وقتی زمان به سود پروندههای جنجالی میگذرد!
کیهان ورزشی-
اتفاقات تلخ دیدار دو تیم ملوان و تراکتور، محصول سالها ولنگاری در فوتبال ایران است. بدون آنکه بخواهیم در این باره جانبداری کنیم، باید ریشه این اتفاقات را انفعال فدراسیونی بدانیم که مدیران آن سالها در رأس امور بودهاند، اما در برابر چنین موضوعاتی منفعل عمل کردهاند. یادمان نمیرود که در پروندههای جنجالی سالهای اخیر، این مدیران چگونه همهچیز را شامل مرور زمان کرده و در نهایت، برای خوشایند برخی از افراد بانفوذ، آرایی صادر میکردند که نه جامعه فوتبال را راضی میکرد و نه بازدارنده بود. این در حالی است که در همین فوتبال و در حدود ۵، ۶ دهه قبل، که نظام حرفهای -مثلا حرفهای- بر آن حاکم نبود، بعد از اتفاقات جنجالی بازیها، هنوز تماشاگران از ورزشگاه خارج نشده بودند که رأی نهایی صادر و برنده و بازنده مشخص میشد. نمونهاش یکی از دربیهای جنجالی همان روزگار است که با مراجعه به اسناد تاریخی فوتبال ایران میتوان از جزئیات آن باخبر شد.
حالا باید انتظار ماهها گذر زمان را کشید تا فدراسیوننشینان، با در نظر گرفتن مصالح و منافع برخی از باندها و جریانات، در نهایت رأی بدهند.
مشکل، اما فقط به یک پرونده و یک مسابقه ختم نمیشود. مسئله، چرخه معیوبی است که در آن هر اتفاق جنجالی با چند روز التهاب و چند وعده برخورد قاطع آغاز میشود و در نهایت، زیر غبار فراموشی و با گذشت زمان به حاشیه میرود. در چنین شرایطی، نهتنها خاطره اتفاقات تلخ از ذهنها پاک نمیشود، بلکه این تصور هم قوت میگیرد که هزینه رفتارهای جنجالی آنقدرها هم سنگین نیست و میتوان با چند هفته انتظار، از کنار تبعات آن عبور کرد. وقتی برخوردها بازدارنده نباشند، تکرار اتفاقات دیگر چندان عجیب نیست.
در این میان، آنچه بیش از خود حوادث به فوتبال ایران لطمه میزند، فرسایش اعتماد به سازکاری است که قرار بوده حافظ نظم و اجرای عدالت باشد. هوادار وقتی میبیند رسیدگی به پروندهها به گذر زمان گره میخورد و نتیجه نهایی در هالهای از ابهام باقی میماند، دیگر نمیتواند به وعدههای تکراری دل خوش کند.
*حمید ترابپور