مدیران ورزش از افتخارآفرینان ناگویا درس بگیرند
کیهان ورزشی-
هفته گذشته بازیهای آسیایی که به میزبانی کشور ژاپن (و در شهر ناگویا) برگزار شد، به پایان رسید. کاروان ورزشی ایران با ایستادن در رده ششم جدول مدال ها، در مجموع راضی کننده ظاهر شد و میتوان به جرات گفت که رضایت مردم را به دست آورد.
در این بازیها ورزشکاران باغیرت وتوانمند ایرانی - چه دختر وچه پسر - در رشتههای مختلف خوش درخشیدند و با کسب نتایج درخشان و کسب مدالهای زیبا و ارزشمند به وظیفه خود به بهترین وجه عمل کردند و ضمن ثبت افتخارات بزرگ در سطح قاره کهن دل مردم عزیز و ورزشدوست ایران را شاد کردند. آنها طبق معمول با نمایشی مخلصانه و به رخ کشیدن غیرت و عرق ملی خار چشم دشمنان پست و بدخواهان حقیری شدند که به راستی و بدون اغراق چشم دیدن موفقیت و سربلندی این ملک وملت را در هیچ حوزهای - از جمله ورزش – ندارند.
نتایج قابل قبول ورزش ایران در بازیهای آسیایی در حالی رقم خورد که کشور عزیز و مظلوم ما با تهدید و ارعاب خبیثترین و بی شرافتترین قدرتهای ستمکار و مرتجع و عقب مانده روبروست و در یک سال و اندی اخیر مورد تهاجم وحشیانه و ناجوانمردانه آنان واقع شده است. ورزشکاران زیادی در رشتههای مختلف به شهادت رسیده و مجروح شدهاند و به بسیاری از اماکن و مراکز ورزشی - از جمله سالن دوازده هزار نفری آزادی - آسیبهای جدی تا حد ویرانی کامل وارد آمده است.
حملات آدمکشان اپستینی به ورزشکاران و اماکن ورزشی بیش از هر چیز گواه روشنی است بر ادعای ما که دشمن کودک کش و وحشی چشم دیدن افتخارآفرینی ایران سرفراز حتی در حوزه ورزش را هم ندارد؛ لذا بی تردید هر موفقیتی در عرصه ورزش به نوبه خود تیری است بر قلب دشمنان بی آبروی این سرزمین بزرگ.
نتایج درخشان، کسب مدال، اهتزاز پرچم زیبای کشورمان و ترنم سرود مقدس ایران اسلامی در بازیهای آسیایی (ناگویا) از این قاعده مستثنی نیست و این خود بیش از هرچیز از مسئولیت سنگینی که بر شانه اهالی ورزش - خاصه مسئولان و مدیران - قرار دارد، حکایت میکند. حرکت به سوی پیشرفت و بهتر و قوی شدن، هدف مهم - و شاید اصلیترین هدف - ورزش ایران است که باید دنبال شود و همه به ویژه مسئولان و مدیران برای تحقق آن بی وقفه تلاش کنند، منتها شرایط خاص کشور و دشمنیهای صریح و خباثتهای آشکاری که علیه این مرز و بوم صورت میگیرد، این وظیفه را سنگینتر کرده و تلاشهای مضاعف را ضروری و بلکه واجب میکند.
این راست است و اصلا سخن تازهای نیست که در نگاهی کاملا کارشناسانه و بدون اغراق و افتادن در ورطه شعارزدگی، ورزشکاران ایرانی دارای ظرفیت بالایی هستند وآنچه از آنها به نمایش درمی آید" کف" چیزی است که در توان دارند و بالقوه از آن برخوردار هستند. آنچه که در ناگویا از ورزشکاران ایرانی دیدیم، هرچند با ارزش و قابل قبول، اما حداقل چیزی است که در توان دارند.
به عنوان مثال این همه قدرتی نبود که از فوتبال ایران در قالب تیم امید و نمایش بسیار نومید کننده آن به چشم آمد. این تیم نماینده واقعی فوتبال ما نبود و کسانی که با توان پنهان و آشکار فوتبال ایران و ویترین افتخارات آن در همین بازیهای آسیایی آشنا هستند، انتظار چنین نتایجی را نداشتند.
بارها گفتهایم و کارشناسان و دلسوزان فریاد کشیده و نهیب زدهاند که این فوتبال بیمار را نجات دهید. فوتبال ایران را بیمار و مسموم کردهاند. آقایان مسئول! برای سم زدایی از آن همت و اقدام کنید ولی بدون تعارف نه تنها درباره فوتبال، بلکه برای سایر بخشهای آفت زده ورزش هم هیچ اقدام جدی و کارسازی صورت نگرفته است. همچنان که بارها به صراحت نوشتهایم، باز هم بدون تعارف تکرار و تاکید میکنیم که کامیابیهای ورزش ایران چه در ناگویا و چه در هر جای دیگر بیش از آنکه حاصل تلاش و برنامه و تدبیر مسئولان باشد، محصول انگیزه وغیرت و هنر جوانان ایرانی و آن دسته از مدیرانی است که هم مدیر هستند، هم کار را میشناسند، هم انگیزه خدمت به ورزش را دارند و هم شرایط حساس مملکت و دوست و دشمن و انتظارات آنها را میشناسند.
کاروان ورزشی ایران در ناگویا نمره قبولی گرفت و باعث شادی ایرانیان شد، اما تاکید میکنیم بضاعت ورزش و ورزشکاران ما خیلی فراتر از جایگاه فعلی است و برای ارتقاء این جایگاه، همه - به ویژه مدیران – باید به سهم خود تلاش کنند. مدیران ورزش به جای خوابیدن در باد مدالهای باارزش و خوشرنگ ورزشکاران ایرانی باید از این موفقیتها - که اصلا معلول برنامه ریزی و مدیریت آنها نیست - درس بگیرند و برای انجام هرچه بهتر وظایف خود و شکوفایی توان پنهان و بالقوه ورزش تغییر روش دهند و کم کاریها وغفلتهای گذشته را جبران کنند. آنها باید مدیریتی جهادی و غیرتمندانه را پیشه خود ساخته و به جان آفات و میکربهای ورزش - که بیش از هر جا در فوتبال جولان میدهند و گردنکشی میکنند - بیفتند و بستر را برای ارتقاء جایگاه ورزش و حرکت سریعتر در مسیر" ایران قوی، ورزش قوی" فراهم سازند...
*سید محمدسعید مدنی