵ مهر ۱۳۶۲ در جام باشگاههای تهران به مصاف یکدیگر رفتند و خاطرهای فراموشنشدنی رقم زدند. مسابقهای که به معنای واقعی کلمه عجیب بود. در این روز استقلال و پرسپولیس حدود ۱۲۵ هزار را به ورزشگاه آزادی کشاندند که به همین تعداد، هوادار در خارج از ورزشگاه حضور داشت و شرایط به گونهای بود که در روز ۱۵ مهرماه سال ۱۳۶۲ تا ساعت ۱۲ بامداد روز بعد در مسیر جاده مخصوص تهران تا کرج جای سوزن انداختن نبود. مردم با دلخوری محوطه استادیوم را ترک میکردند، بازی به علت صعود گروهی از تماشاگران از دکلهای پروژکتور برق فشار قوی آغاز نمیشد، چون نیاز به روشن کردن آنها بود و امکان داشت در لحظه روشن کردن نور ورزشگاه، خطر جانی مردم را تهدید کند. کار به جایی رسید که برخی از آنها روی نورافکنها نشستند! شرایط برای عوامل برگزاری بازی بسیار بغرنج بود و آنها نگران سلامتی مردم بودند بر همین اساس ناصر حجازی و علی پروین، کاپیتانهای دو تیم، پشت بلندگو رفته و از مردم خواستند پروژکتورها را رها کنند. سرانجام این گروه از تماشاگران از نورافکنها پایین آمده و روی پیست تارتان مستقر شدند تا بازی شروع شود. تماشاگر از دیواره طبقه دوم هم بالا رفته و نزدیک ۳ هزار تماشاگر هم از روی خندقی با عرض یک متر و ۷۵ سانتیمتر پریده و خود را به داخل زمین رسانده بودند. در چنین وضعیتی ناصر حجازی به نمایندگی از ۲ تیم و بازیکنان و کادر فنی پشت میکروفون رفت و درخواست کرد مردم پایین بیایند و نیامدند تا این که مسئولان، دل به دریا زده و بازی را زیر نور آغاز کردند. پروژکتورها هم روشن شد، اما هیچ کس را برق فشار قوی استادیوم خشک نکرد! مسابقه آغاز شد، اما همان طور که توضیح دادیم، در میانه کار برای دقایقی دستور توقف آن صادر گردید، چون عوامل برگزاری میترسیدند اگر پروژکتورها روشن شود، چند نفر از تماشاگران دچار برق گرفتگی شوند. در نهایت بازی بعد از وقفهای چند دقیقهای دوباره پیگیری شد و استقلال به لطف گل تاریخی که پرویز مظلومی به ثمر رساند، پرسپولیس را با نتیجه یک بر صفر شکست داد و قهرمان جام باشگاههای تهران در سال ۱۳۶۲ شد.
شرمندگی آزادی!
در دهه بیست شمسی، مسابقات فوتبال در پایتخت در زمینهایی مثل زمین شماره ۲، زمین ارامنه و راه آهن برگزار میشد تا اینکه در سال ۱۳۱۸، ورزشگاه امجدیه در مرکز شهر تاسیس شد. در زمان تاسیس امجدیه (شهید شیرودی فعلی)، جمعیت تهران حدود ۵۴۰ هزار نفر بود. بعد از تاسیس امجدیه، مسابقات مهم پایتخت مثل جام باشگاههای تهران و جام حذفی تهران در این ورزشگاه برگزار میشد، ورزشگاهی که حدود ۳۰ هزار نفر را در خود جای میداد. در دهههای ۳۰ و ۴۰ هم امجدیه مهمترین خاستگاه ورزش پایتخت بود و حتی بازیهای کشوری و ملی در این ورزشگاه برگزار میشد. در اواخر دهه ۴۰ و بعد از قهرمانی تیم ملی در جام ملتهای آسیا که امجدیه میزبان این بازیها بود، مشخص شد که این ورزشگاه دیگر جوابگوی خیل عظیم ورزش دوستان ایرانی نیست و بر همین اساس مسئولان وقت ورزش، در پی ساخت ورزشگاهی بزرگتر و با امکاناتتر رفتند. سال ۱۳۵۲ ورزشگاه جدید با نام آریامهر (آزادی فعلی) با گنجایش حدود ۱۰۰ هزار تماشاگر و امکانات بیشتر برای بقیه رشتههای ورزشی تاسیس شد. در زمان تاسیس ورزشگاه آزادی، جمعیت تهران، حدود ۳ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر بود. از آن سال تاکنون به مدت بیش از ۵ دهه، آزادی مهمترین ورزشگاه کشور محسوب میشود و مهمترین بازیهای باشگاهی و ملی در آن به انجام میرسد. این ورزشگاه در سال ۱۳۵۳ میزبان بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ بود و ... امجدیه در دهههای ۲۰ و ۳۰ جوابگوی تماشاگران بود، اما در دهه ۴۰ نیاز به داشتن یک ورزشگاه بزرگتر و مجهزتر کاملا حس شد. آزادی هم در دهه ۵۰ با وضعیت جمعیتی و ورزشی کشور، گره خورده بود، اما شهرآورد تهران در ۱۵ مهر ۱۳۶۲ که در تقویم این هفته، آن را یاد کردیم، کم آوردن آزادی و نیاز به ساخت ورزشگاه بزرگتری را فریاد زد. در شهرآورد ذکر شده، حدود ۱۲۵ هزار نفر در ورزشگاه حضور داشته و هزاران نفر نیز پشت درهای ورزشگاه باقی ماندند. به این جمعیت، دهها هزار نفری را اضافه کنید که در منازل خود مانده بودند تا بازی را از تلویزیون به صورت مستقیم تماشا کنند و خبری از پخش مستقیم نبود و اگر این افراد هم از عدم پخش مطمئن بودند به ورزشگاه هجوم میآوردند و احتمالا فاجعه بزرگی رخ میداد. ۱۵ مهر ۱۳۶۲ مشخص شد که ایران برای بازیهای بزرگ باشگاهی و ملی به یک ورزشگاه بزرگتر و مجهزتر نیاز دارد. ساخت ورزشگاه مورد نظر شاید در دهه ۶۰ با توجه به در جریان بودن جنگ تحمیلی امکان پذیر نبود، اما از سوی مسئولان کشور و چندین دولت که در ۴ دهه اخیر سرکار آمدند و رفتند فقط وعده ساخت ورزشگاه مجهزی در تهران را شنیدیم و از عمل خبری نبود.
شاهین بیانی: پرسپولیس را بردیم و ۲ هزار تومان گرفتیم!
شاهین بیانی از نوجوانی تا پیری، در ایران فقط پیراهن باشگاه استقلال را بر تن کرد و شاید باید لقب باتعصبترین استقلالی تاریخ را به وی بدهیم. شاهین یکی از اعضای تیمی بود که در شهرآورد سال ۱۳۶۲ موفق به برتری مقابل پرسپولیس شد. شاهین به ما گفت:
*از سال ۱۳۵۵ تا سال ۱۳۷۲ حدود ۱۷ سال فوتبال بازی کردم که به جز دو سالی که در لیگ قطر بازی کردم در بقیه سالها افتخار پوشیدن پیراهن باشگاه استقلال را داشتم و با این تیم به افتخارات زیادی همچون قهرمانی در جام باشگاههای تهران، ایران و آسیا دست یافتم. سال ۶۲ در جام باشگاههای تهران، استقلال و پرسپولیس در کورس قهرمانی بودند. سال ۶۰ و ۶۱ هما و پرسپولیس قهرمان شده بودند و استقلال به اولین قهرمانی اش بعد از انقلاب، خیلی نیاز داشت. یادم نیست که هفته چندم با پرسپولیس بازی کردیم، اما یادمه که برنده آن بازی میتوانست با خیال راحت از قهرمانی اش صحبت کند.
*حساسیت شهرآورد استقلال و پرسپولیس در دهه پنجاه بالا بود، بعد از انقلاب حتی بیشتر هم شد که فکر میکنم افزایش جمعیت کشور و افزایش طرفداران باعث حساسیتهای بیشتر و کاذب این مسابقه شد. شهرآورد ۱۵ مهر ۱۳۶۲، بازی عجیبی بود. تماشاگران زیادی که تعدادشان از حجم و توان ورزشگاه بیشتربود، از ساعتها قبا وارد ورزشگاه شده بودند. جای سوزن انداختن هم نبود. روی سکوها، پیست تارتان، کنار نیمکت ذخیرههای دو تیم و حتی روی پروژکتورهای ورزشگاه میشد تماشاگران را دید. دقایق زیادی طول کشید تا با پادرمیانی مسئولان برگزاری و کاپیتانهای دو تیم، شرایط کمی روبراه شود.
*بازی با تاخیر شروع شد و تیم ما از پرسپولیس برتر بود و نهایتا با گلی که در اوایل نیمه دوم به ثمر رساند، برنده شد. اگر آن بازی با آن میزان از حساسیت در شرایط کنونی برگزار میشد، بازیکنان تیم برنده صدها میلیون تومان پاداش میگرفتند، اما به ما فقط ۲ هزار تومان دادند. آن موقع پولی در فوتبال نبود. زمان جنگ بود و شرایط فرق میکرد، ولی گروهی از طرفداران متمول استقلال لطف داشتند و تیم را تنها نمیگذاشتند. این دوستان پول روی هم میگذاشتند و به بازیکنان پاداش میدادند. زمان ما بازیکنان هر دو تیم استقلال و پرسپولیس فقط به عشق هوادارانشان بازی میکردند.
*سعید حاجی بابایی