ایرانِ قوی، ورزشِ قوی

      
۰۹/آبان/۱۴۰۵
|
۱۳:۳۴
|
کد خبر: ۹۵۶۱۵
۱۱:۵۷
۱۴۰۵/۰۸/۰۹

با روحیه "ایرانی" به "میدان" بیایید

با روحیه "ایرانی" به "میدان" بیایید

کیهان ورزشی- 

 

مصاحبه مطبوعاتی جواد نکونام سرمربی تیم تراکتور پس از شکست "دو بر یک" این تیم از العین امارات نشان داد که وی بیش از آن که به مسائل فنی و نحوه بازی بازیکنانش در این دیدار توجه کند، تمرکزش بر جنبه حاشیه‌ای این رقابت‌ها بیشتر معطوف بوده و باعث تاسف است که تصور می‌کنیم: شیوه غلط رایج در فوتبال داخلی قابل تعمیم به مسابقات قاره‌ای را هم دارد! مربیان ما آموختند که مشکلات خود را از طریق مصاحبه‌های تند و انتقاد آمیز علیه مسئولان پیدا یا ناپیدایی حل کنند که همیشه در زمان ناکامی از آنها به عنوان مانعی برای موفقیت این گروه از مربیان و تیم‌های باشگاهی یاد می‌شود. جمله‌هایی همچون:"نمی خواهند ما موفق شویم. " یا "با ما و تیم مان مشکل دارند! " جمله‌های آشنایی است که در زمان ناکامی بار‌ها آنها را از زبان مربیان، سرپرستان، مدیران و مالکان اغلب باشگاه‌های حاضر در لیگ برترمان شنیده‌ایم. در مقابل، چون هیچ بازخواست و حساب رسی در مورد رفتار‌ها و گفتار‌های عوامل باشگاهی در فوتبال ما وجود ندارد نه تنها این شیوه متعرضانه و طلبکارانه هیچگاه در فوتبال ما منسوخ نشده، بلکه در مواردی کارایی خود را هم در عمل نشان داده است! وقتی فدراسیون فوتبال، سازمان لیگ و کمیته داوران تحت تاثیر این مصاحبه‌ها زیر فشار خرد کننده تماشاگران و هواداران دو آتشه برخی از باشگاه‌ها و شاید عده‌ای افراد غیرمرتبط با فوتبال قرار می‌گیرند، خواه ناخواه تیم‌های همیشه معترض حاشیه امنیت بهتری احساس می‌کنند و این برای سایرین می‌تواند نگران کننده و عامل عقب ماندگی از جریان روز حاکم بر فوتبال ما تلقی شود!. تیم‌هایی که تا وقتی برنده و قهرمان هستند و احکام صادره همسو با نظر آنهاست، همه چیز این فوتبال خوب و زیبا به نظر می‌رسد! اما وای به روزی که سر "تقدیر" یا شاهین عدالت، اندکی کج به سوی دیگری بچرخد، آنگاه زمین و زمان زیر سوال و در معرض اتهام‌های مختلف قرار خواهد گرفت و در این راه آنچنان بی مهابا تندروی خواهد شد که گویی برخی تیم‌ها خود را "بیگانه" و همه را غیر خودی دیده و می‌خوانند! و دقیقا همین رویکرد و رویه نامطلوب و سکوت در قبال آن است که فوتبال ما را به لحاظ "فرهنگی" و اخلاق حرفه‌ای به خاک سیاه نشانده و حتی تاثیر سویی بر حوزه فنی فوتبال ما داشته است! ما در کلیات مخالفتی با اصل صحبت‌های جواد نکونام درکنفرانس مطبوعاتی این بازی نداریم. "این که شرایط تیم‌های ما با رقبا برابر نیست، این که حق مسلم ما برای میزبانی نادیده گرفته می‌شود و. "، اما سوال این جاست که: این گلایه‌ها و انتقاد‌ها چه دردی از تیم‌های ما دوا خواهد کرد؟ آیا کنفدراسیون فوتبال آسیا از مواضع خود به دلیل اعتراض یک سرمربی در کنفرانس مطبوعاتی عدول می‌کند؟ آیا یه این ترتیب میزبانی به کشورمان بازخواهد گشت؟ آیا "العین" و سایر رقبا برای همسان سازی و رقابت عادلانه قید بازیکنان خارجی خود را خواهند زد و ستاره‌های خود را مقابل ما از سر "دلسوزی" به نیمکت تبعید خواهند کرد؟ از همه این‌ها گذشته آیا این اعلام نظر از سوی سرمربی یک تیم غیر حرفه‌ای نیست که در کنفرانس مطبوعاتی خطاب به رقبا بگوید: " ما در لیگ نخبگان آسیا شانس کمی برای صعود قائل هستیم و تمرکزمان روی لیگ خودمان است. ما بازیکنان کافی برای حضور در این جام، مانند شما، سایر تیم‌های لیگ نخبگان و حتی تیم‌های دیگر ایرانی، در اختیار نداریم. توانایی رقابت با این شرایط را نداریم و اگر شرایط برابر بود، موضوع فرق می‌کرد! " آیا این طرز فکر و نگرش سرمربی یکی از بهترین تیم‌های داخلی مبنی بر این که شانسی برای موفقیت تیم خود در لیگ نخبگان فوتبال آسیا قائل نیست و آن را به صراحت اعلام کرده و در مقابل رقبا اظهار عجز و درماندگی کند، رقت انگیز و به دور از روحیه مبارزه جویی که در ذات و فرهنگ ورزش نهادینه است، به نظر نمی‌رسد؟! جای تعجب است که یک تیم به "نمایندگی" از یک کشور بزرگ، که علی رغم همه سختی‌ها و ناملایمات در طی دهه‌های اخیر خم به ابرو نیاورده و قدمی در مقابل دشمنان خود عقب ننشسته، به میدان بیاید و این چنین خود را از پیش بازنده بداند! چرا؟. چون شرایط ما با رقبا برابر نیست! شاید بد نباشد به سرمربی جوان تراکتور یاد آور شوند که:در تمام این سال‌ها برای ما شرایط برابری تعریف نشده، اما ما با استقامت، ایمان و تلاش" قدرت" خود را به دست آورده و اقتدارمان را تحمیل کرده‌ایم. ما نیازی به جلب ترحم و همدردی "بیگانه" نداشته و نداریم و متکی به خود هستیم آیا در حوزه ورزش و فوتبال باید به غیر از این بیندیشیم؟ اگر ورزش را خارج از میدان سیاست هم در نظر بگیریم باز تغییری در این اصل به وجود نخواهد آمد که: "در میدان ورزش باید بر اساس داشته‌ها برنامه ریزی و مدیریت کرد و اتفاقا با همان داشته‌ها برای کسب بهترین نتیجه با تمام وجود مایه گذاشت. " اتفاقا با نگاهی به تاریخ ورزش و فوتبال خود درخواهیم یافت که ما در شرایط نابرابر و سخت همیشه بهترین نتایج را گرفتیم و هر گاه در پر قو خواب بودیم، بدترین نتایج را مقابل ضعیف‌ترین‌ها کسب کرده‌ایم! نمی‌خواهیم در این مقال متهم به شعاردادن و رویا فروشی شویم. خیر به هیچ وجه.   اتفاقا ما با استناد به همین بازی می‌نویسیم که اگر تراکتور باور به پیروزی داشت و از ابزار خود به درستی بهره می‌گرفت هرگز از همین العین شکست نمی‌خورد. تراکتور متاسفانه خود را به دام "حواشی" افکنده، حواشی زیادی که تمرکز فنی را از این تیم گرفته است. ما بر خلاف سرمربی این تیم معتقد هستیم علی رغم همه مشکلات تراکتور می‌تواند و باید بهتر نتیجه بگیرد. البته کسی ادعای قهرمانی در لیگ نخبگان را ندارد، چرا که پیش از این نیز که به زعم ما شرایط "برابر" بود نتوانسته بودیم که در لیگ قهرمانان و نخبگان آسیا قهرمان شویم و حتی در مقابل دیدگان صد هزار تماشاگر خودی نیز مغلوب شده‌ایم. پس بازی در خانه بدون طرح و برنامه، بدون اعتماد به نفس و ابزار موفقیت به تنهایی چاره ساز نیست. ما برای قهرمانی در این مسابقات به جز شرایط برابر نیازمند یک تغییر و تحول اساسی در فوتبال مان هستیم. اما سوال اینجاست که چرا در مسابقات لیگ فوتبال آسیا شرکت می‌کنیم؟ اگر حضور در این مسابقات برای ما بی فایده و مایه عذاب است و ما خود را محکوم به شکست و ناکامی در این رویداد‌ها می‌دانیم، چرا برای شرکت در آن به آب و آتش می‌زنیم؟ اگر معتقد هستیم که باید با تیم امید خود در این رقابت‌ها حاضر شویم یا تمرکز خود را بر لیگ داخلی بگذاریم چه اصراری به شرکت در این مسابقات داریم؟ آیا بهتر نیست این فرصت در اختیار تیم‌های تشنه مبارزه و رقابت قرار گیرد؟ تیم‌هایی که با روحیه ایرانی به میدان مبارزه با رقبا بیایند و در میدان باقی بمانند؟ وانگهی آیا هدف از شرکت در مسابقات لیگ داخلی کسب سهمیه مسابقات باشگاهی آسیا نیست؟ پس چرا نقض غرض؟!

 

*مازیار مهرانی

ارسال نظر
captcha