راز ساختن " امپراتوری پاریسنژرمن "
کیهان ورزشی-
یوهان کرویف، اسطوره هلندی که لوئیس انریکه، سرمربی پاریسنژرمن یکی از علاقهمندان به او محسوب میشود، همیشه میگفت که سختترین کار در فوتبال رسیدن به اوج نیست، بلکه قهرمانی مجدد بعد از چشیدن مزه قهرمانی است. داشتن موفقیت پایدار پیچیدهتر از رسیدن به موفقیت است. دفاع از عناوین قهرمانی نیازمند رویکردی متفاوت است، به خصوص وقتی تیم قهرمان تبدیل به هدفی میشود که همه میخواهند آن را شکست دهند.
چنین ایدهای همین حالا درون پروژه انریکه در پاریسنژرمن جریان دارد. آنها در حالی پا به فصل جدید میگذارند که بعد از کسب تاج پادشاهی اروپا، جاهطلبیهای زیادی دارند. این تیم نمیخواهد آرام بگیرد. آنها میخواهند به سلطه خود ادامه دهند، باز هم قهرمان شوند و موفقیتهای اخیر را تبدیل به یک دوره تسلط طولانی مدت کنند.
پاریسنژرمن به عنوان مدافع عنوان قهرمانی در دو فصل اخیر، میتواند با کسب سومین قهرمانی متوالی به دستاوردی تاریخی برسد و تبدیل به دومین تیمی شود که چنین کاری را انجام میدهد. در تورنمنتهای داخلی نیز باشگاه فرانسوی به دنبال سومین قهرمانی پیاپی در لیگ است تا توانایی گروه در مدیریت فشار ناشی از موفقیتها و همچنین برآورده کردن انتظار هواداران سنجیده شود.
اما مسیر رسیدن به موفقیت، بیمانع نیست. پاریسنژرمن فصل را به بهترین شکل ممکن شروع نکرده و تا لحظه نگارش این مطلب سه برد، دو تساوی و یک شکست داشته است. با این وجود به نظر نمیرسد اضطرابی در میان بازیکنان وجود داشته باشد و نتایج اخیر هم منجر به زیر سوال رفتن پروژهای که هدایت آن برعهده مربی اسپانیایی است، از سوی مدیران باشگاه نشده است.
فلسفه کرویف
لوئیس انریکه لغزش شروع فصل را شروعی بر یک بحران که نیازمند تغییر مسیر باشد، نمیبیند، بلکه مانند بخشی از یک فصل طولانی با آن رفتار میکند که نمیتوان بر اساس چندین بازی محدود قضاوت کرد. پاریسنژرمن فصل گذشته هم شرایط مشابهی داشت ولی توانست توازن خود را بازیابی کند و نتایجی بگیرد که آنها را به قله فوتبال اروپا برساند. به همین خاطر هم سرمربی باشگاه معتقد است که کیفیت و تجربه لازم برای عبور از شرایط فعلی را دارد، البته به شرطی که نظم و باور بازیکنان به تمرینات روزانهشان حفظ شود.
انریکه این اعتماد به نفس را با سوالی به این شکل نشان داد: «آیا میخواهید علیه ما شرط ببندید؟» این حرف تنها یک پاسخ به یک انتقاد معمولی نبود، بلکه نشان میداد که مربی به توانایی بازیکنانش به بازگشت به روزهای خوب اعتماد دارد و نمیخواهد قضاوتی زودهنگام در مورد گروهی داشته باشد که به شرایط سخت عادت کردهاند.
گرفتن نتایج خوب تنها نیمی از ماجراست. چالش واقعی فرار از تله موفقیت است. وقتی بازیکنان تمام قهرمانیها را به دست میآورند، به راحتی قانع میشوند یا شروع به این باور میکنند که جایگاهشان در تیم بدون تلاشهای بیشتر تضمین شده است.
اینجاست که یکی از مهمترین وظایف انریکه به عنوان مربی خودنمایی میکند: نگه داشتن بازیکنان در شرایط رقابتی دائمی و قانع کردن آنها که دستاوردهای گذشته مصونیت فراهم نمیکند و قرار گرفتن در ترکیب اصلی برای هیچکس به صرف سابقهاش در تیم رزرو شده نیست و همه بر اساس عملکرد، آمادگی و تعهد به تیم در ترکیب قرار میگیرند.
پروژه، مهمتر از بازیکنان است
مدیران پاریسنژرمن از هیچ فرصتی برای بیان اعتمادشان به سرمربی فروگذار نکردهاند. آنها این اعتماد را به قدمهایی عملی تبدیل کردند تا نشان دهند میخواهند به همین مسیر ادامه دهند. انریکه قرارداد جدیدی تا سال ۲۰۳۰ امضا کرده است. این قدم نشان میدهد که مدیران میخواهند پروژهای بلندمدت تحت هدایت این مربی داشته باشند و دیگر مثل سالهای اولیه قصد انجام تغییرات مکرر را ندارند.
علاوه بر تمدید قرارداد مربی، سران باشگاه تمدید قرارداد برخی از بازیکنان مهم تیم نظیر ژوائو نوس، فابین رویس، ویلیان پاچو، لوکاس برالدو و سنی مایولو را اعلام کردند.
این اقدامات پیامی واضح برای رختکن تیم دارد: پروژه باشگاه با یک گروه خاص متوقف نمیشود. باشگاه با نگه داشتن بازیکنان کلیدی در حال برنامهریزی برای آینده است و در عین حال به پرورش بازیکنانی که میتوانند کیفیت تازهای به تیم اضافه کنند، ادامه میدهد.
ثبات تنها به بازیکنان و مربی تیم محدود نمیشود و به کادر فنی که از زمان آمدن انریکه به پاریس در سال ۲۰۲۳ به بعد دستخوش تغییرات مهمی نشده نیز گسترش پیدا میکند. خواکین والدز یکی از مهمترین دستیاران مربی اسپانیایی است و از زمان حضور انریکه در تیم ذخیرههای بارسلونا در کنار او بوده است. وی فقط یک دستیار فنی نیست. او ایجاد کننده خط ارتباطی مهمی بین بازیکنان و مربیان است و به ایجاد توازن در میان بازیکنان کمک میکند.
والدز نقشی دارد که شرح وظایف آن فراتر از مربیگری است. او به خوبی از اخلاقیات انریکه خبر دارد و میتواند زمانی که فشارها با شرح وظایف مربی تداخل پیدا میکند، به او در بازیابی تمرکزش کمک کند. والدز اکثر اوقات در پسزمینه کنفرانسهای خبری حضور دارد که همین گویای حضور دائمی او در کنار مربی است.
رافائل پل هم بخش مهمی از مسائل استراتژیک تیم را مدیریت میکند و دستیار دوم انریکه است و به طور کلی سیستمی وجود دارد که روی تقسیم وظایف و ایجاد ثبات در هنگام کار کردن تمرکز دارد.
عمق ترکیب
بیشتر جزئیات مسائل فنی سر جای خودش قرار دارد، اما یکی از قابل توجهترین پیشرفتهای پاریسنژرمن این است که آنها حالا بازیکنان بیشتری در اختیار دارند که میتوانند بدون افت سطح تیم از آنها بهره ببرند. فصل گذشته نشان داد که عمق ترکیب میتواند بین تیمی که برای کسب عناوین رقابت میکند و تیمی که تنها میخواهد به قهرمانی برسد، تفاوت ایجاد کند. فصل طولانی مسابقات متوالی، سفرها، فشارها و مصدومیت را در پی دارد و این اجازه نمیدهد که در تمام تورنمنتها فقط به تعداد محدودی از بازیکنان خود اتکا کنید.
انریکه حالا میتواند به یک یا چندین بازیکن اول خود استراحت دهد و حتی برخی از نامهای برجسته را در فهرست روز بازی قرار ندهد و تیم هم الزاما دچار افت عملکرد نشود. عثمان دمبله در فهرست تیمش در دیدار مقابل لومانس قرار نداشت و لوکاس هرناندز نیز در مقاطع اولیه فصل چندین بار از ترکیب بیرون گذاشته شده بود.
چنین تصمیمی الزاما به معنای وجود مشکل نیست، بلکه نشان دهنده علاقه کادر فنی برای مدیریت فشار فیزیکی بازیکنان و تضمین این موضوع است که مهرههای کلیدی در مسابقات بزرگ در بهترین شرایط ممکن حاضر شوند.
این فلسفه در دیدار مقابل لومانس کاملا قابل دیدن بود. انریکه به ۸ بازیکنی میدان داد که معمولا در بازیهای مهم در ترکیب اصلی نمیگذارد. وقتی بازی مساوی شد، او به ۴ تن از بازیکنان اصلی خود میدان داد و برنده مسابقه شد.
این رویکردی است که نشان میدهد مربی نمیخواهد فقط یک تیم اصلی و یک تیم دوم داشته باشد، بلکه خواهان بازیکنانی است که بتوانند با نیازهای هر بازی خودشان را وفق دهند و روی نیمکت هم گزینههایی تاثیرگذار باشند.
عمق ترکیب به انریکه این فرصت را میدهد تا با انعطافپذیری بیشتری مسابقات فصل را مدیریت کند و احتمال خسته شدن بازیکنان کلیدی تیمش را قبل از شروع مقاطع مهم کاهش دهد. این موضوع همچنین این حقیقت را برای همه بازیکنان آشکار خواهد کرد که رقابت برای قرار گرفتن در ترکیب اصلی متوقف نخواهد شد.
رفتن بازیکنان بزرگ؛ چرا پاریسیها ترسی ندارند؟
شکل دادن مجدد تیم تنها محدود به بیشتر کردن بازیکنان در دسترس نشد، بلکه بعد از جدایی گونسالو راموس، بردلی بارکولا و لی کنگ این، شامل ایجاد تغییراتی در خط حمله تیم نیز بود. دنی خیل، خبرنگارکوپ در پاریس میگوید که باشگاه پاریسی بیشتر علاقه به جذب بازیکنانی داشت که میخواستند پیشرفت کنند، زیرا برخی از بازیکنان قبلی تیم به قهرمانیهای زیادی رسیده و پاداشهای مالی سخاوتمندانهای هم دریافت کرده بودند.
خیل میگوید که باشگاه نمیتوانست دقایق بازی که بارکولا میخواست را به او بدهد و به همین خاطر شروع به گشتن به دنبال بازیکنانی کرد که عطش و جاهطلبیهای بیشتری برای فاز جدید برنامههای تیم داشته باشند. نکته مهم در این موضوع، انگیزه شخصی بازیکنان است، هم در مورد انتخاب ترکیب اصلی و هم در مورد استعداد و تواناییهای فنی. بازیکنی که تواناییهای فنی فوقالعادهای دارد، به تنهایی برای تضمین موفقیت سیستمی که نیازمند تعهد پایدار و قبول رقابت و کار طبق قوانین تعیین شده از سوی مربی است، کافی نیست.
میکا گوتس و فران تورس نمونههایی از بازیکنانی بودند که میخواستند خودشان را در سطح بالاتر ثابت کنند و دوران حرفهایشان تفاوت زیادی با بازیکنانی داشت که تیم را ترک کردند. بنا به صحبتهای خیل، کادر فنی بر این باور نبود که بارکولا با وجود درخششهای تکنیکی که از خودش نشان داده بود، بتواند به سطح بازی دمبله برسد. با این حال همین درخششها کافی بود لیورپول قانع شود ۱۲۳ میلیون پوند برای خرید او بپردازد و همین انتقال نشان دهنده ارزشی است که یک بازیکن با استعداد میتواند در بازار نقل و انتقالات داشته باشد.
دیدگاه انریکه روی نگه داشتن بازیکنان بزرگ، آن هم فقط به صرف شهرتشان یا این فرض که بازیکنی که در رسیدن به قهرمانیها کمک کرده، برای همیشه بهترین گزینه تیم خواهد بود، بنا نشده است. انریکه میخواهد ببیند هر بازیکن چقدر میتواند در مرحله بعدی پروژه، همچنان در خدمت تیم باشد.
فران تورس؛ از مشکلات ذهنی تا روحیه بالا
در این زمینه فران تورس یکی از جذابترین موارد است. آمدن این بازیکن به پاریس صرفا یک قدم دیگر در دوران حرفهای وی نبود، بلکه فرصتی در جهت بازیابی اعتماد به نفس و زدن مهر تاییدی بر تواناییهای او برای تاثیرگذار ظاهر شدن بود. او از نظر روانی در بارسلونا روزهای سختی را سپری کرد، به خصوص در دورانی که به طور فیکس به کار گرفته نمیشد و این در حالی بود که فصل قبلش توانسته بود بهترین آمار گلزنی خود را به ثبت برساند.
تورس روی تقویت قدرت روانی خود کار کرد تا جایی که خودش را "کوسه" نامید، چیزی که نشاندهنده علاقه او در مواجهه با چالشهای سخت بود و نشان داد که اجازه نمیدهد موانع، باور وی به تواناییهایش را تضعیف کند.
حالا، بعد از به ثمر رساندن گل پیروزی اسپانیا در فینال جامجهانی و زدن ۷ گل در فرانسه، او برای اولین بار در دوران حرفهای خود حس میکند که بازیکنی مهم است. این احساس در نحوه مواجهه او با نقشش در ترکیب تیم هم مشخص است. او با ذات سیستم تیمی که به آن پیوسته به خوبی آشنایی دارد و درک میکند که انریکه تیمش را حول محور یک ستاره خاص نچیده است و تیم حول گروهی از بازیکنان بنا شده که وظایفی مشترک دارند.
در تیمهای انریکه، مهاجم، مهمتر از مربی نیست و ستاره تیم هم همیشه بر دیگران برتری ندارد. مربی سبک بازی، استانداردها و وظایف را تعیین میکند و بازیکنان باید خودشان را با سیستم وفق دهند. این یکی از ستونهایی است که دلیل موفقیت پاریسنژرمن در غیاب ستارههای بزرگ و بدون از دست رفتن هویت یا بازسازی کامل تیم را توضیح میدهد.
از قراردادهای گران تا یک سیستم بینقص
احتمالا مهمترین تغییر در دوران انریکه نحوه تغییر وجهه پاریسنژرمن است. بعد از سپری کردن سالهایی که پروژه باشگاه صرفا روی جمع کردن ستارههای بزرگ و خرج کردن فراوان بود، تیم فعلی پاریسنژرمن مدل متفاوتی بر اساس توازن تکنیکی، برنامهریزی و استفاده از استعدادهای جوان ارائه داده است. مالکان قطری به انریکه قدرت و فضای کافی دادهاند - کاری که برای هیچ مربی دیگری به این شکل انجام نداده بودند - و همین به او اجازه داده تا دیدگاهش را با جزئیات روی پروژه تیم اجرا کند، از انتخاب بازیکن گرفته تا تمرینات روزانه و پیشرفت ستارههای نوظهور.
حالا دیگر آکادمی تیم دیگر صرفا یک ساختمان درون باشگاه نیست و تبدیل به بخشی از استراتژی بلندمدت تیم شده است. فصل گذشته چهار بازیکن آکادمی یعنی زئیره امری، سنی مایولو، کوئنتین نجانتو و ابراهیما امبایه در لیگ قهرمانان به میدان رفتند که نشان دهنده علاقه باشگاه به باز کردن مسیر برای بازیکنان جوان است. مدیران نمیخواهند خرید بازیکن از باشگاههای دیگر تنها راه ممکن برای بهتر کردن تیم باشد.
زمین تمرینی جدید هم نمایانگر همین فلسفه است. تیم اصلی در بخش بالایی مجموعه قرار دارد و آکادمی پایینتر است. تصویری که نشان میدهد بازیکنان جوان باید مسیری را بالا بروند تا به بالاترین سطح فوتبال برسند. این زمین تمرین که در نوامبر ۲۰۲۴ افتتاح شده، ۳۵۰ میلیون یورو هزینه داشت و برای اولین بار تیمهای اصلی باشگاه و آکادمیهای مردان و زنان و مدرسهها همگی در یک جا جمع شدهاند. موضوع فقط ساختمانها و امکانات نیست، بلکه موضوع تلاشی است که برای واحدسازی فضا انجام شده تا تیمهای مختلف باشگاه از یک روش واحد استفاده کنند و فرصتهای بهتری برای رشد بازیکنان و پیگیری روند رشد آنها فراهم باشد.
فلسفه واحد، از بالا تا پایین
این روش از تیم اصلی شروع میشود و به تیمهای پایه بسط پیدا میکند و به این شکل فلسفه انریکه پایه و اساسی برای فعالیت درون آکادمی نیز خواهد بود. مربی تیم زیر ۲۳ سالهها یکی از بازیکنهای سابق باشگاه است ولی روشی که در تمرینات استفاده میکند، همان اصولی است که انریکه در تیم اصلی پیاده کرده و جلسات مداومی برگزار میشود تا همه بخشها وظایف خود را به درستی انجام دهند.
یوهان کابایه، مدیر مرکز تمرینی دائما با لوئیز کمپوس، مدیر ورزشی باشگاه در ارتباط است. کامپوس و انریکه هر وقت که بتوانند در بازیهای تیمهای پایه به عنوان تماشاگر حاضر میشوند تا استعدادهای باشگاه را تماشا کنند و روند رشد آنها را به شکل مستقیم و از نزدیک ارزیابی کنند.
اهمیت چنین سیستمی هنگام پنجره بازیهای ملی بیش از هر وقت دیگری مشخص شد، چرا که در حالی که تنها ۴ بازیکن تیم اصلی در باشگاه حاضر بودند، ۱۶ بازیکن آکادمی به اردوی تیمهای ملی خود دعوت شده بودند.
چنین شرایطی به انریکه اجازه داد تا سه هفته کامل با بازیکنان جوان تمرین کند و به آنها این فرصت را بدهد تا جلوی سرمربی تیم اصلی تمرین کرده و استعداد خود را به دور از بازیهای رسمی و فشار مسابقات نشان دهند.
یکی از جنبههای مهم چنین پروژهای اینجا خودش را نشان میدهد. بازیهای ملی برای مربی دیگر صرفا زمانی برای نفس تازه کردن نخواهد بود، بلکه میتواند تبدیل به فرصتی برای ارزیابی استعدادهای جوان، گزینههای آینده برای استفاده در تیم و شناسایی بازیکنانی باشد که میتوانند در تمرینات تیم اصلی حضور پیدا کنند.
به همین خاطر، ساختن تیم فقط به اتفاقاتی که در بازار نقل و انتقالات میافتد، محدود نمیشود. همه چیز از دل باشگاه و با طی کردن سیستمی مشخص از آکادمی شروع میشود و به سمت کادر فنی و مدیر ورزشی میرود و بازیکنان جوان مسیری مشخص به سمت رقابت در بالاترین سطح را طی خواهند کرد.
دیواری بین انریکه و رسانهها
انریکه ترجیح میدهد فاصلهای بین زندگی حرفهای خود و کنجکاوی خبرنگاران ایجاد کند. وقتی از او پرسیدند در سه هفته وقفه بازیهای ملی چه کرده است، فقط گفت که این موضوع برای هیچکس جذاب نیست. این جواب تاییدی بود بر رویکرد این مربی برای ایجاد حد و مرزی مشخص بین مسائلی که به کار او مربوط است و مسائلی که دوست ندارد در موردشان حرف بزند.
این مربی رابطه خوبی با تعداد محدودی خبرنگار اسپانیایی دارد و گاهی اوقات به پیامهای آنها جواب میدهد، اما در مورد فرانسویها قوانین سختگیرانهتری دارد. هیچ جایی برای گفتوگوهای غیر رسمی که ممکن است بعدا منتشر شود یا صرف قهوه با خبرنگاران یا مصاحبههای اختصاصی وجود ندارد. او ترجیح میدهد رابطهاش با رسانهها توسط باشگاه مدیریت شود و به این شکل وارد جزئیاتی نمیشود که دوست ندارد در موردشان صحبت کند.
در اولین سال حضور انریکه در پاریسنژرمن، او سوالات را به زبان اسپانیایی پاسخ میداد ولی حالا خیلی روان فرانسوی صحبت میکند که نشان دهنده علاقه اش به ارتباط برقرار کردن با بازیکنان و رسانهها به شکل مستقیم است. وقتی صحبت از فوتبال باشد، او شخصی تودار نیست. هنگامی که در مورد مسابقه با انریکه صحبت میکنند، او مربی جذابی است که نظراتی مشخص دارد و ترسی از بیان نظراتش ندارد.
لیگ قهرمانان
انریکه در حالی وارد مسابقات این فصل لیگ قهرمانان شده که به خوبی از ذات چالشی که در انتظار اوست خبر دارد. کسب عناوین قهرمانی پاریسنژرمن را در جایگاهی فوقالعاده قرار داده، اما سطح انتظارات نیز بالا رفته و هر بازی محکی است برای توانایی تیم در حفظ سطح بالای خود.
در میان جاهطلبیها برای فتح سهگانهای تاریخی، بازسازی تیم، پرورش استعدادهای جوان و ایجاد نظم در رختکن، مربی اسپانیایی میخواهد ثابت کند که موفقیت فقط با نامهای بزرگ به دست نمیآید و نیازمند یک سیستم کامل است که میداند چه میخواهد و چگونه به آن میرسد.
انریکه مربی است که میتواند فشار را مدیریت کند، به جایگاهی که در آن است اعتماد دارد و پروژهای را در پیش گرفته که در آن اختیارات زیادی دارد و در نتیجه باید مسئولیت بیشتری بر عهده بگیرد. چالش جدیتر همانطور که کرویف همیشه میگفت، کسب یک عنوان قهرمانی نیست، بلکه این است که هر بار انگیزه و روش لازم برای قهرمان شدن را پیدا کنید.
آرمین زمانی