"گرگم به هوا "در اردوی قهرمانی!
کیهان ورزشی-
بدون شک "مصاحبه" قابل تامل حسین عبدی سرمربی تیم فوتبال امید که اردوی شبانه روزی تیمش را به دلیل حضور تنها پنج بازیکن تعطیل کرد! خود گویای واقعیتهای موجود در فوتبال ما و دلیل بروز چنین مشکل عجیب و خجالت آوری برای تیم فوتبال امید ایران محسوب میشود. سرمربی تیم امید با اشاره به این که پنج جلسه با فدراسیون فوتبال و سه جلسه با سازمان لیگ برگزار کرده و قرار بر این بوده که در تاریح ۸ و ۹ شهریور آخرین بازیهای لیگ برگزار شود تا تیم امید از تاریخ ده شهریور ماه همه بازیکنان خود را در اختیار داشته باشد، اعتراف کرد که از تغییر تصمیم و خلف وعده سازمان لیگ عمیقا شوکه و متعجب شده است! او در این گفتوگو به صراحت از این رفتار با عنوان "خودزنی" یاد کرد و یادآور شد او وظیفهای بابت درگیری با باشگاهها ندارد. جای سوال است که چطور سازمان لیگ پس از برگزاری سه جلسه مشترک با حسین عبدی نه تنها در تاریخ نهم شهریورماه مسابقات لیگ برتر را برای آغاز اردوی تیم امید تعطیل نمیکند، بلکه یازده شهریورماه را به عنوان تاریخ برگزاری شهرآورد تهران تعیین مینماید! در حالی که استقلال و پرسپولیس در مجموع شش بازیکن خود را در اردوی تیم فوتبال امید خواهند داشت و هر چقدر هم که بخواهیم این بازی را یک بازی عادی همچون سایر بازیها بنامیم و بدانیم شهرآورد پایتخت حساسیتهایی فراتر از یک بازی معمولی در مسابقات لیگ برتر برای هر دو تیم و طرفدارانش دارد. حسین عبدی در این مصاحبه ادعا کرد که: برنامه خود را سه ماه پیش به فدراسیون فوتبال ارائه داده و این برنامه در فدراسیون هم مورد تائید قرار گرفته و هم مورد حمایت! اما عملا خلاف موضوعی که در جلسات هماهنگی در مورد آن توافق شده، عمل شده است! به نظر حتی اگر باشگاهها بعد از این، بدون تغییر در برنامه سازمان لیگ با تیم امید همکاری کنند، یا سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال تصمیمی متفاوت با برنامه قبلی را برای حمایت از تیم امید اتخاذ کنند، متاسفانه باز اثر منفی و بازتاب این مصاحبه و انتشار خبر شرم آور "بلاکلیفی، سردرگمی و بی برنامگی فوتبال ما" خدشه خود را در بعد بین المللی بر وجهه فوتبال امید ایران انداخته و این تیم را در ضمیر ناخودآگاهش تحقیر و بی ارزش نموده است. امروز در دنیای فوتبال بخش عمدهای از قدرت، نیرو، انگیزه و ادعای موفقیت و قهرمانی هر تیمی متکی بر بازیهای روانی، تبلیغاتی و پشتیبانی است شما با چنین "رویکردی" چطور میتوانید روحیه مبارزه جویی و انگیزههای قهرمانی را به تیمی تزریق کنید که سرمربی اش به صراحت در یک مصاحبه مطبوعاتی و به حق میگوید: با پنج نفر در اردو میتوانیم گرگم به هوا بازی کنیم نه فوتبال؟!
زبان زور و "تهدید" به جای "تعامل"
با عنایت به سالها آزمون و خطا توسط فدراسیون فوتبال، در خصوص دلایل عدم نتیجه گیری تیم فوتبال امید "المپیک" کشورمان، در پایان هر دوره از بازیهای آسیایی و رقابتهای انتخابی المپیک از خود میپرسیم: آیا فدراسیون فوتبال متوجه شده که برای پایان دادن به ناکامیهای این تیم برای دوره بعدی این رقابتها چه باید بکند؟ آیا فدراسیون فوتبال دلایل شکست تیم فوتبال امید را دریافته است؟ آیا فدراسیون فوتبال راهی متفاوت برای شکستن طلسم حذف تیم فوتبال امید را یافته است؟ و مهمتر این که از یک سوراخ چند بار باید گزیده شد تا متنبه و متوجه شویم؟! واقعیت آن است که دلایل ناکامی تیم فوتبال امید در عدم راه یابی به فینال مسابقات آسیایی یا عدم کسب جواز صعود و حضور در مسابقات فوتبال المپیک، امری پیچیده و دشواری نیست. هم دلایل عدم نتیجه گیری این تیم کاملا مشخص است و هم ابزار موفقیت دور از دسترس نیست. اما آن چه در فدراسیون فوتبال یافت نمیشود"عزمی جدی و کافی برای تغییر شرایط این تیم است" این شرایط خاص که ماموریت قهرمانی تیم فوتبال امید و صعود به مسابقات فوتبال المپیک را تبدیل به ماموریتی غیر ممکن کرده بر حسب تجارب "تاریخی" و به طور خلاصه در چند بخش تقسیم میشود. ۱) عدم قبول مسئولیت در تامین منابع مالی مورد نیاز: که موجب میشود یک نوع گروکشی بین کمیته ملی المپیک و فدراسیون فوتبال بابت تعیین سرمربی، سرپرست یا مدیر این تیم به چشم بخورد. سیاست شکست خورده فدراسیون فوتبال برای رفع این مشکل واگذاری امور مالی و پشتیبانی به شکل پیمانکاری به دست افرادی بوده که بتوانند این بار را از روی دوش عوامل مسئول آن بردارند! شیوهای که نه درست است و نه میتواند نتیجه بخش باشد. چرا که در اختیار قراردادن منابع یا امکانات، مشروط به سهم خواهی در تیم فوتبال امید مملکت در هر شکل و قالبی ضرر و زیان آن را به اشکال مادی و معنوی به تیم فوتبال امید کشور تحویل کرده و بزنگاههای تاریخی گریبان آن را خواهد گرفت. شرط لازم و کافی برای موفقیت آن است که منابع و امکانات بدون شرط و شروط و خواستههای شخصی، سلیقهای، گروهی یا باندی در اختیار تیمهای منتخب فوتبال ما قرار گرفته و در راستای منابع ملی به کار گرفته شود. آنها که باید در خصوص تعیین کادر فنی یا مدیر و سرپرست و سایر عوامل تصمیم گیری و تصمیم سازی کنند پیمانکاران فوتبالی یا فوتبال دوست نیستند. بلکه باید عواملی آگاه، متعهد و متخصص باشند تا با در نظر گرفتن شاخصهای مختلف و با نیت شایسته سالاری مهره چینی و انتخاب کنند. ۲) تاخیر در انتخاب یا تغییر سرمربی: تاثیر سوء تغییر سرمربی این تیم کمتر از تاثیر سوء تشکیل دیرهنگام اردوهای آماده سازی یا برنامههای تدارکاتی تیم فوتبال امید نبوده و نیست. چرا که وقتی یک تیم با تفکرات یک سرمربی بسته میشود، با تفکرات و ایدههای فنی و تاکتیکی یک سرمربی در مسابقات تدارکاتی و رسمی همچون مسابقات مقدماتی یا نهایی قهرمانی زیر بیست و سه سال آسیا شرکت میکند، با تغییر این سرمربی تقریبا تمام دستاوردهای فنی و تجربی آن از دست میرود تا یک سرمربی جدید با تفکرات و ایدههای فنی و تاکتیکی متفاوت در زمان محدودتر عنان اختیار را به دست بگیرد و با گذر زمان از تمام آن چه سرمربی قبلی نسبت به شرایط روحی، اخلاقی، فنی و جسمانی بازیکنانش لمس و درک کرده آگاه شود. باید این واقعیت را پذیرفت که در بسیاری از مواقع آگاهی از شرایط کامل یک تیم در نهایت پس از اتمام مسابقات مد نظر به دست میآید! و این به معنای نوشدارو پس از مرگ سهراب خواهد بود. ۳) فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ نشان دادهاند که چندان تمایلی به کار جمعی، همفکری، تعامل و هماهنگی با باشگاهها در زمینه تیم فوتبال امید و برنامههای آماده سازی و مسابقات رسمی آن ندارد و این بدترین کار ممکن نسبت به تیمی است که خارج از روزهای فیفا باید در مسابقات مهم و تعیین کنندهای همچون بازیهای آسیایی حاضر شود. وقتی برنامه و تقویم مسابقات داخلی و برنامه آماده سازی و اعزام تیم فوتبال امید بدون مشارکت و نظر خواهی از باشگاهها تدوین میشود چطور میتوان از باشگاهها توقع همکاری داشت؟ چرا باید باشگاههایی که دهها میلیارد تومان صرف خرید یک بازیکن جوان و آماده کردهاند چند هفته در مسابقات فشرده داخلی یا خارجی از همراهی بازیکنان شاخص خود محروم شوند آن هم زمانی که احساس میکنند فدراسیون فوتبال هیچ ارزش و احترامی برای آنان قائل نیست و زبان رایج آن برای در اختیار قرار گرفتن بازیکنان منتخب تیم امید زبان زور و تهدید است نه زبان درخواست، همکاری، مساعدت و معاونت؟! طبیعی است که در چنین شرایطی باید به باشگاهها حق داد که نسبت به چنین فدراسیون و تشکیلاتی که هیچ توجهی به حقوق باشگاهها ندارد و خود را بی نیاز از همکاری و همفکری با مدیران باشگاهها میداند بی اعتنا، بدبین و بدگمان باشند. باشگاههایی که بعضا بازیکنان شاخص خود را به دلیل مصدومیتهای سنگین در مسابقات رده سنی امید آسیا نه یک فصل بلکه عملا دو فصل و یا شاید برای همیشه از دست میدهند. کم نبودند بازیکنان شاخصی که به دلیل درگیری با یک مصدومیت سنگین هرگز به شرایط آرمانی پیش از دوره مصدومیت خود نرسیدند و عمر فوتبال شان عملا به پایان رسیده است. حال باید پرسید چرا فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ از ایجاد ارتباط دو سویه و همکاریهای متقابل و "برد برد" با باشگاهها اجتناب میکند؟ چرا حلقه اتصال "مربع" سرمربی تیم امید، مسئولان باشگاه، مسئولان فدراسیون و مسئولان سازمان لیگ برای موفقیت این تیم تشکیل نمیشود؟ مگر برنامه مسابقات تیم فوتبال امید از قبل مشخص نشده؟ مگر سرمربی تیم امید اسامی بازیکنان مورد نظر و برنامه آماده سازی تیم خود را ارائه نکرده است؟ آیا فدراسیون فوتبال در خصوص تیم فوتبال امید یک بار به خود زحمت رایزنی و هماهنگی با باشگاههای ذینفع را داده است؟ و اگر نداده چرا و به چه دلیل؟
چالشهای تیم جوانان ما در آسیا
تیم فوتبال جوانان ایران در اولین بازی خود برای صعود از مرحله مقدماتی مسابقات قهرمانی جوانان آسیا با نتیجه دو بر یک از سد تیم جوانان فلسطین گذشت و در حالی خود را برای دومین بازی حساسش مقابل تیم جوانان کره شمالی آماده میکند که کره شمالی به لحاظ تجربه بین المللی به مراتب بالاتر از تیم تازه تشکیل شده ما قرار دارد. چرا که تیم سابق نوجوانان کره شمالی با حفظ استخوان بندی و ترکیب اصلی خود در تیم جوانان، بازگشته از مرحله یک هشتم نهایی مسابقات جام جهانی نوجوانان، با شرایط آرمانی، ایده آل، روحیه بخش و با اعتماد به نفس بیشتری مقابل تیم جوانان ما بازی خواهد کرد. در جایی که تیم فوتبال نوجوانان دوره گذشته ما با نتیجهای ضعیف مغلوب تیم نوجوانان هند شد و از صعود به مرحله نهایی مسابقات قهرمانی آسیا بازماند! گذشته از این در بازی با جوانان فلسطین، متاسفانه تیم فوتبال جوانان ما چند بازیکن اصلی خود را در خدمت نداشت! در این تیم امیر حسین فارسی وینگر جوانان، با مخالفت سرمربی خیبر خرم آباد از سفر جامانده و ویزای دو بازیکن دیگر به نامهای مرتضی فرخانی و ابوالفضل خلیلیان هم برای سفر به ویتنام صادر نشده است! در حالی که این دو بازیکن در اردوی اخیر آماده سازی این تیم در تایلند حاضر بودند. در تیم قاسم حدادی فر چند بازیکن مستعد و با آتیه به چشم میخورند و تلاش این بازیکنان در بازی مقابل جوانان فلسطین در اولین دیدار تحسین برانگیز بود، اما نمیتوان از ضعف این تیم در دفاع و ناهماهنگی در زمان حمله چشم پوشی کرد. شاید این ضعفها در این رقابتها چشم زخمی به تیم ما وارد نکند، اما بی تردید باید برای آماده سازی تیم فوتبال جوانان ایران و تکمیل برنامههای تاکتیکی آن، زمان بیشتر و بازیهای تدارکاتی افزون تری را پیش بینی و در نظر گرفت. در غیر این صورت احتمالا ما باز هم با دستی خالی این رده سنی را به گروهی جدیدتر تحویل خواهیم داد. تیم فوتبال جوانان ما در ادامه راه باید با کار ترکیبی بیشتری در جناحین بازی کرده و با ارائه یک بازی تک ضرب سرعت انتقال توپ را از خط دفاع به خط حمله افزایش دهد. در آینده بیشتر از این تیم خواهیم نوشت.
*مازیار مهرانی