ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
۰۲/آبان/۱۴۰۵
|
۱۳:۴۷
|
کد خبر: ۹۵۵۲۰
۱۲:۰۵
۱۴۰۵/۰۸/۰۲
سرمایه گرانبهای وحدت و انسجام ملی در میادین

شعار‌های قومیتی در فوتبال مطرود است!  

شعار‌های قومیتی در فوتبال مطرود است!  

کیهان ورزشی- 


روز‌ها و‌شب‌های متمادی شاهد حضور قهرمانانه مردمی در میادین اصلی شهر‌ها هستیم. این حمایت بی بدیل مردم، در ادامه رزم دلاوران در نیرو‌های مسلح در مرز‌های ایران اسلامی است.
این وحدت و‌انسجام ملی، زبانزد جهانیان شده و قدرت‌های فرامنطقه‌ای را هم وادار به تحسین کرده است.
جای شکرش باقی است که ورزشکاران ما در ناگویا نمایی از این همبستگی را معرض جهانیان قرار داده و کاروان کشتی آزاد و فرنگی ایران هم در آمریکا ودر مقابل سردمداران دشمن غدار، ضمن کسب مقام قهرمانی جهان، جلوه‌ای از مبارزه طلبی و‌انسجام گروهی را به منصه ظهور رساندند و...


در کنار این همه جلوه‌های زیبای مردمی و ورزشی، بایدبه حرکت معکوس فوتبال اشاره داشت.
این رشته فراگیر و‌مردمی در جهان، بلای ورزش ما شده است. ورود بی رویه پول، فساد و دلالی و مجموعه‌ای از وقایع ضد اخلاقی و ضد فرهنگی کم بود که حالا مباحث نژاد پرستی و شعار‌های قومیتی هم فضای ورزشگاه‌ها را قیراندود کرده است.
این رخداد‌های تلخ و‌گزنده مختص یک یا دو ورزشگاه و استان نیست و همه گیری آن، فوتبال را به ورطه سقوط اخلاقی کشانده و‌ناخواسته فوتبال باشگاهی را به ورزشی در تضاد با منافع ملی قرار داده است.
آنچه که در بازی ملوان و تراکتور در انزلی رخ داد، متاثر از کاستی‌های فرهنگی، اجرایی و‌مصلحت اندیشی‌های مدیران فدراسیون فوتبال و‌کمیته‌های زیر مجموعه بود. سال‌های متمادی است در فوتبال در بیراهه سیر می‌کنیم.
نواقص جدی در مباحث مدیریتی در فدراسیون داریم. باشگاه‌ها هم به دلیل عدم حضور افراد متخصص و‌آگاه در ناکجاآباد طی طریق می‌کنند.


پرسپولیس و‌استقلال طی چند دهه گذشته تنها پول بیت المال را به تاراج برده و بیشترین مشکلات را در داخل و مجامع بین المللی برای کشور بوجود آورده‌اند. ورود بانک‌ها و‌هلدینگ‌های خلیج فارس و پتروشیمی‌ها هم باری از مشکلات این دو باشگاه حل نکرد. پول پاشی و‌حراج بیت المال و ورود دلال‌ها، در موضوع قرارداد‌های نجومی در دو باشگاه پرسپولیس و استقلال بیداد می‌کند. بسته شدن پنجره نقل و انتقالات باشگاه استقلال تنها گوشه‌ای از این سوء مدیریت‌ها است. متاسفانه ورود بخش خصوصی هم مشکلی بر مشکلات قبلی افزود. موضوع باشگاه استیل آذین و ورود آن به عرصه فوتبال را از یاد نبرده‌ایم. عده‌ای منفعت طلب دور مالک باشگاه چنبره انداخته و پول پارو کردند و دست آخر آن را به ورطه نابودی کشاندند. رد پای طیفی از این عناصر را در تیم‌های نساجی وخیبر را هم می‌بینیم.
اما بحث تراکتور و‌مردم علاقه‌مند دو آتشه آنها را باید جداگانه تحلیل کرد. زنوزی به عنوان مالک خصوصی باشگاه، زحمات زیادی متحمل شد. منابع مالی هنگفتی تزریق کرد. متاسفانه اغلب نفراتی که به عنوان مدیر و سرپرست و کادر اجرایی به باشگاه پیوستند در بزنگاه‌ها کمک حال مالک باشگاه نبودند.


ایجاد چالش‌ها و مناقشه‌های گوناگون و دعوا‌های همیشگی اعصاب و روان هواداران را به هم ریخت. معلوم نیست در حضور این همه عناصر کاربلد و بومی در تبریز، چگونه مسئولان دست نیاز به سوی خداداد عزیزی دراز کردند؟
مشکلات حاشیه‌ای که از دو سال پیش بیرانوند پس از جدایی مساله دار از پرسپولیس برای باشگاه تراکتور بوجود آورد، اعصاب و روان هواداران تبریزی را به هم ریخت.


استیصال کمیته‌های ذیربط در فدراسیون برای صدور رای درباره شکایت باشگاه پرسپولیس از بیرانوند که یک فصل فوتبالی به درازا کشید، شائبه حمایت فدراسیون از مالک باشگاه را تقویت کرد. چند صباح دیگر و در قضیه مناقشه خداداد با امید عالیشاه و فحاشی این دو، مجددا فضای فوتبال به هم ریخت و با محروم کردن خداداد بحث مقابله فدراسیون با باشگاه تراکتور پر رنگ شد. اخیرا منازعه بیرانوند و اخراج او از باشگاه و مجددا عقد قرارداد سه ساله با او جامعه ورزش و فوتبال را در بهت فرو برد. باید پرسید چه کسانی در باشگاه به زنوزی مشاوره می‌دهند؟


چرا باید بیرانوند در مسئله سربازی و ماندن یا رفتن از تراکتور، تا بدین حد برای باشگاه و‌هواداران هزینه تراشی کند و به آنها استرس تزریق کند. موضوعات بد رفتاری‌های شجاع هم تمامی ندارد. واکنش‌های معنادار او در ورزشگاه‌های متعدد نیازمند برخورد جدی است. شوربختانه باید متذکر شد عدم برخورد به موقع از سوی کمیته‌های انضباطی و اخلاق باعث ترویج شعار‌های سخیف و‌ضد مردمی و ساختار شکن در شهر‌های دیگر شده و نمونه بارز و‌عینی آن را در انزلی دیدیم. متاسفانه دستگاه‌های فرهنگی از جمله صدا وسیما هم برخلاف جریان آب شنا می کنند.


در شبی که مردم انقلابی در میادین شهر‌ها و چند خیابان آنطرف‌تر در تهران در میادین انقلاب، ونک و تجریش شعار‌های همبستگی و وحدت آفرین سر داده‌اند، چرا باید تریبون را در یک برنامه پربیننده و زنده در اختیار دو طرف منازعه گذاشت و دعوا و‌مرافعه را ترویج کرد؟


همکاری با قدری جانبداری می‌گفت: بیان این موضوع در برنامه لیگ برتر برای ایراد اظهارات طرفین بوده است، تا روشنگری صورت گیرد. به دوست شفیق مان گفتم، دو طرف قریب یک ساعت و‌نیم و با رفت و برگشت‌های متعدد، طرف مقابل را متهم کردند و مخاطب برنامه را به بیراهه بردند. اساسا یک دستگاه فرهنگی از جمله صدا و سیما نباید تا این حد به خاطی فرصت اظهار نظر بدهد.
این برنامه در هفته‌گذشته هم مسئولان قبلی باشگاه استقلال را رودر روی هم قرار داد و بی اخلاقی و اتهام زنی را به حد اعلا رساند. آیا در مقطع فعلی رسالت خبری و وظایف ذاتی رسانه‌ها اقتضا می‌کند که تا این اندازه، به این فوتبال بد قواره، مسئله‌دار و ضد فرهنگ و اخلاق بپردازیم. بجای آن باید به دیگر ورزش‌ها بپردازیم. به امثال زهرا زارعی‌ها توجه کنیم که در ۲۹ سالگی و در اوج ناملایمات و محرومیت از منطقه منوجان‌کرمان در دوی ۴۰۰ متر در ناگویا مدال نقره گرفت.


اندکی به مهدی الفتی‌ها و آرمان خدایی‌ها توجه کنیم که در اوج منازعات مدیریتی در ژیمناستیک در ناگویا مدال نقره گرفتند.
به فکر بانوانی باشیم که مانند فاطمه مجلل‌ها در روئینگ مدال طلا برای کشور به ارمغان آوردند. این بانوان علیرغم محدودیت‌های موجود، موضوعات جنگ و بمباران و موشک باران نتوانستند بدرستی تدارک ببینند. اما با تمام وجود در میدان مبارزه در رویینگ، کاراته و دوومیدانی مدال‌های خوش رنگ کسب کردند.


باید به هوش باشیم و مسیر ورزش و‌فوتبال را با حاکمیت همسو کنیم. اگر رشته‌ای از قافله عقب مانده، با هدایت و راهبری درست آنها را به راه و مسیر درست راهنمایی کنیم. جایز نیست به فوتبالی که پرهزینه است و مزاحم تا این اندازه توجه شود و حرف آنکه مدیریت فوتبال نیازمند تغییر ساختار و نگرش کلی است و با این دست فرمان بجایی نمی‌رسد.


*احمد میرزاییان

برچسب ها:
ارسال نظر
captcha