شگفت انگیزان آبی
کیهان ورزشی-
اگر نتایج به دست آمده استقلال توسط سهراب بختیاری زاده با یک سرمربی "خارجی" کسب میشد، بلندگوی تبلیغاتی "کاسبان فوتبال" گوش فلک را تاکنون "کر" کرده بود و روز و شب برای فلان" ویچ" یا فلان "مستر" برنامهها، مصاحبهها، یادداشتها و تحلیلهای سفارشی در رسانهها تهیه و تولید میشد! اما، چون استقلال با سهراب بختیاری زاده از دو بازی دشوار در لیگ نخبگان شش امتیاز کسب کرده و تنها به دلیل تفاضل گل کمتر در رده دوم جدول رده بندی ایستاده صدا از صدا در نمیآید! آن هم برای تیمی که از ابتدای فصل با مشکلات ریز و درشت متعددی دست به گریبان بوده از پنجره بسته در نقل و انتقالات، تا تحمل فشردگی مسابقات داخلی که یک مرتبه و غیر مترقبه از شانزده تیم به هجده تیم ارتقاء یافته گرفته، تا اداره امور آن بدون تعیین مدیر عاملی رسمی! هر یک از این عوامل میتوانند به تنهایی کمر هر تیمی را بشکنند، آن هم تیم بزرگ و پر طرفداری هم، چون استقلال که طبق تجربه و تاریخ ظرفیت بالایی برای به حاشیه کشیده شدن داشته و در این مورد سابقه و پروندهای قطور هم دارد. سهراب در حالی کشتی طوفان زده "استقلال" را به ساحل امن نجات در لیگ نخبگان فوتبال آسیا رسانده و هم زمان آن را در بین رقیبان و مدعیان فتح جام در لیگ برتر فوتبال ایران قرار داده است که از مرداد ماه سال ۱۴۰۴ تا لحظه نگارش این سطور یعنی حدود "پانزده ماه" همچنان بدون مدیرعامل رسمی اداره میشود! و پرونده تعیین مدیر عامل جدید در این تیم پس از استعفای علی نظری جویباری در تاریخ بیست و دوم مرداد سال گذشته بسته نشده و همچنان علی تاجرنیا با عنوان رئیس هیئت مدیره، سرپرستی مدیرعاملی این تیم را هم برعهده گرفته است. این که تصور کنیم سهراب تنها با تکیه بر سیاست جوانگرایی و میدان دادن به جوانان مستعد و با انگیزه موفق به انجام چنین کار بزرگی شده است، بسیار ساده لوحانه خواهد بود. وقتی یک تیم در مسیر موفقیت گام بر میدارد و در این راه تداوم و استمرار از خود نشان میدهد به این معنی و مفهوم است که سرمربی آن تیم کار خود را به خوبی بلد است و این مهم در چنین مقطع حساس و شرایط ویژهای که استقلال با آن دست به گریبان است ارزشی مضاعف پیدا میکند. یک سرمربی موفق تنها با برنامه تمرینی و ارنج خوب و درست بازیکنان نمیتواند تیمش را در اوج نگه دارد، بلکه یک سرمربی موفق کسی است که در کنار آگاهی نسبت به شرایط فنی تیمش بتواند ارتباط موثری بین اعضای یک تیم بیست و چند نفری با روحیهها، صفات اخلاقی، ارزشها و نگرشهای گوناگون فرهنگی ایجاد کرده و از بین این همه "یک دست"واحد بسازد. دستی که هم بتواند بار سنگین فشار را از روی دوش تیم بردارد و هم رقبا را از سد راهش کنار بزند. تیم سهراب تاکنون چنین تیمی نشان داده، تیمی که با کوچکترین حاشیه آن برخورد درست و به موقعی شده و بهترینهای آن نه فقط حاشیهای برای استقلال درست نکردهاند، بلکه از نظر اخلاقی و رفتاری الگوی کاملی برای حفظ انسجام و نمایش تعهد و تعصب واقعی حرفهای در فوتبال پر حاشیه و پر مساله ما نشان دادهاند. تیمی که کمتر حرف میزند و بیشتر عمل میکند. تیمی فداکار و پر گذشت که از بازی و انجام وظیفه لذت میبرد. سهراب کنار زمین نه کت و شلوار پوش است نه در پوشیدن تی شرت عرق و علاقه خاصی به یک رنگ نشان میدهد! او کنار زمین برخلاف برخی از مربیان ژستهای خاص نمیگیرد. چهره او را در حالتهای پریشان، مضطرب و فریاد زنان دیده نشده، او کنار زمین بالا و پائین نمیپرد، حنجره نمیدراند، چمباتمه نمینشیند و دست زیر چانه اش نمیگذارد! او آرام، استوار و مطمئن است. اطمینان و آرامشی که به بازیکنان این تیم هم منتقل شده و آن را میتوان در چهره بازیکنانش به ویژه بازیکنان جوانش به خوبی دید. تعویضها در استقلال درست و به موقع انجام میشود و بازیکنان جانشین سرمربی تیم را خراب نمیکنند. با همه این اوصاف "سهراب" فاقد لقب و عنوان در فوتبال ما مانده و نوچههای رسانهای و حقوق بگیران سکو نشین برایش حلوا حلوا نکرده و نمیکنند. اینها را ننوشتیم که بگوئیم استقلال گل بی خار فوتبال ماست و هیچ نقطه ضعفی ندارد، خیر! اینها را نوشتیم که فکر نکنیم آدمها را باید باهای و هوی، جنگ و دعوا، مصاحبهها و رفتارهای توهین آمیز و بداخلاقی ستایش، یا با نشاندن درجه روی سردوشی، یا گذاشتن "تاج" بر سرشان قضاوت کرد! آدمها را باید با شخصیت شان با عملکرد و رفتارشان و با نتایج و کارشان دید و سنجید. حال اگر همه اینها در وجود فردی متجلی شد و در فضای فوتبال صدا از کسی در نیامد، باید بر امور حاکم و بر حال این فوتبال گریست و تاسف خورد. صد البته سهراب هنوز راه درازی پیش رو دارد و یقینا همانها که تاکنون برای وی "روزه سکوت" گرفتهاند چه بسا درصدد کندن چاه در مسیرش باشند. دلالان و سودجویانی که رزق و روزی شان با دو بهم زنی و زدو بندهای کثیف گره خورده است. سهراب باید به "هوش" باشد و حامیان و عاشقان واقعی استقلال به "گوش" که با شنیدن "ساز" نغمههای "شوم" هم آوایی نشان ندهند. آری استقلال مدل "سهراب" نیاز فوتبال ماست. هم از نظر فنی، هم از نظر اخلاقی. فوتبالی که در آن شارلاتان بازی جایی نداشته باشد و همه برای موفقیت تیم از دل و جان و خالص و مخلص تلاش کنند.
میزبانی تراکتور و پرسشهای بی پاسخ
در سفر هجده ساعته تراکتور برای انجام بازی و میزبانی اش در هفته دوم مسابقات لیگ نخبگان فوتبال آسیا در کشور "عمان" اعتراضهای به حق زیادی از سوی مسئولان و کادر فنی این تیم به عمل آمد و باید به این تیم خوب و شایسته کشورمان که در فصل گذشته در این رقابتها برای فوتبال ایران آبروداری کرد حق داد که نسبت به عدم رعایت انصاف و عدالت در مورد نحوه مسافرت و حضورش در کشوری که باید در حکم کشور "میزبان" بازی با تیم الشمال قطر عمل میکرد، مصاحبههای تند، انتقادی و آتشینی انجام دهد. چرا که "عمان" فاقد حداقل ویژگیها و امتیازهایی بود که تراکتور "آواره از خانه" میتوانست آنجا به عنوان "میزبان" این بازی از آنها بهرهمند شود! امتیازهایی همچون داشتن حداکثر تماشاگر و مشوق با حال و هوای حمایت از "میزبان – میهمان" در خاک عمان و یا امکان ورود سریع و ساده به خاک آن کشور با حداکثر میزان آمادگی ذهنی و روحی برای برگزاری این دیدار. اما متاسفانه عمان نه تنها کشوری مناسب برای استقبال و حمایت از نماینده فوتبال ما نبود بلکه حداقل امتیازی که میتوانست برای اخذ اجازه یک پرواز مستقیم به کاروان تراکتور را فراهم کند از آنها دریغ داشت و این درحالی بود که قطر برای میزبانی از استقلال امکان پرواز مستقیم با یک هواپیمای تشریفاتی دولت را فراهم کرده بود! حال باید برای رفع برخی ابهامها به درستی شفاف سازی شده و به این سوالات پاسخ داده شود. ۱) آیا مشکل تراکتور عدم همراهی مسئولان ذیربط برای در اختیار قرار دادن هواپیمایی مشابه هواپیمای که در اختیار استقلال قرار گفت بود، یا مشکل به عدم صدور مجوز پرواز مستقیم از تهران به عمان باز میگشت؟ ۲) اگر عمانیها برای ورود یک هواپیمای تشریفاتی هیئت دولت ما به این کشور مانع تراشی نمیکردند، چرا امکانی مشابه استقلال برای تراکتور منظور نشد؟ و اگر مشکل به نوع پرواز و هواپیما باز نمیگشت و اساسا عمان مانند قطر تمایلی به همکاری و صدور مجوز نداشت، چرا مسئولان باشگاه تراکتور به جای آتش پراکنی به سوی خودی و غیر خودی صادقانه به هواداران پر تعداد و جامعه مطالبه گر فوتبال کشور توضیح نمیدهند که علت انتخاب کشور عمان به عنوان کشور میزبان به کنفدراسیون فوتبال آسیا چه بوده؟ و چرا پیش بینیهای لازم در این خصوص قبل از اتخاذ هر تصمیمی به عمل نیامده است؟ ۳) در تعیین عمان به عنوان کشور میزبان بازیهای تراکتور، آیا این تیم حق "انتخاب" و اختیاری داشته یا پای "اجبار" وسط بوده است؟ اگر اجباری در کار بوده باید مشخص شود مسئولیت این تصمیم بر عهده چه کسانی است و اگر اجباری در کار نبوده باشگاه تراکتور چرا زیر بار مسئولیت انتخاب خود نمیرود و صادقانه با مخاطبان و طرفداران خود سخن نمیگوید؟ ۴) به جز مسائل مورد اشاره آیا فدراسیون فوتبال قصوری در انجام وظایف خویش و ایجاد هماهنگیهای لازم با کنفدراسیون فوتبال آسیا داشته یا خیر؟ و اگر چنین قصوری را مرتکب شده مسئولان باشگاه تراکتور چرا به صراحت و روشنی به آن اشاره نمیکنند؟ به هر حال ما نمیخواهیم مسئولان باشگاه تراکتور را در چنین شرایط ناعادلانهای که از حق امتیاز میزبانی در خاک ایران و در خانه اش تبریز محروم است، مورد مواخذه قرار دهیم. اما حق داریم این واقعیت را هم به آنها یادآور شویم که جدا از انتقاد به کنفدراسیون فوتبال آسیا و احتمالا تمام کسانی که میتوانستند حمایت بیشتر و بهتری از نماینده فوتبال ما در این رقابتها به عمل آورند: "خوب است قدری به مشکلات داخلی و نحوه تصمیم گیری و تصمیم سازی خود نیز بیندیشند و بیش از این مسئولیت پذیر باشند. خوب نیست که ما یاد بگیریم همیشه یک طرفه به قاضی برویم و بدون در نظر گرفتن جمیع ملاحظات هر عذر و تقصیری را فقط به گردن دیگران بیندازیم و خود را فاقد مسئولیت و حق اختیار نشان دهیم. تراکتور علی رغم دشواریهای این سفر میتوانست با دقت بیشتر برنده این دیدار باشد، اما ظاهرا کادر فنی و مدیران باشگاه علاقهمند ورود به مباحث فنی و چالشهای آن نیستند. از همه اینها گذشته خوب است یک بار و برای همیشه یاد بگیریم که بیش از هر حضور در هر میدانی و به هر قیمتی، به حضور عزت مندانه در هر میدان بیندیشیم و اجازه ندهیم منافع ملی فوتبال ما به سادگی لگد کوب شود. خوب است از هم اکنون تکلیف نمایندگان فوتبال خود را برای ادامه این مسیر مشخص کرده و با هوشمندی در مقابل کنفدراسیون فوتبال آسیا عمل کنیم.
*مازیار مهرانی