ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
۰۲/آبان/۱۴۰۵
|
۱۳:۱۳
|
کد خبر: ۹۵۵۲۴
۱۲:۲۰
۱۴۰۵/۰۸/۰۲

مبارزه با جریان انحرافی در ورزش

مبارزه با جریان انحرافی در ورزش

کیهان ورزشی- 

 

وقتی خبر انصراف تیم تراکتور از بازی با ملوان میزبان، در هفته نهم مسابقات لیگ برتر و خروجش از ورزشگاه محل بازی در بندر انزلی منتشر شد، اولین سوالی که در ذهن مخاطبان این خبر منتشر شد آن بود که: آیا این بازی با نظر داوران و تائید ناظران فدراسیون فوتبال لغو شده است یا با نظر و رای مالک باشگاه؟ و اگر این دیدار با نظر و اراده مالک باشگاه "میهمان" لغو شده آیا چنین اقدامی حتی به سبب رفتار نامناسب گروهی از تماشاگران منتسب به میزبان مطابق عرف و مقررات موجود در فوتبال ما قابل دفاع و پذیرفتنی است یا خیر؟ ما در این مقال کاری به رای آینده کمیته انضباطی و زمان اعلام حکم آن نداریم! همچنین قرار نیست راجع به روند حقوقی بررسی پرونده و ارجاع احتمالی آن به کمیته استیناف توسط هر یک از طرفین دعوا مطلبی بنویسیم. اما ضروری است که بر حسب وظیفه به برخی از نکات این ماجرا اشاراتی کنیم به این امید که شاید رویه حاکم بر فضای فوتبال کشور از این پس عوض شده و شاهد تغییر رویکرد‌ها در این زمینه باشیم. فوتبال ما سال هاست که در حوزه مسائل فرهنگی با سه مشکل بزرگ و آشکار دست به گریبان است.۱) توهین و فحاشی روی سکو‌ها ۲) شعار‌های قوم گرایانه و ابراز تعصب‌های قومی در میدان فوتبال. ۳) مصاحبه‌ها و اظهارات غیرمسئولانه برخی از عوامل باشگاه‌ها در جهت تحریک گروهی از هواداران به ادامه رفتار‌های ناپسند. ما در طی این سال‌ها نه تنها موفق به ریشه یابی رفتار‌های پر تنش روی سکو‌ها نشدیم بلکه با ادامه این رفتار‌ها کار به طرح ادعای توهین‌های نژاد پرستانه و قومیتی در ورزشگاه و تهدید شکایت به فیفا کشیده شده است! وقتی ما در داخل کشور ادعا می‌کنیم که توهین نژاد پرستانه شکل گرفته یا به نژادی توهین شده در حقیقت این باور غلط را به مخاطبان خود القاء می‌کنیم که نژاد‌های مختلفی در کشورمان موجود است و بین این نژاد‌های فرضی اختلافات ریشه داری وجود دارد که در زمان و مکان برگزاری مسابقات داخلی به شکل رفتار‌های پرخاشگرانه بروز می‌کند. اما آیا چنین ادعا‌هایی صحیح است؟ پاسخ این سوال منفی است. ما نه تنها نژاد‌های مختلفی در کشورمان نداریم و بین آحاد مردم ما اختلافی وجود ندارد، بلکه در طی تاریخ چند هزار ساله خود این واقعیت مسلم را به اثبات رسانده‌ایم که ملت بزرگ ایران جز متحدترین و یک دست‌ترین ملل جهان به شمار می‌رود و همین ویژگی مهم بوده که در طول تاریخ موجب حفظ کشور، فرهنگ و هویت ملی ما گشته است. اما چه کسانی و به چه منظور به دنبال القای اختلاف بین مردم ما بوده و ادعای وجود تبعیض بین گروه‌های جمعیتی مختلف در کشور را مطرح می‌کنند؟ پاسخ به این سوال مهم که با مساله" امنیت ملی" ما گره خورده در حیطه وظیفه و تخصص نگارنده این سطور نیست، اما می‌توان گفت و نوشت که "وظیفه" بر کلیه مسئولان ورزش و فوتبال، چه در وزارتخانه ورزش چه در فدراسیون ها، هیئت‌ها یا باشگاه‌ها حکم می‌کند که: "نه تنها نباید بر القای تفکر‌های مسموم و پیاده سازی افکار انحرافی در ورزش کشور ناخواسته کمک کرد، بلکه باید با ارائه طرح و برنامه‌های جدی و عملیاتی راهی را برای مبارزه با این تهاجم بی سابقه و گسترده فرهنگی در ورزش کشور یافت و به کار بست. " در این میان مهم‌ترین کار و بهترین راه، آموزش و آگاه سازی کلیه مخاطبان و ذی نفعان فوتبال کشور به طرق و در فرصت‌های مختلف است. متاسفانه بخش عمده‌ای از ضعف و فقر فرهنگی موجود در ورزش ما به سستی دستگاه‌های فرهنگی و فرهنگ ساز کشور در این امر خطیر باز می‌گردد. امری که پیش از این نیز بار‌ها با تذکر و توصیه‌های دلسوزانه مسئولان عالی رتبه کشور به برخی مسئولان و دست اندرکاران امور فرهنگی گوشزد شده بود. وقتی جامعه مخاطب ما تفاوت برخی واژه‌ها را همچون "ملیت" و "قومیت" نمی‌داند و تصور می‌کند که "قومیت" می‌تواند یک ملیت و هویت متفاوت و مستقل از سایر اقوام را ایجاد کند. یا وقتی برخی از افراد مسئول در باشگاه‌ها این اشتباه‌ها و سوء تعبیر‌ها را در مصاحبه‌های خود دائم تکرار و تائید می‌کنند، آنجاست که کار خراب‌تر می‌شود. وقتی ما به اشتباه از تنوع نژادی در کشور سخن می‌گوئیم، ناخواسته این تفکر را القا می‌کنیم که در دل یک "ملت واحد" ملیت‌های مختلفی وجود دارد! البته ما در کشورمان تنوع قومی و زبانی داریم، اما اصطلاح نژاد‌های مختلف در ایران از نظر علمی دقیق نیست. به عنوان مثال آذری زبان بودن به معنای وجود یک تبار ژنتیکی واحد و مجزا نیست، چرا که در طول تاریخ عوامل مختلفی، چون مهاجرت، آمیختگی جمعیت‌ها و. در تغییر "زبان" موثر بوده و تغییر زبان به معنای جایگزین شدن یک جمعیت ژنتیکی متفاوت نسبت به جمعیت پیشین نیست. در حقیقت این تنوع قومی، زبانی و خرده فرهنگ‌ها و تفاوت‌های مربوط به آن، به معنای نژاد‌های انسانی مجزا با مرز‌های زیستی مستقل نیست. متاسفانه نه فدراسیون فوتبال و نه وزارت ورزش و جوانان هیچ یک در پاسخ به اعتراض‌هایی مبنی بر ادعای توهین قومیتی،  نه پاسخ روشنی داده‌اند و نه راهکاری برای تمام شدن این ماجرا ارائه شده است. اجازه دهید ما این مسائل را در چند بخش روشن کنیم. ۱) لفاظی‌ها و تنش‌های کلامی بین دو گروه مخالف از تماشاگران میهمان و میزبان را نباید به جمعیتی کثیرتر درکشور ارتباط داد. چون این سخن از نظر شکلی و عملی قابل اشکال است. ما به هیچ وجه نمی‌توانیم در دنیای امروز یک" باشگاه" را نماینده یک "قوم" تلقی کنیم، آن هم باشگاه‌هایی که شاید برخی از آنها حتی یک بازیکن، مربی یا سرپرست بومی هم نداشته باشند! درست است که در نهایت یک باشگاه متعلق به یک استان یا خطه است، اما لزوما نماینده یک قوم نیست. چرا که وقتی یک بازیکن یا سرپرست غیر بومی، رفتار زشت و زننده‌ای را در داخل یا بیرون زمین بازی مقابل دیدگان تماشاگران و رسانه‌های گروهی مرتکب می‌شود، آن فعل ارتباطی به قوم و اهالی یک شهر یا یک استان ندارد. همچنین وقتی جمعیتی قلیل در یک "ورزشگاه" شعار‌های هنجارشکنانه سر می‌دهند و گروهی دیگر در پاسخ لب به ناسزا باز می‌کنند، در این صحنه نیز هیچ یک از دو گروه "قلیل" حاضر در ورزشگاه نماینده واقعی قوم و تبار خویش نیستند، بلکه تنها مسئول رفتار زشت خود و قربانی ضعف‌های فرهنگی و سوء تدبیر و مدیریت حاکم بر فوتبال کشورند. ۲) توهین به هر شکلی چه جنسیتی چه قومیتی، قابل قبول نیست و نمی‌توان آن را اولویت بندی کرد. آیا باشگاهی در کشور می‌تواند ادعا کند که از حیث رعایت اصول اخلاقی، جوانمردی و ادب و احترام مرتکب کوتاهی و تخلف نشده است؟ ۳) اگر قوانین فیفا اجازه شعار‌های نژادپرستانه و تبعیض آمیز را در ورزشگاه‌ها نمی‌دهد منظور قانون گذار تنها فحاشی و توهین‌های قومیتی نیست، بلکه منظور کلیه رفتار‌ها و شعار‌هایی است که چنین معنایی را در ذهن ایجاد کند؛ بنابراین شعار‌های قوم گرایانه و مرزبندی‌های قومی در زمان برگزاری مسابقات در شمار قوانین مورد نظر فیفا قرار می‌گیرد. پس اگر قرار باشد محرومیت‌هایی با استناد به این مقررات شامل باشگاه‌های متخلف شود فدراسیون فوتبال باید به صراحت در این خصوص اعلام موضع و تکلیف همه را مشخص کند. ۴) ما به عنوان ذی نفعان فوتبال باید بدانیم مجری قوانین نیستیم و اجازه نداریم به جای مجریان قوانین فوتبال تصمیم گیری و راسا عمل کنیم. ۵) باید به روشنی مشخص کنیم که طرح برخی مطالبات غیر مرتبط یا شعار‌های خارج از موضوع ورزش و فوتبال در ورزشگاه‌ها مجاز است یا خیر؟ و اگر چنین شد باز می‌توان فردی که تنها بلیت یک مسابقه را تهیه کرده و به منظور دیگری به ورزشگاه رفته را "تماشاگر فوتبال" خواند و از حقوق آن سخن گفت؟ ۶) ما به عنوان ذی نفعان فوتبال باید بدانیم که حق تهدید مسئولان فوتبال را برای صدور احکامی نزدیک به نظر خود نداریم و چنین فعلی خود مصداق بارز تخلف و تشویق به قانون گریزی محسوب می‌شود. برعکس ما باید در هر "جایگاه" به اجرای قانون و مقررات موجود کمک کرده و سهم خود را در اصلاح امور فرهنگی ورزش و فوتبال کشور به درستی ادا کنیم.

یک" سوزن" به خودی یک "جوالدوز" به غیر

در خبر‌ها آمد که یکی از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی به سبب اتفاقات پیش از بازی تیم‌های ملوان و تراکتور وزیر ورزش و جوانان را تهدید به استیضاح کرده است. شکی نیست که طرح چنین موضوعی حق مسلم هر نماینده‌ای است، اما باید دید این دغدغه‌ها تا چه حد در امر برآورده کردن انتظاری که از نقش مجلس شورای اسلامی در توسعه و بهبود امور ورزش کشور داشتیم موثر خواهد بود؟ به عنوان مثال از سال ۱۳۸۹ که قانون تبدیل سازمان تربیت بدنی و ملی جوانان به وزارت ورزش و جوانان تصویب و پس از آن اعمال شد مجلس شورای اسلامی تا چه اندازه موفق شده از ابزار‌های قانونی و نظارتی خود در جهت پیشبرد امر تربیت بدنی و ورزش کشور بهره ببرد و چه نقشی در توسعه ورزش کشور داشته است؟ آیا بستر‌های قانونی مورد نیاز برای توسعه همه جانبه و متوازن ورزش در حوزه‌های همگانی، سلامت عمومی، ورزش پرورشی، بانوان و زیرساخت‌ها فراهم شده است؟ آیا نظارت‌ها با ضمانت‌های اجرایی لازم همراه بوده؟ آیا شاخص‌های ارزیابی عملکرد در ورزش تعیین شده؟ آیا نظارت‌های مستمر و هدفمندی در خصوص نحوه تخصیص اعتبارات، میزان پرداخت‌ها و نتایج هزینه کرد‌های حوزه ورزش به عمل آمده؟ سازوکار‌های پایش اجرای برنامه‌های توسعه کشور در حوزه ورزش چه بوده؟ با دستگاه‌های متخلف و کم کار چه برخوردی شده؟ آیا گزارش‌های نظارتی کمکی به اصلاح امور ورزش کشور کرده؟ چه درصدی از تکالیف ورزشی برنامه‌های توسعه کشور اجرایی و عملیاتی شده؟ بین تصویب تکالیف قانونی تا تحقق منابع مالی فاصله معنا داری بوده یا خیر؟ متاسفانه با تشکیل وزارت ورزش و جوانان به بهانه افزایش قدرت و اختیار مجلس شورای اسلامی در حوزه ورزش، انتظار‌های به حقی که از مجلس وجود داشت به طور کامل برآورده نشده، از جمله کمک به رفع مشکل بزرگی به نام "نگاه جزیره‌ای" در ورزش کشور، در مقابل انتظار‌ها و مطالبات برخی از نمایندگان مجلس از وزیر ورزش و جوانان به پیچیده‌تر شدن این "مساله" کمک کرده تا نگاه جزیره‌ای به مقوله ورزش کشور در عمل پر رنگ‌تر و با اهرم فشار قانونی برخی نمایندگان، گاه سمت و سویی خارج از برنامه‌ها و شرح وظایف پیدا کند. خوب است که نمایندگان محترم در کنار مطالبه گری برای حوزه انتخاباتی خود در امر نظارت بر عملکرد و رفتار برخی افراد مسئول ورزش در حوزه انتخاباتی خود با یک "نگاه ملی" جدیت و حساسیت بیشتری به خرج دهند.     

 

*مازیار مهرانی

برچسب ها:
ارسال نظر
captcha