عصر جدید تیمهای اروپایی
کیهان ورزشی-
اولین پنجره بازیهای ملی بعد از جامجهانی عصر جدیدی را در تیمهای زیادی رقم زد. بسیاری از هواداران منتظر دیدن عملکرد تیمهای محبوبشان زیر نظر مربیان جدید بودند و دیدن بازیهای فرانسه زیر نظر زیدان و آلمان با کلوپ چیزی بود که خیلیها سالها انتظارش را کشیده بودند. در این پرونده نگاهی انداختهایم به عملکرد چهار مربی جدید با چهار تیم ملی؛ از زیدان که عملکردی بینقص داشت، ژسوس که با وجود تمامی حواشی تیمش در مورد رونالدو کار خود را به خوبی انجام داد، فن بومل که تیمش نمایشی قابل قبول داشت و در نهایت کلوپی که هنوز در حال جا انداختن ایدههایش در "مانشافت" است.
برگ برندههای غیرمنتظره زیدان
کریم ملیم (فوت مرکاتو)
تنها چهار بازی برای زیدان کافی بود تا او موفق شود شروع به شکلدهی مجدد هویت تیم ملی فرانسه کند: سه پیروزی، یک تساوی، ۷ گلزده و تنها دو گل خورده. از همه مهمتر، او تقریبا به تمام بازیکنانی که دعوت کرده بود این فرصت را داد تا به میدان بیایند. زیدان توانست از اولین دوره بازیهای ملی خود با لیستی کاملا مشخص از برندهها و بازندهها بیرون بیاید و البته تعدادی سورپرایز هم وجود داشت که میتوانند در اردوهای بعدی چهره "خروسها" را بیشتر تغییر دهند.
ستاره برجسته: اولیسه
مایکل اولیسه بیشترین سود را از این اردو برد. زدن ۴ گل در سه بازی اخیر نشان داد که او یکی از مهمترین مهرههای تیم ملی فرانسه در آغاز دوره زیدان است. این آمار و ارقام باعث شد تا جایگاه این بازیکن در پست وینگر راست در آرایش ۳-۳-۴ تثبیت شود. دزیره دوئه نیز بسیار تاثیرگذار بود و در دیدار مقابل بلژیک در سمت راست حمله درخشید و یک گل زد و دو پاس گل داد.
رایان شرکی به زمان بیشتری برای وفق پیدا کردن با پست جدیدش به عنوان یک هافبک نیاز داشت، اما در دیدار مقابل بلژیک به روزهای خوبش برگشت و شاید همین موضوع باعث شود تا زیدان تصمیم بگیرد باز هم در همین پست به او میدان دهد.
در خط هافبک کاماوینگا بعد از غیبت در جامجهانی ۲۰۲۶ بازگشت قدرتمندی داشت. لوکاس دکانیا هم با وجود اشتباه مقابل ایتالیا، به عنوان یکی از ستارگان تازه کشف شده این اردو جایگاه خودش را تثبیت کرد.
سورپرایزهای خط دفاع: ژاکه و یورو
ژرمی ژاکه در خط دفاع با توان بدنی بالا و قدرت بازیسازی اش توجهات را به خود معطوف کرد و به نظر میرسد میتواند برای مدتی طولانی در تیم ملی به میدان برود. لنی یورو نیز که با توجه به غیبت لحظه آخری ابراهیما کوناته فرصت حضور در اردو را پیدا کرده بود، در بازی پایانی نمایشی قابل توجه داشت و ثابت کرد که میتواند برای حضور در ترکیب اصلی یک مدعی جدی باشد.
در دفاع کناری، آدرین تروفر با نمایشهایی بسیار با ثبات درخشید و پیر کالولو نیز به خاطر تلاشها و نظم تاکتیکی مورد ستایش کادر فنی قرار گرفت. اندی دیوف هم نمایش خوبی داشت. با این حال او هنوز نیاز دارد که بیشتر خودش را ثابت کند.
بازنده بزرگ: دمبله؟
این دوره از بازیهای ملی اصلا برای عثمان دمبله ایدهآل نبود. ایده زیدان برای استفاده از این بازیکن به عنوان مهاجم کاملا واضح بود، اما ستاره پاریسنژرمن نتوانست در دیدار مقابل ترکیه و ایتالیا انتظارات را برآورده کند و در دیدار با بلژیک که به عنوان یار تعویضی به میدان آمد هم درخشش چندانی نداشت. او در بازی چهارم به پست وینگر راست برگشت ولی باز هم نتوانست از فضاها استفاده کند و فرصتها را بر باد داد. او تبدیل به یکی از بزرگترین علامتهای سوال در محاسبات زیدان شده است.
دمبله تنها کسی نبود که در جمع بازندهها قرار گرفت. استبان لوپال هم نتوانست تواناییهای فنی خود را در بالاترین سطح نشان دهد. بردلی بارکولا جایش را در پست وینگر چپ به دوئه و امباپه داد و نتوانست در حد همیشگی خود ظاهر شود. مگنس آکلیوش بسیار سختکوش بود، اما نتوانست مقابل دروازه به قدر کافی تعیینکننده ظاهر شود.
برنده غیرمستقیم: امباپه
کیلیان امباپه میتوانست با وجود حضور در تنها یک مسابقه مقابل ترکیه، بیشترین سود را ببرد. ستاره فرانسویها با وجود گلزنی هیچوقت در پست وینگر چپ راحت نبود و هنگامی که به خاطر مصدومیت تعویض شد، نه دمبله و نه لوپال نتوانستند در پست مهاجم نوک نمایش خوبی داشته باشند.
دوئه در پست وینگر درخشید و هماهنگی خوب او، اولیسه و شرکی کاملا مشخص بود. این موضوع میتواند به امباپه فرصت دهد تا در دوره بعدی بازیهای ملی در ماه نوامبر به پست مورد علاقهاش یعنی قلب خط حمله برگردد.
بعد از چهار بار محک خوردن، زیدان شروع به کشیدن نقشهای جدید برای تیم ملی فرانسه کرده است. اولیسه، دوئه، یورو و ژاکه در حال اوج گرفتن هستند و دمبله، بارکولا و لوپال ماموریتی دشوار خواهند داشت تا جایگاهشان را پس بگیرند.
جایگاه امن کلوپ
نینو دویت (گل)
وقتی یورگن کلوپ هدایت تیم ملی آلمان را برعهده گرفت، همه او را به چشم یک جادوگر یا حتی منجی میدیدند. حسی که وجود داشت چیزی شبیه به این بود: کلوپ را استخدام کنید و بلافاصله به اوج قله دنیای فوتبال برگردید. با این وجود، حالا مشخص شده که مسائل به این سادگی نیست. در لیورپول یا دورتموند هم مسائل چندان ساده پیش نرفتند. کلوپ در این باشگاهها به زمان نیاز داشت تا بتواند ماشین برندهای که مردم به خاطر دارند را بسازد.
رکورد کلوپ بعد از اولین دوره بازیهای ملی به این شکل است: یک تساوی با شانس فراوان مقابل هلند، یک شکست غیرمنتظره در برابر یونان در خانه، یک پیروزی قاطع در دیدار با تیم بسیار ضعیفشده صربستان و در پایان یک تساوی بدون گل در یونان با وجود تسلط بر بازی. آلمان هنوز فاصله بسیار زیادی تا یک چهارمنهایی لیگ ملتها دارد. این در حالی است که یولیان ناگلزمن به راحتی توانست در سال ۲۰۲۴ به این هدف برسد و آلمان در نهایت فقط به قهرمان نهایی تورنمنت یعنی پرتغال و در مرحله نیمهنهایی باخت.
با این وجود تیم ملی آلمان زیر نظر ناگلزمن روندی نزولی داشت که اوج آن شرایط اسفناک جامجهانی بود. اگر بخواهیم مقایسه کنیم، آلمان در چهار بازی اول زیر نظر کلوپ قدرتیتر و تهاجمیتر ظاهر شد. تمرکز کلوپ روی ضد پرس نیز بازی به بازی بیشتر به چشم آمد و همین ما را به بزرگترین تغییر از زمان رویکار آمدن این مربی در "مانشافت" میرساند: کلوپ از نظر استفاده از بازیکنان حاضر به انجام هر تغییری است، اما از نظر تاکتیکی به هیچ عنوان کوتاه نمیآید.
در طول این ۴ مسابقه، کلوپ ۴۳ بازیکن را به اردو دعوت کرد. ۳۶ بازیکن به زمین فرستاده شدند که ۱۰ بازیکن اولین بازی ملی خود را تجربه میکردند. این در حالی است که کلوپ در هر فرصتی اعلام میکند که درها برای هر فوتبالیست آلمانی دیگری برای حضور در تیم ملی "کاملا باز" است. پیام کلوپ این است که همه میتوانند دعوت شوند ولی هر کسی که میخواهد در تیم ملی حاضر باشد، باید این را بداند که قرار است در آرایش از پیش آزمایش شده و جواب گرفته ۳-۳-۴ کلوپ قرار بگیرد و تمرکز تیم روی ضدپرس و حملات سریع از جناحین خواهد بود.
پایان ماجرای کیمیش
این آرایش، نبرد برای قرار گرفتن در خط هافبک را از همه سختتر میکند. در گذشته، تیم ملی آلمان معمولا با دو هافبک دفاعی بازی میکرد. کلوپ، اما از دو بازیکن شماره هشت و یک هافبک دفاعی استفاده میکند. در ابتدا کاپیتان جاشوا کیمیش در این پست به میدان رفت و کلوپ در اولین حرکت برجسته خود به عنوان سرمربی، او را از دفاع راست به مرکز زمین آورد. بعد از ناکامی مقابل یونان در خانه، کیمیش مجبور شد طبق برنامه و البته برخلاف میلش از ترکیب بیرون بیاید.
الکساندر پاولویچ، همتیمی کیمیش در بایرن، به جای او به زمین آمد و نمایش خوبی داشت. به همین خاطر حرفهایی منطقی در مورد آینده کیمیش شنیده شد، اما کلوپ ماجرا را مثل همیشه به شیوه خودش مدیریت کرد. او در این باره به خبرنگاران گفت: «هر چقدر بیشتر در این باره سوال بپرسید، کمتر احتمال دارد به چیزی که میخواهید برسید.» در نهایت، کلوپ به ماجرای پست کیمیش تا قبل از پایان پنجره بازیهای ملی پایان داد ولی سوال جدیدی در مورد کیمیش به وجود آمده و آن این است که آیا اساسا هنوز نیازی به استفاده از این بازیکن احساس میشود؟
به خاطر فیلیپ ترو، سوال اول در مورد کیمیش دیگر ادامه پیدا نکرد. دعوت از مدافع راست ۲۵ ساله باشگاه فرایبورگ ایدهای هوشمندانه بود و عملکرد او تا امروز طوری بوده که به نظر میرسد اولین جادوی کلوپ در تیم ملی آلمان خواهد بود. ترو تنها بازیکنی بود که سه بار به طور فیکس بازی کرد و هر بار هم نمایش خوبی داشت. او توانایی دارد مشکل همیشگی تیم ملی آلمان در این پست را برای مدتی طولانی حل کند.
نکته عجیبی که وجود دارد این است که هیچ بازیکن دیگری به غیر از ترو که اولین بازیهای ملی خود را تجربه کرد، برای پنجره بعدی بازیهای ملی جایگاهی تضمین شده در ترکیب ندارد. تقریبا در تمام پستهای دیگر به نظر میرسد که هر کسی برای قرار گرفتن در ترکیب شانسی برابر با سایرین دارد.
پر از هافبک، کمبود مهاجم!
پیش از این، کلوپ اعلام کرده بود که مارک آندره تراشتگن گزینه اول او در خط دروازه است. با این حال، این دروازهبان ۳۴ ساله در تنها حضور خود در آمستردام بین نبوغ و تزلزل در رفت و آمد بود. یوناس اوربیگ که ۱۱ سال از دروازهبان سابق بارسلونا جوانتر است، در دو مسابقهای که به میدان رفت عملکردی بهتر داشت و گلی هم نخورد. او تنها یک مشکل دارد و آن اینکه در تیم باشگاهی خود یعنی بایرنمونیخ، دروازهبان ذخیره است.
در پست دفاع میانی، بازیکنان کهنهکار و ثابت شده تحت فشار هستند. جاناتان تاه و نیکو اشلوتربک مقابل هلند متزلزل بودند. در مسابقات دیگر، آلمان بهتر دفاع کرد و یان آروئل بیسک و مالک تیاو خوب ظاهر شدند.
در این میان، نبرد برای قرار گرفتن در ترکیب در پست هافبک فقط محدود به پاولویچ و کیمیش نیست. با حضور فلورین ویرتس، تام بیشوف، فلیکس انمچا، جمال موسیالا که در حال حاضر مصدوم است و تعداد زیادی بازیکن تازه دعوت شده نظیر بامباسه کونته که کلوپ علاقه زیادی به وی دارد، سرمربی تیم ملی آلمان دستی بسیار باز برای انتخاب بازیکن در دو پست باقیمانده خط هافبک دارد. احیای ویرتس که در لیورپول به مشکل خورده، بزرگترین و دومین دستاورد کلوپ بعد از کشف ترو محسوب میشود. این بازیکن ۲۳ ساله در یونان حتی بازوبند کاپیتانی تیم کلوپ را نیز بر بازو بست.
در کنارهها دری شرهانت به طور خاص کاری کرد که شانس بیشتری برای بازی داشته باشد. از سوی دیگر گزینههای کلوپ برای مهاجم نوک خیلی کم به نظر میرسد. کای هاورتز که خودش را قبلا ثابت کرده، بعد از حضوری کوتاه مقابل هلند مجبور شد به خاطر مصدومیت از زمین خارج شود. جایگزین او یعنی یونس ابنالطالب، نیک ولتماده و جاناتان بورکارت همگی ناامیدکننده ظاهر شدند.
آلمان برای بازگشت به روند گلزنی نیاز ویژهای حس میکند. این تیم با وجود برتری محسوس در سه بازی از ۴ مسابقه خود و مجموع ۷۴ شوت، تنها سه گل زد که همه آنها توسط هافبکها به ثمر رسید. امید در خط حمله حالا بیشتر روی پاریس برونر و نیکولو ترسولدی، مهاجمان بااستعداد تیم زیر ۲۱ سالههای آلمان است، اما شاید کلوپ تصمیم بگیرد یک شانس دیگر به دنیز اونداف که این بار دعوت نشد، بدهد.
شروع بینقص ژسوس با پرتغال
سایت فیفا
پرتغال زیر نظر ژرژ ژسوس شروع بینقصی داشت و در جریان دیدارهای لیگ ملتهای اروپا از چهار بازی، چهار برد به دست آورد. پرتغال به دور بعدی مسابقات صعود کرد و در جمع معدود تیمهایی قرار گرفت که تا اینجای مسابقات ۱۲ امتیاز کسب کردهاند. تقاضل گل پرتغالیها، با ۹ گل زده و ۴ گل خورده، نشانگر ثباتی است که شاگردان ژسوس در طول مسابقات داشتهاند.
با این حال، مهمتر از آمار و ارقام نحوه کسب پیروزیهای پرتغال است که همه را به وجد آورده، به خصوص که رقبای این تیم هم پرقدرت بودند. نروژ که یکی از تیمهای شگفتیساز جامجهانی بود و برزیل را هم در مسیر رسیدن به یک چهارم نهایی حذف کرد، دو بار مقابل پرتغال شکست خورد که یک بار آن در اسلو بود، جایی که نروژیها در آنجا از مارس ۲۰۲۴ به بعد شکست نخورده بودند. دانمارک نیز مغلوب قدرت پرتغال شد و شاگردان ژسوس هم از نظر تکنیکی و هم تاکتیکی از حریف سرتر بودند.
اما ژسوس چگونه توانست به چنین دستاوردی برسد، آن هم در شرایطی که در ماه جولای هدایت تیم ملی پرتغال را برعهده گرفته است؟ او چگونه بدون ایجاد تغییرات شدید در ترکیب موفق شد؟ سایت "فیفا" نگاهی به عوامل کلیدی این موفقیت انداخته که در ادامه میخوانید:
تیم قبلی با ایدههای جدید
فهرست ژسوس شامل تنها چهار بازیکن جدید بود که در جامجهانی ۲۰۲۶ به میدان نرفته بودند. خود ژسوس هم هنگام انتخاب شدن به عنوان سرمربی پرتغال خیلی واضح گفته بود: «احتمالا نامها همان قبلیها خواهند بود، اما ایدهها ثابت نخواهند ماند.»
و همینطور هم شد. از میان چهار بازیکنی که در جامجهانی حاضر نبودند، فقط ژائو پالینیا دقایق قابل توجهی بازی کرد، اما مربی نشان داد که این سیستم بازی کردن است که تفاوتها را رقم میزند. ژسوس میگوید: «یک گروه معمولی در اختیارم نیستند. گروهی در اختیار من است که به ایدههای مربی باور دارند. آنها به ایدههای من باور دارند و، چون توانایی فردی آنها هم بسیار زیاد است، همه چیز آسانتر میشود.»
رناتو پائیوا، مربی سابق پرتغال در مورد رویکرد ژسوس میگوید: «حالا تیمی سازمانیافتهتر داریم و بازیکنان در جای درستی قرار دارند. پیش از این، حس میکردم در پستهای غیرتخصصی به کار گرفته میشوند ولی حالا تواناییهای فردی آنها در بالاترین حد ممکن است.»
استاله سوبالکن، مربی نروژ، قدرت پرتغالیها را بیش از هر فرد دیگری دیده است. او در این باره میگوید: «پرتغال در کنار فرانسه و اسپانیا یکی از سه تیم برتر ملی در اروپا در برهه فعلی است.»
پرس شدید
جدا از پست بازیکنان، بزرگترین تغییر تاکتیکی که رقبا نیز آن را حس کردهاند، شدت پرس کردن پرتغالیهاست. برایان ریمر، سرمربی دانمارک میگوید:" ما از شدت پرس آنها سورپرایز شدیم و کار برایمان سختتر شد. پرتغال همیشه پرتغال است و کیفیت فردی بازیکنان آن باور نکردنی است.»
پائیوا به این رویکرد جدید اشاره کرده و یک عامل دیگر نیز به آن اضافه میکند که قطعا با ادامه کار ژسوس برجستهتر میشود: «تیم ملی پرتغال ایده واضحی دارد. آنها از بالا پرس میکنند و میخواهند توپ را پس بگیرند و گاهی اوقات حتی نفر به نفر یارگیری میکنند که در حال حاضر تاکتیک محبوبی است.»
هماهنگی عناصر تهاجمی
فلیکس و گونسالو راموس وقتی کنار هم بازی میکنند، درک و تاثیرگذاری خوبی نشان میدهند. فلیکس یکی از ستارههای پرتغال در این پنجره بازیهای ملی، حالا آزادی بیشتری دارد تا در نقاط مختلف خط حمله حرکت کند و عملا در نقش مهاجم دوم ظاهر میشود. او خودش گفته که همیشه این پست را بهترین جای بازی خود میدانسته و همین ایده قبلا هم زیر نظر ژسوس و در النصر به خوبی جواب داده بود.
در این میان، راموس در سه بازی پیاپی برای پرتغال گلزنی کرد. آخرین گل او، گل پیروزیبخش مقابل نروژ بود که توسط فلیکس ساخته شد. این مهاجم در مورد هماهنگی بالایش با سرمربی جدید تیم ملی میگوید: «یک یا دو دقیقه قبل از زدن گل، به سمت راست زمین رفتم و مربی به من گفت که وارد محوطه جریمه شوم. دو دقیقه بعد، گل زدم و مربی به من گفت: دیدی بهت گفتم؟»
پائیوا ریشه این همکاری را در روزهای حضور دو بازیکن در آکادمی جوانان بنفیکا میداند و میگوید: «وقتی در تیم زیر ۱۷ سالههای بنفیکا مربی آنها بودم همینطور بازی میکردند. درخشش فلیکس زمانی است که او را در پست تخصصیاش به کار بگیرید. او به عنوان وینگر به بنفیکا آمد، چون جثه کوچکی داشت. در پست وینگر از او بازی گرفتیم، اما خیلی زود فهمیدیم که توانایی بازیسازی و گلزنی دارد و در نتیجه به پست مهاجم دوم منتقل شد.»
ثبات دفاعی
برای حمایت از این رویکرد تهاجمی، ژسوس اعتماد خودش را به استحکام خط دفاعی نشان داده است. دیهگو کاستا، دروازهبان تیم و روبن دیاز و رناتو ویگا، زوج خط دفاعی، تنها بازیکنانی بودند که در این چهار بازی در تمام دقایق حضور داشتند و ژوائو کانسلو و نونو مندز نیز در هر چهار بازی از ابتدا فیکس بودند. در حالی که حواشی زیادی در مورد کاپیتان و فوق ستاره تیم یعنی کریستیانو رونالدو به وجود آمد و به نظر میرسید همین مسائل تیم ملی پرتغال را تحت تاثیر قرار دهد، تیم ژسوس به آرامی از چهار بازی سختش با موفقیت عبور کرد و میتوان شروع عصر جدید پرتغالیها را کاملا موفق تلقی کرد.
شروع بلژیک با فنبومل
سایت فیفا
بلژیکیها در جامجهانی ۲۰۲۶ تا یک چهارم نهایی پیش آمدند و با سری بالا و بعد از شکست مقابل اسپانیا که در نهایت قهرمان تورنمنت شد، به خانه برگشتند. در این پنجره بازیهای ملی بلژیکیها با سرمربی جدیدشان یعنی مارک فنبومل که جایگزین رودی گارسیا شده بود، عصر جدیدی را آغاز کردند.
هافبک سابق تیم ملی هلند دوره خودش روی نیمکت بلژیک را با چهار بازی شروع کرد و نتایج پر فراز و نشیبی گرفت. بلژیک پیروزی لذتبخشی مقابل ایتالیا و ترکیه به دست آورد ولی دو شکست دیرهنگام در برابر فرانسه لذت این بردها را که میتوانستند شروعی دلگرمکننده برای مربی باشند، از بلژیکیها گرفت.
با این وجود همین حالا هم تاثیر فنبومل قابل مشاهده است. سایت "فیفا" نگاهی داشته به اولین قدمهای این مربی در تیم ملی بلژیک.
پرس و حرکت رو به جلو
اگر ۱۵ دقیقه پایانی دیدار دوم مقابل فرانسه نبود که بلژیک در جریان آن چهار گل دریافت کرد، نظرهای اولیه در مورد عملکرد فنبومل میتوانست کاملا متفاوت باشد. با این حال یک جریان مشخص در هر ۴ مسابقه دیده میشد: اصرار بر پرس شدید، چه در زمان مالکیت توپ و چه بدون توپ.
حتی قبل از اولین برد مقابل ایتالیا، یوری تیلمانس، کاپیتان تیم، روزهای اولیه تیم ملی بلژیک زیر نظر سرمربی جدید را به این شکل توصیف کرده بود: «اصول بازی ساده و واضح هستند: پرس و بازی کردن در سریعترین شکل ممکن»
گل اول بلژیک مقابل فرانسه احتمالا واضحترین نشانه از رد پای فنبومل در تیم ملی بود. بعد از باز پسگیری توپ، بلژیکیها از عقب بازیسازی کردند. پس از چندین پاسکاری بینقص، توپ به لاویا رسید و او توپ را به لوکباکیو رساند. این مهاجم هم نیازی به تعلل برای باز کردن دروازه نداشت.
کار قدیمیها هنوز تمام نشده
گلزنی مقابل ترکیه میتواند هواداران بلژیک را به ۸ سال قبل برگرداند، جایی که بلژیکیها در جامجهانی ۲۰۱۸ در رده سوم قرار گرفتند. کوین دیبروینه ۳۵ ساله دو بار گلزنی کرد و روملو لوکاکوی ۳۳ ساله هم گل سوم را زد. این یادآوری به موقعی بود که اگر چه نسل جدید در راه است، اما باقیماندههای نسل طلایی بلژیک هنوز چیزهای زیادی برای ارائه دارند و قرار نیست از تیم ملی خداحافظی کنند. فنبومل در مورد دیبروینه گفت: «خوشحالم که او هنوز برای تیم ملی بازی میکند. از داشتن او در تیمم لذت میبرم. میخواستم تا جای ممکن او را در زمین نگه دارم.»
در مورد لوکاکو که در فصل جاری زمان بازی کمی در فنرباغچه داشته نیز باید گفت این گل - که نود و چهارمین گل او برای تیم ملی بلژیک بود - یادآور ارزش بالای این مهاجم است. او که در دیدار با فرانسه بازوبند کاپیتانی را بسته بود، روز سختی را گذراند ولی ۷۰ دقیقه در زمین باقی ماند. فنبومل در مورد این مهاجم گفت: «او هر چقدر بیشتر بازی کند، میتواند بیشتر در زمین دوام بیاورد.»
لاویا: آینده خط هافبک؟
در جریان این چهار مسابقه، کمتر بازیکنی توانست به اندازه لاویا هواداران و رسانهها را به وجد بیاورد. او که برای اولین بار از سال ۲۰۲۳ به بعد به تیم ملی برگشته بود، نمایشی عالی داشت و یک پاس گل استثنایی هم داد. فن بومل، دو بار به طور فیکس و دو بار به عنوان یار تعویضی از این بازیکن استفاده کرد و لاویای ۲۲ ساله هم به بهترین شکل ممکن جواب اعتماد سرمربی خود را داد. فنبومل بعد از نمایش درخشان هافبک چلسی در جریان دیدار اول مقابل فرانسه گفت: «او فراتر از عالی بود.»
فرصت دادن به جوانان
لاویا تنها بازیکنی نبود که به تیم ملی بلژیک برگشت و درخشید. با توجه به استراحت دادن به جرمی دوکو از سر احتیاط، فن بومل از سایر بازیکنان فهرستش استفاده کرد، کاری که زیدان در فرانسه و کلوپ در آلمان هم انجام دادند. میکا گودتس، خرید تازه پاریسنژرمن که هنوز در حال جا افتادن در باشگاه جدیدش است، زننده اولین گل عصر جدید بلژیک زیر نظر فنبومل و مقابل ایتالیا بود. این بازیکن ۲۱ ساله که زیر نظر گارسیا هم بازی کرده بود، در فهرست نهایی بلژیک برای جامجهانی قرار نگرفت، اما خیلی زود تواناییهایش را نشان داد. تغییر باشگاه و رفتن به یک تیم بزرگ میتواند جایگاه او در ترکیب تیم ملی را مستحکمتر کند.
در خط دفاع بازیکنی که بیش از بقیه درخشید، ناتان انگوی بود که خودش را در جامجهانی ثابت کرده بود. او در تمام دقایق هر چهار بازی به میدان رفت و نشان داد بازیکنی است که تیم ملی میتواند هم اکنون و هم در آینده رویش حساب باز کند.
بلژیک در اکثر دقایق این پنجره بازیهای ملی از استحکام دفاعی برخوردار بود و فقط در دقایق پایانی دیدار با فرانسه به مشکل جدی خورد. قدم بعدی فن بومل این است که توازنی درست در تیمش ایجاد کند تا فروپاشی مقابل فرانسه مجددا اتفاق نیفتد. فن بومل میداند که هنوز کار زیادی دارد که برای یک مربی که به تازگی دورانش را در یک تیم شروع کرده و در حال تزریق ایدههایش است، کاملا عادی محسوب میشود.
*آرمین زمانی