از جنجال تا آشتی؛ سرنوشت ادعاهای دبیر درباره فدراسیون فوتبال چه میشود؟
کیهان ورزشی-
مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، بعد از صحبتهای انتقادی علیرضا دبیر درباره مدیران این فدراسیون و موجی که به راه افتاد، فیالفور راهی فدراسیون کشتی شد تا با او دیداری داشته باشد. علیرضا دبیر نیز با حضور در فدراسیون فوتبال، این حضور تاج را پاسخ داد تا به این شکل، اختلافات طرفین - حداقل در ظاهر - پایان یابد.
اینکه دو رئیس فدراسیون بعد از چند روز درگیری کلامی، اینگونه در کنار هم قرار گرفتند و پشت درهای بسته حرفهایشان را زدند، اتفاق مثبتی است، اما اینجا یک موضوع مهم باید در نظر گرفته شود؛ موضوعی که بعد از صحبتهای تند دبیر درباره مسائل مشکوک و فساد در فوتبال، ذهن علاقهمندان به این رشته را مشوش کرده است؛ بحث برخی از تحرکات که دبیر درباره آنها هشدار داده و سیگنالهایی فرستاده بود.
اگر این دیدار و آشتیکنان برای همصدایی دو رئیس فدراسیون در مسیر مبارزه با فساد و مقابله با همان افرادی بوده که دبیر مدعی شده بود از داخل با دشمنان این کشور ارتباط دارند، اتفاقی است که باید از آن استقبال کرد. با این حال، مسئله اصلی اینجاست که آیا این دیدار قرار است به روشن شدن ابعاد ادعاهای مطرحشده کمک کند یا صرفاً به ماجرایی که سر و صدای زیادی بر پا کرده بود، پایان دهد؟
اگر چنین ملاقاتهایی فقط برای لاپوشانی و پایان دادن به یک پرونده پرسر و صدا صورت گرفته باشد، باید بهشدت نگران شد. اختلافات و درگیریهای لفظی میان مدیران ورزشی، هرچقدر هم که تند و پرحاشیه باشند، زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکنند که پای ادعاهایی جدی درباره سلامت مدیریت و اتفاقات پشت پرده به میان آمده باشد. در چنین شرایطی، کنار هم قرار گرفتن دو طرف و پایان یافتن ظاهری اختلافات، بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی پرسشهای ایجادشده باشد.
در این ماجرا، برخی از مباحث مطرحشده نشان داد که شرایط فدراسیون فوتبال آشفتهتر از آن چیزی است که تصور میکردیم و همه انتقادات نیز به شیوه غلط مدیریت یا مسائل فنی برنمیگردد؛ بلکه به نظر میرسد پای مسائل خطرناکتری در میان باشد. همین موضوع، ضرورت شفافسازی را دوچندان میکند و اجازه نمیدهد ماجرا صرفاً با یک دیدار و چند تصویر مشترک به فراموشی سپرده شود.
از همین رو، هم علیرضا دبیر، بهعنوان فردی که آن اتهامات را متوجه برخی از فدراسیوننشینان کرده، باید درباره ادعاهای خود شفافسازی کند و توضیحات روشنی درباره مصادیق و مستندات حرفهایش ارائه دهد و هم نهادهای نظارتی باید با جدیت به موضوع ورود کنند و اجازه ندهند که اگر تخلف یا فسادی در میان است، پشت روابط و ملاحظات مدیریتی پنهان بماند.
بحث اصلی، اختلاف یا آشتی دو رئیس فدراسیون نیست؛ مسئله این است که بعد از مطرح شدن چنین ادعاهایی، افکار عمومی حق دارد بداند واقعاً چه اتفاقی افتاده است. اگر حرفهای مطرحشده مستند است، باید ابعاد آن روشن شود و اگر ادعاها مبنای مشخصی ندارد، این موضوع هم باید شفاف اعلام شود. در غیر این صورت، پایان یافتن اختلافات در ظاهر، تنها صورتمسئله را پاک میکند و پرسشهای جدیتری را درباره آنچه در فدراسیون فوتبال میگذرد، بیپاسخ میگذارد؛ لذا از علیرضا دبیر انتظار میرود که با یک دیدار و آشتیکنان ادعای مهم خود را مسکوت نگه ندارد و اگر واقعا درباره تحرکات مخرب عدهای در بدنه مدیریتی فوتبال اطلاعات و مستنداتی دارد، آنها را پیگیری کند.
یک جای خالی بزرگ در خط حمله استقلال!
استقلال ایران در دومین دیدار آسیایی خود، با وجود شرایط نابرابر و اجبار به بازی در خارج از خانه، کاری کرد کارستان و موفق شد تیم قطری را از پیش رو بردارد. این شروع برای استقلال وقتی ارزشمندتر جلوه میکند که بدانیم آبیها با پنجره نقلوانتقالاتی بسته و در شرایطی که امکان تقویت خود را نداشتهاند، چنین استارت طوفانیای در لیگ نخبگان زدهاند.
نمایش شاگردان سهراب در دیدار با الغرافه، نکات مهمی را در دل خود داشت. میل به بردن و ذهنیت برنده استقلالیها، نقطه روشن این تیم بود ولی در کنار آن، برخی از اشکالات نیز در نمایش آبیها دیده شد که برطرف کردن آنها از نان شب واجبتر است. البته اصلاح این نقاط ضعف - بهویژه در خط حمله - نیازمند باز شدن پنجره نقلوانتقالاتی استقلال است تا کادر فنی بتواند با دست بازتری برای ادامه مسیر تصمیم بگیرد.
استقلال بهرغم شایستگیهای بازیکنان خود و البته با در نظر گرفتن جوانی سعید سحرخیزان و گلهای حساسی که این بازیکن برای آبیها به ثمر رسانده، همچنان به مهاجمانی دیگر که چارچوبشناس باشند، نیاز دارد. بردن توپ به منطقه خطر حریفان با مشقت فراوان و در نهایت از دست رفتن فرصتهای گلزنی، مشکلی است که شاید در ادامه، کار دست استقلال دهد. در رقابتهایی در سطح لیگ نخبگان، نمیتوان انتظار داشت که تیم در هر مسابقه فرصتهای زیادی برای گلزنی به دست بیاورد و اگر از همان موقعیتهای محدود هم استفاده نشود، ممکن است بهای سنگینی برای آن پرداخت شود.
در فوتبال، در همیشه روی یک پاشنه نمیچرخد و قرار نیست در تمام مسابقات، با دو شلیک از راه دور و اتکا به خلاقیتهای فردی ستارههای تیم، مثل یاسر آسانی، گره از کار باز شود. تواناییهای فردی ارزشمندند، اما نمیتوان تمام بار گلزنی را روی دوش ستارگان گذاشت. استقلال برای اینکه بتواند در ادامه مسیر آسیایی خود مدعی باقی بماند، باید در کنار حفظ همین روحیه جنگندگی و ذهنیت برنده، ضعفهایش را نیز برطرف کند.
از همین رو، به محض باز شدن پنجره نقلوانتقالاتی، جذب مهاجمی گلزن و چارچوبشناس برای آبیها از واجبات است. استقلال شروع امیدوارکنندهای داشته و نشان داده که حتی در شرایط دشوار هم میتواند از پس رقبای خود بربیاید ولی برای تداوم این روند و تبدیل شروع طوفانی به یک مسیر موفق، باید فکری جدی به حال خط حمله خود کند. بردن بازیهای بزرگ تنها به جنگندگی و انگیزه وابسته نیست؛ گاهی تفاوت میان یک برد ارزشمند و از دست رفتن امتیازها، در حضور مهاجمی است که بتواند از کوچکترین فرصتها بیشترین بهره را ببرد.
ابهامهای تازه درباره اینفانتینو؛ فدراسیون فوتبال ایران کجا ایستاده است؟
جانی اینفانتینو، رئیس فدراسیون بینالمللی فوتبال (فیفا)، با اتهامات و پرسشهای تازهای درباره رعایت مقررات این نهاد روبهرو شده است؛ حواشیای که پس از انتشار گزارشهایی درباره پرداختهای مالی اعلامنشده به او مطرح شدهاند.
به گزارش «تلگراف»، مبلغی معادل ۳/۱ میلیون پوند از پرداختهای مرتبط با اینفانتینو در گزارش مالی سالانه فیفا در سال ۲۰۲۴ درج نشده است. بر اساس این گزارش، اسناد مالیاتی ایالات متحده نشان میدهند که شرکت FWC ۲۰۲۶ US INC مبلغی در حدود ۳/۱ میلیون پوند به نفع اینفانتینو پرداخت کرده؛ مبلغی که در صورتهای مالی مورد اشاره فیفا ثبت نشده بود.
گزارش مالی فیفا در آن زمان اعلام کرده بود که اینفانتینو مبلغ ۸۸/۳ میلیون پوند دریافت کرده است، اما اشارهای به پرداخت ادعایی این شرکت نداشت. انتشار این اطلاعات، پرسشهایی را درباره نحوه گزارشدهی مالی، رعایت مقررات فیفا و میزان شفافیت در پرداختهای مرتبط با رئیس این نهاد مطرح کرده است؛ پرسشهایی که پاسخ به آنها نیازمند روشن شدن جزئیات پرداختها و بررسی اسناد مربوطه است.
اینفانتینو پیش از این نیز به دلیل طرحهایی درباره واگذاری پروژههای مرتبط با جام جهانی و برگزاری رقابتهای بزرگ فیفا به یک شرکت خصوصی با انتقادهایی روبرو شده بود. حالا انتشار گزارشهای تازه، بار دیگر توجهها را به شیوه مدیریت این نهاد و ضرورت شفافیت در تصمیمات مالی آن جلب کرده است.
فیفا در سالهای اخیر با حواشی و پرسشهای متعددی درباره مدیریت و شفافیت مواجه بوده و اکنون نیز گزارشهای تازه درباره پرداختهای مرتبط با اینفانتینو میتواند بر حساسیتها پیرامون ریاست او بیفزاید. در چنین شرایطی، این سؤال مطرح میشود که فدراسیون فوتبال ایران و مدیران آن چه موضعی در قبال این تحولات دارند و آیا قرار است درباره جایگاه خود در معادلات مدیریتی فوتبال جهان توضیحی ارائه کنند؟
در همین حال، گزارشهایی نیز درباره مواضع اعضای فیفا نسبت به ریاست اینفانتینو و تحولات احتمالی در انتخابات ریاست این نهاد منتشر شده است. بر اساس گزارش منتسب به آسوشیتدپرس که در متن این خبر به آن اشاره شده، اعضای فیفا به سه گروه موافقان، مخالفان و افرادی که هنوز موضع علنی خود را مشخص نکردهاند، تقسیم شدهاند. در این گزارش آمده است که ۸۷ عضو از مجموع ۲۱۱ عضو فیفا حمایت خود را از اینفانتینو اعلام کردهاند؛ رقمی که بهتنهایی بیانگر موضع تمام اعضای این نهاد نیست و باید در کنار سایر مواضع و تحولات انتخاباتی بررسی شود.
همچنین ادعاهایی درباره مخالفت برخی از کنفدراسیونهای قارهای با اینفانتینو و اختلافنظرها بر سر روابط سیاسی و مدیریتی او مطرح شده است. در این میان، گزارشهای منتشرشده از موضعگیری ۴۹ فدراسیون، عمدتاً اروپایی، علیه اینفانتینو و نامشخص ماندن موضع علنی ۷۵ عضو دیگر حکایت دارند. البته جزئیات این ادعاها و نحوه تقسیمبندی آرا نیازمند بررسی دقیق منابع اصلی است و نباید بدون تأیید مستقل، آنها را نتیجه قطعی یک روند انتخاباتی دانست.
نام فدراسیون فوتبال ایران به ریاست مهدی تاج نیز در میان اعضایی مطرح شده که بنا بر این گزارشها، هنوز موضع علنی خود را مشخص نکردهاند. همین مسئله اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه موضع ایران در قبال تحولات مدیریتی فیفا، صرفاً یک موضوع تشریفاتی نیست و میتواند بخشی از روابط و تعاملات فوتبال کشورمان با نهاد بینالمللی حاکم بر این رشته باشد.
اکنون پرسش این است که مهدی تاج و فدراسیون فوتبال ایران چه رویکردی در قبال اینفانتینو و حواشی تازه پیرامون او دارند؟ آیا سکوت فعلی به معنای انتظار برای روشنتر شدن شرایط است یا فدراسیون ترجیح داده فعلاً موضع مشخصی اعلام نکند؟ در هر صورت، با توجه به اهمیت جایگاه فیفا در فوتبال جهان، انتظار میرود مدیران فوتبال ایران درباره رویکرد خود شفافتر عمل کرده و مشخص کنند که در مواجهه با این تحولات، چه ملاحظاتی را در نظر دارند.
حواشی مالی مطرحشده درباره رئیس فیفا و گزارشهای مربوط به صفبندی اعضا، دو موضوع مرتبط ولی متمایزند؛ با این حال، فدراسیون فوتبال ایران نیز بهعنوان یکی از اعضای این نهاد، نمیتواند نسبت به تحولات مهم مدیریتی آن بیتفاوت بماند. اکنون باید دید که مهدی تاج چه زمانی و با چه توضیحی موضع فدراسیون فوتبال کشورمان را درباره این تحولات روشن خواهد کرد.
*حمید ترابپور