فرصتی که ساپینتو به دست آورد

کیهان ورزشی-
هفته قبل در همین صفحه، با اشاره به مصاحبه ریکاردو ساپینتو، سرمربی پرتغالی استقلال و انتقادهای او از علی تاجرنیا، پیشبینی کردیم که از این پس سرمربی خارجی آبیها از هر فرصتی برای حمله به نفر اول باشگاه استفاده خواهد کرد. دیداری که میان استقلال تهران و استقلال خوزستان برگزار شد، همان فرصتی بود که ساپینتو برای دومین بار لب به انتقاد از مدیر باشگاه باز کند.
این انتقادها بیمقدمه نبوده و ظاهراً ریشه در اتفاقی دارد که بین دو نیمه مسابقه رخ داده است؛ جایی که علی تاجرنیا وارد رختکن استقلال میشود و به بازیکنان توصیههایی میکند، اقدامی که با واکنش تند ساپینتو مواجه شده و او چنین رفتاری را "غیرحرفهای" دانسته است. هرچند ترغیب بازیکنان به پیروزی شاید از نگاه مدیر باشگاه نیت مثبتی داشته باشد، اما ورود به حریم فنی تیم، به ویژه در حساسترین لحظات مسابقه، اقدامی است که در فوتبال حرفهای جهان کمتر نمونهای برای آن میتوان یافت.
واقعیت این است که نه تاجرنیا و نه هیچ مدیر دیگری، اجازه حضور در محدوده فنی تیم و دخالت در امور کادرفنی را ندارد. چنین رفتاری حتی اگر از سر دلسوزی باشد، مرزهای حرفهای را مخدوش میکند و میتواند به ایجاد تنش و بیاعتمادی منجر شود. از این منظر، حق را باید به ساپینتو داد که نسبت به این اتفاق دلخور و معترض باشد.
اما فارغ از این حرکت عجیب، آنچه بیش از همه نگرانکننده به نظر میرسد، آینده استقلال است. شکافی که اکنون میان مدیریت و کادرفنی ایجاد شده، در کنار مشکلات فنی و کمبودهای موجود در ترکیب تیم، زنگ خطر را برای آبیها به صدا درآورده است. اختلافات پشتپرده اگر مهار نشود، میتواند مستقیماً روی عملکرد تیم در زمین مسابقه اثر بگذارد.
استقلال اگرچه در حال حاضر در بالای جدول قرار دارد و بهعنوان یکی از مدعیان اصلی شناخته میشود ولی این صدرنشینی نمیتواند ضعفهای فنی و حاشیههای مدیریتی را پنهان کند. تجربه نشان داده تیمهایی که در بیرون از زمین دچار تنش هستند، دیر یا زود درون زمین هم تاوان آن را میپردازند؛ موضوعی که اگر جدی گرفته نشود، میتواند استقلال را با چالشهای جدیتری مواجه کند.
یک خرید متفاوت؛ درس اخلاق از یاسر آسانی
هفته قبل خبری منتشر شد که در نوع خود جالب و قابلتوجه بود. یاسر آسانی، بازیکن آلبانیایی استقلال تهران، برای آنکه از مشکلات رفتوآمد یکی از اعضای کادر تدارکات تیم بکاهد، یک دستگاه خودرو برای او خریداری کرده است. شاید در فوتبال ایران کمتر شاهد چنین اتفاقاتی بوده باشیم. بدون تردید وقتی چنین اقدامی از سوی یک بازیکن خارجی سر میزند، باید آن را برجسته کرد تا به الگویی مثبت برای جامعه فوتبال ایران تبدیل شود.
بازیکنان فوتبال در سراسر دنیا، تنها با عملکرد فنیشان شناخته نمیشوند، بلکه رفتارهای انسانی و اخلاق حرفهای آنها نیز نقش مهمی در جایگاه اجتماعیشان دارد. بارها شنیدهایم که ستارههای بزرگ دست به اقدامات انساندوستانهای زدهاند و همین رفتارهاست که نام آنها را فراتر از زمین مسابقه ماندگار میکند. حالا دیدن چنین رفتاری از یک بازیکن شاغل در فوتبال ایران، آن هم از سوی فردی که از بودجه همین فوتبال حقوق دریافت میکند، اما نسبت به مشکلات اطرافیانش بیتفاوت نیست، ارزش این اتفاق را دوچندان میکند.
اینگونه رفتارها میتواند یادآور این نکته باشد که فوتبال فقط رقابت، قرارداد و دستمزدهای سنگین نیست، بلکه مسئولیت اجتماعی نیز بخشی جدانشدنی از آن به شمار میرود. توجه به اعضای کمتر دیدهشده تیم، از کادر تدارکات گرفته تا کارکنان پشتصحنه، نشانهای از بلوغ فرهنگی و حرفهای است که فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد.
شاید برجستهکردن چنین خبرهایی، بیش از خودِ اتفاق اهمیت داشته باشد؛ چرا که میتواند نگاهها را از حاشیههای تکراری به سمت الگوهای مثبت تغییر دهد. اگر این رفتارها دیده و ارزشگذاری شوند، چهبسا در آینده شاهد تکرار آن از سوی دیگر بازیکنان، چه داخلی و چه خارجی، باشیم؛ مسیری که در نهایت به رشد اخلاق حرفهای در فوتبال ایران منجر خواهد شد.
معاملهای عجیب در فوتبال ایران و ابهامهای یک انتقال پرهزینه
خبرگزاری مهر در گزارشی نوشت: «باشگاه پرسپولیس در آخرین روز نقلوانتقالات زمستانی، در اقدامی بحثبرانگیز با فرزین معاملهگری، بازیکن تیم شمسآذر، قرارداد امضا کرد. این انتقال در شرایطی صورت گرفت که عملکرد معاملهگری در جام ملتهای زیر ۲۳ سال آسیا با انتقادات گسترده کارشناسان همراه بود و کمتر کسی تصور میکرد بازیکنی با این سطح فنی، از تیمی که یکی از گزینههای سقوط به لیگ یک محسوب میشود، راهی پرسپولیسِ مدعی قهرمانی شود.
با این حال مدیران پرسپولیس در ساعات پایانی نقلوانتقالات تصمیم گرفتند این بازیکن را با پرداخت ۴۰ میلیارد تومان برای رضایتنامه جذب کنند. معاملهگری با پرداخت ۴۰ میلیارد تومان برای رضایتنامه و دستمزد ۱۳ میلیارد تومانی برای پنج ماه به جمع سرخپوشان اضافه شده است. همچنین قرارداد او که دو فصل و نیم تنظیم شده، هر سال شامل افزایش ۳۰ درصدی دستمزد خواهد بود.»
بدون پیشداوری درباره اینکه بازیکن تازهوارد پرسپولیس چه عملکردی خواهد داشت و آیا میتواند در فضای سخت و پرفشار باشگاهی بزرگ با مطالبات گسترده هواداران، خودش را مطرح کند یا نه، باید به رقمی پرداخت که برای حضور او هزینه شده است، مبلغی که بار دیگر این پرسش را مطرح میکند که معیارهای فنی در چنین انتقالهایی تا چه اندازه نقش اصلی را ایفا میکنند.
بیشک ارقامی که در فوتبال ایران برای اینگونه جابجاییها پرداخت میشود، تنها به سود خود بازیکن نیست و افراد و جریانهای دیگری نیز از چنین قراردادهایی منتفع میشوند. در بسیاری از این معاملات، اگر برخی از واسطهها به اندازه خود بازیکن سود نبرند، قطعاً سهمی کمتر از او هم نخواهند داشت؛ مسئلهای که همچنان یکی از ابهامهای بزرگ نقلوانتقالات در فوتبال ایران به شمار میرود.
وقتی دلالی به بخشی از ساختار فوتبال تبدیل میشود!
مجید جلالی، پیشکسوت و کارشناس فوتبال، در مصاحبهای به یکی از معضلات جدی اشاره کرده و گفته است: یکی از آسیبهای بزرگ فوتبال ما جریان دلالی است. قوانین نقلوانتقالات را بخوانید، تعجب میکنید. در حال حاضر حدود ۲۱ بازیکن بزرگسال میتوان جذب کرد و از این تعداد امکان جذب ۷+۱ بازیکن خارجی وجود دارد. ما ۱۶ تیم داریم و اگر برای همه تیمها حدود ۳۵۰ بازیکن در نظر بگیرید، قانون اجازه جذب حدود ۱۲۰ بازیکن خارجی را میدهد، در حالی که خودتان هم میدانید بازیکن خارجی باکیفیت به ایران نمیآید. اینجاست که جریان دلالی رسوخ میکند؛ بازیکنان را میآورند و فقط پول میگیرند. این دلالی بهصورت سیستماتیک در فوتبال ایران وجود دارد. "
پیش از این نیز بسیاری از دلسوزان فوتبال ایران با اشاره به دلالی افسارگسیخته، خواستار برخوردی جدی با این پدیده خطرناک شده بودند ولی امروز به نقطهای رسیدهایم که نهتنها نشانهای از شکلگیری ارادهای قاطع برای مقابله با این جریان سیستماتیک دیده نمیشود، بلکه عناصر مخرب دلالی، بدون کمترین هراس، خود را در کلیت فوتبال ایران حل کردهاند.
آنچه این معضل را نگرانکنندهتر میکند، عادیشدن آن در ساختار فوتبال کشور است. دلالی دیگر یک پدیده حاشیهای یا پنهان نیست، بلکه به شکلی آشکار در نقلوانتقالات، جذب بازیکنان خارجی و حتی تصمیمات فنی باشگاهها نقشآفرینی میکند. در چنین شرایطی، هزینههای هنگفتی صرف بازیکنانی میشود که نه کیفیت لازم را دارند و نه آورده فنی متناسب با رقم قراردادشان.
تا زمانی که قوانین اصلاح نشود، نظارت جدی وجود نداشته باشد و منافع برخی از افراد بر منافع فوتبال اولویت داشته باشد، نمیتوان انتظار داشت این چرخه معیوب متوقف شود. هشدارهایی مانند آنچه مجید جلالی مطرح کرده، بارها تکرار شده، اما اگر به تصمیم و اقدام عملی منجر نشود، دلالی همچنان یکی از اصلیترین موانع توسعه و سلامت فوتبال ایران باقی خواهد ماند.
*حمید ترابپور